As primeras 183 linias.
مروری بر قسمتهای قبلی "استپ آپ"
من میدونم کی ایست-او رو کشته
و اگه چند هفته پیش چیزی میدونستی
همون موقع باید میگفتی
این سند هایواتره
چند تا قرارداد که کنترل همه چیز رو بهت میده
خانوادهات چی فکر میکنن
درباره همهی اینا، اَنجِل؟
ما میتونیم با هم روراست باشیم
راجع به هر چیزی
یعنی، یه چیز هست
اون رپر جدید، سنت کلیپ رو میشناسی؟
اون مارکیزه
تو فکر میکنی داغترین رپر جدید شهر
دوستپسر سابقت بوده؟
این آهنگ، "انتخاب نشده"، میتونه بشه
آهنگ سال
از کجا اومده؟
این زندگی منه. این داستان منه
این "انتخاب نشده" است.
اون عوضی سیج
این بازی مسخرهی لعنتی اونه
من یه فکری براش دارم
اون شریک رقصت نیست؟
اون اونجا چه غلطی میکنه؟
بیخیال
بهت گفتم
اگه اونقدر عمر کنی، همه چیزو میبینی
ولی اینو داشته باش
دیجی، این آهنگ منه! صداشو زیاد کن!
به سلامتی! بله آقا
اوه، هی، همه!
هی، دیجی، بترکون بترکون، بترکون
هی، همه جمع بشین!
من یه حرف سنگین دارم که باید بزنم
اوه، وایسا، وایسا، وایسا. وایسا، وایسا، وایسا
قبل از اینکه حرف سنگین یا هر چیز دیگهای بزنی
من میخوام یه... هوم
لیوان رو بالا ببرم و یه نُوش بگم
استاندار اجازه صحبت داره
سیج، تو و حمایت مردمیات
این کمپین رو جلو بردید
وقتی حتی DNC هم به ما اعتقاد نداشت
به خاطر توئه. قدرت ستارهای تو
آه، باید همین جا متوقفت کنم
این - با کمال احترام، این لحظه درباره من نیست
سیج رایزینگ ما رو وارد بازی کرد
ولی ما یه مبارزه طولانی تا روز انتخابات داریم
اجازه بدید بگم که نمیتونم افتخار بیشتری کنم که پشت سرتون هستم
همونطور که این ایالت رو برای مردممون پس میگیرید
به افتخار ایمان
ایمان!
و به افتخار همه کسایی که با ما بالا میرن
این ما رو بالا میبره. وقت ما الانه
آره؟ آره
آره؟ آره!
خیلی خب، پس بزن بریم!
دیجی، آهنگمو دوباره زیاد کن!
تو باید اون بیرون سرگرم بشی
نه اینجا با من
من دقیقاً جایی هستم که میخوام باشم
هی، موزیکو شروع کن
اوه، لعنتی. یه گرمی-- یه گرمی؟
هووو! چی؟ بزن بریم!
آمادهای که تو گرمیها بترکونی
جلوی چشم تمام دنیای لعنتی؟
من؟ من؟ خودت میدونی. آه
درسته؟ آه، بله
بالاخره، دنیا قراره "انتخاب نشده" واقعی رو بشنوه.
امم. چی؟
این شاهکار توئه. نه
ما باید "تسخیر تاج و تخت" رو اجرا کنیم. میدونی که اون چیزیه که منو معروف کرد
به درک سیج. به درک سنت کلیپ، باشه؟
هیچ بزدلِ لعنتیای با ماسک قرار نیست داستان زندگی تو رو بدزده
وقتی بیست میلیون نفر آهنگ "آنچوزن" تو رو بشنون،
باور کن میفهمن این مال توئه، باشه؟
آره. ببین این همه چیزا رو...
این همون چیزیه که وقتی گرمی بهت جایزه میده، اتفاق میافته
جایزه بشردوستانه یک عمر فعالیت
رفقا دارن برام کریستال میفرستن
اونایی که از سال ۲۰۰۲ ازشون خبری نداشتم
"تبریک میگم، داداش."
داداش، برو اون ور بابا، دوزاری!
ولی نوشیدنیهات رو میخوریم.
ما داریم جشن میگیریم که تو با من اجرا میکنی
تو گرمی.
محشر میشه.
هی، سیج، ممنونم
ولی، خب، دیگه وقتشه که من غیب شم.
امم، نه، نه. میتونه یه درآمد خوب باشه.
حدود ۷۵ هزار تا.
لعنتی! حتی پول هم نه؟
جداً میگی؟ باشه.
