Ready or Not: Here I Come

Ready or Not: Here I Come

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Ready or Not 2 Here I Come 2026 1080p WEBRip Line Audio x264-SyncUP fa
Un comentario de kparnian

Etiquetas

other
Publicau o: 2026-04-12
Descargas: 368
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

امشب تو مال منی، کاملاً. عشق‌ت رو خیلی شیرین تقدیم می‌کنی.

امشب نور عشق تو چشمات می‌درخشه. آیا فردا هم منو دوست خواهی داشت؟

این آخریشه؟ یه گنج؟

یا فقط یه لحظه‌ست؟ آیا هنوز منو دوست خواهی داشت؟

باید یکی رو بفرستم پایین.

خانم، حالتون خوبه؟

صدامو می‌شنوین؟

یه نفر رو تو چمن جنوبی پیدا کردم، سریعاً به اورژانس نیاز داریم.

دریافت شد. یا مسیح! چه بلایی سرت اومده؟

خانواده همسر؟ گفتی خانواده همسر؟

اونا چشون شده، مرد؟

هی، هی، هی! پیش ما بمون.

فقط به من نگاه کن.

آروم باش.

نفس‌های عمیق و آروم بکش.

وا، وا، وا!

افتاد!

برانکارد رو بیارید اینجا!

فقط سوار برانکاردش کنید، با شمارشِ من. یه دستش پایین.

وضعیتش وخیمه.

آماده‌اید؟

یک، دو، سه!

یک، دو...

پیش ما بمون.

سوارش کردی؟

آره.

علائم حیاتیش رو چک کن.

من اکسیژن رو وصل می‌کنم.

چی شده پسر؟

مردمک‌هاش رو چک می‌کنم.

فشارش نمی‌افته.

فشارش رو نمی‌تونم بگیرم.

مردمک‌ها واکنشی ندارن.

نبضش رو چک کن.

نبض نداره.

ایست قلبی کرده.

ماساژ قلبی رو شروع می‌کنم.

در حال شارژ.

دویست ژول.

آماده.

بکش کنار.

اورژانس داره یه خانم سفیدپوست میاره.

حدوداً بیست و چند ساله.

در شوک شدید.

بریدگی‌های متعدد.

احتمالاً جای تیر توی دست چپش.

تیر از اون طرف خارج شده.

نبض؟

نبض نداره.

دوباره ماساژ قلبی رو شروع کن.

در حال شارژ.

دویست ژول.

بکش کنار.

ایست قلبی کرده.

ندیدم... ایست قلبی کرده!

تستت می‌کنم.

ایست قلبی کرده.

دو.

سه.

سه، دو، یک.

لعنتی.

مریضی؟

نه، نه، نه.

نه.

نه.

خانم لادماس؟

من کجام؟

توی وولبریِ کانتیکت هستید.

بیمارستان سنت جان.

چرا دستبند دارم؟

خانم لادماس... البته، خانم مک‌کالی.

اینجا نوشته که شما با الکس لادماس ازدواج کردید.

خوب پیش نرفت.

من کارآگاه راجر بَسِت هستم.

شما به دردسر افتادید، خانم مک‌کالی.

شما توسط اداره پلیس وولبری بازداشت شدید.

به ظن آتش‌سوزی عمدی و قتل.

وقتی آتیش رو خاموش کردن، بقایای دو نفر رو توی خونه پیدا کردن.

و لباس‌هاتون غرق در خون بود.

خونِ شما نبود.

حالا، اگه مایلید شهادت بدید.

می‌شه یه سیگار بهم بدید؟

این اصلاً برات خوب تموم نمی‌شه، خانم مک‌کالی.

اگه همکاری کنی، همه چیز خیلی راحت‌تر پیش می‌ره.

ملاقاتی داره.

منتظر کسی بودی؟

اوه، لعنتی.

نگاهت کن.

اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، من هنوز رابط اضطراری‌تم.

خب، ممنون بابت این.

تو کی هستی؟

فِیث مک‌کالی.

تو کی هستی؟

فامیلی؟

از نظر بیولوژیکی آره، ما خواهریم، ولی خانواده نیستیم.

باشه.

چند دقیقه بهتون وقت می‌دم.

بعد می‌برمتون اداره.

باید شهادت‌نامه بگیرم.

