The Fable

The Fable

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Jugnuma The Fable 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KHN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Jugnuma: The Fable 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-31
Descargas: 24
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

دِو، این مربا رو امتحان کن

من دارم می‌رم بیرون، «نی»، از جوجو بپرس. اون ذائقه‌ش از من بهتره

صبح بخیر آقا. صبح بخیر منجو

جوجو! مگه پلنگ دنبالت کرده؟

صبح بخیر

۱۹۸۹ بهار

زمانی که هیچ‌کس نمی‌تونه فراموشش کنه

از اون موقع ۳۵ سال در این کوه‌های هیمالیای هند می‌گذره

این کوه‌های بی‌زمان، ابدیت رو به چشم دیدن

اما برای همه‌ی ما که اونجا در باغ‌های «تین-پاهاد» کار می‌کردیم

زندگی‌مون برای همیشه تغییر کرد

چقدر از مدرسه مرخصی داری؟ تمام تعطیلات تابستون

تعجب کردی؟

دیوونه شدی؟ انگار دانشگاه حسابی عقل از سرت پرانده

شیام‌جی، چرا زنگ نزدی؟ خودش بهم گفت صدام درنیاد

سلام منجو دای

بالاخره اومدی

نگران نباش، من میارمش

وانو، چقدر خوب شدی. تو به شیام‌جی گفتی زنگ نزنه؟

آره

از کجا بهش زنگ زدی؟ تلفن خوابگاه

این وروجک کجاست؟

وانو، حتماً گرسنه‌ای. برات صبحانه درست کنم؟

گرسنه نیستم مامان! بابا کجاست؟

مامان، لطفاً بخون

خیلی وقت گذشته

و من دارم میون صدای جیرجیرک‌ها غرق می‌شم

تو هم می‌تونی باهام هم‌خونی کنی

باشه، کدوم آهنگ؟

جیم جیم؟

«شیوهام» رو بخون! اونو خیلی دوست دارم

شیوهام

من نه ذهنم

نه منیت

من حواس پنجگانه‌ام نیستم

نه چشم‌هام، نه گوش‌هام و نه لامسه‌ام

من از فضا یا زمین ساخته نشده‌ام

و نه از آتش یا باد

من سعادت خالص و جاودانه‌ام

من او هستم، روح شیوا

من سعادت خالص و جاودانه‌ام

من او هستم، روح شیوا

سیب‌هامون این فصل فراوان خواهند بود

صبح بخیر

همه‌ی بارها رسیدن؟

سم‌پاشی از فردا شروع می‌شه

از بخش شمالی شروع می‌کنیم و تا یک ماه دیگه هر چهار بخش رو تموم می‌کنیم

بقیه هم تو راهن؟

خیرمقدم به همه‌ی کارگرهای جدید و قدیم

همه‌ی شما مورد اعتماد ما هستید

باید ۱۰ میلی‌لیتر سم رو در ۲۰ لیتر آب مخلوط کنید

به عنوان مدیر، وظیفه‌ی من بود که به همه‌ی کارگرها آموزش بدم

این باغ میوه‌ی ۵۰۰۰ هکتاری که در گستره‌ی سه کوه بنا شده بود

بزرگترین باغ اون زمان بود

ما سیب، هلو، زردآلو و آلو پرورش می‌دادیم

آقا دِو این باغ‌ها رو از پدربزرگش به ارث برده بود؛

کسی که این ملک بعد از دهه‌ها خدمت به انگلیسی‌ها در دوره‌ی استعمار، بهش هدیه داده شده بود

