As primeras 200 linias.
چیکار میکنی، بچه؟
.میرم بیرون
،فکر کردم توافق کردیم وقتی من غذا پختم .غذا میخوری
منم فکر کردم توافق کردیم .روزهای هفته نوشابه نمیخوریم
.ظرفت رو بذار توی سینک - .ممنون -
.سلام، چدار
.تا نیمهشب بر میگردم
.کارهای بد نکنی - .میخوام درس بخونم -
.نه درس نه مواد - .دوستت دارم، عمو فرانک
،تو فکر بودم قبلش چندتا فور لوکو بگیریم؟
.شاید بهتره تو مست نبودن انجامش بدیم
...آره
...خب، همه چیز رو حس میکنیم
میدونی؟
قبلاً فکر میکردم از دست دادن باکرگی یعنی یه پسر بهت دست بزنه
.واسه اولین بار
.حتی اگه فقط دستت رو بگیره
فکر میکردم تو کودکستان .باگریم رو از دست دادم، به خدا قسم
اگه آماده نیستی .لازم نیست انجامش بدیم
...کلیدهای بابام رو کِش رفتم
باکرگیت رو .رو یه تخت کالیفرنیا کینگ میگیرم
.یه چیزی میریزم روت
.هر کدوم رو دوست داری انتخاب کن
.آمادهسازی رو انجام میدم
میدونی چقدر برام خاصی، درسته؟
.بیا اینجا
.بوی خیلی قشنگی میدی
.بسه
!بسه
!یه نفر به دادم برسه لطفاً
کسی نیست؟
!کمک
.نمیدونم چیشده .خواهش میکنم، یکی کمکم کنه
سابقهاش چی؟ - .باهام بمون، لطفاً -
دارویی مصرف میکنه؟
ترجمه از سروش و امیرعلی
.پاشو خوابالو! کارت دیر شده - .بیدارم -
.ساعت هفت و نیمه - .ای تُف -
،به خدا !هیچکس حتی متوجه رفتنت نشد
چیه؟
چیشده؟
چه خبر، فرانکنشتاین؟"
خوب شد مجبور نشدن ".ممههات رو هم ببُرن
.عمراً !یکم احترام سرت بشه
.فقط یهویی حملهی قلبی بهت دست داد
،اعضای داخل بدنت رو بُریدن
اعضای بدن یه دختر مُرده رو ...داخل بدنت قرار دادن
ساشا؟
.هی، ساش
ساشا، خوبی؟
تو کلاس نمیخواستم ...برات یادآوری کنم، فقط
.خوشم نمیاد مردم باهات در بیوفتن .همین
هی، میتونم یه سؤالی ازت بپرسم؟
حس... متفاوتی داره؟
انگار، میشه تشخیص داد اعضای یکی دیگه است؟
.باشه، جواب نده .این بیرون میمونم تا بیای بیرون
.اذیت نکن
...میدونی
،هر چی بیشتر باکره بمونی .ممههات دیرتر رشد میکنن
واقعیت داره! تابستون بعد از .کلاس هفتم دیدی چه اتفاقی برام افتاد
هر بار لباس تنگ میپوشیدی .یه سونیک برگر مجانی میخوردیم
.درسته
بیست و پنج سنتی داری؟
.نه
.شرمنده
.بدجوری اون کرانچی فلفلیها رو میخواستم
.حالا هرچی
...و
.قضیه من نیستم
.آمادهام از دست بدمش .آماده بودم
.مشکل تیجیـه ازم دوری میکنه
،و هر بار باهاش میگردم
.فقط خیلی... نرم باهام رفار میکنه
.ببخشید بهت صدمه زدم؟
.نه
.باشه .ترسوندیم
.نترس
.باشه
.بیا اینجا
.صبرکن هی، خاموشش میکنی؟
.دوست دخترم تازه جراحی قلب کرده، داداش
چیکار میکنی؟
میبینی؟
یکم سیگار قرار نیست قلبم رو بشکنه همینطور اینکه تو
.دوباره بهم دست بزنی
منظورت چیه؟
میگم سه ماه گذشته .و هنوز حتی ازم لب هم نگرفتی
...آخه
.فرانک دوشنبه کار لیست موجودی داره
.کل شب نیستش
مطمئنی ردیفی براش؟
پس به گمونم دوشنبه .روز موردعلاقهی جدیدم از هفته است
.باید برم
هی، تیجی؟ - چیه؟ -
.بهتره قبلش یه دور واسه خوابیدن بدوئی
چی میگی؟
.آره
.سلام، پافر
