No Time for Love

No Time for Love

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

No Time for Love 1943 1080p BluRay REMUX AVC FLAC 2 0-EPSiLON 56673 1757494534
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian no time for love 1943 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-28
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

آقای کریستلی، این عکس‌ها نمایانگرِ

مأموریت منه، اونجوری که خودم می‌دیدمش.

تا زمانی که حق آزادی بیان

و مطبوعات آزاد وجود داره، من ادامه می‌دم

تا از حق یک دوربین آزاد استفاده کنم.

"با احترام، اما بدون هیچ امیدی، کاترین گرانت."

خانم گرانت، وقتی "مجله میرور"

به شما مأموریت می‌ده...

خیلی خب. من استعفا می‌دم.

هللویا! خانم گرانت.

آقای کریستلی... - خیلی سرم شلوغه.

بله، کریستلی؟

خانم گرانت دوباره استعفا داده.

کریستلی، خانم گرانت هیچ‌وقت بی‌دلیل استعفا نمی‌ده.

این دفعه چی کار کردی؟

مگه تو حیطه وظایف یک سردبیر مسئول نیست

که به یکی از کارمنداش بگه کارش افتضاحه؟

بله هست، اگه اتهام درست باشه.

اما خودت خوب می‌دونی که خانم گرانت جزو

برجسته‌ترین عکاسان زن این کشوره.

آره، آره، آره، آره. ولی حرف حساب حالیش نمی‌شه.

ضمناً یادت باشه که داری درباره

زنی حرف می‌زنی که امیدوارم باهاش ازدواج کنم.

باشه، باشه، حالا ببین

من درک می‌کنم که قراره ما

یه مجله عکس باکلاس اداره کنیم.

ولی وقتی یه فرصت خوب پیش میاد

که یه خورده عکس‌های جذاب پادار رو تو دنیای امروز جا بدیم

و اون با این چیزا برمی‌گرده، نمی‌دونم چی بگم.

آره، خب، اِم، خب...

اون، اِم، مأموریتش چی بود؟

پشت صحنه باله.

نه یه نشونی از یه رقصنده با لباس تنگ.

نه یه پا. حتی یه مچ پا هم نبود.

کریستلی، بهت اطلاع داده شده که خانم گرانت

می‌تونه مأموریت‌هاش رو هر جور که خودش صلاح می‌دونه عکاسی کنه.

نکته اینه که مأموریتش تو عکسا نیست.

حالا داری بهانه می‌گیری.

لطفاً همین الان به خانم گرانت زنگ بزن و عذرخواهی کن.

واسه چی؟

خودت می‌دونی که نمی‌تونیم از دستش بدیم

و از دست دادن تو هم پشیمون‌کننده است.

گاهی اوقات حس می‌کنم تو هم باید همین حس رو داشته باشی.

هنر رو یکم زیاده‌روی نمی‌کنی، حتی به عنوان سرگرمی؟

تا حالا یه عکس هیجان‌انگیز از یه تخم‌مرغ دیدی؟

عزیزم، تنها وقتی یه تخم‌مرغ می‌تونه هیجان‌زده‌ام کنه که گرسنه باشم.

استودیو کاترین گرانت. خواهرش داره صحبت می‌کنه.

اوه! اِم، یه لحظه.

هیولاهه. - من سرم شلوغه!

یک دقیقه لطفاً.

بیا دیگه، بذار مرده عذرخواهی کنه

تا تو دست از مسخره‌بازی برداری

با یه تخم‌مرغ خسته و برگردی سر کار.

من به اون کار نیاز ندارم، جاهای دیگه هم هست،

جایی که سردبیر مسئولش سعی نمی‌کنه پنهان کنه

جهل خودش رو با دست‌کم گرفتن کار من.

آه، دل هنری رو می‌شکنی اگه برنگردی.

بیا دیگه، جنبه داشته باش.

بله.

خانم گرانت، از طرف همسر و سه بچه‌ام

که باید غذا بخورن، از حرفی که زدم عذرخواهی می‌کنم

صبح امروز و التماس می‌کنم که به سر کار برگردید.

