As primeras 91 linias.
صدای جیرجیرکها. صدای ترقترق آتش.
دستگاه کودک:
کیتی:
هیلی:
ماتئو:
وقت بیدارباشه.
صبح بخیر، اردونشینها! جینا هستم.
و این هم تینا، با اعلانات صبحگاهی شما.
فکر امروز: اگه بار اول موفق نشدید...
چتربازی رو امتحان نکنید.
(هردوشون میخندند)
جینا: بعضی از بچههای کمپ ما هنوز مهارت زبانی ندارن
تا چیزی که میخوان رو تو جملات کامل بگن.
و اونا به ما اعتماد کردن که مراقبشون باشیم.
اونا از شجاعترین بچههای دنیا هستن.
ماتئو:
جینا: همه بچههای اردو از دستگاههای تولید گفتار به عنوان صداشون استفاده میکنن.
صدای خودکار: نیکل. پنج سنت.
بعضیهاشون با زبان اشاره حرف میزنن.
بعضیهاشون اشاره میکنن، ژست میگیرن و از بدنشون کمک میگیرن.
اونا انواع و اقسام راهها رو برای صحبت کردن پیدا کردن
و برای برقراری ارتباط با دیگران.
صدای خودکار: نزدیک.
در.
شام.
کیتی:
صدای خودکار: نام...
من...
...است.
کیتی.
صبح بخیر، کیتی.
صبح بخیر.
از.
جینا: بیشتر بچههای ما هر روز با بچههای عادی مدرسه میرن.
جینا: اینجا، اونا مثل بقیهان.
ماتئو:
صدای زنانه: اوه، چه عالی.
ماتئو:
استفاده از دستگاههای AAC کلی چالش داره.
باتریهاشون ضعیف میشن.
از کار میفتن.
کلی تمرین میخواد.
همه اطرافت باید از اون دستگاه AAC استفاده کنن.
صدای خودکار: پنجره پیام. پنجره پیام.
صدای زنانه: داره اسکن میکنه. -صدای خودکار: سوال بپرسید.
پنجره پیام.
پنجره پیام. پنجره پیام.
کریستینا:
اون الان داره از چیزی که ما بهش میگیم "سوئیچهای مجاورتی" استفاده میکنه،
پس اونا نزدیکشن. وقتی سرش رو به سمتشون حرکت میده،
اون حرکت رو تشخیص میدن و همین باعث فعال شدنشون میشه.
خب، یکی جعبهها رو حرکت میده، و وقتی به ردیف مورد نظرش رسید،
از سمت دیگه استفاده میکنه و اون مثل یه انتخابگر عمل میکنه.
کار خیلی سختیه. -صدای خودکار: پنجره پیام.
پنجره پیام.
جینا: صبر واقعاً مهمه.
من نمیتونم همینجوری برم پیش یه بچه اردو و بگم،
«هی، بگو دیشب چیکار کردی؟»
بچههای اردو باید فکر کنن چی میخوان بگن،
و بعد اونو میسازن.
صدای خودکار: د...
ای...
و...
ما میخوایم اونا بدونن که صداشون شنیده میشه.
صدای زنانه ۱: باید بگی.
لئو: خمیردندون.
صدای زنانه ۲: میتونی صدات رو یه کم بلندتر کنی، عزیزم؟
خمیردندون؟
خمیردندون تو اورئو بود؟ (میخنده)
جینا: به نظرم ما معمولا بچههایی که بدنهای پیچیدهای دارن رو دستکم میگیریم.
ما بچههای فوقالعاده خلاق و باهوشی داریم.
و بچههایی هم داریم که در تقلا هستن.
اونا فقط بچههای عادی هستن.
لئو:
تمرکز اصلی اردو روی بخش سوادآموزیه،
بر اساس کارهای دکتر کارن اریکسون و دیوید کوپنهاور.
فکر کن پودل چه شکلیه.
پودل کوچیک به نظر میاد.
پودل پشمالو به نظر میاد.
دکتر کارن: ما کمپ ALEC رو شروع کردیم
چون میدونستیم یه گروه از بچهها هستن
که کلی پتانسیل دارن اما ازش استفاده نمیشه
تو یه محیط مدرسه معمولی.
دکتر کارن: اگه برای حرف زدن با دنیا از کامپیوتر استفاده کنی،
تنها راهی که میتونی هرچیزی که میخوای رو بگی،
اینه که من بهت املا یاد بدم.
کمپ به ما این امکان رو میده که معلمها، آسیبشناسهای گفتار و زبان،
و انواع دیگه درمانگرها رو جمع کنیم که واقعاً ارزش
استعدادها و موهبتهای این بچهها رو میدونن.
معلم: لئو، قبل از اینکه یه سرنخ بدیم، حدسی راجع به حیوون داری؟
لئو:
No comments yet. Be the first to leave one.