As primeras 150 linias.
. خیلی خوشحالم که می تونم با یه مبارز مثه تو مبارزه کنم
... امّا
. قصد باختن ندارم
... این بار به چیزی اشاره نکردیم
. و هنوز هم داریم زندگی صلح آمیزمون رو ادامه می دیم
شو
. ما ، جنگحویان ، روح مبارزان قهرمان از 3 پادشاهی بزرگ چین
حمام
! کوکین - کون
جانم ؟
، لطفاً بگو که دختر خَرم صبحانه رو آماده کرده
. و اینکه واسه تو حموم بودنت یه حَدی وجود داره
... کسی نمی دونه ماگاتاماسی که توی روح قرار داره
. بازم مارو به مبارزه می کشونه
! نَفَهم
! هاکوفو
هاکوفو ... چی شُده ؟
! کـ - کوکین
! صبحت بخیر
نظام ماهیت اینجاست
قسمت 1
! بحنب دیگه ، هاکوفو
... هیمن امروز که زود بیدار شدیم
! رو هم تو با خراب کردن دَر حموم خراب کردی
! ولی اون هزار بار مجانی به سینه هام دست زد
اون ؟ مجانی ؟
. هزارپا بود ، همون که هزار تا پا داره
! واقعیتش که هزار تا نداره
. سانساکو - سان ، صیح بخیر
. صبح بخیر ، رئیس
! صبح بخیر
. صبح بخیر
. صبح بخیر
. دوست بچگیم ، هاکوفو ، الان رئیس مدرسه نانیوئه
... 9998
... 9999
! کارت خیلی عالیه ، گاکو - چان
. هر چی نباشه ، من ، گاکوشو ، هنوز هم یکی از 4 دیوا نانیو ئم
. نمی تونم تو تمرین هام تنبل باشم
سانساکو ، تو هم تمرین می کنی ؟
... نـ - نـه ممنون ! من از 4 دیوا نیستم
بگذریم ، بقیه کُجان ؟
. شویو اونجاست
! منظورم کوکین نیست
! مو - چان
! منو اینجوری نترسون
. از من ترسیدی
. هی ، چی شُده ؟ صورتت قرمز شُده
ها ، بازم داری فکر ساجی رو می کنی ؟
!کـ - کـی فکر اون یارو رو می کنه ؟
. تازگی ها ساجی - سان رو ندیدم
! راستش رو بخواهی ! اون اصلاً مسعولیت پذیر نیست
چیزی شُده ؟
. حتماً الان هم دنبال یه دختر دیگست
دختر دیگه ؟
راستی ، شویو ، خبری از کیوشو داری ؟
. آره
. وضعیت رئیسشون ، سوسو موتوکو ، هنوز نامعلومه
. اتفاق خاصی نیافتاده
! مو - چان
سیتو چطور ؟
. چیز غیر عادیی نیست
. بعلاوه ، کائو اونچو هم داره برمیگرده
. که اینطور
. اون با قطار رفته
! مو - چان
. اون سیتو رو هم ول کرده
! مو - چان
! مو - چان
. بهش حسودیم میشه
! مو - چان ! مو - چان
. این نشون میده که رئیسشون ، روبی گنتوکو ، داره قابل اعتماد میشه
... در مقایسه با اونا ، رئیس ما
مو - چان ! بازم بزرگ تر شُده ، مگه نه ؟
! تو نمی تونی
! بَس کُن دیگه ، اُلاغ
! تو به من گفتی الاغ
!میگم الاغی بگو نه ، چته تو ؟
! تو به من گفتی الاغ
! کسی که به مردم بگه الاغ خودش الاغه
. سانساکو
. باید بیشتر خودت رو شبیه رئیس کنی
. باید بیشتر به خودت فشار بیاری و بیشتر مثل یه رئیس بشی
عسل ؟
. مثل
. این یعنی باید بیشتر به خودت فشار بیاری
. پس مو - چان تو بگو چیکار کنم
من بگم ؟
. مو - چان ، تو همیشه به کاری که ما می کنیم وصلی
! امکان نداره
... تو
. ببخشید
هر بار مینداختنمون بیرون ، مگه نه ؟
و - ولی ، چرا من باید کار کنم ؟
! چون باید بودجه مبارزه های حارجمون رو جمع کنیم
جدی می گی ؟
! پ ن پ
. جدی " رو به " جدیتی " که خودم جدی هستم نوشتم "
! گوش کُن ، تو کار بعدی اخراج نمی شیم
. کاری رو قبول کنم که بهم نمی خوره
. این یه دستوره
!چـ - چـه مدل دستوریه ؟
! فقط رئیس ها می تونن دستور شاهانه بدن
این یعنی من دارم شبیه رئیس ها میشم ؟
جان ؟
! خیلی آسون بود
! عجبت رئیسی ... آسون بود
! اینطوری نیست
! کان - سان ، خوش اومدی ! دلم برات تنگ شده بود
... گنتوکو
. حتماً روی تمراناتت سخت تلاش کردی
... من خیلی
... تنها بودم
. گنتوکو
. کان - سان
کان - سان ؟
چی شُد ؟
. هیچی
فقط می خواهم برم به معبد یاکوهاماز کنتای . تا گزارش تمریناتم رو بهشون بدم
گنتوکو ، با من میای ؟
! آره ، بیا بریم
. حالا که داریم میریم بیرون ، بیا بریم محله چینی ها غذا چینی بزنیم
... غذای چینی بزنیم
. کاومی هم غذا چینی می خواهد
. کـ - کـاومی ، اگه تو هم می خواهی ... فردا برات میگیرم
! اگه چینیه ، منم دیگه
! اکساالونگبو خیلی خاصه
اکسااولونگبو ؟
گنتوکو ، نخوردی تا حالا ؟
... بله
. تصمیم گرفته شُد ، کان - سان
. باید به گنتوکو اکیااولونبگو واقعی رو نشون بدیم
. کاومی هم تا حالا نخورده
کو - چان تو چی ؟
! پس بیاید با هم بریم امتحانش کنیم
چطوره ، کان - سان ؟
... اگه گنتوکو می گه
! همه با هم میریم بیرون ، ایول ، خوشم اومد
. کاومی هم بهش اُمید داره
! آره
محله چینی ها
. خیلی خوشحالم که به سلامت این بار رو گذروندم
. و همینطور هم ، امیدوارم که سیتو هم موفق بوده باشه
. اینجا هم بدک نیست
. این خیلی خوبه
! بچه ها ... ناسلامتی اینجا معبده ها
کان - سان ، دعات تموم شُد ؟
! اگه شده پس بریم دیگه
! بریم
! خوش اومدید
No comments yet. Be the first to leave one.