As primeras 200 linias.
سلام، چطوری؟
پاهام داره میترکه، اجارهم عقب افتاده، و گربهم فرار کرده.
وای
متاسفم.
چی براتون بیارم؟ فقط یه آبجو، لطفا.
آره
ممنون.
بدت نمیاد وقتی مردم میان بار و زل میزنن به گوشیشون؟
آره، کاملاً. خیلی بیادبیه.
آره. اونو دیدی؟
اوه، نه.
فکر کردم بامزهای، ولی الان شدی یه مزاحم که دنبال دوستدختر سابقش میگرده.
آره، خز به نظر میاد، مگه نه؟ شوخی میکنم.
اون خیلی شبیه گربهی توئه. بیاختیار؟
گمشده.
اوه... دارم برای پدرش دنبالش میگردم.
این عکس سهشنبه اینجا گرفته شده.
نه، متاسفم.
این دوربینهای مداربسته کار میکنن؟
ام... اینا تمام هفته قطعه.
ولی تو باید با الساندرو حرف بزنی.
اون با هر دختر خوشگلی که از این در رد میشه لاس میزنه.
باشه. اینجاست؟ اوه، نه.
اگه اصلاً بیاد، شیفت دیره.
باشه.
پس بعداً میام سر میزنم.
پس کار و کاسبیت پیدا کردن چیزاست؟
بعضی وقتا.
فعلاً.
باشه. اوم... یه چیزی بهت بگم.
شمارهتو بده به من.
و من وقتی الساندرو اومد بهت زنگ میزنم.
این کارو برام میکنی؟ آره.
تو قبول کردی گربهمو پیدا کنی.
دفعه بعد میتونستی فقط ازم شمارمو بپرسی.
فعلاً.
یه دو هفته دیگه.
باشه، به باغبونا میگم.
آگوستو؟ آقای بلوم.
تو سوییت من؟
آقای بلوم
اسم من آگوستو هست.
تلفنی یه صحبت کوتاهی داشتیم. بله، البته.
و اینم دخترم، آدل، مدیر کل ما.
خوشوقتم. بفرمایید.
واقعاً برای فقدانتون متاسفم.
مادرتون زن فوقالعادهای بود.
ایشون یک مهمان همیشگی و خیلی باارزش بودن.
ببخشید... "مهمان همیشگی"؟
من فکر کردم این اولین بارش بود.
ببخشید؟
برداشت من این بود که اولین باریه که میاد اینجا.
به هتلت، به ساحل.
چه خبره؟
آقای بلوم، مادرتون هر سال اینجا میومدن.
منظورتون از «هر سال» چیه؟
ده ساله که، همیشه همین هفته.
متاسفم، من دقیقاً...
مطمئنی؟
خودم به تمام جزئیات اقامتش رسیدگی کردم.
من نکردم.
اون هیچوقت حرفی ازش نزد.
خب، همهمون رازهایی داریم.
فکر میکنم یه سری کاغذبازی هست که باید امضا کنم.
البته
این گزارش پزشکی قانونیه. ممنون
به نظر میاد سکته قلبی بوده
آره، اون، ام...
مشکل قلبی داشت.
وای، متاسفم.
English translation
داشت شنا میکرد؟
تو دریا؟
آره، فکر کنم. قرار بود استراحت کنه.
دکتر گفته بود. هیچی بهت نگفت؟
نمیدونم چی بگم.
آره، اینا... اینا واقعاً خیلی...
آقای بلوم؟
باید جسد رو شناسایی کنید.
من... اِ...
باید با پرواز بعدی برگردم نیویورک.
فردا.
در سنت ما، آقای کائتانی، ما مردههامون رو همون روز دفن میکنیم.
مگه اینکه...
شرایط استثنایی باشه.
ولی حتی در اون صورت هم، هر چی زودتر بهتر.
متوجه هستین؟
باید مادرم رو ببرم خونه. باید حتماً فردا باشه.
میتونید این رو جور کنید؟ البته.
ممنون.
به دانیل زنگ بزن.
من از پسش برمیام.
الو؟
کجایی؟ الان دارم میرم هتل.
چیزی پیدا کردی؟
شاید. احتمالاً بعداً بیشتر میفهمم.
به من امر و نهی نکن، ادل.
همه چی خوبه؟ هیچی. فقط...
بابام سراغت رو میگیره.
یه وضعیتی پیش اومده.
پس، برای برگردوندن بینالمللی جسد...
شرکت هواپیمایی یه تابوت زیگلر میخواد
که هر مسئول کفن و دفنی که باهاش تماس گرفتم میگه ندارن
حداقل سه روز طول میکشه تا سفارش بدن
و این باید توسط اداره ثبت امضا بشه
زنگ زدم، گفتن عقب افتاده و یه هفته طول میکشه
پس یه رشوه بهشون بده. این که با رشوهست!
آها! پس کمک منو میخوای
پدرم کمک شما رو میخواد، بله
نمیتونی بگی، نه؟ چی؟
که به کمک من احتیاج داری
ای خدا. چی شده؟
اگه همین بود، من یه هتل دارم که باید ادارهش کنم
دوستت دارم!
