The O.C.

The O.C.

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

The O C S02E03 The New Kids on the Block 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-08
Descargas: 28
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

آنچه گذشت در او.سی

قراره علیه کالب کیفرخواست صادر شه. نمی‌دونم کی

وای خدا، همون باغبونه؟

آره، می‌دونم. - ماریسا

پس می‌خواستی چیکار کنم؟ منتظرت بمونم؟

تو که نمی‌خواستی برگردی

می‌خواستم حقیقت رو بشنوم

نویسنده موردعلاقه‌ت کیه؟ بندیس

به جمع ما خوش اومدی. - ممنون

پسر، من عاشق اون یارو‌ام. - فقط تو نیستی

سه ماه پیش من مال تو بودم ولی گذاشتی رفتی

می‌خوام از دلت دربیارم

هیچ ربطی به من نداره

همه‌اش درباره‌ی توئه، همیشه همه‌چیز به تو ختم می‌شه

دستاتو بذار پشت سرت

هیچی نگو. پشت سرت میام تا کلانتری

من وکیلشم

به نظرت کار درستی کردم

که موهامو کوتاه کردم؟

باورم نمی‌شه این اتفاقا واسه پدربزرگت افتاده. بدجوری تو دردسر افتاده

آره، می‌دونم. بدبخت شدیم رفت

لعنت به این آرایشگرهای اورگنی، پسر

جوری کوتاه‌ کرده که کله‌ام واسه بدنم کوچیک شده

تو چطوری با این آینه کار می‌کنی؟

پدربزرگ، صفحه اول روزنامه، زندان؟

منم توی اون عکس بودم

ولی به خاطر مدل موهام حذفم کردن

متأسفم که می‌بینم این‌قدر ناراحتی

زنده می‌مونم. بالاخره بلند می‌شه

دارم درباره کالب حرف می‌زنم

انگار یکی بدجوری پرت بود

که بهت تهمت می‌زد همیشه همه‌چیز رو به خودت ربط می‌دی

خدای من، حق با اونه

شوخی کردم بابا

نه پسر، من اینجا هی دارم درباره مدل موهام وراجی می‌کنم

در حالی که پدربزرگم تو هلفدونیه

من عین یه هیولا می‌مونم

فقط به فکر خودمم، اونم نه به یه روش خوب

مگه روش خوب هم داریم؟

هی، درباره هر چیزی غیر از من حرف بزن

آها، بفرما

امروز روز اول فیزیک پیشرفته‌ست. یه جورایی استرس دارم

رایان، می‌شه پنج ثانیه بیخیال ور رفتن با وسایلت بشی؟

با یه بحران جدی طرفیم، مگر اینکه سامر اشتباه کرده باشه

و من کاملاً غیرقابل‌تحمل نباشم

چرا به من نگفتی؟

آخه نمی‌ذاری آدم یه کلمه حرف بزنه

خوب حرف می‌زنی ولی گوش دادنت افتضاحه

باید انجامش بدم. باید عوض شم. باید آدم بهتری بشم

چطوری بهتر؟ خب، کمتر خودخواه

بیشتر فداکار

کمتر بگیرم، بیشتر بدم. کمتر گوینده باشم، بیشتر شنونده

من عادت کردم. لازم نیست به خاطر من عوض شی

اوه، به خاطر تو عوض نمی‌شم. - پس به خاطر کی؟ سامر؟

نه، نه. فکر کنم برای صلاح بشریت

نقشه پنهانی‌ای در کار نیست؟ مثلاً برگردوندنِ سامر؟

پسر، من اصلاً نمی‌خوام سامر برگرده

مگر اینکه... خودش اینو بخواد

که در اون صورت دیگه به من ربطی نداره

این یعنی من... ازش حمایت می‌کنم

و اینکه اون... منو می‌خواد

ولی فکر کنم خودش همینو می‌خواد، باشه؟

فقط اعتراف کن که می‌خوای برگرده

نه، اصلاً. این ستِ جدیده، رایان. خودِ خودشه

دنیا، خودتو برای ست کوهنِ جدید آماده کن

داری سوم‌شخص درباره خودت حرف می‌زنی

الان موهای ست چطوره؟

کالیفرنیا، داریم میایم

دقیقاً همون‌جایی که ازش شروع کردیم

کالیفرنیا

کالیفرنیا

داریم میایم

اوه

اوه، بعداً می‌تونی ازم تشکر کنی

ممنونم

بابت اینکه گذاشتی شب رو توی زندان بخوابم

کثیف‌ترین و غیرانسانی‌ترین شب زندگیم بود

خب، شنیدن این حرف از کسی که با جولی کوپر ازدواج کرده

خودش خیلی حرفه

خب، غیر از این تیکه‌های بامزه‌ای که می‌ندازی

قدم بعدیمون چیه؟

قدم بعدی من جلسه با شرکا‌ست

تا مطمئن شم با قبول کردن تو به عنوان موکل موافقن

چرا نباید موافق باشن؟

آخه تو دقیقاً یه موکل ایده‌آل نیستی

چی؟ پولدار، قدرتمند؟

گناهکار

پیچ رو رد کردی

نمی‌برمت دفتر

کرستن میاد خونه تا همدیگه رو ببینیم

من یه شرکت دارم که باید اداره‌اش کنم

داری کی رو گول می‌زنی؟

جفتمون می‌دونیم که به‌جز اون کارهای زیرآبی

در هر صورت کرستن همه‌کارها رو انجام می‌ده

استعفا بده. کرستن رو بذار مسئول

قدم بعدی تو اینه

ببخشید

من تازه‌واردم، اوم... اشکالی نداره اینجا پارک کنم؟

