Love from 9 to 5

Love from 9 to 5 (Amor de oficina)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Amor de oficina S01E05 Whats Up Pussycat 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Amor de oficina 2026 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-02
Descargas: 19
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

برات یکم خوراکی گذاشتم که اگه گرسنت شد بخوری، و

یه پاوربانک هم گذاشتم که گوشیت خاموش نشه

وقتی رسیدی گوادالاخارا بهم زنگ بزن

مرسی

یه بوسِ خداحافظیِ کوچولو. ماچ

متئو، چرا با هواپیمای بابات نمی‌ریم؟

بابی، باید ثابت کنیم که واقعاً بلدیم تیمی کار کنیم

واو، نمی‌دونستم گراسیلا دوباره با اون آقای کارمندِ ساده رفیق شده

صبر کن ببینم، گراسیلا با اون بود؟ از کجا می‌دونی؟

فقط پچ‌پچ‌های شرکت بود. متئو، جدی جدی قراره با این بریم؟

مگه بچه‌پولدارها با جت شخصی نمی‌رن؟

آره، شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟ ما یه تیمیم

اگه تیم با اتوبوس می‌ره، ما هم می‌ریم. مگه نه بابی؟

دقیقاً. بزن بریم تیم

وایسین! منم می‌آم

۵ عشقِ از ۹ تا

تو نباید الان تو راهِ گوادالاخارا باشی؟

تصمیم گرفتم بمونم. تو دفتر کلی کار هست که باید انجام بدم

چی مهم‌تر از فشن‌شو و شرکای کُره‌ایته؟

گراسیلا و متئو برای همین اونجان دیگه

بالاخره یکیشون مسئول شرکت می‌شه

انریکه، شرکای کُره‌ای منتظر بودن تو رو ببینن

انقدر به من نَغ نزن

با من بیا پایین ببینیم اوضاع چطوره

آقای انریکه نتونست بیاد و من رو مسئول کرد، پس باید بهترینِ خودم باشم

سمت مدیریت به این بستگی داره که همه‌چی خوب پیش بره

و اینکه جلوی کره‌ای‌ها حسابی بدرخشیم

خب، پس ودکای بیشتری به من می‌رسه

هی، این‌همه عشقولانه‌بازی با پدرو چی بود؟ دوباره باهاش رفیق شدی یا چی؟

آره، دیروز که رفتم خونه پیشِ «بره» بود و خیلی مهربون شده بود

خلاصه یه اتفاقی افتاد و

عمراً! فکر می‌کردم از متیو خوشت می‌آد

معلومه که نه

هر وقت شما دوتا رو پیش هم می‌بینم، قشنگ معلومه بینتون یه خبریه

اصلاً این‌طور نیست

تازه، دیشب متیو با یه دخترِ دیگه رفت

رجینا رو اخراج کردی؟

واقعاً رفت؟

مگه اینکه یه جایی قایم شده باشه، نه؟

تبریک می‌گم رفیق

هی، پس کِی میان برای نوشیدنی؟

اینجا هر کسی مالِ خودشو میاره. چی؟ متیو، دارم از گرسنگی تلف می‌شم

می‌تونستی بهم بگی، اونوقت یه شیک می‌آوردم

از گوتیرز می‌پرسم. کلِ مغازه رو خریده

شاید یه بارِ کتو داشته باشه

بابی، صبر کن. چی؟

یه لحظه صبر کن

اصلاً دلم نمی‌خواد مردم فکر کنن ما آقازاده‌ایم

که همه‌چی رو با پول حل می‌کنن

چرا؟

خب، می‌خوام به گراسیلا ثابت کنم که منم می‌تونم یه کارمندِ ساده‌ی معمولی باشم

اصلاً فکر نمی‌کردم انقدر تو نخِ گریس باشی

چی؟ بابا بیخیال. نه

چی؟

اگه ما نریم سمت هواپیما، هواپیما می‌آد سمت ما. حواست کجاست پسر؟

اصلاً هیچی نمی‌فهمم. اونجاست

یا خدا

نزدیک بود سکته کنم. خب، خوبه که نکردی

خب، با فرانک درباره‌ی قرارداد حرف زدی؟

هنوز وقتِ مناسبش رو پیدا نکردم

انریکه

