As primeras 200 linias.
.بیایید دوستان، از آخر شروع کنیم
جان؟
!جان
چیزی نذاشته؟
نه... یادداشت؟
،اگه قصد خودکشی با سم رو داشت
چرا حداقل یه یادداشت نذاشته؟
،میترسم که عمل سوزوندن کاغذهاش
.خودش گواه کافی بر وضعیت روحیش باشه
،خانم کری...؟ منو ببخشید
،من... میدونم الان نه وقتشه نه جاشه
اما میتونم بگم چقدر کارتون رو تحسین میکنم؟
.من تو آشپزخونه رو گشتم، قربان
.این تمام چیزی بود که پیدا کردم
.فکر کنم همین باشه
.یه ته مونده تو یه لیوان روی پاتختی بود
.اوه، نمیتونه اونجا بوده باشه، قربان
.نوشیدنی شبانهش همیشه توسط خانم کری آماده میشد
اولین...؟
شما... اون نوشیدنی رو درست نکردید؟
حتماً جدی جدی که از من نمیپرسید
که آیا من شوهرم رو مسموم کردم؟
!اوه، قربان، باور کنید اون نمیتونه این کارو کرده باشه
!اون دو تا دیروز یه دعوای خیلی شدید داشتن
چرا باید برای آقای کری یه نوشیدنی شبانه آماده کنه
وقتی با هم حرف نمیزدن؟
اولین، چی شده تو رو؟
.قربان، خواهش میکنم، اجازه بدید توضیح بدم
.متاسفم، خانم کری
.باید این کارو تو اسکاتلندیارد انجام بدید
.زنی متهم به مسموم کردن شوهرش
،اما نه هر زنی
،لیزی کوچولو
.محبوب سالنهای موسیقی
اما شهر درگیر بود
.با گلم ترسناک لایمهاوس
اون کی بود؟
قربانی بعدیش کی بود؟
گلم آخرین بار حمله کرده بود
.یه روز قبل از دستگیری او
و اسمش بود
.روی لبهای هر لندنی
چند نفر مردن؟
.پنج نفر
.مغازهدار، آقای جرارد، همسرش مری، خدمتکارشون
.و دو تا بچه جراردها
.این... شماره ۲۹ نیست
راتکلیف هایوی؟ ۲۹
خب که چی؟
قتلهای راتکلیف هایوی؟
جان ویلیامز؟
.کمی قبل از دوران من بوده
!و مال منم همینطور! ۷۰ سال پیش بود
!بازرس رابرتس
میتونید تایید کنید که این کار گلم هست؟
این خونه چی داره؟
فکر میکنید ممکنه نفرین شده باشه، قربان؟
!آقایان، آقایان، لطفاً
.ازتون میخوام که، اِه، درخواستهاتون رو به همکارم ارجاع بدید
.بازرس کارآگاه کیلدر. اون داره پرونده رو تحویل میگیره
کیلدر؟ چطور هجی میشه؟
تحویل میگیره؟
.من فقط دارم کنار میکشم، نه اینکه کنارهگیری کنم
.مردم دنبال اطمینان هستن، کیلدر
چه راهی بهتر از اینکه یه خون تازه بهشون بدیم؟
از اینکه جای آقای رابرتس بزرگ رو بگیرید میترسید؟
میتونید تایید کنید که این کار گلم هست؟
چند نفر دیگه باید بمیرن تا گلم دستگیر بشه؟
!راننده
!کارآگاه رابرتس
بازرس کیلدر، آیا حقیقت داره
که این اولین پرونده قتل شماست؟
!بازرس کیلدر
!کیلدر
.کنار برید. عقب برید
میدونید آیا
اجساد رو امروز به نمایش میذارن، قربان؟
.برید کنار، آقا
.خدمتکار اونجا پیدا شد
وقتی رسیدید رد پا بود؟ رد پاهای گلم؟
.نصف لایمهاوس از قبل اینجا بود
کدوم یکی از قربانیها اونجا پیدا شد؟
.هیچکدوم. گلم خودش اون رو جابجا کرده
.یا آقای جرارد یا خانم جرارد. احتمالا اون
،اگه خدمتکار اول کشته شده باشه
.اون به دنبال علت سر و صدا میرفته
.جسدش الان کجاست؟ بردیمش بالا، قربان
.حداقل اونجا میتونیم عوام رو دور نگه داریم
.اینجا دیگه فایده نداره. همهشون که نمیتونن خبرنگار باشن
.اوه، نه. مردم محلی دنبال سرگرمی
.ارزونتر از بلیط یه نمایش ترسناک
،گاهی شک میکنم که اگه من رو بفرستن به جهنم
.به جز آب و هوا، به زور متوجه تغییرش میشم
.ایشون بازرس کیلدر هستن
.جای رابرتس رو گرفتن. قربان
میتونید به این احمق بگید بذاره من برم بالا؟
!من از "ایونینگ پست" هستم
این خدمتکاره؟
.متاسفم
.تا حالا چیزی شبیه این ندیدم
.منم همینطور
"آنکه فقط نظارهگر است، خون کمتری نمیریزد"
"تا آنکه ضربه را وارد میکند."
