As primeras 200 linias.
...میدونم با گفتن احساست مشکل داری
منم دوستت دارم
من تا حالا در مورد چیزی اینقدر مطمئن نبودم
حتی یه بار سعی کردم جوراب کرایه کنم
الان بازم همچین حسی بهم داری؟
متاسفم، ولی فکر نکنم داشته باشم
ممنون که امروز کمکم کردی
واقعا فقط واسه گپ زدن اومدی اینجا، مگه نه؟
این کار خیلی انسانی هستش
واقعا حس میکنم اوضاع داره
واسه گروه کوچیک مطالعهامون درست میشه
سلام، مایکل
در رو ببند. بگیر بشین
وقتی این شکل جدید عذاب دادن رو پیشنهاد کردی
همهامون پشت سرت خندیدیم
بعضیها روت اسم گذاشتن
"مثل، "توماس ادیسونِ بیکفایتی
"یا "اون عوضی
ولی برخلاف تمام احتمالات
به نظر میاد از پسش براومدی
کاری که اینجا کردی واقعا معرکهاس
واقعا؟ - آره، این گزارشها جشمگیر هستن -
انسانهات شکنجهی روحیای رو تجربه میکنن
که در حد شکنجهی جسمیای هستش
که توسط مارپیچترین دستگاههای چشمدرآرـمون ایجاد میشه
سرمست شدم
به خاطر موفقیتمون
یه سِمَت توی شورای عالی به دست آوردم
قراره ایدهی محله رو به صورت عظیمی گسترش بدیم
و تو قراره کل پروژه رو سرپرستی کنی
داری ترفیع میگیری
سنجاق سینهی ارشدیت. تبریک میگم
این تمام چیزیه که همیشه میخواستی
نه، این تمام چیزیه که همیشه میخواستم
!اوه
این تمام چیزیه که همیشه میخواستم
وای! واقعاً خوشحالی؟
نمیتونی از ظاهرم تشخیص بدی؟
دارم مثل دختری که تولدشه جیغ میکشم
بالاخره باید بحثمون در مورد اتفاقات دیروز رو
به پایان برسونیم
منظورت اینه که نزدیک بود ازدواج کنیم
و بعدش فهمیدیم با جنت ازدواج کردم
و بعدش جنت یه دوستپسر ساخت تا فراموشم کنه
و بعدش جنت از شر دوستپسرش خلاص شد؟
یا منظورت اون ابر باحالی که دیدیم هستش؟
اولی
شاید بعد از اینکه مایکل در جریانمون گذاشت
امروز چطوری قراره شکنجهامون رو جعل کنیم
بتوینم بشینیم و حرف بزنیم؟
آره، فکر خوبیه
هی، چیدی - بله؟ -
میخوای در مورد ابر باحالی که دیدم بشنوی؟
بیاین تو
میخوام با گفتن چیزی شروع کنم
که مدت زیادیه میخواستم بگم
!سورپرایز، احمقها
همهاتون توی مکان بد هستین
درسته، اسکلها
همهی چیزهایی که دور و برتون میبینین
یه سیستم پیچیدهی شکنجهای هستش
که فقط برای شما طراحی شده
بخشید، ما توی مکان بد هستیم؟
چرا الان داری اینو فاش میکنی؟
خب، این یه آزمایش بود و جواب داد
واسه همین رئیسم بهم ترفیع میده
ببخشید، باید معرفیتون میکردم
ایشون رئیس من، شان هستش
سلام، پخمهها
باید در مورد تمام چیزهایی که اینجا اتفاق افتاده، مطالعه کنیم
نسخهی اولی از هم پاشید
ولی دومی موفقیت عظیمی بود
قراره اینجا رو تعطیل کنیم
شما چهار تا قراره به مکان بد واقعی برین
که اونجا مغزهاتون رو درمیارن و روش مطالعه میکنن
و مثل توپهای ساحلی اینور و اونور استادیوم شوت میکنن
پوست دستهاتون رو مثل موز میکنن
این قسمت فقط برای تفریحه - درسته -
و بعدش برای همیشه شکنجه میشین
مایکل، این واقعیت داره؟
بله، النور، درسته
خیلی هالویی
فکر کردی میتونی آدم بهتری بشی
به چیدی گفتی فلسفهی احمقانه بهت یاد بده
انگار اون گوزوهای پیر قرار بود راهنماییت کنن
اوه، 'كيركگارد' خیلی عالیه"
"تا حالا کتاب "ترس و لرز" رو خوندی؟
خب، نمیدونم، تا حالا کتاب "کسلکننده و احمقانه" رو خوندی؟
چون شماها اینطوری هستین
باریکلا - ممنون -
چقدر برات طول میکشه تا در محله رو تخته کنی؟
فکر کنم، یه روزی میکشه
تا اون موقع، چطوره که
امشب یه مهمونی خداحافظی اینجا برگزار کنیم؟
میدونی، واسه اینکه از کارکنان به خاطر سختکوشیـشون تشکر کنیم
،میتونیم چند تا آهنگ بذاریم اینجا رو نابود کنیم
با بیضههای جیسون آبجوپونگ بازی کنیم
نظرت چیه، رئیس؟ - البته -
راستی، میدونم به چی فکر میکنین
"شاید جنت بتونه کمکتون کنه"
اشتباه میکنین. جنت؟
سلام، بانمکهای کوچولو