تا کِی باید ماشینم رو ده تا کوچه اون‌ورتر از دفتر پارک کنم؟

می‌تونی تو طبقه‌ی منفی پنجِ پارکینگ بذاریش

یکم ازم متنفر باش، عیبی نداره. کی می‌خوای به فرانک بگی؟

قسم می‌خورم همین امروز انجامش بدم

خب، پدرو دیگه حسودی نمی‌کنه؟

قول داده که رو این قضیه کار کنه

توافق کردیم که این دفعه با هم صادقِ صادق باشیم

راستش، الان بالاخره می‌تونم ازش بپرسم تو اون همایش با کی تیک زده بود

ولی واسه چی؟ یعنی... آره. یعنی اصلاً چه فایده‌ای داره؟

هی، تو پارتی می‌خواستی یه چیزی بهم بگی

نه، یادم نمی‌آد

دلم برات تنگ شده، تو دلت تنگ نشده؟ آنتن داری؟

هی، وقتی رسیدم بهت پیام می‌دم

باشه

خوش آمدید، بفرمایید تو. خیلی خب. ممنون

صندوق صوتی

مامان، من تازه رسیدم. - خوبه عزیزم

اگه چیزی لازم داشتی از کارتِ شرکت استفاده کن، باشه؟

واسه همین دادمش بهت

نه. - باشه

انریکه می‌گه هر چقدر دلت می‌خواد خرج کن. باشه. عاشقتم مامانی

آقای متئو سِلیس؟

خودم هستم

به هتل پروویدنس خوش آمدید. سوئیتِ مخصوصتون آماده‌ست

می‌خواید چمدون‌هاتون رو بیاریم؟ نه. حتماً یه اشتباهی شده

این سوئیت برای من نیست. البته که هست

در واقع، ما قراره با هم باشیم. نه، نیست

ما تو یه اتاق معمولی می‌مونیم

چون ما جزئی از تیم هستیم، بابی

مطمئنی؟

آره، اصلاً می‌تونی منو با هر کسی که می‌خوای هم‌اتاق کنی

باشه، پس تو با لالو هم‌اتاق می‌شی. چی؟

ویکتور هم با بابی. یه لحظه وایسا، چی؟ چرا؟

هر وقت شما دوتا هم‌اتاق می‌شین، به همه‌چی دیر می‌رسین

و من نیاز دارم که متمرکز باشین. نگران نباش، من حواسم بهش هست

خب، من اون سوئیت رو می‌خوام و راستش اصلاً هم قصد ندارم با کسی شریک بشم

کی بهت اجازه داده؟

اگه مشکلی هست، خانم‌ها با آقای انریکه صحبت کنن، باشه؟

لاری، صبر کن

باید از هم جدا بشیم... چه خبر؟

از دستِ اون شب ناراحتی؟

شانست رو داشتی و پروندیش. از امروز به بعد، دورِ من رو خط بکش، باشه؟

لاری. سوفینتیمی‌ها، لطفاً جمع بشین دورِ من

کارت‌های شناسایی‌تون همیشه معلوم باشه

و یک ساعت دیگه همین‌جا باشین تا غرفه رو راه بندازیم

گریس، بگو چی‌کار کنم تا انجام بدم

بسیار خب. چمدونِ همه رو بردار، اینم لیستِ اتاق‌ها

این کارِ باربرِ هتل نیست؟

چرا، ولی به اون باید انعام بدم ولی تو رایگانی

اگه جای تو بودم، زودتر راه می‌افتادم

البته

مراقب باش، شکستنیه

به کمکت نیاز دارم

چطور می‌تونم به پسرِ رئیس کمک کنم؟ دقیقاً مشکل همینه

نباید دیگه "پسرِ رئیس" باشم، می‌خوام بیشتر شبیه تو باشم

شبیه من؟

مگه تو گی هستی؟

نه. می‌خوام یه کارمندِ ساده باشم

تو یه کارمندِ نمونه‌ای

کارمندِ ساده بودن مثل عضویت تو یه کلوبِ خاصه، هر کسی رو راه نمی‌دن

بفرما، قهرمان

مهم‌ترین بخشِ زندگیِ یه کارمند اینه که رئیس ازت خوشش بیاد

در واقع، پاچه‌خواری کردن مثل گرفتنِ یه مدالِ افتخاره

پس منظورت اینه که باید واسه گراسیلا خودشیرینی کنم؟

تابلوعه دیگه

باید بهش بگی "رئیس"، براش قهوه و پیراشکی بگیری

اصلاً بهتره واسه همه پیراشکی بگیری. باشه، کارمندا پیراشکی دوست دارن

دومین نکته‌ی مهمِ کارمند بودن اینه که ظاهرت هم شبیه اونا باشه

