As primeras 118 linias.
بالاخره اومدی، کلهخر.
ناچوهامون کو؟
ناچو نگرفتم، باتهد.
به جاش اینو گرفتم.
آره، ببین؟
نگاه کن.
چرا اون کارو کردی، سوراخ کون؟
ناچو میخواستم. - نمیدونم.
همینجوری دیدمشون، و، ام، تا حالا نخورده بودم،
میدونی، خوب به نظر میاومدن.
لعنتی، بیویس.
خب، بذار امتحانشون کنم، بعداً به حسابت میرسم.
همین رو میگم دیگه، ممهم.
خوبن، آره.
عالیه.
خدا لعنتت کنه، بیویس.
اینا افتضاحن.
انگار سبزیجاتن یا یه همچین چیزی.
نه، نه، نه، خیلی خوبن.
آره، ممم.
آره، عالیه که، ام، آدم لباش مور مور میشه.
میدونی چی میگم؟
دیدی؟
اوه، نه، نمیشه.
آره، میشه.
اصلاً لبام رو حس نمیکنم.
آره، خوشمزه است.
اوه، بیویس؟
آره؟
چیه؟
ممم، خیلی خوبه.
اوه، تو انگار زشت شدی یا همچین چیزی.
یعنی، البته همیشه خیلی زشت بودی، پس،
بیخیال، فکر کنم.
باتهد، میتونی کمکم کنی این مغزها رو از اینجا دربیارم؟
دستام دیگه به دلایلی تو قوطی نمیره.
اوه، خب.
حدس میزنم فقط بریزمشون اون تو.
ممهم.
اینقدر خوشمزه است، زبونم داره گنده میشه.
داره کل...
کل گلوم رو پر میکنه.
کل چی رو داره پر میکنه؟
بیویس، توله سگ زشت.
من از کجا باید بدونم تو چی میگی
وقتی یه کلمه از حرفات رو نمیفهمم؟
ممم.
خیلی خوبه.
اوه-- آه، خب.
حالا دیگه هیچوقت نمیفهمم زبونش داشت چی رو پر میکرد.
میرم یه ذره ناچو بگیرم.
ها.
بعضی از این دخترا شبیه اولیویا رودریگو هستن، میدونی؟
مثل اون یکی.
ببین، و اون یکی.
میفهمی چی میگم؟
اوه، همهشون اولیویا رودریگو هستن، کلهخر.
ووه، واقعاً؟
حالا ببین، اینکه خودش رو تو این ویدئو گذاشته
هی و هی به این شکل، این
مثل اینه که داره کار ۲۰ تا دختر جذاب دیگه رو ازشون میگیره.
این ناعادلانه است.
آره، واقعاً.
خراب کرده.
میدونی، برای دخترای جذاب به اندازه کافی سخته که کار پیدا کنن.
یعنی، فقط نگاه کن دور و برت رو.
هیچوقت به نظر نمیاد که دارن کار میکنن.
درسته.
چون دخترای جذاب یه «سمگما»
بهشون چسبیده یا همچین چیزی.
اوه، آره، آره.
چون جامعه اونا رو «سمگماتیزه» کرده.
و بعدش اونا مجبورن، مثلاً، یه دختر جذاب باشن برای، مثلاً،
۵۰ سال فقط برای اینکه بتونن یه خونه بخرن.
درسته، بیویس.
و دخترای جذاب کارهایی رو میکنن که بیشتر آمریکاییها
حاضر نیستن انجام بدن.
آره، آره، دقیقاً.
کار.
میدونی-- میدونی، جدای از شوخی، میدونی،
اگه من، مثلاً، یه کلون داشتم، من مطمئنم
میتونستم حسابی بزنمش.
آره.
فقط خودت رو میتونی بمالی.
اوه، آره، آره.
آره.
یه لحظه صبر کن.
الان یه چیز دیگه به ذهنم رسید.
خب مثلاً، اگه یه کلون داشتم و بعدش کلون رو دستش مینشست
تا دستش بیحس شه، و بعد باهاش کیر من رو میمالید،
اونوقت حس میکردم یه نفر دیگه است، آره.
لعنتی، بیویس.
تو یه نابغهای.
باید کلون بشیم.
آره، آره.
آره، هر چی زودتر.
حالا، شما به چیزی که بهش میگن شوک آنافیلاکسی دچار شدین.
خوششانس بودی که فقط یه ساعت طول کشید تا یکی پیدات کنه
و به اورژانس زنگ بزنه.
آره، باحاله، آره.
فکر کنم به آجیل یه واکنش شدید نشون دادی.
آره، مغز.
آره، من مغز دوست دارم، میدونی.
یکی از کارهاییه که خیلی دوست دارم.
میدونی چی میگم؟
مغز.
حالا، امروز آجیل خوردی؟
در واقع، آره خوردم.
تو حموم بود.
میدونی، یه جورایی از پرده حموم استفاده میکنم
و یه کم نرمکننده، میدونی.
ها.
هر چند وقت یه بار آجیل میخوری؟
اوه، نمیدونم.
بعضی وقتا، مثلاً روزی چهار پنج تا مغز یا یه همچین چیزی.
و وقتی آجیل میخوری، چه حسی داری؟
اوه، یعنی، میدونی، خوب.
واسه همینه که انجامش میدم. آره.
No comments yet. Be the first to leave one.