خیلی دوستتون دارم
به جز تو، جیسون، چون ازت متنفرم
ازت متنفرم - جنت، چت شده؟ -
اوه! گوشیم کجاست؟
یه دستبند بازداری به دستهاش بستیم
قدرتهاش رو مختل میکنه
از آهنـربا ساخته شده
آهنــربا
آهانـربا
آهنرباها کاری میکنن که حس کنم مستم
ولی حدس بزنین چیه، حالم کاملا خوبه
باورم نمیشه مایکل دوباره بهمون خیانت کرد
چرا همیشه اونایی خیانت میکنن که بیشتر از همه انتظار داری؟
باید متوجهش میشدیم
هیچکس هیچوقت عوض نمیشه
درسته، بن افلک بهم گفت بعد از اینکه آرگو رو کارگردانی کرد
به عنوان یه هنرمند به بلوغ رسید
...ولی بعدش، درست به موقع
،حدس بزن، تاهانی" "من قراره بتمن بشم
.فقط یه گزینه وجود داره شان معلومه که نمیدونه
مایکل این محله رو 800 بار ریبوت کرده
من که میگم این اطلاعات رو
در عوضِ کم شدن مجازاتمون بهش بدیم
چیدی، اونا هیولان
،از کجا معلوم با معامله موافقت کنن
حرفمون رو گوش کنن و بعدش برگردن
و ما رو به باغوحش انسانهاشون بفرستن؟
گزینهی دیگهای نداریم
امکان نداره یه انسان بتونه اون دستبند رو از دست جنت باز کنه
ولی اگه بشه، میتونیم بهش بگیم
یه قطار برامون بیاره تا بریم به خونهی میندی سنتکلیر
میدونیم که آدمهای مکان بد
،نمیتونن تا اونجا دنبالمون بیان واسه همین من به این رای میدم
...من رای میدم ما
نه، شرمنده، و بهت برنخوره، جیسون
ولی ریسکش خیلی بالاست که بذاریم یه نفر
با ظرفیت عقلانی محدود تو نظر بده
میخواستم با تو موافقت کنم - اوه، خوبه -
خب، دو نفر با نقشهی من موافقن
النور، نظر تو چیه؟
اطلاعاتمون در مورد مایکل رو معامله کنیم
یا سعی کنیم به مکان متوسط فرار کنیم؟
هیچکدوم
من میگم چیزهایی که مایکل گفت رو نادیده بگیریم
و کورکورانه فرض کنیم که هنوز طرف ماست
کی با من موافقه؟
ببخشید، ولی وقتی این جریانات شروع شد
تو بودی که بهمون گفتی مایکل غیرقابل اعتماده
حالا میخوای بهش اعتماد کنیم؟
:آره، به خاطر یه دلیل خیلی مشخص و محکم
اسمش چیه؟ - کی؟ -
یارو دیگه، همون یاروی مذهبی افسردهکننده
همون ضدحال که اسمش هیچوقت یادم نمیمونه
...کیبلرز... کار
کیرا. سدگویک؟
عاشقشم. از دوستهای صمیمی منه
الان مهم نیست
کیرکگارد؟ - آره، کیرکگارد -
وقتی مایکل داشت در مورد آدم بهتری بودن
مسخرهامون میکرد
اسم کی رو استفاده کرد؟
کیرکگارد
به نظرم داشت یه پیام بهمون میفرستاد
که بهش ایمان داشته باشیم
چون این مشخصهی کیرکگارد بود، درسته؟
آره، البته احتمالا ترجمهی بهترش
ایمان آوردن هستش
باهات دوست بودن خیلی سخته
آره، شرمنده
مایکل داشت بهمون میگفت بهش اعتماد کنیم
دیشب صحبت خیلی طولانی باهاش داشتم
در مورد واقعهی دِرِک
،رفیقمون عوض شده بود در مورد اخلاقیات حرف میزد
و در مورد مسائل انسانی کنجکاو بود
به نظرم اون طرف ماست
شاید هم یه شیطان ماوراالطبیعه هستش
که واسه شکنجهی آدمها طراحی شده
که تازه شغل رویاییش بهش پیشنهاد شده
و مثل "گریدل چیپ تناستون" پشتش رو بهمون کرده
یه نوع پنکیک بزرگه
.بیخیال، بچهها منظورم رو میتونین از نوع جملهام تشخیص بدین
ببینین، شاید مایکل به سمت تاریکی برگشته باشه
ولی من اینطور فکر نمیکنم
به نظرم کمکمون میکنه فرار کنیم
،میدونم دیوونگی به نظر میاد ولی اگه دیوونگی نبود
اسمش رو نمیذاشتن ایمان داشتن
...اسمش رو میذاشتن
نشستن و تردید داشتن
هیچوقت فکر نمیکردم این رو بگم
ولی این موضوع داره از کنترل خارج میشه
به نظرم باید بریم پیش پلیس
کدوم پلیس؟ فکر میکنی کجاییم؟
،قبل از مهمونی امشب دوست دارم بیشتر در مورد
برنامهات برای شکنجهی تاهانی بدونم
تحتتاثیر قرار گرفتم که تونستی کاری کنی
که عاشق جیسون بشه
باید بدجور بدبختش کرده باشی - آره -
انسانها وقتی حشری هستن اشتباهات زیادی میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.