As primeras 200 linias.
خیلی خب، سریال چی باشه؟ نظرهاتون رو بندازین وسط
اگه رئیسجمهور باشم چی؟ - مال کدوم سیاره؟ -
آروم پیش میریم
هر جوری که بخوای بهم بدی
پیش میرم
تو و مرک؟
...راستش
این چیه؟
نمیدونم چی بهش بگم
هیچی بهش نمیگی
این چیزیه که بهش میگی
"یه دلیلی هست که "پیامرسان رو بغل کن
یه اصطلاح نیست
حالت خوبه؟
سلام
چقدر خوبه
آخرین باری که اومدیم اینجا رو یادم نمیاد
یا آخرین باری که تو رو با کفش دخترهای بزرگ دیدم
میدونم
:پاهام میگفتن
"امشب قراره سکس کنیم یا خبر دیگهایه؟"
راستی، ناهار به حساب منه
نه، نه، نه - چرا، چرا -
خودم میخوام این کار رو بکنم
این ناهار تشکرآمیز منه
تشکر برای؟
به خاطر اینکه دوست معرکهای بودی
...خب، دیگه معرکه که نه
مزخرف نگو
بدون تو نمیتونستم از این وضعیت خارج بشم
و قرص آرامبخش
و قرص آرامبخش - و ماریجوانا -
...خب، آره، ولی
نمیتونم ماریجوانا رو واسه ناهار بیارم که
،مطمئنم اگه کیفت رو بگردیم
میفهمیم که دروغ میگی
...ضمناً یه خبرهایی
سلام - سلام -
من ایجی
پیشخدمت امروزتون هستم - باشه، سلام، ایجی -
میشه یه لحظه بهمون وقت بدی؟ - حتماً -
هرموقع آماده بودین بگین - ممنون -
ضمناً یه خبرهایی دارم
با مرک به هم زدی - چی؟ نه -
خیلی خب، تو بگو
راستش، اون جریان داره عالی پیش میره
عالیه
من ممکنه حامله باشم
وای خدا، با صدای بلند شنیدنش خیلی عجیبه
هنوز به مرک هم نگفتم
تو اولین نفری
حتی به روانشناسم هم نگفتم
احتمالاً بهتر باشه اونم در جریان بذاری
...موضوع اینه که، فکر کنم
خیلی خب، وحشت نکن
فکر کنم بخوام بچه رو نگه دارم
صد در صد با روانشناست حرف بزن
میدونم، میدونم
همیشه میگفتم هیچوقت دلم بچه نمیخواد
...ولی الان، دارم فکر میکنم
چرا که نه؟
میدونی چی میگم؟
آخه، تقریباً 37 سالمه
39سالمه
و مرک و من تو وضعیت خوبی هستیم
خیلی خب
انگار یه جورایی سرنوشت بوده
میشه یه نظر مخالف بدم؟
مرک مورنینگ رندولف رو سیخ میزنه
چی؟
و نامزد کردن. متاسفم
...این
امکان نداره
هنوز نه، ایجی
با مورنینگ صحبت کردم
حلقه رو دیدم
حلقه هم وسطه؟
متاسفم
بزرگه؟ - اهمیتی داره؟ -
بزرگیش چقدره؟ - این کار رو با خودت نکن -
بزرگیش چقدره؟ - ...تقریباً -
این بزرگیش به اندازه "ماریا کری"ـه |(خواننده آمریکایی)
...خب، اینقدر هم بزرگ نیست، اینقدره - بازم بزرگه که -
چه بدونم
به نظر من بزرگ میرسید
و زیاد برق میزد
خیلی متاسفم
چند وقته؟
چند وقته نامزد کردن؟
چند وقته که میدونی؟
زیاد نیست
چند وقت؟
یه هفته
یه هفته؟
یه هفتهاس که میدونی؟
میخواستم بهت بگم
حس خیلی بدی داشتم
نرو رو اعصابم، ایجی - دست بردار، ایجی -
ببین
درکت میکنم
ولی آدم بدذاتی که این وسطه مرک هستش
از دست من عصبانی نباش. از دست اون عصبانی باش
...به نظرم... آره
به نظرم عصبانیت کافی برای هردوتون دارم
خب، از دست اون عصبانیتر باش
یه هفته؟
...خب، نه