داری وانمود می‌کنی که مجبور شدی

این تماس رو به خاطر آقای فالتون بگیری؟

خب، من فقط چیزی رو می‌دونم که می‌دونم.

آقای کریستلی، بهت اتمام حجت می‌کنم که ثابت کنی من هیچ‌وقت

از دوستی‌ام با آقای فالتون سوءاستفاده کردم.

من نه مأموریت‌های آسون می‌خوام، نه ملاحظات ویژه.

متوجه‌ام، اِم، می‌تونم به حرفت اعتماد کنم، خانم گرانت؟

طبیعتاً. چرا؟

خب، پروژه تونل خودرویی رودخانه بین‌شهری

حسابی در حال انجامه.

شما، اِم،

مایلید برید تو اون گودال

و دوربین بااستعدادتون رو به سمت اتفاقات اونجا بگیرید؟

منظورتون اینه، زیر رودخونه وقتی هنوز دارن حفاری می‌کنن؟

آقای کریستلی، خودتون می‌دونید که اون

نوع عکاسی من نیست.

شاید بعداً، وقتی تونل تموم شد

و فرصتی برای به دست آوردن باشه

یه سری الگوهای هندسی با نور و سایه.

اما نکته اینجاست، خانم جوان عزیز من

که اصلاً تونلی وجود نمی‌داشت اگه به خاطر مردها نبود

که الان دارن جونشون رو به خطر می‌اندازن تا بسازنش.

ما به اونا علاقه داریم، نه دیوارها.

البته، اگه شما یه مأموریت ترجیحی بخواید،

طبیعتاً، من هم بیچاره‌ام که...

باشه، باشه.

گفتم که هر مأموریتی که بهم بدن قبول می‌کنم

صرف‌نظر از روحیه بچگانه و کینه‌جویانه پشتش.

شما برید و هماهنگی‌های لازم رو انجام بدید.

و... و یادتون نره به همسرتون غذا بدید.

دوباره رفتی تو؟ - "تو" که می‌گی درسته.

تو یه گودال زیر رودخانه ایست!

از اون همه "خوکچه زمینی" عکس می‌گیری؟

حفارها.

می‌تونی بهم بگی چرا جرم شده

عکاسی کردن از زیبایی بی‌جان؟

چرا فقط باید پاهای ضربدری باشه

و صورت‌های آرایش‌کرده و کثیفی و عرق؟

اوه، به من نگاه نکنید. من امروز صبح حمام کردم.

حالا زیر رودخونه‌ایم.

قبل از اینکه به جایی برسیم که مردا دارن کار می‌کنن،

باید از مخزن فشار رد بشیم.

بعضی‌ها تو اون مرحله غش می‌کنن.

بعضی‌ها هم موقع بیرون اومدن.

میتونم انتخاب کنم؟

خب، همه‌مون در معرض «بندز» هستیم.

حباب‌های نیتروژن تو جریان خون.

این به خاطر فشار بالاییه که باید حفظ کنیم

تا فشار آب دور و برمون رو متعادل کنیم.

وقت رفتنه! بریم دیگه.

اوه، بذارید وسایلتونو بردارم، خانم گرانت.

نه، ممنون. من همیشه از پس کارام برمیام.

عجله کنین، من با یه فرشته قرار دارم

تو یه پاتوق درب و داغون تو خیابون دوم.

این کیه؟

فکر کنم کمبود نیرو دارن.

مایک، ایشون مهمونن، آروم باش.

باشه، مایک.

خب، من فرقی حس نمی‌کنم.

تنها جایی که حسش می‌کنین تو گوشتونه.

اگه حسش کردین، دماغتونو بگیرین و اینجوری فوت کنین.

مثل غواصی در اعماق دریاست.

ما فشار هوا رو تو این مخزن زیاد می‌کنیم تا برابر بشه با

فشاری که مردا تو تونل دارن زیرش کار می‌کنن.