بیگنهی عزیزم، نمیدونم
فقط میدونم اسمش تابوت زیگلره
و تا آخر امروز بهش احتیاج داریم، باشه؟
باشه. نیم ساعت وقت داری
ممنون. خداحافظ
لعنتی.
سلام؟
سلام
امیدوارم مزاحم نشده باشم
اما خانم کائتانی گفتن میتونم شما رو اینجا پیدا کنم
آقای دِ لوکا؟
دنیل. بله، بفرمایید تو.
اسم من ریچارد بلومه. تسلیت میگم، آقای بلوم.
کار من اینه که کمک کنم مادرتون به خونه برگرده
شما آمریکایی هستید؟
آه، مادرم اهل جورجیای جنوبی و پدرم ناپولیاییه
تفنگدار دریایی؟ تکاور.
اطلاعات، گردان یکم.
آه. ممنون بابت خدمتتون. خواهش میکنم.
بفرمایید بنشینید.
اَدل گفت که شما، اِمم...
توانا هستید.
خب، «توانا» از دهن اَدل یه تعریف بزرگه، پس قبولش میکنم.
در پیدا کردن راه حل خوب.
احساس میکنم چیزی ذهنتون رو مشغول کرده، آقای بلوم.
هفته پیش حسابدار خانوادگیمون بهم گفت که مادرم ازش خواسته بود...
۳۰۰ هزار دلار به یه حساب اینجا، توی پوزیتانو حواله کنه.
سه روز بعد، اون فوت کرد.
و شما فکر میکنید اینا بهم ربط دارن؟
ببینید. مادرم قلب ضعیفی داشت.
دلیلی برای سوءظن به یک کار مشکوک دارم؟ نه.
اما با این حال... دوست دارید بدونید. حتماً.
براتون به صرفه خواهد بود.
حساب گیرنده به اسم ماسیمو رجیانی بود.
باشه. بسپارش به من.
ممنونم. خواهش میکنم.
یکم زوده برای ویسکی، نه؟
ببخشید، سوالتون رو متوجه نمیشم.
میدونید چرا ویسکی ایرلندی با E نوشته میشه ولی اسکاچ نه؟
یه لحظه صبر کنید.
آره، نه، ببخشید. واقعاً دلیلی برای اهمیت دادن بهش نمیبینم.
اواسط قرن نوزدهم،
دولت بریتانیا قانون مشروبات الکلی رو تصویب کرد.
که به تولیدکنندگان ویسکی اسکاتلندی اجازه داد برای اولین بار ترکیب درست کنن.
داره داستان ویسکی رو تعریف میکنه؟ دکمه خاموش نداره؟
اوه خدایا!
اونا شروع کردن ویسکی رو با E بنویسن تا خودشون رو متمایز کنن.
دنیل. از رقبای اسکاتلندیشون.
این یارو چقدر داره پرداخت میکنه؟
اونقدر هست که ارزش وقتت رو داشته باشه، بهت اطمینان میدم.
همیشه پای پول وسطه.
این حرفو اشرافزادهای میزنه که توی یه کاخ زندگی میکنه.
اصلاً کاخ نیست.
چند تا اتاق خواب دارید؟ راستش تا حالا نشمردم.
باشه، داستان جالبیه. ما هنوز سر کاریم، باشه؟
اولین قدم اینه که رد ماسیمو رجیانی رو پیدا کنیم.
تا حالا اسمشو شنیدی؟
اون یه کلاهبرداره.
یه شیاد.
ساعت مچیهای تقلبی به توریستهای ژاپنی میفروشه. باشه، از اونجا شروع میکنیم.
پیداش کن ببین پولپاشی میکرده یا نه.
قدم بعدی، یه نفر رو توی اداره ثبت میخوایم.
یکی از دوستدخترهای سابقم با آنتونیو جیرالدی پوکر بازی میکرد.
اون یه وکیل معروفه که با اداره ثبت کار میکنه.
ظاهراً چشمش دنبال خانوماست. اوه، عالیه.
خب، شاید بتونی اون رو مجبور کنی امضا کنه.
فکر میکنی من فقط یه کم دلبری کنم و یهو معجزه بشه؟
شماها موجودات نفرتانگیزی هستید. قرن ۲۱ هستیم!
من چی کار کردم؟
بازار سیاه تابوتهای زیگلر. داریم از اینا؟
مشکلی نیست.
زمین برای فروش
زمین قابل ساخت برای فروش
یعنی چی «فروخته شد»؟
اوه، شاید بتونم چیز دیگهای رو بهتون پیشنهاد بدم.
آقای...؟ کنت ویلانووا-روچستر.
توی وبسایت ننوشته «فروخته شد».
آه، بله، باید اون رو بهروزرسانی کنیم. هوم.
خب، اون زمینیه که من میخوام.
و اون زمینیه که قصد دارم به دستش بیارم.
کی خریده؟ یه اسم میخوام.
نه... نه قربان، نمیتونیم این جور اطلاعات رو بدیم.
حالا گوش کن رفیق. هر چقدر اونا پرداخت کردن، من دو برابر میدم.
پس تو به من بگو کیه.
و من کاری میکنم یه کمیسیون خوب بهت برسه.
عالیه!
No comments yet. Be the first to leave one.