میدونی، اگه یه وقت
یه گوشه نشستی و به این فکر کردی که
"بیرحمانهترین کاری که نتونستی بکنی چی بوده؟"
میتونی از لیستت خطش بزنی
گم شو، ایجی
صحیح
تا حالا چیزی بوده که در موردش حرف زده باشیم
که واقعاً خوشمون اومده باشه؟
چیزی که ارزش ادامه دادن داشته باشه؟
من هنوزم از "جندهها" خوشم میاد
خب نتفلیکس داره درستش میکنه، که چی؟
دو تا کاپوتی و دو تا استیو جابز وجود داشته
واقعاً داری ترومن کاپوتی و استیو جابز رو
با "جندهها" مقایسه میکنی؟
نه، حق با توـه
من باشم "جندهها" رو نگاه میکنم
دارن درستش میکنن
نتفلیکس لامصب
دیوونگیه که تمام وقتمون رو
صرف سریالی بکنیم
که قبلاً درستش کردن
آره، آره
آخه "جندهها" رو خیلی دوست دارم
دوستدختر پدرمه
توجهی بهش نکنین
خیلی خب
شاید مهمه
.زنیکه رو اعصاب بله؟
تو آشپزخونه با پدرت نشسته بودم
و بهش گفتم، "ناهار میخوای؟
سالاد تخممرغ دارم
"سالاد تن ماهی دارم
:اونم گفت
""از سالاد تن ماهیت خوشم نمیاد
منم گفتم: "از کی تا حالا؟
"تو عاشق سالاد تن ماهیم بودی
:اونم گفت
نه از وقتی که شروع کردی"
"از مایونز کم چرب مزخرف استفاده میکنی
...لیندا - بذار تموم شه حرفم -
اونم گفت: "من با اون آشغالی که توش ریختی
"نمیخورمش
واسه همین سوار ماشین شدیم
...و اومدیم به فروشگاه تارگت
!لیندا - چیه؟ -
حرفهات هدفی هم داره؟
اون مرده
چی؟ - اون مرده -
خدای بزرگ - یا خدا -
وایسا ببینم، پدرم مرده؟ - مرده -
داشت یه شیشه مایونز برمیداشت
از اون بزرگهای مسخره
اگه الان زنده بود هم
تا وقتی که شیشه تموم میشد میمرد
...و یه دفعه این صدا ازش دراومد
شیشه از دستش افتاد و همه جا مایونزی شد
:خودشم افتاد روش، با خودم گفتم
"حالا مجبوریم پولش رو بدیم"
مرده؟ - آره، مرده -
چرا فهمیدنش اینقدر برات سخته؟
خب، الان کجاست؟ - من چه میدونم -
آمبولانس اومد و بردش
کجا؟ - من از کجا بدونم؟ -
تازه الان بردنش - خدای من -
بهترین قسمتش اینه که
من الان اینجا گیر کردم
چی؟
آره، سوئیچهای ماشین تو جیبش بودن
حالا هم مرده
و من مثل یه اسکل اینجا تو تارگت ایستادم
گفتن الان باید چیکار کنیم؟
کاری که باید بکنی اینه که بیای و من رو برسونی خونه
من نمیام دنبالت
باید جنازهاش رو پیدا کنم. زنگ بزن تاکسی بیاد
نمیتونم به تاکسی زنگ بزنم
پولها پیش اون بود. من پول ندارم
تو کی هستی؟ ملکه؟
چطوری بدون پول از خونه میری بیرون؟
دفعهی دیگه یادم میمونه که کیف پولم رو با خودم بیارم
تا اگه یه وقت شوهرم افتاد مرد
و منو توی تارگت ول کرد به امان خدا، پول داشته باشم
اون شوهرت نیست
برو درت رو بذار، خب؟
برو درت رو بذار
این بدترین روز رندگیمه
آره. آره
سعی میکنم پیداش کنم. وایسا
زنگ بزن آژانس
باید به این کار برسم - البته -
...سلام، خانم لبلانک
اون خانم لبلانک نیست
بهش بگو بره درش رو بذاره
هر موقع فرصتش پیش میاد بهش میگم
No comments yet. Be the first to leave one.