As primeras 200 linias.
چرا من نمیتونم تو یه اپ دوستیابی باشم؟ مگه من لایق عشق نیستم؟
نه، تو لایق عشقی
!اوه! مَچ شد
نه! من با هیچکس مَچ نمیشم! چرا من با یکی مَچ شدم؟
اون خودشه؟ خیلی خوشتیپتر از عکساشه
!مکنزی؟ خودمم
بفرمایید
اون همیشه با من این کارو میکنه
یالا. دختر خوب
تو تنها کسی هستی که من نیاز دارم
ایناهاش! از اقامتتون تو دلفین کاو زیبا لذت ببرید
!آلفی! بیا اینجا
!اوه، مواظب باش! یه ذره سوخته! اوه، بعد از دو روز؟
یه انگلیسیِ کلاسیک. گروهبانِ لوس
به جرم احمق بودن، بازداشت شدی
آه، گروهبان ارشد کارآگاه، ممنون
و جعل هویت افسر پلیس هم یک جرمه
برهنگی در ملاء عام هم همینطور
میخوای به خاطر اون از خودت شکایت کنی؟
اون، اِ... اون مال ۱۵ سال پیش بود
و خیلی از مهلت قانونی گذشته
چطوری لیو؟
همین الانشم از دست این دوتا خسته شدم
!اوه، بیخیال
این استخرو نگاه کن. بریم توش؟
خب، میگن که اگه بری شنا
بعد از یه سفر طولانی، به رفع خستگی سفر (جتلگ) کمک میکنه
شوخی میکنی؟! هفت روز از قید و بند آزادم
!بیایید این چمدونا رو بندازیم و بریم میخانه
اون برات آشنا نیست؟
نه
همین حوالی، لطفاً خانم
سه تا آبجو و یه جین تونیک
پس همهتون ۱۵ سال پیش اینجا بودین؟
دقیقاً همین جا
شروع عشق و حالتون با دلفین کاو، کُل؟
ما چطور میتونستیم رقابت کنیم؟
...اینجا همه چی داره ولی لوت داره
اِ، بهترین مغازه فیش اند چیپس تو تمام لینکلنشایر؟
مال خانوادهشه. راستش، معرکه است
هی، کجا بودی؟ کلیه که منتظریم
کولر اتاقم کار نمیکرد، واسه همین جامو عوض کردن
!با این حال، اوضاع داره بهتر میشه
...اِ، آلفی، این... اِ
این دِیزیه و این گِلن
گِلن معروف
خب، تو این مدتی که اینجایی، چه برنامهای داری؟
موجسواری. مگه چیز دیگهای هم هست؟
اوه، باید بهش بگی تو رو ببره. اون خیلی خوبه
لوس؟ محاله
اِ، فردا صبح ۶ صبح بهت نشون میدم
!اوه
بالاخره، بهترین رفیقام اینجا هستن
اولین باره که با هم جمع شدیم از وقتی که...؟
عروسیش
!اینقدر مدت؟ آره
حلقهها رو، اِ... حلقهها رو پیدا کردی هنوز؟
آه! حداکثر پنج دقیقه گمشون کردم
من فقط دارم میگم که من حلقهها رو گم نمیکردم
خب، بالاخره فرصتت رو پیدا میکنی
تا ساقدوش گِلن تو عروسیش باشی، مگه نه؟
چند تا چیز هست که باید حل و فصل بشن
یه خورده عقبیم
!اِم، به سلامتی دلفین کاو
!آره! دلفین کاو، دوباره! به سلامتی
فقط دلم برای روزای مارتین گریتون و مایکل ردی تنگ شده
میدونی چی میگم؟
مثلاً، اینجوریه که تضمین میکنی گریمزبی تاون هر فصل ۳۰ گل بزنه
اوه، عالیه که اینجایی، رفیق. واقعاً عالیه
سلام. اوه! (نوشیدنی میریزد)
!هو، لیو! یالا
!ببخشید
وقت رفتنه خونه. وقت رفتنه خونه
بیجنبهها! هرچی
ولی، کُل، خیلی زشت بود
!هی
من اون شالگردنو تا آخر دبیرستانم پوشیدم
در واقع، فکر کنم هنوزم یه جایی دارمش
خب، به دلایلی، فکر نمیکنم تو دلفین کاو بهش نیاز داشته باشی
اِم
اوه...! میتونستم
!آخ
...آخ، چیکار میکنی؟ من فقط
همین الان بازش کن! تکون نخور
اِم
باید بخوابی
واقعاً داری میری خونه؟
واقعاً دارم میرم خونه
...ولی نه قبل از اینکه یه سخنرانی کنم
درباره اهمیت آبرسانی در پیشگیری از خماری
...و از نرمی عجیب این، اِ
...رُبِدوشامبر
و اینم بگم که
...من اون شالگردن زشتو فقط به خاطر این پوشیدم که تو یه بار به من گفتی
.خوشت اومد
!لوس
!ساعت شیش برای موجسواری میبینمت، باشه؟ جاهطلبانه است
