As primeras 200 linias.
چهار سال دانشگاه سینما برای این مزخرفات!
آره، ۲۰۰ هزار دلار بدهی.
حالا هم باید یه نمایشِ آزمایشیِ افتضاح دیگه رو فیلمبرداری کنی...
...برای یه برنامهٔ دیگه...
...دربارهٔ نوسازیِ خونههای لعنتی.
خدای من، چه آدم مزخرفی.
منو بکشین.
بله؟
الو؟
دیر اومدی.
از قبل فروختمش.
منو ترسوندی.
دلیلی برای ترسیدن نیست.
همیشه یه خونهٔ دیگه اون گوشه کنار هست...
...که منتظرن بازسازی بشن.
من تریپ اِنگُلد هستم و شما حتماً وِس هستی.
بله.
به به!
آره.
یه انرژی خیلی خوب ازت میاد.
یه آدم کاملاً حرفهای به نظر میرسی.
اوه، بله، بله. من... من... من...
ریز نمراتم رو آوردم، طبق درخواست شما.
و همچنین مدرک فیلمبرداریم رو.
نیازی نیست. من از قبل زنگ زدم...
...به دانشگاه و شما رو بررسی کردم.
ببخشید که تو مراحل استخدام اینقدر سختگیرم...
...اما حرفهایگری برای من خیلی مهمه، وِس.
شما در موردش چه حسی داری؟
اِ... در مورد چی؟
حرفهایگری.
من باهاش موافقم.
به نظرم مهمترین ویژگیه...
...که یه انسان میتونه داشته باشه.
به نظرم دلیل اینکه جامعهمون...
...از ریل خارج شده، همین نبودشه. مگه نه؟
آره، کاملاً.
البته. اجازه هست بغلت کنم؟
باشه، به هر حال میآم!
باشه... باشه.
امیدوارم آماده باشی که شروع کنیم...
...چون قراره غوغا کنیم.
صحنهٔ اول برای قسمت آزمایشی...
...از بهترین برنامهٔ بازسازی خونه که تا حالا ساخته شده.
"بازسازی و فروش با تریپ اِنگُلد."
خیلی خب، داری فیلم میگیری؟ دارم فیلم میگیرم.
خب، این یه مشکله چون من میدونم که فیلم نمیگیری.
من این دوربین رو میشناسم و وقتی که داره فیلم میگیره...
...چراغ قرمز چشمک میزنه.
و الان چشمک نمیزنه، وِس.
نه، نه! داری فیلم نمیگیری، وِس!
ببین، ببین، ببین... دارم فیلم میگیرم!
ببین، چراغ قرمز روشنه. فقط یه نگاه بنداز.
داری دروغ میگی. داری به من دروغ میگی!
قسم میخورم! یه نگاه بهش بنداز مرد.
نمیبینم.
نمیبینم.
گرفتمت! گرفتمت!
آره، میدونم. تو... تو منو گرفتی.
حرفهایگری، وِس.
مهمترین ویژگی.
و بلافاصله بعدش، حس شوخطبعی خوب.
باشه.
تو خوبی، وِس.
فکر میکنم امروز روز خوبی باشه.
میدونی، کارتو واقعاً عالی انجام دادی...
...تو فیلمبرداری اون معرفیِ پشتِ صحنه، وِس.
اوه، ممنون مرد.
اوه، صد در صد، کاملاً حرفهای.
تو قراره بهم بگی چطور بودم؟
امم، من فکر کردم شما عالی بودین.
واقعاً؟ آره.
این از طرف شما خیلی معنی میده.
من واقعاً میخوام این کار رو درست انجام بدم.
خیلی از این برنامههای بازسازی خونه...
...فقط ناجورن، میدونی؟
و نه فقط فیلمبرداریشون، خودِ بازسازیهاشون.
کاملاً غیراخلاقین، میدونی؟
اونا مشکلات اساسی خونهها رو نادیده میگیرن...
...لولهکشی، سیمکشی.
و چی فکر میکنن؟ چون یه دونه...
...کاشی متروی ۲۲ سنتی روش میچسبونی...
...این یه بازسازی خوبه؟ من اینطوری فکر نمیکنم.
اصلاً فکر نمیکنم.
آره، اِ... آره، کاملاً.
تو میفهمی، مرد. تو خیلی عالی هستی.
پس فکر میکنم الان وقت خوبیه...
...که یه سری نماهای اضافی بگیریم، میدونی؟
من اینو بخش دوم قسمت آزمایشی میبینم...
...جایی که یه جور موسیقی خاص در حال پخشه...
...و من دارم برای بینندهها توضیح میدم که داریم میریم...
...به یه قسمت دورافتاده از جنگل.
قراره این خونهٔ مخروبه و یه جورایی ترسناک رو ببینیم...
که البته، اسپویلر...
...قراره خونهٔ رویایی یه نفر بشه.
