As primeras 200 linias.
رایریکن
این خیلی برات بزرگه
نه، خوبه
تاحالا هرچیزی که پوشیدم برام بزرگ بوده
بنظرم حالا دیگه آماده ای
قبل از اینکه اینکارو شروع کنیم باید یه چیزی رو بهت بگم
مشتریای ما خدایان ما هستن
نه، منظورم اینکه، اونا مثل خدا میمونن برامون
با مشتریا خوشرفتار و مودب باش
رسمی حرف بزن
دریافت شد
باید بگی، بله قربان، فهمیدم
البته مجبور نیستی تمام مدت اینکارو بکنی
ولی وقتی باماهم کارمیکنی باید باهامون رسمی و مودب صحبت کنی
بله، قربان، فهمیدم
عزیزم، چیزاییکه باید بدونه رو بهش بگو
باشه
بیا با نحوه ی ابتدایی خوشامدگویی مشتریا شروع کنیم
خب حالا خوب به من نگاه کن
من الان نباید کاری انجام بدم؟
تماشا کردن هم بخشی از کارته
باشه
منظورم، بله، خانوم، فهمیدم
رایریکن
خوشومدید
قسمت هفتم
آنزو-چان حالا یه خوشامدگوئه
متشکرم
لازم نیست این همه به خودت فشار بیاری
این دیگه خیلی راحته
ما حالا دیگه مشتری نداریم
پس بیا منوها رو نگاه کن و ظرف شستنو یاد بگیر
بله، خانوم، فهمیدم
گوشت خوک دوبار-پخت شده 800 ین!؟
من با این میتونم 8تا کاسه نودل بخرم!
!دستمال
منم میخوام
خیلی خب, بزار وقتی مشتری اومد, اینو امتحان کن
بله، قربان
خوشومدین
ها، اینکه آنزو-چانه
نیتا
چرا اومدی اینجا؟
اومدم یه چیزی بخورم
آنزو، رسمی باش
اوم ...
میتونم سفارشتونو بگیرم؟
البته، من یه رامن و برای دوستمم یه گوهان لطفا مترجم: گوهان یا چاهان غذایی است که موادش ازتخم مرغ، روغن، نمک و فلفل و همچنین کالباس، میگو، خرچنگ و بکون (گوشت خوک ورقه شده) و سبزیجاتی مانند ذرت، فلفل دلمهای و نخود سبز تشکیل شده
من خوک دوبار-پخت هم میخوام
دوبارـــ
فکنم باید خیلی پولداری باشی
داری بهم توهین میکنی؟
یه رامن, یه گوهان, و یه خوک دوبار-پخت
بسیار خب
راستی، آنزو-چان ...
حتی اگه خانوم گفت که رسمی باش تو میتونی این کارو بطور طبیعی با آدمایی که میشناسی انجام بدی
پس اون شخص مثل خدا نیست اما یه شخص عادیه؟
واقعا، اون داره بهم توهین میکنه؟
بفرمایین اینم غذاتون
راستی اصلا چرا اینجایی؟
اونا منو اینجا قبول کردن
ها، این خبر خوبیه
ببخشید
دارم میام
پس اون داره کار میکنه، ها؟ کارش خوبه
اون اصلا شبیه هینا نیست
لعنت
درمورد اون فکر نکن
خوشمزس
بابت غذا ممنونم
میخوای پول مشتری رو حساب کنی؟
بله، خانوم
با این انجامش بده
بله، خانوم
کلش میشه 1500ین!
باشه
فکرمیکنم به زودی به اندازه کافی میفهمی ولی جای عجله نیست
پول
اون دختره چی شد؟
فکرکنم پول نقد زیادی دیده بود, به خاطر همین زده بود به سرش
رستوران چینی رایریکن
آنزو چان, چطوری باید ظرفارو آورد؟
اوه، تو میتونی اون چابستیکا رو دور بندازی
عه مگه اینا رو نمیشوریم که دوباره استفاده کنیم؟
نه، نمیخوایمشون
اوه
شیگه-سان بهم یاد داده بود که اگه بشوریمشون دوباره میتونیم ازشون استفاده کنیم
خاک به سرم ...
انگار آدمای زیادی دور و برت هستن
یااینکه بهش گفتم, اما انگاری تقریبا اون چیزایی رو که گفتم رو باید همشونو رد کنم
رستوران چینی رایریکن
کار امروزت خوب بود
فکر میکنی بتونی به اینکار ادامه بدی؟
بله
من سخت کار میکنم
منظورم اینکه سخت کار میکنم، قربان
ما دیگه الان تو ساعت کاری نیستیم پس میتونی راحت باشی و رسمی نباشی
آنزو-چان، برو به دوش بگیر
آب برای دوش گرفتن گرم شده
چشم
میدونی چطوری باید از دوش استفاده کنی؟
بله
این آب که سرده
اما من همیشه تو پارک دوش میگرفتم
مشکلی باهاش ندارم
میدونی، تو میتونی از آب گرمم استفاده کنی
اینجا آزادم که چراغو روشن کنم!
