Shetland

Shetland

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 5

Información d'a versión

Shetland S05E02 720p iP WEB-DL AAC2 0 x264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 2 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 22
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

این برنامه شامل صحنه‌هایی است که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحت‌کننده باشد

پسر منه. پسرت؟ دنیل.

اون به یه قایق به اسم "سیلور دارلینگ" علاقه داره.

اون قایق مال کالوم دانوودیئه.

نمی‌دونم اون پسر جوون کی بود.

و همسرم می‌تونه تایید کنه که من کجا بودم.

هر شب قبل از اینکه برم.

قضیه این جسدی که کنار خلیج پیدا شده، خیلی بده، نه؟

شما کی هستید؟ پاول کیرنان.

من اینجا رو اداره می‌کنم.

اون هفته پیش اینجا دنبال یه دختر بود.

پرنتیس بهمون گفت چیزی راجع بهش نگیم.

فکر می‌کنی پرنتیس هیز به این قضیه ربطی داره؟

اون، کالوم دانوودی و پرنتیسه تو "آپ هلی آ" دو سال پیش.

باید یه گپی بزنیم. زیاد منتظرم نذار.

داری به من می‌خندی؟!

اولیویا! وایسا، وایسا، وایسا. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

دنیل.

هرچی می‌خوان بهشون بده، لطفاً!

فقط هرچی می‌خوان بهشون بده! منو می‌کشن!

لطفاً یه راهی پیدا کن!

چرا تصور نمی‌کنی اون دختر خودته، بعد میری و پیداش می‌کنی؟

صدای تصادف

این قضیه مواد نیست.

آدمن، تاش. دارن آدم می‌فروشن.

خش‌خش رادیو پلیس

کارلا هیز. پرنتیس هم.

جیمی چی شد؟

پیداش نمی‌کنیم.

خب، بیا بریم.

کی خبر داد؟

پستچی.

ساعت هشت صبح رسید، دید در شکسته.

وقتی پرنتیس رو دید، به ما زنگ زد.

کس دیگه‌ای رو اطراف ندید؟ نه.

هیچ اثری از تقلا نیست.

مقاومتی نکرده.

فکر کنم شاید چون خواب بوده.

کارلا کجاست؟

خونه و ساختمان‌های اطراف رو گشتیم.

هیچ اثری از جیمی نیست.

خب، ادامه بدید به گشتن. نمی‌تونه دور باشه.

اگه فرار کرده باشه، ممکنه دور باشه.

تا اونجایی که ما می‌دونیم، ممکنه از جزایر رفته باشه.

جیمی این کارو نکرده.

نه به مادرش.

حالت خوبه؟

آره، خوبم.

مطمئنی؟ امم.

باید چند تا سؤال ازت بپرسم.

می‌تونه صبر کنه؟ چون گوشیم شارژ نداره.

باید برم شارژش کنم.

اولیویا.

اون خون توئه؟

صدای ضعیف افسر

اولیویا.

باید بدونم دیشب برگشتی حیاط هیزها یا نه.

رفتم زیزی رو پیدا کنم.

باشه.

خب، چی شد؟

اون اونجا نبود. نه، منظورم اینه که با هیزها چی شد؟

وقتی من رسیدم... اونا... قبلاً مرده بودن.

حتی سعی کردم کمک کنم ولی... فایده‌ای نداشت.

اینجوری... اینجوری شد که خون به آستینم... به آستینم مالید.

خب، پس چرا به ما زنگ نزدی؟

شارژ نداشتم.

خب، پس چرا نیومدی ایستگاه (پلیس)؟

یا چرا نیومدی منو پیدا کنی؟

نمی‌دونم! من...

تو شوک بودم.

چه ساعتی رسیدی اونجا؟

من از...

از مهمانخونه ساعت ده رفتم.

خب، امم...

حدود نیمه شب.

و چقدر اونجا موندی؟

زیاد نه.

وقتی فهمیدم که... بی‌فایده‌ست، من، امم...

برگشتم.

باشه، اینجا نگهت می‌دارم.

فقط تا وقتی اطلاعات بیشتری به دست بیارم.

فکر می‌کنی من می‌تونم یه همچین کاری بکنم؟

دنیل من فراموش میشه.

درست نیست.

جایی مثل اینجا...

خانواده محلی کشته شدن...

هیچ‌کس به دنیل من و زیزی اهمیت نمیده.

من اهمیت میدم.

من میدم.

در بسته می‌شود، شروع به گریه می‌کند.

کورا داره شروع می‌کنه. باشه، خوبه.

نیروها دارن ملک‌های همسایه رو دنبال جیمی می‌گردن.

اونجا رو گشتی؟

پنجره‌ها بخار گرفته‌ن.

جیمی؟!

اینجا به کمک احتیاج دارم!

صدای زنگ

این قضیه هیزها چیه؟

پرنتیس و کارلا هردو مرده‌ن.

ما هنوز دنبال جیمی می‌گردیم.

اوه، لعنتی!

الیویا لنوکس رو بازداشت کردیم.

دیشب رفته بود خونه‌ی هِیزها دنبال دخترش.

می‌گه وقتی رسیده، اونا مرده بودن.

باورش می‌کنی؟

نمی‌دونم.

یعنی... بعید نیست ازش.

تازه دیروز هم با پرنتیس درگیری داشت.

