The Boat

The Boat (El barco)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

El Barco S02E05 ¿Quién teme al lobo feroz 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 40
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

پیش‌تر

جعبه‌ست، کاپیتان. ده‌ها تا از اونا!

جعبه‌ها به صورت ردیفی ظاهر شدن. عجیبه.

این دستگاه یک فرستنده-گیرنده است.

سیگنال‌های دوربرد رو ارسال می‌کنه و دریافت هم می‌کنه.

وصله؟ بله، وصله.

ترانسپوندر کار نمی‌کنه. شما چیزی در موردش می‌دونید؟

ما تو یه تیم بودیم. آره، ولی تو جاهای مختلف.

عواقب کاری که کردی خیلی

از تو بالاتره، از من بالاتره

و از همه کسایی که توی این کشتی هستن بالاتره.

ایشون آقای گامبوآ هستن.

چرا برگشتی؟ چیزی رو که می‌دونی نپرس، خولیا.

وظیفه‌تو انجام بده. چی هست؟

ما دفتر ثبت وقایع ستاره قطبی رو پیدا کردیم.

توش نوشته شده که ۳۱ تا کابین وجود داره.

لعنتی! اینجا که یه آرامگاهه.

اگه نمی‌خوای با من باشی، من احترام می‌ذارم.

ولی با هیچ کس دیگه‌ای نخواهی بود.

اصلاً مهم نیست چی می‌گی.

می‌دونم هنوز دوستم داری. من دیروز تو رو بوسیدم.

و حالا به خودم شک دارم. می‌تونیم کارها رو به روش درست انجام بدیم.

منظورم اینه که از کاپیتان یه کابین بخوایم که هم ما دو تا باشیم هم گهواره.

دوستت دارم. تو توی زندگیت هرگز کسی رو دوست نداشتی!

من فقط می‌خوام فکر کنی که می‌تونم تغییر کنم.

منو ببخش.

کاپیتان، بیرون کشتی آدما هستن.

یه قایق نجات با بازمانده‌ها.

من ویکتورم. تام.

دولسه. لئونور.

به ستاره قطبی خوش اومدید.

من عاشق توام، خولیا. سالومه، فکر کنم دوستش دارم.

فکر می‌کنی برای جواب دادن بهش دیره؟

کاپیتان.

من پیغامی از طرف همسرت برای تو دارم.

ما می‌دونیم که یه جزیره وجود داره.

ما اینو تو یه ضبط شده از جعبه سیاه شنیدیم.

ما یه جزیره می‌بینیم!

سعی می‌کنیم فرود بیایم!

اجازه میدی افراد من بهش گوش بدن؟ فکر نکنم به صلاحه.

آره، ولی... گوش کن به من. این به صلاحه.

بهش گفتی چرا اینجاییم؟

تو گفتی؟ قسم می‌خورم من هیچی نگفتم!

تو ماموریت ما رو به خطر انداختی.

نه! تام!

اون مرده.

تو اجازه دادی ترانسپوندر رو از کار بندازن.

تو جعبه سیاه رو نگرفتی.

یک شکست دیگه، و بیشتر از چند تا چسب زخم لازم خواهی داشت.

یک.

دو.

سه.

چهار.

پنج.

شش.

طبقه بالا.

سال گذشته، برای جشن پایان سال،

کلاس ما یه تئاتر اجرا کرد.

نه اینجا.

شنل قرمزی. من نقش گرگ رو بازی کردم.

بیست و دو.

بیست و سه.

بیست و چهار.

بیست و پنج.

بیست و شش.

اشغال شده.

لعنت بهش، ویلما. حالا چی کار کنیم؟

باشه، باشه.

اشغال شده.

صبح بخیر. سلام.

قیافه‌ت شبیه کسی نیست که زیاد خوابیده باشه.

کشتی دیشب حسابی تکون می‌خورد.

و من حالت تهوع گرفتم.

حالت خوبه؟

آره.

چهل و دو.

چهل و سه.

بیا بشینیم.

چهل و پنج.

چهل و شش.

چهل و هفت.

چهل و هشت.

چهل و نه.

پنجاه!

صبح بخیر.

من سر از رختخواب لئونور درآوردم. منظورت خولیاست.

با لئونور.

با خولیا هیچی دیگه نیست؟ همونجوری که بود، یا حتی بدتر.

کجا داری می‌ری مرد؟ می‌دونم، می‌دونم.

ما رفتیم توی رختخواب، نه نوشیدنی، نه تفریح، نه هیچی.

و همدیگه رو بغل کردیم.

ریکاردو.

می‌فهممت.

لازم نیست مست باشی تا بخوای به اون زن زیبا نزدیک بشی.

خولیا چی؟ بهش می‌گی؟

اون از قبل می‌دونه. خب پس.

اون اومد تو کابینم و ما رو دید

توی رختخواب.

لعنتی، ریکاردو!

بیخیال. کاریه که شده.

نیمه پر لیوان رو ببین، خولیا.

بذار ببینیم چیکار می‌کنه. دخترا چی؟

بعد از اینکه هزار بار گفتم خولیا رو دوست دارم، بهشون چی بگم؟

پنجاه و چهار

ببین، بهشون می‌گم یه هدیه‌هایی هستن که نمی‌شه ردشون کرد.

توی داستان، گرگه خودش رو جای مادربزرگه جا زد

تا شنل قرمزی رو گول بزنه و بتونه بخورتش.

سلام.

بیا. صبح بخیر.

خوب خوابیدی؟ راستش خیلی خوب.

این کشتی واقعاً راحت و دنجیه.