.سلام، ترو. سلام، کُل
اون که نمیاد تو، میاد؟
.نه
حالت خوبه رفیق؟
.(پوزخند میزند) اوه
!افتضاحه
!وای
!آلفی
!رفیق، بعضی از ماها داریم سعی میکنیم بخوابیم
!اوه
!عالیه
.اوه، در اشتباهی اومدم
!هی
.موجسواری شروع شد، رفیق. ما پنج دقیقه دیگه راه میفتیم
.بیا دیگه
!اولیویا! روهان
هی، واسه چی داری داد میزنی؟
.اون لعنتی کیه؟ اوه، خوب نگاه کن
.نه، نمیتونه اون باشه
.ما این همه سال ندیدیمش
.و حالا اون روی کف حموم من مرده
.سریع اومدین
.امم، متوفی یه خانم پنجاه و چند ساله است
.هویتش نامعلومه. ما فقط اون رو به اسم آیوی میشناختیم
.شما میشناختینش؟ امم، همهمون میشناختیم
.من و دوستام از شهرمون
اوه، درسته، اونا اینجا هستن، مگه نه؟
.دیروز رسیدن و ما دیشب رفتیم بیرون
باحال! تو آیوی رو از کجا میشناختی؟
.آیوی مربی موجسواری ما بود
.وقتی کولهگرد بودیم، ما رو میبرد
.ولی اون مال ۱۵ سال پیش بود. درسته
.خب اینجا چیکار میکرد؟ نمیدونم
.دیشب باهاش قرار نذاشتی؟ نه. اوه
.میدونم. گیج شدم
.امروز صبح توسط آلفی گراو پیدا شد
.یکی از رفیقام، تو اتاقش
.آلفی میگه که دم در اتاقش بیهوش شده بوده
.و نتونسته تا ساعت ۶ صبح امروز بره تو
واقعاً؟ تمام شب رو اونجا خوابیده؟
.اگه بخوام صادق باشم، کار بعیدی ازش نیست
.من درست بعد از اینکه اون جسد رو پیدا کرد، رسیدم اینجا
.قرار بود بریم موجسواری
.آها. من دیروز وقتی اونا پذیرش شدن اینجا بودم، بعد رفتیم کلوپ موجسواری
.و بعد، آخر شب
.دوستم، اولیویا رو تا اتاقش همراهی کردم
خب. دیشب کی رفتی؟
.اوه، کالین
.بگو که رفتی
!معلومه که رفتم
.من فقط چند دقیقه اینجا بودم
.من اونو گذاشتم تو تخت و حدود ساعت یک با ترو تاکسی گرفتم
.هوم
.یه گودی خون روی فرش
.داریم به یه جراحت سر نگاه میکنیم
.دستش تو گچ بود
.و اینم هست
.انگار یکی باهاش لج داشته
باشه. زمان مرگ؟
.تو این مرحله تخمین من پنج یا شش ساعت پیشه
.این مقدار زیادی پوله
.باشه
قاتل جسد رو جابجا کرده؟
چرا؟
هان؟
.شکلات، تنقلات، نوشیدنیهای غیرالکلی
.مشروب نیست
اگه این اتاق خودش نیست، قربانی چطوری اومده تو؟
.شاید دعوت شده بوده؟ شاید
.آره. یه کارت کلید
.امم
.کارت کلید دوم
!کالین
.رئیس
میشه بیرون باهات حرف بزنم؟
.فکر نمیکردم امروز صبح اینجا باشی
.آره خب، من یه پرونده قتل دارم که باید حلش کنم
.و یه کارآگاه کم دارم چون تو پنج روز مرخصی هستی
!خب، مسئله اینه که من، امم... من همین الانشم اینجام
.آره خب، ممکنه یه تضاد منافع کوچیک وجود داشته باشه
منظورم اینه که، اینا دوستای تو نیستن؟
.آره، ولی اونا هیچ ربطی بهش نداشتن
اینو اثبات کردی؟
.چون فقط یه اتاق دیگه اشغال شده بود
.پس مظنونای زیادی نیستن
.اونا نمیتونن کرده باشن. من از بچگی میشناسمشون
.آره، ببین، مشکل من همینه
.من حرفهایم
.میتونم دوستی رو بذارم کنار و... تحقیق کنم
.فقط ناامیدم نکن، کالین
و یه شلوار بپوش
بریم با دوستات حرف بزنیم
.هیچ ربطی به من نداره. اصلاً اونجا نرفتم
ولی تو پیداش کردی، مگه نه؟
.آره. قطعاً مرده بود
اون ساعت چند بود؟
.شش صبح. قرار بود با ساپی بریم موجسواری
ببخشید، "ساپی"؟
تو اتاقت چند تا نوشیدنی خوردی؟
.قبل از اینکه دیشب بری بیرون؟ نه
.خب، تو مینیبارت تنقلات و نوشابه هست
.ولی مشروب نه. من دست بهش نزدم
باشه، پس چند تا نوشیدنی توی کلوپ موجسواری، بعدش چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.