As primeras 128 linias.
راه دیگه برای دور کردن مهاجما
استفاده از وسایل دفاع شخصی مثل اسپری فلفله.
اتفاقاً من یکم ازش دارم.
هوم. قسم میخوردم همینجا بود.
محاله خودش رفته باشه.
هی، باتهد.
اون چی بود از اون یارو ارتشیه گرفتیم؟
ام، بذار ببینم.
ام...
ما...
ماس...
ماسه؟
ماسه.
حتماً از فرانسه یا همچین جاییه.
آره، باحاله.
موسیو!
مون سوآر.
ام، هوم.
پس این یه اسپری کوچولو از فرانسه ست.
و اون یارو ارتشی باحاله داشتتش.
و قیافهش جوری بود که انگار مخ میزنه.
وای، بیویس، این حتماً ادکلنه.
آره، آره.
ام، ادکلن چیه؟
میپاشی رو خودت بعد دخترا بوشو حس میکنن،
میخوان که، ام، راه بیان.
باحال! میخوام امتحانش کنم. آره.
شاید منم مخ زدم، آره.
وای.
نه، این نیست.
سوراخ اسپری رو پیدا نمیکنم.
بذار ببینم.
اوه، آره، آره.
صبر کن، بیویس، وایسا.
چیه؟ چی؟
تو گفتی سوراخ.
اوه، آره.
فک کنم آره.
آره، مرسی، باتهد.
نزدیک بود.
حالا کجا بودم؟
لعنتی، بیویس.
اینقدر مال خودت نکن.
وای خدای من. - سوراخ کون.
بده من اون رو.
اوه، باتهد.
ادکلن باید درد داشته باشه؟
آره، کلهپوک.
اینجوری میفهمی داره کار میکنه.
آره، ولی صورتم همه داغ شده و اینا.
و... و برای دیدن چیزا درد میکنه.
خب، هیچکی نگفته بود مخ زدن قراره حس خوبی داشته باشه.
اوه، آره، راسته.
من مخ میزنم هرچقدرم که افتضاح باشه.
آخ!
اون چی بود؟
نمیدونم. - اون یه جیغ بود.
چی شد؟ چی شد؟
ببینید، همهتون داشتین با یه شیطان حرف میزدین.
ما قراره کل شب رو
داخل این مکان جنزده بمونیم.
ما قراره کل شب رو
تو این مکان جنزده بمونیم.
خب، پس این خونه جان استات بود.
فک کنم هیچکی بهشون نگفته
که چیزی به اسم روح وجود نداره.
نمیدونم، باتهد.
من یه بار نصف شب یه روح دیدم
وقتی بچه بودم، و اون بهم گفت
که من اونو ندیدم و به هیچکس نگم.
و بعد وقتی بیدار شدم، همه قرصای مامانم رفته بودن.
خودشون که همینجوری ناپدید نشدن.
ام، باشه، بیویس.
چیزی که میدونیم اینه که خود جان
اینجا روی یه صندلی مرد.
ما دیگه صندلی رو نداریم.
پس اون اینجا تو اتاق نشیمن مرد.
تو اتاق نشیمن.
پس اون تو اتاق نشیمن مرد.
آیا داشت هر نوع حیوونی رو تنبیه میکرد؟
مثلاً یه میمون، شاید؟
اینجارو همه دخترایی که
اون هیچوقت باهاشون مخ نمیزنه، جنزده کردن.
اون اینجوریه که، اگه تو اون آینه نگاه کنی
و سه بار بگی "من هیچوقت مخ نزدم"،
هیچ دختری ظاهر نمیشه.
هرچند، ما دوربین رو اینجا روشن میذاریم.
احتمالاً دوربینی که من دستمه.
و ما این تو میذاریمش.
اون اینجوریه که، ام، اگه اینجا دخترای جیگر هستن،
لطفاً الان خودتونو نشون بدین، اوکی؟
من اینجا براتون یه توپ لگدزنی گذاشتم
اگه شما و دوستاتون خواستین یکم حال کنین.
این ورزش مورد علاقه منه.
یخچال بیس اوله.
میدونی...
میدونی، من هیچوقت به بیس اول نرسیدم.
با یه دختر یا تو لگدزنی.
فکت جالب، آره.
میتونم توپرو خوب بگیرم
اگه درست شوتش کنی سمت من.
کرتیس! - اوه.
آره، فکر کنم اسمم رو گفت اونجا.
انگار داره میگه، اشتباه میکنی، کرتیس.
هیچ زنی هیچوقت اسمت رو نمیگه.
و تو هم اینجا جایی برای ما هستی؟
روح مثل اینکه میگه، امشب،
سه تا روح به دیدنت میان.
روحِ "هیچوقت نمره نمیگیری گذشته"،
روحِ "هیچوقت نمره نمیگیری حال"،
و روحِ "هیچوقت نمره نمیگیری آینده".
فقط اون موقع میفهمی معنی واقعیِ
"هیچوقت نمره نمیگیری" رو.
چی بود؟ وای، وای، وای، وای، وای، وای.
یه شکلی داره. داره روت میپره.
وای. - واقعا؟
روح داره دستمالی میکنه.
اه، فکر کنم فقط داره به کیرِش اشاره میکنه.
مثل اینکه میگه، هه، آره، ایناهاش.
میبینیش؟
آره، حال روحتو آوردم.
یالا.
یالا، احمقها.
برای راست کردن لازم نیست استخون داشته باشی.
هی، به اون نگاه کن، ها؟
دو تا هستن؟
دارن چیکار میکنن؟
این یارو همیشه باید تنها بخوابه.
No comments yet. Be the first to leave one.