میتونم از این عکس بگیرم؟

بفرمایید.

مسیر رو بهم بگو.

یالا، شما گوریل‌ها. یالا، اون آهن رو بگیرین.

یالا! یالا! یالا!

درسته. یالا.

پای تلفن.

هی!

گوشتو بچسبون به تلفن و گوش کن.

دارم یه زن رو میارم پایین.

تو وقت شرکت؟

ایشون یه عکاسه از «مجله میرور»،

و قراره چند تا عکس بگیره از مردایی که کار می‌کنن.

پس، به خاطر خدا، کاری کن که حواسشون به حرف زدنشون باشه.

اینجا دما چنده؟

خیلی بالای ۱۰۰.

ساکت! ساکت! اون بالا ساکت شین.

وقتی میگم ساکت، یعنی میخوام ساکت باشه.

گوش کنین، شما کله‌پخ‌ها، یه خانم داره میاد پایین،

پس فحاشی قدغنه.

اگه نمی‌تونین بدون فحش حرف بزنین، پس فقط ادا دربیارین.

این چه فکریه که یه زن رو آوردین اینجا؟

مگه نمی‌دونن بدشگونی میاره؟

من دارم میرم از اینجا تا وقتی که سالمم.

در مورد اون هر جور مایلید، اما هر اتفاقی که افتاد،

پوزتونو از لجن‌زار بکشین بیرون، شما میمون‌های لجن‌مال

وگرنه از پوست کرک‌دارتون پرتتون می‌کنم بیرون و پرت می‌کنم...

موران!

آقای تیلور، مردا میگن کار نمی‌کنن

تا وقتی که یه زن تو تونل باشه.

این یه خرافه قدیمیه.

کاری از دستم برنمیاد.

تو زیرزمین بدشگونن.

ما دنبال دردسر نیستیم.

خب، متاسفم. من... من نمی‌دونستم.

ببینید، اونا به من گفتن اینجا جاییه که می‌تونم پیدا کنم

مردهای واقعاً شجاع و بی‌باک.

هیچ‌کس چیزی درباره بچه‌های خرافاتی نگفت.

خب، شنیدین خانم چی گفت. یالا، برگردین سر کار.

برگردین سر کار. یالا، یالا، یالا.

و حواستون به حرف زدنتون باشه.

خیلی ممنون.

آقای موریسی، ممکنه کمکم کنید

با این دستبند دست و پاگیر؟

آقای هاناگان، افتخار می‌کنم کمکتون کنم.

و نوبت منه که سر سنگین رو نگه دارم.

ممنون، آقای هاناگان.

چی انتظار داشتین؟

مثل یک نمایش کمدی بی‌اهمیته!

آروم، آروم.

کمی این طرف‌تر.

پایین‌تر. پایین‌تر.

یه کم بیشتر. یه کم بیشتر.

همینه.

ببخشید. شما چه‌کاره‌اید؟

من پروانه پرس‌کنم.

یعنی، عنوان شغلیتون چیه؟

اینجا عنوانی نداریم. همه‌مون دموکراتیم.

چی می‌خواید؟

دوست دارین برام ژست بگیرین؟

ببینید، لازم نیست بامزه بازی دربیارید.

من فقط یه مدل تقریباً آدمیزاد می‌خوام برای چند تا عکس.

غیرممکنه. مامانم بهم گفته بود.

رایان، پیشنهاد می‌کنم با خانم گرانت همکاری کنی.

رئیس شرکت صلاح دیده که این کار رو انجام بدی.

شاید تیپ رئیس باشه.

هی، رایان، الان دست به کار شو.

ببخشید، رفقا. کار داریم.

متاسفم، خانم گرانت.

به هر حال، خورشید نمی‌تابه و اون یه موش خرماست.

یالا، فشار بیارین، بچه‌ها.

با دو شاهی، اون دهن گنده تو رو اینقدر محکم می‌بستم که...

خفه شین، هر دو تون. برین عقب. ببرینش.

باشه.

No Time for Love subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left