حتماً شب سرگرم‌کننده‌ای داشته. فکر نکنم تو کابین خودش خوابیده باشه.

چرا خوابیدم، چون شب رو تو کابین ناخدا گذروندم.

فقط می‌تونم بگم... یهویی شد.

همین‌جوری، ناگهانی اتفاق افتاد.

فکر نمی‌کنم لازم باشه من جزئی از این مکالمه خصوصی باشم.

به علاوه، من یه قهوه دیگه می‌خوام.

با اینکه گرگه خوب تغییر قیافه داده بود

و تونست شنل قرمزی رو گول بزنه،

آخر نمایش شکارچی پیداش می‌کنه و نجاتش می‌ده.

تو خیلی خوب می‌دونستی بین من و ریکاردو چی هست.

پس فقط برای اینکه رو اعصاب من راه بری، باهاش خوابیدی، آره؟

فکر کنم تویی که نمی‌دونی بین خودتون دو تا چی هست.

وقتی منو برد توی تختش که عاشق تو به نظر نمی‌رسید.

از کاپیتان و خونواده‌اش فاصله بگیر.

مفهومه؟

هر چی برای اون اومدی رو بردار و از این کشتی گمشو.

من عجله‌ای ندارم، خولیا.

اصلاً.

در ضمن،

کابین کاپیتان دستشویی اختصاصی داره، و

تو که می‌دونی من خیلی خانوم‌پسندم.

جای خوبیه برای موندن، مگه نه؟

من فکر می‌کنم تو همون دخترک عوضی‌ای هستی که پنج سال پیش تو ژنو دیدم.

این چیزیه که من فکر می‌کنم. گرگ هر چقدرم خوب تغییر قیافه بده،

آخرش از دندوناش می‌شه شناختش.

صد!

اومدم!

اگه "حباب" ما رو پیدا کنه، دوتایی کارمون ساخته‌ست.

من زودتر این جا رو پیدا کردم.

شما به کدوم طبقه می‌رید؟

طبقه بالا.

شما اینجا زندگی می‌کنید؟

قیافه‌ات آشنا به نظر میاد.

نه. نه.

نه، اومدم دیدن یکی.

دیروز دم در داشتی با یه مرد حرف می‌زدی؟

آره.

اما

کی از گرگ بد گنده می‌ترسه؟

ولی حرف نزدیم چون منو با یکی دیگه اشتباه گرفتن.

طبیعیه که مردم تو رو با یکی دیگه اشتباه بگیرن.

یه روز میگی "دوستت دارم"

و روز بعدش می‌خوای بهت توهین شه.

کی می‌تونه مطمئن باشه تو کی هستی؟

گرفتمت!

خیلی خب.

بله. بگو.

هنوز جعبه سیاه رو پیدا نکردیم.

اما احتمالاً داخل گاوصندوقیه که ناخدا تو کابینش نگه می‌داره.

مطمئنی ناخدا به چیزی مشکوک نیست؟

نه، به چیزی مشکوک نیست، هرچند مجبور شدم از زن مُرده‌اش استفاده کنم.

مطمئنی؟ همه چیز تحت کنترله.

۵۰ ساعته توی کشتی هستی و یکی از اعضای تیم رو از دست دادی.

هیچی تحت کنترل نیست. گفتم همه چیز تحت کنترله!

دو ساعت وقت داری که جعبه سیاه رو پیدا کنی.

اگه موفق نشی، ارتباطت قطع می‌شه و باید تو کشتی بمونی.

واضح گفتم؟ دو ساعت وقت داری.

والريا اینجا قایم شده بود؟

نه.

چی کار می‌کنی پیتی؟

می‌خواستم ببوسمت، ویلما. مگه رسماً با هم نیستیم؟

حتماً یه حقوقی باید داشته باشم. مطمئنم همه‌اش وظیفه نیست.

پیتی.

نمی‌گم من برای این کار خیلی سطح بالام،

اما می‌تونم به چیزهای رمانتیک‌تری فکر کنم تا لب گرفتن تو رخت‌شوی‌خونه.

واسه اون پسری که تو رو حامله کرد که انقدر دست‌نیافتنی نبودی.

دو تا نوشیدنی و بردن تو به دستشویی دیسکو کار رو راه انداخت.

چقدر چرت و پرت می‌گی.

بذار رد شم. متأسفم، ویلما.

همین‌جا بمون. باشه.

ببخشید.

من... دنبال والريا می‌گردم.

باید به گشتن ادامه بدی. من قبلاً همه کابین‌ها رو گشتم.

تو انبار نیست چون می‌ترسه،

اجازه نداره بره موتورخونه... خب، اینجا هم نیست.

شاید تو یه کابین دیگه قایم شده.

اما این کابین یکی از پاتوق‌های مورد علاقه‌اش برای قایم شدنه.

و از اونجایی که من استلا، رامیرو و مارتا رو پیدا کردم،

فکر کنم باید برای والريا بیشتر تلاش کنی.

اما برو بیرون.

اینطور فکر نمی‌کنی؟

گوش کن.

چند روز پیش که تو درمانگاه بودی، دستت رو گرفتم.

فکر کردم ممکنه بچه‌ات رو از دست بدی. قسم خوردم اگه همه چی خوب پیش بره،

هر ثانیه از زندگیم رو وقف تو کنم.

خب.

پس بیا کارا رو درست انجام بدیم.

بیا هر ثانیه رو وقف همدیگه کنیم. آره.

اما تو جای خودمون، یه جایی بهتر از این نردبون.

The Boat subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left