واقعا دیروز اینجا رو ندیده بودم اما این اتاق منه
این مثل یه خونه همه چیز تموم میمونه
یاس-سان، شیگه-سان، دوستان ...
میخوام سخت کار کنم ...
آنزو
آنزو
سوال: پان یعنی نان اما چه نوعیش رو نمیشه خورد؟
بغیر از ماهیتابه
یه نان و یه غذا
هرچند اون هنوز داره میخورتش
خب، حالا هرچی
ماهیتابه چدنی
همچنین، ماهی فلس دار
بینگو
همچنین، ماهی فلس دار
نیتا-سان!
بینگو
نیتا-سان!
نیتا-سان!
تو همیشه که داری سر کلاس میخوابی!
!همشونو از برم
تو اصلا تو مدرسه چیکار داری میکنی؟
واسه همینه که تو امتحانا همش رد میشی!
نیتا-سان، داری گوش میدی؟
جرات نداری تو روصورتم نگاه کنی!؟
میدونی، سرزنش کردنت اصلا منو خوشحال نمیکنه!
!من تو رو از این عشق جانسوز نجاتت میدم
تو هیچ وقت معلم دیگه ای که این همه مثل من دلسوز باشه نمیتونی پیدا کنی
و به سختی تلاش میکنه که تو کارت حرفه ای بشی!
من چیکار کردم!
یکم بیشتر، لطفا
من باید برا بقیه هم نگه دارم
چقدر خسیسی
تو مشکلت چیه!؟
مدرسه کسل کنندس
تو کسی هستی که میخوای به مدرسه بری
اگه مدرسه برات خسته کنندس یه کار کن که بهت خوش بگذره
ما میخوایم اعضایی رو برای شورای دانش آموزی انتخاب کنیم
اگه دوست دارین میتونین با خانوادتون در میون بزارین
تمام
آه دوباره آب دهنش در اومد
هیتومی تو واقعا برای اینکار خیلی مناسبی تو باید عضو شورا بشی
نه من هیچوقت نمیتونم
تو برا اینکا بهتری، سایو-چان
حتی عینک هم میزنی
داری باهام شوخی میکنی؟
شورای دانش آموزی چیه؟
اوم ...
توش میتونی بودجه و مسائل دیگه رو مدریت کنی
و یا قوانین جدیدی برای کلاسا بزاری
حداقل تو مانگا
پس، تو مثل رئیس مدرسه میشی
یه شخص با قدرت
این شورای دانش آموزیه؟
خب، رئیس رئیس شوراس دیگه
تو فقط داری از طرف خودت حرف میزنی
اوه، اصلا ولش کن، این فقط هیناس
یه شخص با قدرت ...
من قدرتمندم!
من رئیسم!
من قوانینو تعیین میکنم!
لعنت, نمیتونم با قدرتت دربیافتم
آی! آی!
خیله خب، کسی میخواد برای شورا داوطلب بشه؟
اوم ...
کسی دیگه نیست؟
هیچکی؟
لطفا؟
نیتا-سان ...
تو دیوونه ای!؟
بـ - باشه، پس نیتا-سان هم داوطلب میشه
هینا-چان به چی داری فکر میکنی!؟
من میخوام رئیس شورا بشم برا اینکه قدرتمند بشم
رئیس شورای دانش آموزی!؟
اینا همش به خاطراین بود که تو بالبخندت منظورتو رسوندی, کنگو کون!
من!؟
صبرکن، فکر کردم فقط سال اولیا میتونن عضو بشن
صبرکن
این میتونه سرگرم کننده باشه
بسپرش به اون
سایو-چان ...
دفتر کارکنان
خب، پس تو هفته آینده تو کلاس سخترانی میکنی
از پسش برمیای؟
بزارش بعهده خودم
هیچوقت اینقدر نگران نبود در تمام طول دوران تدریسم بزارش بعهده خودمو زیاد شنیدم
تو از دانش آموزای کلاست زیاد کارمیکشی, هاه, استاد ماتسوتانی؟
اون فقط بهم خندید
ها؟
هینا-چان، چی داری مینویسی؟
اوناییکه برای ریاست شورا داوطلب میشه باید یه سخنرانی بکنه
این پیش نویسمه
من میخوام بدون سرزنش شدن بخوابم
No comments yet. Be the first to leave one.