.ساشا، یه لحظه بیا اینجا
.این بنـه ...بن لافیور
...پدر دختریه که - .اهداکنندهی قلبت -
.باشه
.اسمش بکی بود ...خب، ربکا، ولی
.نمیخواست اینطوری صداش کنن .گفت شبیه توهینه
.بچگیهاشه
.لُپهاش
.همین رو بگو
شبیه گلابی هستن، درسته؟
ببین، میدونم کلی قوانین ...سفت و سخت تو این باره هست
...ولی گاهی
قوانین فقط وجود دارن تا نذارن .دقیقاً حسی که باید رو داشته باشیم
...و شاید اینطوری ملاقاتمون
...رو در رو
.باید میافتاد
...گفتم شاید
.نمیدونم چی فکر کردم
...ولی یه معنایی داره
.دیدنت
دیدن دختری با قلب .خارقالعادهی دخترمون
.باشه .باشه، ممنون
.ببخشید
.هی
نظرتون چیه شنبه شب این هفته
به صرف شام بیاید خونه ما؟
...زنم، نانسی .خیلی خوشحال میشه
.جفتمون میشیم، واقعاً
یکم... بهش فکر میکنیم، باشه؟
...آره، کاملاً. بفرمایید
.یه کارت بهتون میدم
.آدرس خونمون پشتش نوشته شده
.کریستال ولی
،باور کن
.نتونستم اونجا بزرگ بشم
.ممنون سر زدی، بن
.متشکرم، مرد - .ممنون، فرانک -
.خیلی سپاسگزارم باهام ملاقات کردی
...اون
عجیب بود، نه؟
.نمیرم خونهی اون مرده
خبر داری
چه اتفاقات عجیبی باید میافتاده
تا اون قلب رو بگیری؟ تو چهار ساعت، تمام دنیا
باید با همدیگه دست به یکی میکرد .تا جونت رو نجات بده
.هی، ساشا .هی
.خواهش میکنم، فرانک
انگار همینجوریش هم .کلی عذاب وجدان ندارم
حالت اینطوری بوده؟
...سعی داشتم باکرگیم رو از دست بدم
.شبی که اتفاق افتاد
میدونستی؟
قلبم خیلی تند میتپید پس ،بلافاصله قبلش، فکر کردم به خاطر اعصابه
،یا آبجوی دکتر پپر یا یه چیز عادی .میدونی
...ولی
...حالا باید یه کلاس رو دوباره بخونم
مثل 60سالهها .تا آخر عمرم قرص بخورم
،و اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره .احتمالاً باکره میمیرم
فقط میخوام .همه چیز مثل قبل بشه
.آره
.دوستت دارم، ساشا
.خودت میدونی
.ولی فکر میکنم اون کشتی دیگه غرق شده
.رفته
واقعاً؟ - .آره -
خب، چی بگم؟
...تمام حرفم اینه
.شاید بهش شام مدیونیم
فقط بهش فکر کن، باشه؟
.باشه
...بر میگردم داخل و و میذارم
.برگردی به کارت
.خاکگیر، یه دلار - .فقط نادیده بگیرش -
.بیخیال، فقط یه دلاره
.خواهش میکنم
.نیاز داری
.بگیر، خانوم
،از چک بعدیت کَمش میکنم .امیدوارم در جریان باشی
.نمیخوای داخل بدنت باشه
.نمیخوای داخل بدنت باشه
.نمیخوای داخل بدنت باشه
.نمیخوای اون دختر داخل بدنت باشه
ژاکت میخوای یا نه؟
.یه تیشرت
.ژآکت باعث میشه خیلی پولدار به نظر بیای
.لعنتی، راست میگی
.اون کسشعر رو کم کن و بیا پایین
مشکلی نداری؟
.نه، فقط بیا تمومش کنیم
.لامصب چه خونهی بزرگیه
ساشا! جلوی این آدمها .اونطوری حرف نزن
.شرمنده
.ولی پشمام. خونهی خیلی بزرگیه - .مؤدب باش -
.خوش اومدید - !سلام -
حالت چطوره، فرانک؟ - .خوبم -
.پیداش کردی - .ممنون دعوتمون کردی -
خواهش میکنم. سلام، ساشا، چطوری؟ - .خوبم -
.سلام
.من مامان بکی هستم
.نانسی، ایشون فرانکـه - .سلام -
.خیلی خوشبختم
.و ایشون ساشا
No comments yet. Be the first to leave one.