Sister Boniface Mysteries

Sister Boniface Mysteries

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 4

Información d'a versión

Sister Boniface Mysteries S04E05 Let the Games Begin 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 5 Sister Boniface Mysteries 2022 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-27
Descargas: 20
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

چیزی که از توش نگاه می‌کنی!

چیزی که برق می‌زنه!

اوه، خیلی متاسفم، رفقا،

اما شما یادتون نموند

همه آیتم‌های پله برقی جایزه رو،

پس با جایزه نقدی بزرگ از اینجا خارج نمیشید.

آخ!

اما، من هرگز نمی‌ذارم شما

دست خالی به خونه برید.

آنجلا!

خیلی خب، ببینیم هفته بعد قراره بریم کدوم جای فوق‌العاده

برای برنامه هفته آینده --

آخرین برنامه این سری!

خب، اینم از این!

پس، دفعه بعد می‌بینیمتون که اونجا، دوباره --

اجازه می‌دیم بازی‌ها شروع بشن!

و... کات.

اوه!

خیلی ممنون که بازی کردین، شما دو نفر!

ممنون. ممنون. - فردی؟

فکر کردم قرار بود من برنامه رو تموم کنم؟

اوه، آره، ببخشید، عزیزم.

کاملاً یادم رفت!

اوی.

می‌دونی این برنامه باعث شده از پله برقی بترسم؟

الان فقط از پله و آسانسور استفاده می‌کنم.

هی! - بله؟

تاکسی من اینجاست؟ - آره، فکر کنم بیرونه.

آره، پس برو وسایلم رو بیار!

فکر کردم تو دستیار شخصی منی.

آره...

خب؟

باهاشون حرف زدم...

و اونا گفتن آره.

آره! از این کار پشیمون نمیشی!

باشه.

من باید برم.

اما هفته دیگه می‌بینمتون تو...

اممم... گریت اسلاتر.

هرجا که هست.

فردی. - هوم؟

فقط فعلاً اینو بین خودمون نگه دار.

باشه؟ - معلومه!

البته دلم نمی‌خواد جای تو باشم

وقتی همه بفهمن بیکار شدن.

خواهر بانیفیس: خیلی ساده‌اس.

خب، این برنامه شش نفر رو با هم جفت می‌کنه

تا تو یه سری کارهای بیهوده شرکت کنن.

اون دو نفر باقی‌مانده بعدش باید یادشون بمونه

چند تا آیتم روی پله برقی رو

تا همه اونا رو به علاوه یک جایزه نقدی برنده بشن.

و مردم واقعاً اینو تماشا می‌کنن؟

چرا سی‌سی لوسلی اینجا درخواست ملاقات داده؟

سوال خوبیه... - اوه! مواظب باش!

ببخشید! هنوز قلقش دستم نیومده!

داری تست می‌دی؟

ترجیح می‌دم تو تلویزیون ملی خودم رو خجالت‌زده نکنم.

اوه. خب، پس باید مراقب باشی.

نمی‌خوام از اسب غرورت پیاده شی.

سوال خوبیه، نورم.

منظورم اینه، ببین، قضیه اینه که من ذاتا یه سرگرم‌کننده هستم.

می‌دونی، زمان جنگ، تو تیپ تفنگداران،

من بودم که روحیه همه رو بالا نگه می‌داشتم!

و بعدش، رفتم تئاترها رو گشتم،

برنامه «فرصت‌ها صدا می‌زنند» رو بردم، و اممم...

اینجام.

و آنجلا!

تقریباً یک ساله که جزو این برنامه‌ای.

امم، جای جودی رو گرفتی.

و جاش خیلی بزرگ بود.

خب، دستیار خوشگل و جذاب بودن چه حسی داره؟

عالیه! البته، امیدوارم برای همیشه این نباشم.

مدام تهدید می‌کنه که کانالش رو عوض کنه!

تو اینجایی! - بله، آقا.

چرا، دقیقاً؟

همه چیز فاش خواهد شد، گیلسپی!

صندوق امانت سگ‌های بازنشسته پلیس گریت اسلاتر.

اون رکسیه؟ - بله، خودشه.

بهترین سگی که تا به حال به این پاسگاه خدمت کرده.

پس این چه ربطی به ملاقات ما اینجا داره؟

خب...

در واقع، وقت جمع‌آوری کمک مالی سالانه صندوقه.

یعنی، این مکان به شدت به جایگاه‌های جدید برای سگ‌ها نیاز داره.

و در حالی که سازماندهی این کار معمولاً،

خب، مسئولیت منه،

تعهدات دیگه -- نمایش‌های من، اممم...

کلاس‌های گلدوزی من، به نحوی مانع شدن.

پس، ما فقط دو روز وقت داریم که پول لازم رو جور کنیم.

نه، قربان. متاسفم، اما نمی‌تونم.

سهمی از اون جایزه نقدی کاملاً کافیه.

و با توجه به اینکه فیلمبرداری امشب و فرداست...

ما دقیقاً همون چیزی رو که لازم داریم

درست سر بزنگاه خواهیم داشت.