ولی خب... نمی‌تونم تصور کنم دنیل رو کشته باشه.

وایسا ببینم، فکر می‌کنی هِیزها و دنیل اوگارا به هم ربط دارن؟

اوه، واقعاً امیدوارم.

چون وگرنه دو تا قاتل روانی داریم...

...که تو شتلند می‌گردن.

رئیس!

جیمی هِیز رو پیدا کردن!

زنده‌ست؟

به سختی. خون زیادی از دست داده.

چیزی گفته؟

وقتی پیداش کردیم بیهوش بود.

خب، سندی، می‌خوام بری بیمارستان.

به محض اینکه بهوش اومد بهم زنگ بزن.

و چند تا مامور با یونیفرم بذار برای محافظت ازش.

چون نمی‌خوام هر کی این کارو کرده، برگرده و کار رو تموم کنه.

فهمیدم. کجا بود؟

پشت اون لاشه‌ی ماشین افتاده بود.

باید تمام شب رو اونجا قایم شده باشه.

معجزه‌ست که یخ نزده.

سه تا جسد تو سه روز، جیمی؟

آره، می‌دونم.

چی می‌تونی بهمون بگی؟

پرنتیس سریع و کنترل شده عمل کرده.

سه ضربه چاقو به قلبش.

تمیز و دقیق.

ولی کارلا، از طرف دیگه... اون یه افتضاحی بود.

جراحات متعدد.

قاتلتون کنترلش رو از دست داده.

خب، پس زمان مرگ چی؟

می‌تونم بگم هر دوشون حداقل ۱۲ ساعته که مُردن.

که زمان مرگ رو حدود ۹ شب نشون می‌ده.

باشه، ممنون کورا.

تاش.

می‌خوام با دنیس تو مهمان‌سرا تأیید کنی...

...که الیویا لنوکس دیشب ساعت ده از اونجا رفته.

و بعدش می‌خوام رد پاول کیرنان رو پیدا کنی.

چون می‌خوام بدونم دیروز اون آدمای هتل مَک‌بِی رو کجا برده.

بعداً می‌بینمت.

با چند نفری که قاچاق شده بودن برخورد داشتم...

...وقتی تو شِلتر کار می‌کردم، ولی راستش...

...خیلی حوزه‌ی کاری من نیست.

چی می‌خواستی بدونی؟

خب، بذارید اول با این شروع کنیم...

...که این اتفاق تو جایی مثل شتلند چقدر محتمله؟

آه، همونقدر که تو هر جای دیگه‌ای ممکنه.

فکر می‌کنی یه باند قاچاق انسان داره تو جزیره کار می‌کنه؟

شاید.

به یه هتلی برخوردم.

یعنی...

...یه مخروبه وسط ناکجاآباده. (هوم)

تو سال ۲۰۰۵ تعطیل شد.

و بعد حدود شش ماه پیش باز شد.

و تا دیروز کلی آدم اونجا بودن.

و بعد یک شبه ناپدید شدن.

خب، با هیچکدومشون حرف زدی؟ آره، با متصدی بار.

ولی خب... مثل هر کارگر فصلی دیگه‌ای به نظر می‌رسید.

تشخیص تفاوتشون می‌تونه سخت باشه.

به هر حال، بهتر می‌دونست که نباید چیزی به پلیس لو بده.

یعنی، با پلیس حرف بزنی آخرش کشته می‌شی.

چی؟

فقط باور کردنش برام سخته.

قاچاق انسان؟ نه.

که اینجا باشه.

تو شتلند. اوه، جیمی، خواهش می‌کنم.

یه نگاهی به دور و برت بنداز.

خب، پس چرا همه درباره‌اش حرف نمی‌زنیم؟

چون نمی‌خوایم.

تا وقتی توالت‌هامون تمیزه، ماشین‌هامون شسته شده...

...غذامون به موقع می‌رسه...

و تا وقتی همه چیز به اندازه کافی دور نگه داشته بشه...

...ما خوشحالیم که نادیده‌اش بگیریم.

یعنی، خدای نکرده یه چیزی به این بی‌اهمیتی مثل استثمار...

...آدم‌های آسیب‌پذیر روی زندگی ما تاثیر بذاره.

چی خنده‌داره؟

هیچی، فقط یادم رفته بود که تو اینجوری می‌شی.

چه جوری؟

پرشور. (می‌خندد)

متاسفم. نه، نه، نباش. دلم براش تنگ شده بود.

خواهش می‌کنم، هر چی می‌خوان بهشون بدهید!

فقط هر چی می‌خوان بهشون بده!

منو می‌کشن!

خواهش می‌کنم یه راهی پیدا کن!

چی پیدا کردی؟

دنیس تأیید کرد که الیویا لنوکس دیشب ساعت ده از مهمان‌سرا رفته.

و اتاق چی؟ تیم جستجو همه جاش رو گشتن...

...ولی چیزی پیدا نکردن.

یه راننده تاکسی پیدا کردم.

می‌گه دیشب حدود ساعت نه از کنار حیاط هِیزها رد می‌شده.

یه ون تو جاده دیده.

گفت چه جور ونی بود؟ نه، ولی داره دش‌کمش رو چک می‌کنه.

پاول کیرنان چی؟ (آه می‌کشد) وجود خارجی نداره.

به نظر می‌رسه که باید از هویت جعلی استفاده می‌کرده.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left