باشه، در مورد اِنجل چی؟
سیج، تو آتلانتا چیزی جز دردسر واسه من نمونده
و هرچی بیشتر بمونم، واسه اِنجل هم دردسره.
ببین، سیج، ممنونم رفیق.
مرسی، ولی... فکر نکنم بتونم ریسک کنم.
منصفانهست.
آه-ها-ها-ها، ریری!
هی، اگه بفرستمش رو پیغامگیر، میکشتم.
اوه، باید این تماس رو جواب بدم. پیشنهادم هنوز پابرجاست.
فکر کن در موردش. ری؟
باشه. هی، عزیزم.
منظورت ریریه؟ آره، آره متوجه شدم.
با ریحانا حرف میزنی؟ چی؟
میخوام برند هایواتر رو تغییر بدم
به آکادمی هایواتر اسپارتیکا.
میخوام سراسری بشم.
اُدالیهای بعدی رو پیدا میکنیم و پرورش میدیم.
ریگوهای بعدی. دیویسهای بعدی. هرجا که باشن.
وای. میتونیم این کارو بکنیم؟
جیمی، من تو این کار خیلی خوبم.
هایواتر اینجا اثبات این ایدهست.
اول آمریکا رو میگیریم. بعد دنیا رو. توکیو. برلین.
لندن. بله.
پررونقترین بازار تو کره زمین.
در مورد سیج چی؟
اون همینجوری هایواتر رو ول نمیکنه بره.
کجا میری؟
پول خودش به دست نمیاد جیمی.
سیج رو بسپر به من.
بزن بریم، و دست بزن. هی!
بیار جلو. چک!
خب، من یه پیشنهاد برات دارم.
چرا تو گرمی منو معرفی نمیکنی؟
میتونه ضربه آخری باشه که کمپین لازم داره.
آره، چه فایدهای داره این همه شهرت پیدا کنم
اگه قرار نباشه قسمت کنم، درسته؟
شوخی میکنی؟
این یه شهرت ملی متحولکننده خواهد بود.
دقیقاً همون چیزیه که داشتم بهش فکر میکردم.
حدس میزنم یعنی خیلی دوست دارم.
هی، پاپ، خوبه.
پس بذار یه لحظه باهات حرف بزنم. باید اینو درست انجام بدیم. باشه.
پنج، شش، هفت، هشت.
کاری که میکنی شگفتانگیزه.
اصلاً چجوری به ذهنت میرسه؟
من تمام عمرم به روتینها فکر کردهام.
تو این مرحله دیگه مثل نفس کشیدنه.
اینقدر آسونه، ها؟
نه، در واقع، من هنوز رو هر حرکت و چرخش وسواس دارم.
همونطور که شبها غلت میزنم و این ور اون ور میشم.
آه، پس تو فقط این ور اون ور میشی
تنهایی اون تو، آره؟
امم، فکر نکن میتونی با این یه جمله از من چیزی بگیری، باشه؟
من هیچی فکر نمیکنم. اِمهم. من حواسم بهته.
زرنگ نیستی.
من چه غلطی کردم؟
اُدالی؟
بابا!
اِنجل یادش رفت بگه تو خیلی جذابی.
تو باید برادر اِنجل باشی. بله. جیجی، رفیق.
خوشبختم. اوه، خوش اومدید.
آره، خوبه.
اگه اینجا یه مدت بمونم مشکلی نداری؟
آره. البته.
باید یه سری وسایل بردارم، ولی خب
میخوام وقتی اومد سوپرایزش کنم.
چی لازم داری؟
آه، مثلاً یه اسلحه.
نه. اوه! آره. آره. آره. آره.
نه، من فقط شوخی میکنم.
ولی-ولی اینجا آمریکاست، مگه نه؟
مگه به نوزاد که اسلحه نمیبندن
و بعدش از بخش زایمان بیرونش میکنن؟
نه، نه؟
میدونی، این راسته.
در واقع، پسری که اِنجل باهاش قرار میذاشته...
همیشه اسلحه با خودشه
اَه. ببخشید
نه، نه. چی؟ میتونی بهم بگی. بگو
خب، اون واقعاً آدم خوبی نیست
صادقانه بگم، این اولین بار نیست
که با یه آدم مشکوک دوست شده
فقط دردسره با اون
اوم
ولی با این حال، به خاطر همینه که دوسش داریم، مگه نه؟
آه. باشه
جیجی!
چی؟
من الان اینجام
اوه، اوه. منو فراموش کردی. محاله، بابا
No comments yet. Be the first to leave one.