هر سال ماه مارس، باغ‌ها شکوفه می‌دادن

تا ماه مه، درخت‌ها اونقدر پر از میوه می‌شدن که حتی هوا هم بوی شیرینی می‌گرفت

اینجا مکان صلح و صفا بود

دوران کودکی پر از شادی بود

فارغ از هر پیشینه‌ای، هیچ فرقی بین کسی نبود

قله‌های سفید و خاموش از دور تماشا می‌کردن

و رازهاشون رو در گوش هر کسی که گوش شنوا داشت زمزمه می‌کردن

هر روز صبح در رو رو به اون کوه‌ها باز می‌کردم

ما باور داریم که کوه‌ها فقط بخشی از این زمین نیستن

بلکه سرزمینی مقدس با روحی باستانی‌ان

هر درخت و هر گیاه برای ما مثل یک فرزند بود

و از دیدن رشدشون احساس غرور می‌کردیم

که هر سال بزرگتر و قوی‌تر می‌شدن

اینجا سرزمین آرومی بود

اما ذهنِ آدم‌ها

فقط به یک تلنگرِ کوچیک نیاز داره

پیازچه‌ها رو توی یک خط بکارید

اینطوری خانم؟ بله

الکس، جک، بیاید

جو، بابا کجاست؟

منجویِ باغبان کجاست؟ برای نهال‌ها کمک می‌خواستم

با وانیا رفته اسب‌سواری

اگه دیدیشون بهش بگو زود بیاد اینجا

الکس! جک

شیرجه زدن توی هوا بیشترین کیف رو داره

وقتی مستقیم میای پایین، توی دلت انگار رخت می‌شورن

من نمی‌خوام توی دلم رخت بشورن

واقعی نیست جوجو، فقط یه حسه

اوه، یادم رفت بهت بگم، امروز دوباره یه شاهین اومد

اون خوابش می‌اومد، ولی منم خوابم می‌اومد، واسه همین مشکلی نبود

برای شامِ فردا دعوتش کن

فکر کنم برنامه‌های دیگه‌ای داره

بهش بگو من دارم می‌پرسم

برو خودت ازش بپرس

جو، کجا داری می‌ری؟ می‌رم بخشِ آ

ولی من دارم می‌رم بخشِ دی

نذار بپرن روی مبلمانِ ایوان! باشه، فهمیدم

دِو، خیلی دیر کردی

جوجو! زود بیا

از اتاقت یه مدادتراش بیار

چای هنوز داغه؟ باید گرم باشه

چی شده؟

به نظر می‌رسه یکی از درخت‌ها مریض شده

باید شاخه‌های خرابش رو هرس کرد. احتمالاً خوب می‌شه

تراش اینجا نیست. تیغ بیارم؟

کشو رو چک کن

چک کردم مامان، اونجا نیست

پس همون تیغ رو بیار

خوبه

بابا، داری می‌ری کارگاه؟

بستگی داره کی بپرسه

بال‌های جدید رو بهم نشون می‌دی؟

ببخشید خانم. برو کنار

خیلی شبیه جفت قبلی‌ان. فقط پهن‌تر و باریک‌تر

خب، قبلاً دو لایه پر داشتم

اما الان سه لایه دارم که متراکم‌تر چیده شدن

این به افزایش نیروی بالابری کمک کرده

تونستم سبک‌ترشون کنم. قبلاً از چوب نارون استفاده می‌کردم

خیلی بالاتر هم رفته بودی

به خاطر پرهاست یا چوب؟ یه جورایی هر دو

اینطوری خیلی طبیعی‌تر به نظر می‌رسه... اما هنوز کامل نیست

این جدیدها خیلی زیاد به باد بستگی دارن

اگه جهت باد عوض بشه و لنگ بزنی و بخوری به یه درخت چی؟

بیخیال

بیا اسکارلت. بیا بریم

اون چیزی نمی‌گفت ولی من صداش رو می‌شنیدم

توی سرم

آره، دقیقاً

از روی قصد چشم‌هام رو نبستم، خودش اتفاق افتاد

به خدا قسم، اصلاً ذوب شدم

فکر کنم یکی اونجا می‌بینم

کنار ستاره‌ی ابط‌الجوزا؟

کجا؟ زیرش؟ اونجا

من واضح می‌بینمش، نمی‌تونه کم‌نورترین ستاره باشه

اون یکی چی؟ درست زیرِ زهره

من چیزی نمی‌بینم

جو، از خودت درنیار

وانیا کجاست؟

گفت که داره میاد

وانیا

اومدم

سرِ کم‌نورترین به توافق رسیدین؟ داشتین چیکار می‌کردین؟

چیز مهمی نیست

واو، امروز چقدر درخشانن! آسمون باز شده

همه‌اش به خاطر ابرهاست؟

به ابرها ربطی نداره، به خاطر تغییر فصله

اتفاقی نمی‌افته. لذت ببرید

ببین! یکی پیدا کردم

همون‌جا

وایسا! وایسا

آقا دِو همین الان بهم زنگ زد. شما رو توی بخشِ دی می‌خواد

الان؟ همین فوراً

قربان؟ فقط همین پنج تا درخته

اما توی درخت‌های کاجِ بالایی هیچ آثاری از آتیش‌سوزی نیست

چند روز پیش

این درخت از قبل سوخته بود

اما بعد

به کسی چیزی نگفتم. می‌خواستم صبر کنم و تماشا کنم

متوجهم

موهان

کسی توی «مول گائون» هنوز با سم‌های ما مشکلی داره؟

ابداً! حتی بزرگانِ دهکده هم الان دیگه این سم‌ها رو قبول کردن

و واقعاً فکر نمی‌کنم کسی جرئتِ این رو داشته باشه که

یعنی منظورم اینه که

کسی از چیزی عصبانیه؟

نه قربان. همه چیز مرتبه

عصر بخیر قربان

گانش؟

منطقه‌ی بالای بخشِ جی رو تموم کردی؟ بله قربان

عصر بخیر قربان

همه چیز خوبه؟

چرا برای خودت یه نوشیدنی نمی‌ریزی؟

فکر نکنم میل داشته باشم. واقعاً؟

بیشتر؟ کافیه

دکتر، این همون مسیریه که من ازش وارد باغ می‌شم

فکر می‌کنم هر کسی که این کار رو می‌کنه

اون درخت‌ها رو انتخاب کرده چون می‌خواد من ببینم

پس احتمالاً کسیه که شما رو می‌شناسه، چون باید از مسیرتون باخبر باشه

درسته

ولی فهمیدنِ این موضوع چندان هم سخت نیست

شام حاضره

هیمانشو، بگو «خرزه هندی». می‌تونی بگیش؟

رو-دو-دندرون

رُدُدندرون

بریم

هی! وایسا

جو! کجا شال و کلاه کردی؟

اونو نگاه کن

بابا

برو بیرون. داری چیکار می‌کنی؟

مامان، به منم بده

سرت تو گوشی نباشه! جو، این الان می‌افته

آبجی

امروز نه! توی این اتاق نه

سلام الکس! سلام جک

منجو دای! جوجو

می‌تونی روی یه پا وایسی؟

حالا احترام نظامی بذار

وای خدای من! فکر کنم یه پلنگه

یه پلنگ اونجاست

سلام

چهره‌های جدید؟ داشتن به خونه نگاه می‌کردن

کارگرهای جدیدِ املاکِ گوپتا هستن

The Fable subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left