برای یک هدف خوبه...

آفرین به این روحیه، باتن!

حالا، همگی بیاید!

دست به کار بشید!

شما هم، خواهر!

پگی داره تست میده؟

اینطور به نظر می‌رسه.

داشتم فکر می‌کردم...

شاید بتونم اولین چالش رو معرفی کنم،

می‌دونی، یه کم تنوع بدم؟

اگه گروه موزیک باشه، باید اون شوخی قدیمی رو به کار ببری

"دارن شیپور خودشون رو می‌زنن."

خوبه. - آره.

خب، از نظر من مشکلی نیست.

فقط با فردی هماهنگ کن.

چی رو هماهنگ کنم؟

داشتم می‌گفتم...

می‌تونم اولین چالش رو معرفی کنم؟

برای اون کار یه کم دیر شده عزیزم.

بذار بهت بگم چیکار می‌تونی بکنی...

از شر اون رژ لب خلاص شو.

بهت نمیاد.

عکس‌های امضا شده؟ - بندازشون تو رختکنم.

می‌خوای برات... - و یه فنجون چای برامون بیار.

باشه.

به همه گفتی؟

این هنوز داره اتفاق میفته؟

بله، بله.

فقط باید زمان مناسب رو پیدا کنم، همین.

هوم.

اما قربان، چرا من انتخاب شدم؟

خب، تو آشکارا تأثیر گذاشتی، رفیق.

در مورد بقیه...

پگی کجاست؟

بذار اینطور بگم که بشقاب چرخوندنش

خیلی جای کار داشت.

اوه، خیلی ممنون.

این‌ها کارهای ما خواهند بود.

اوه! به همراه زوج‌هامون.

چی؟!

داری شوخی می‌کنی.

سلام، نایجل.

و من با، اِمم...

ورا. - بله.

حواست جمع باشه، هکتور.

من اون چای‌ساز برقی رو زیر نظر دارم.

و دنیس کیه؟

چه عجب شما رو اینجا می‌بینیم.

خب، داتی عزیزم.

اگه اون جایزه نقدی بزرگ رو ببری،

صرف چی می‌کنی؟

کافه‌ام رو بازسازی می‌کنم، "زنبور پر سر و صدا".

اوه، عالیه.

یه دست رنگ جدید و از این جور چیزها؟

اوه، نه!

می‌خوام تبدیلش کنم به یه زنبور واقعی.

راه‌های زرد و مشکی روی دیوارها،

و بال در هر دو طرف.

هوم! باشه.

اکشن فیگورِ پروفسور وای زایبوک، نسخه محدود رو می‌خرم.

فقط ۵۰۰ تا ازش ساخته شده.

هوم!

آره، اتفاقاً مجردی نورم؟

خب، اینجا نوشته که دوست داری بازیگر بشی.

اِمم! پول رو برای مدرسه بازیگری استفاده می‌کنی، یا...

اِمم، بله، و یه مقداری هم به خواهرم می‌دم.

تازه بچه دار شده.

آخ! چقدر مهربونی!

خب، در مورد اینکه با فلیکس هم‌تیم بشی، چه حسی داری؟

خوبه.

فقط تعجب می‌کنم که داره یه همچین کار "تحقیرآمیزی" انجام می‌ده.

آه، ما هم کمدین داریم، هم بازیگر...

همه که نمی‌تونیم اینقدر جدی باشیم.

باشه!

حالا که شرکت‌کننده‌هامون رو ملاقات کردیم،

بریم سراغ اولین چالش.

و کات.

صحنه رو بچینید.

در واقع، دست نگه دارید.

متاسفم، فقط قبل از اینکه این کار رو بکنیم،

یه اعلامیه سریع دارم.

همه بیاید اینجا دور هم جمع بشید.

اِمم، اون اینه که...

"بازی‌ها شروع شود!" داره میره آمریکا.

و اِمم... آره.

بنابراین، در حالی که من خودم برای میزبانی به اونجا میرم،

این یعنی پایان برنامه بریتانیا.

پس...

آره، شاید بخواید به فکر آینده باشید.

خب!

حالا که من و انج به شرکت‌کننده‌هامون نشون دادیم چطور انجامش بدن...

بذارید بازی‌ها شروع بشن.

خب، برایان اینجا داوری رو انجام می‌داد.

و با پنج امتیاز...

هکتور و ورا!

با چهار امتیاز در جایگاه دوم،

نورمن و داتی در کنار فلیکس و دنیس هستند.

پس، با اینکه این بار کسی حذف نمیشه،

همه چیز تو مرحله بعدی تغییر می‌کنه.

کات. بقیه رو فردا انجام میدیم.

دنیس؟

شاید از همون اول اشتباه شروع کردیم.

و از اونجایی که ما با هم هم‌تیم شدیم...

خب، چی باعث شد بخوای شرکت کنی؟

ما داریم سعی می‌کنیم برای یه خیریه سگ‌ها پول جمع کنیم.

پس، فردا صبح می‌بینمت...

کابوی.

Sister Boniface Mysteries subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left