چی شده؟

حرفمو باور نمی‌کنی.

شاید راست بگی، ولی من تا ناکجاآبادِ کانتیکت رانندگی کردم،

پس... از کجا اومدی؟

منظورت اینه که کجا زندگی می‌کنم؟

آره.

موری هیل.

من چلسی‌ام.

آره، باحاله.

چند وقته نیویورکی؟

هجده سالم بود که رفتم اونجا.

درست مثل تو.

هیچ‌وقت فکر نکردی... گریس، بیخیال.

خیلی وقت پیش کاملاً روشن کردی که

اصلاً علاقه‌ای نداری خواهر من باشی، خب؟

منم همین حس رو دارم.

برای تجدید دیدار نیومدم.

آره، منم دیدنت خوشحالم.

چطوری؟

فوق‌العاده‌ام.

جدی؟

آره، خیلی خوبم.

مدیر شبکه‌های اجتماعی‌ام.

توی یه آپارتمان یه خوابه خفن زندگی می‌کنم و یه دوست‌پسرِ جذاب به اسم دِرِک دارم.

و لازم نبود برای رسیدن بهش با الکس لادماس بخوابم.

همه رو تنهایی به دست آوردم.

از کجا الکس رو می‌شناسی؟

یه بار شما رو با هم توی هول فودز، خیابان بیست و پنجم و هفتم دیدم.

قدش بلنده.

می‌تونستی چیزی بگی.

چرا؟

من توی جای خوبیم.

تو آدم منفی‌ای هستی.

من آدم منفی‌ای نیستم.

و حتی با وجود اینکه ترکم کردی... من ترکت نکردم.

هنوز به خوبیِ بنیادینِ آدم‌ها اعتقاد دارم.

اوه خدای من، اگه می‌دونستی چی به سرم اومده... خب پس بهم بگو.

بهت گفتم حرفمو باور نمی‌کنی.

باشه، خوشحالم سالمی.

ولی تو عوض نشدی.

من دیگه می‌رم.

اوم...

فِیث، صبر کن.

بعد از عروسی، الکس بهم گفت باید یه کارت بکشم.

هر بازی‌ای که روش نوشته رو انجام بدم.

یه نوع مراسم ورودی بود.

که فکر کردم خیلی عجیبه.

ولی می‌خواستم ازم خوششون بیاد چون اونا قرار بود خانواده جدیدم باشن.

خلاصه...

کارتِ «قایم‌موشک» رو کشیدم.

و همه جا خیلی ساکت شد.

چون انگار...

اون کارتِ بد بود.

و اونا فکر کردن که باید منو برای شیطان قربانی کنن.

بهم گفتن می‌تونم برنده بشم.

اگه تا سپیده دم قایم می‌شدم.

اما اونا فکر کردن...

اگه من ببرم...

اونا می‌میرن.

هه.

و بعد منو شکار کردن.

من...

از ناحیه دست تیر خوردم.

توسط پیشخدمت تا حد مرگ کتک خوردم.

و شوهرم...

شوهرم... بهم چاقو زد.

ولی تا طلوع دووم آوردم.

لعنتی برنده شدم.

پس...

اونا درجا مردن؟

نه.

منفجر شدن.

منفجر شدن.

و بعد از اینکه منفجر شدن، یه مرد روی صندلی بود.

و بهم سر تکون داد.

اون مرد روی صندلی کی بود؟

نمی‌دونم.

ولی اون شفاف بود، واسه همین مطمئنم که اون...

می‌دونی...

تو واقعاً داری می‌ری زندان.

آره.

آتش‌بس رو تایید کن.

صبح بخیر آقای دنفورث.

خیلی وقت گذشته.

یه خبری دارم.

تنهام بذارید.

دیگه لادماس‌‌ها وجود ندارن.

هوم.

پرنلا.

می‌تونی بچه‌هام رو پیدا کنی؟

حتماً.

بقیه رو هم مطلع می‌کنم.

صبر کن.

سریعاً با وکلای من تماس بگیر.

باید باهاشون حرف بزنم.

ماشا.

مجموعه‌یِ خانه‌های قدیمی.

کلاثورنبرگ.

شورلا.

بیخیالِ اون موها شو، کارمن.

More Farsi Persian subtitles for Ready or Not: Here I Come

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left