اما الان، اینطوریه که...
...تقریباً شبیه جاییه که توش آدم میکُشن.
میدونی؟
اِ... پس، آره، اطراف رو نگاه کن.
یه چیزایی بگیر. باشه.
اینا فقط ابزار کارمه.
من دوست دارم یه بیل همراه داشته باشم تا فونداسیون رو بکنم
مطمئن شم که محکمه.
آها، امم...
و اون...
پلاستیک بزرگ چی؟
تو خیلی سوال میپرسی.
خب، همونطور که خودتون گفتید،
من یه حرفهایام.
پلاستیک برای یه نقاشیای هست که قراره انجام بدیم.
ضمن اینکه، گاهی وقتا جونور مرده پیدا میکنیم
زیر خونه و پلاستیک همیشه خوبه
برای حمل جسدها.
آها، منطقیه. آره، کاملاً.
امم، آره.
امم، میشه دوباره بهم بگید کجا داریم میریم؟
آره، همین بیست دقیقه دیگه جلوتره.
داریم میرسیم.
باشه.
امم، آدرس کجاست؟
آدرس رو برای چی میخوای؟
فقط، من، کنجکاوم.
تو یه موجودِ وولخورِ موذی هستی.
ببین تو رو، داری اونجا میلرزی.
آره، من، من، من... فکر کنم
فکر کنم باید برم دستشویی.
آه، خب، اینجا زیاد استراحتگاه نیست.
کلاً هیچی نیست. ولی خب،
میتونی تا وقتی برسیم خونه صبر کنی.
من، من فقط مطمئن نیستم بتونم نگهش دارم.
خب، خیلی نزدیکه. تو حالت خوبه.
منظورم جیشه.
پس شاید... شاید بتونید یه لحظه نگه دارید.
نه، جاده شونه خاکی نداره.
نمیخوام بلایی سرت بیاد.
میدونم، من فقط واقعاً واقعاً باید برم.
این یه جورایی یهویی پیش اومد.
آره، مرد، نمیدونم. من فقط... نمیتونم.
نمیدونم، میشه نگه داری، لطفاً؟
چون واقعاً باید برم. نه، نمیتونم این کارو بکنم،
چون خطرناکه.
چطوری... نه، لطفاً وایسا، من واقعاً باید برم.
این چجوری باز میشه؟ لعنتی!
باشه. باید بری، خب برو.
وای!
اصلاً حرفهای نیستی، وِس.
یا خدا.
باشه.
به بیل احتیاج دارم؟ حتماً.
خیلی حیف شد، وِس.
نه تنها
این غیرحرفهایه،
بلکه کاملاً بیمزه شد.
یعنی، من کلی وقت رو اون خونه گذاشتم.
اون یه خونهی وحشته.
مثلش رو ندیدیم
از اوج فیلم "تنها در خانه ۲" به اینور.
اوه، نه.
لطفاً بهم نگو که میخوای اینقدر آسونش کنی.
مشکلی نیست.
این فقط یه کم گیجکنندهست، همین.
یعنی، خودم هم گیج شدم، میفهمی؟
همهچی داره اتفاق میفته
خیلی سریعتر از چیزی که معمولاً هست.
یعنی، یه قسمتی از وجودم میخواد
کشش بدم، میفهمی؟
بذارم یه کم دور بزنی.
میتونستم بیشتر دنبالت کنم.
ولی یه قسمت دیگهم میگه
این یه جورایی غمگینکننده ست.
لطفاً، من فقط...
آره، غمگینکننده ست.
فکر نکنم بتونیم اینو از اول انجام بدیم.
تو تقویمم برای فردا مینویسم.
یه جای دیگه پیدا کنم،
یه کم حرفهایتر.
اوه خدای من.
حتی نزدیکم نشد که ازت استفاده کنم.
متاسفم، پیاف. امشب شب تو نیست.
شاید مشکل از منه.
شاید دارم زنگ میزنم.
اینا خیلی سریع مچم رو گرفتن.
شاید سرنخهای زیادی تو صندلی عقب بود؟
کاش اون پلاستیک رو میگذاشتم
آره، فقط پلاستیک رو عقب.
و بعد بیل رو نگه میداشتم
برای رونمایی بزرگ تو خونه.
شاید یه...
شماها! خدایا شکرت!
از ماشین فاصله بگیر!
باشه! خدا رو شکر! خدا رو شکر که اینجایید.
تکون نخور! دستات رو بذار رو سرت!
آره! گرفتیش، ماهر؟
آره، ولی ببین چی شده.
ببین! نگاه کن!
دستات رو بذار رو سرت. آره!
یه مرد پیدا کردیم،
بیست و چند ساله، بیهوش.
بیهوش نیست. مرده!
اون وِس شیرین منه و اون مرد کشتش!
No comments yet. Be the first to leave one.