لاکتانتیوس
.چشمگیره، قربان
.حقیقت عادت داره که تو ذهن میمونه
حقیقت؟
کسانی که در جلوگیری از بیعدالتی کوتاهی میکنند
.به اندازه عاملش گناهکارند
.این یه پیامه
.به ما
.مدرک... پرونده جان کری
.مسمومیت
.هفته پرماجرایی داشتی
.اول گولم لایمهاوس، حالا هم این
.شنیدم بازرس کیلدر سراغ شما رو میگرفت
.بله
.نمیدونم چی میخواست. هی نمیتونم پیداش کنم
.خب، به نظرم کار درستی کردن که پرونده گولم رو به اون دادن
تا الان باید خیلی بالاتر از رابرتس رفته بود
.اگه اون شایعات کارش رو تموم نکرده بود
...میدونی که
.اینکه اهل ازدواج نبود
!مردها
.آه، گمونم اون موقع شما نبودید
.بفرمایید داخل
.پیامتون رو دریافت کردم، قربان
.یه پاسبان رو به من مأمور کردن
...فکر کردم کسی با دانش شما در مورد لایمهاوس
.میتونه مفید باشه
،وقتی خبری ازتون نشد
.فکر کردم شاید این پیشنهاد براتون جذاب نبود
.دو بار سر زدم، قربان. شما بیرون بودید
.لایمهاوس بودم. دنبال شاهد میگشتم
.بینتیجه
.دنبال چی میگردی؟ من فقط دارم نگاه میکنم
.دارم سعی میکنم بفهمم
.گولم یه دیوونهست
دیگه چی رو باید فهمید؟
.حتی جنون هم منطق خاص خودش رو داره
.اینجا هیچ منطقی نیست
.تو "رتکلیف هایوی" یه خانواده رو سلاخی کرد
.هفته قبلش، یه روسپی. آلیس استانتون
.قبل از اون، سولومون وایل
.اون یه پیرمرد بود، یه... یه محقق
.وای خدای من
.این مال اون... بله
،روی صفحات باز کتابی درباره فولکلور یهودی گذاشته شده بود
.مثل یه نشانکتاب
"افسانه گولم."
مطبوعات این اسم رو از اونجا پیدا کردن؟
.قاتل ما واضحاً تأییدش کرده
و دو نفر اول کی بودن؟
.هر دو از زنان خیابانی
.یادمه در مورد اون یکی خونده بودم
."سالتی پیر." اسمش جین کویگ بود
.نکته اینجاست که هیچ داستان مشترکی ندارن
.مرد، زن، جوان، پیر. یهودی و مسیحی. ثروتمند و فقیر
.شاید فقط دوست داره بکشه
.نه
.شرط میبندم که یه داستانی داره گفته میشه
.اگه بتونیم به عمق حلقه نفرین اون نفوذ کنیم تا درکش کنیم
.اگه جسارت نباشه، قربان
.به نظر میاد شما در بخش سرقت و کلاهبرداری هدر رفتین
.اوه، خیلی زود برمیگردم همونجا
.اگه گولم دوباره حمله کنه. این ظاهراً برنامهشونه
منظورتون چیه؟
.اسکاتلند یارد داره منو قربانی میکنه
اونا رابرتس رو به خطر نمیندازن، مگه نه؟
.من قابل جایگزینیام
،اونا میتونن اعتبار پسر طلاییشون رو حفظ کنن
...و مردم
.به خون میرسن
...خب، همونطور که تو لایمهاوس گفتم
.انگار سیرمونی ندارن از این کار
."آنکه فقط نظارهگر است." منظورش ما نیستیم
.منظورش مردمه
.مردم خون میخوان. گولم فراهمش میکنه
!بله
.مطمئنم که همین باید باشه، قربان
مطمئنی؟
.من نیستم
مایلید بریم کتابخونه؟
آه! اون نقلقول. در مورد میدان گلادیاتورها؟
گناه تماشاگرانی که خواهان خونریزی هستن؟
.خب، شاید جای دیگه خوندیش
.اون تو یه مقاله قدیمی از مقالهنویس توماس دی کینسی نقل شده
...مقالهای که فکر میکنم ممکنه برای مردی
در کار شما جالب باشه. اسم مقاله چیه؟
"درباره قتل به عنوان یکی از هنرهای زیبا."
.یک هجویه درباره کشتارهای رتکلیف هایوی در سال ۱۸۱۱
باید با این دی کینسی صحبت کنیم؟
.اون ۲۰ ساله مرده، فلاود
...پس ممکنه کمی
چیه؟
.گذاشتن بپوسه
.برای کشتن یه فاحشه
آخرین بار کی این کتاب رو امانت گرفت؟
.اینجا یه سالن مطالعهست، بازرس، نه یه کتابخانه عمومی
پس هیچی از اینجا خارج نمیشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.