ببینم دیگه چی تو ساکِت داری

این خیلی باکلاسه. اصلاً

شلوار جینِ زاپ‌دار؟

عزیزم اینجا گوادالاخاراست، جشنواره‌ی کَن که نیست

چی؟ نشنیدم چی گفتی

خودتو بپوشون! نذار با نگاه کردن بهت وسوسه بشم

چرا اینا رو ریختی بیرون؟ هیچ‌کدوم از این لباسایی که آوردی به درد نمی‌خورن

بذار ببینم خودم چیزی برات دارم

بذار ببینم

این یکی... آره، این به اون می‌آد

شماها دارین چی‌کار می‌کنین؟

عجله کن عزیزم، تو لابی کوپنِ تخفیف برای ساندویچ می‌دن

لباس بپوش! زود باش

خسیس‌بازی هم درنیار، باشه؟ مدل موی خیس رو اصلاً همین کارمندا اختراع کردن

یالله، بزن بریم. بدو

می‌شه بگی داری چی‌کار می‌کنی؟

محاله بذارم اینا بره تو غرفه. همین الان جمعشون کن

حتی فکرِ دست زدن به یه دونه از این پرها هم به سرت نزنه

اینا مستقیماً از طرفِ آقای انریکه اومده

دستت رو بکش... این خیلی ضایعه

خرابش می‌کنی

ول کن. داری آبروریزی می‌کنی

کی پیراشکی می‌خواست؟

این دیگه چه قیافه‌ایه؟ در خدمتم رئیس

چقدر ضایع

بهش محل نده. باید با هم حرف بزنیم

کسی پیراشکی می‌خواد؟ من

چه مدل مویی زدی رفیق. مالِ تو هم بد نیست

بگو رئیس

باید با بابات حرف بزنی تا این آشغال‌های لاریسا رو از غرفه جمع کنه

اون راهِ ساده و پارتی‌بازی می‌شه، ولی من امروز فقط یه کارمندِ معمولی‌ام

تو ۳۴ سال زندگی کردی

و تازه امروز تصمیم گرفتی دست از پارتی‌بازی برداری و وجدان پیدا کنی؟

من به اون پسرِ بابا احتیاج دارم. بهش زنگ بزن

رئیس منم. به سلسله‌مراتب احترام بذار

باشه. ولی خودت باهاش حرف می‌زنی

متئو، چی می‌خوای؟ زود بگو، دستم بنده

لاریسا با طراحی‌هاش غرفه‌ی ما رو اشغال کرده

اجازه بده که جمعشون کنم

متأسفم. این تصمیمِ لاریساست. دستِ من بسته‌ست

روم قطع کرد

اون هیچ‌وقت رو من قطع نمی‌کرد. اون همیشه رو من قطع می‌کنه

به فرانک زنگ بزن

حله رئیس

الو؟

لاریسا با طراحی‌هاش کلِ غرفه رو گرفته

شبیه مغازه‌ی لباس‌زیرهای جلف شدیم

یا خدا

این کارداشیان‌های فِیک شرکت رو به باد می‌دن

با لاریسا چی‌کار کنم؟ یه کم دیگه بهت زنگ می‌زنم

بهت که گفتم، سرش شلوغه آقای فرانک

می‌دونم. ممنون. اما

هورتنسیا، تو کِی بازنشسته می‌شی؟ هیچ‌وقت

می‌دونی که آریادنا نمی‌ذاره کسی رو جایگزینت کنم

داری چی‌کار می‌کنی؟

کار می‌کنم. با دکمه‌های باز؟

تو تایید کردی که طراحی‌های لاریسا جلوی غرفه نمایش داده بشه؟

"رازهای لاریسا"؟ چه شوخیِ مسخره‌ای

چی شده؟ فقط یه گرفتگیِ عضله‌ست

پتاسیمم رو نخوردم

این باعث می‌شه کُره‌ای‌ها شاکی بشن

"رازهای لاریسا" لرزه به تنِ رقیب‌هامون می‌ندازه

ما به چیزی نیاز داریم که داد بزنه: "ما اومدیم!"

دقیقاً همین رو داد می‌زنه

و بعدش هم می‌گه "بیاین کادوهای بنجل بخرین!"

ببین فرانک

من واقعاً به نظرت احترام می‌ذارم ولی تو هم باید به دیدگاهِ من احترام بذاری

و حالا، اگه اجازه بدی

برعکس گرفتیش

این یه ترفندِ جدیدِ تندخوانیه. از آخر شروع می‌کنی

باید این رو بذاریم برای امشب

Love from 9 to 5 subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left