حتماً، البته اگه خجالت نمی‌کشی

رایان، چی میل داری؟ تو مهمون می‌کنی؟

نه، ولی می‌ذارم اول تو سفارش بدی

ممکنه فداکار شده باشم، ولی هنوزم خسیسم

خب با این حساب، بذار ببینم

می‌تونم یه... چی، چی داری؟

قهوه بزرگ

فقط نمی‌خواستم منتظرش بذارم

چون اون‌جوری خودخواهانه بود

واسه من یه آیس‌کافی لطفاً. ممنون

چی؟

یه کلاب جدید توی اسکله باز شده، گروه واکمن اونجا اجرا دارن

می‌دونی کی عاشق واکمنه؟

تو؟ آره، خب که چی؟

سامر. سامر با زک می‌ره بیرون

آره، واسه اون و زک بلیت کنسرت می‌خرم

چرا باید همچین کاری کنی؟

به خاطر رفاقت، تا نشون بدم چقدر می‌تونم فداکار باشم

و واسه اینکه برِش گردونی. - صداتو نمی‌شنوم

ست، قهوه‌ات

اوه، خیلی ممنون

دفعه بعد من حساب می‌کنم. هوم

آخ! اوه خدای من

خیلی معذرت می‌خوام

اون... انرژی‌بخش بود

بیا، بذار کمکت کنم

آخ. من... واقعاً معذرت می‌خوام

حالت خوبه؟

آره، باید یه عمل زیبایی بینی انجام بدم

ولی عوضش الان دیگه قیافه‌م عین بقیه دخترهای اینجا می‌شه

اشکالی نداره، واقعاً

می‌تونی بذاری تامپون‌هام همون‌جا بمونن

اه... ممنون

کاری هست بتونم انجام بدم؟

خب، فکر کنم بتونی کتفم رو از جا دربیاری

یا ابروهامو بتراشی

شما با همه دانش‌آموزهای جدید همین‌طوری رفتار می‌کنید؟

یا امروز روز شانس منه؟

می‌تونم برات یه قهوه بخرم؟

نه، نه، نه، نه. لطفاً، اصلاً این کارو نکن

من به اندازه کافی خوردم، ممنون. حدس می‌زنم تو هم همین‌طور

خب، اوم

من فقط می‌رم پیرهنم رو بچلونم

و یکم دستمال توالت بچپونم توی دماغم

و مطمئنم الان دیگه راحت بین بقیه جا می‌افتم

پس، ممنون

بابا، ما باید اینجا به فکر آینده باشیم

تنها راهی که یه شرکت می‌تونه از همچین بحرانی جون سالم به در ببره

اینه که مدیرعامل استعفا بده

باهاش روبرو شو کالب. وقتشه مثل «مارتا استوارت» رفتار کنی

کلی پلیس، خبرنگار و سهامدار عصبانی بیرون منتظرن

جولی. کالب

به محض اینکه روزنامه رو دیدم

جلسه لجن‌درمانی رو ول کردم و مستقیم اومدم اینجا

اوه، چه داستان دلگرم‌کننده‌ای

ولی یه آخر هفته آروم توی هتل مونتاژ

دقیقاً همون چیزی بود که لازم داشتم تا یادم بیاد چی مهمه

می‌دونم کنارت نبودم عزیزم

ولی تو هم دقیقاً با من صادق نبودی

اه، ما دیگه می‌ریم

داشت جاهای خوبش می‌رسید

خیلی خب

عزیزم

وقتی جیمی ورشکست شد، ازدواج ما هم از هم پاشید

دلم نمی‌خواد این اتفاق واسه ما هم بیفته

ما شریک هم هستیم، یعنی توی همه‌چیز با هم سهیمیم

پس، بهم کار بده. چیکار می‌تونم بکنم؟

با مطبوعات حرف بزنم؟ چند تا تماس بگیرم؟

کرستن داره به همه اینا رسیدگی می‌کنه

ولی اون که نمی‌تونه همه‌کارها رو انجام بده

حتماً یه کاری هست که از دست من بربیاد

یه چیزی هست، ولی

بگو

غذا

چون قراره از خونه کار کنم

به یکم آب و قهوه احتیاج داریم

و از اون مافین‌های کدو تنبل که خیلی دوست دارم

ممنون، جوجو

کرستن. سندی. برگردیم سرِ کار

فقط من این‌طوری فکر می‌کنم یا واقعاً زک بی‌نقصه؟

خوش‌تیپه ولی از خودش متشکر نیست

باهوشه ولی اهل پز دادن نیست

ورزشکاره ولی احساساتیه

پسر یه سیاستمداره

هی، اون مثل شاهزاده ویلیامِ نیوپورت می‌مونه

آره، از اون پسرهایی که پدر مادرها عاشقشن

هی، بهت گفتم بابام چقدر ذوق‌زده‌ست

که دارم با پسر یه نماینده مجلس قرار می‌ذارم؟

داره می‌میره که بره با زک ناهار بخوره

خب، می‌خوای این کارو بکنی؟ عمراً

یادت میاد قضیه با کوهن چه فاجعه‌ی تمام‌عیاری شد؟

آره، ولی زک، ست نیست

باور کن، می‌دونیم

خب پس مشکل چیه؟

می‌ترسی که واقعاً از زک خوشش بیاد؟

و بعد شما دو تا تا آخر عمر بدون هیچ مشکلی به خوبی و خوشی زندگی کنید؟

و هیچ‌چیزی هم مانع‌تون نشه؟

نه، من... نه

اوه، پس یعنی هنوز ست رو فراموش نکردی

اوه، چرا کردم. خودم رو از تمام وابستگی‌های مادی به ست رها کردم

کوپ، من الان دارم توی فرکانسی مرتعش می‌شم که هیچ اثری از کوهن توش نیست

باشه، پس یعنی واقعاً از زک خوشت نمیاد

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left