SkyMed

SkyMed

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 3

Información d'a versión

SkyMed S03E08 Clarity 720p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 8 SkyMed 2022 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 19
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

بچه‌ها؟ چی شده؟

یه بمب توی هواپیماست

Apiscimakesisis

این چیزیه که کوکو وقتی بچه بود صداش می‌کرد

فکر نمی‌کنم کسی توی صنعت هوانوردی باشه

که اینو ندیده باشه. از جمله سازمان هوانوردی.

بچه‌ها. ایشون عمه‌م جس هست.

وقتی مادرت تو رو می‌خواست، پیش عمه‌ات بودی.

که بیای خونه و خداحافظی کنی؟ اون مجبورت نکرد که بری؟

نه. دیگه نمی‌تونم ببینم که تو...

دیگه این کارو انجام بدی. نمی‌دونم اصلاً بتونم...

با کسی که به من اعتقاد نداره، بمونم.

اداره هواپیمایی امروز صبح رسید اینجا.

هی، ما همه‌مون پشتتیم، بابا.

خلبان‌ها همیشه حداقل‌ها رو می‌شکنن.

و ما می‌دونیم واقعاً تقصیر کیه که تو گیر افتادی.

سلام. دنبالت بودم.

سرم شلوغ بوده.

می‌دونی، داشتم برای شغلم می‌جنگیدم و این حرفا.

آره، حدس زدم به خاطر همون بود که جواب نمی‌دادی.

هیچکدوم از پیام‌های عذرخواهی یا تماس‌هام.

کبوتر نامه‌بر رسید؟

ببین، چاپر.

می‌دونم گند زدم.

و من واقعاً می‌خوام درستش کنم

می‌دونم که ویزر داره با سازمان هواپیمایی صحبت می‌کنه

از طرف تو، و منم دوست دارم همین کار رو انجام بدم

در واقع، شاید واقعاً کمک کننده باشه

اینکه سرپرستار بیاد بهشون توضیح بده که جون بیمار

در خطره. من... من می‌تونم بهشون بگم

که پای دنی برنارد در خطر بوده

و تصمیم تو باعث شد از قطع عضو نجات پیدا کنه.

که اون یه بیمار بدحال بود

و می‌تونستی ببریش تامپسون یا کنورا

اگه فقط همین یه عامل بود. ولی تو تصمیم گرفتی

که برای فرود توی وینیپگ اصرار کنی تا پاش رو نجات بدی

شاید سازمان هواپیمایی فکر کنه کافی نیست، باشه؟

اگه می‌خوای کمکم کنی

باید بگی که جون بیمار

بهش بستگی داشت

چاپر، نمی‌تونم دروغ بگم

ولی می‌تونم درباره‌ی حرفه‌ای بودنت به عنوان خلبان صحبت کنم

وای، جدی؟

چی، حالا دیگه نمی‌تونی دروغ بگی کامیلا وانهوسن؟

تو اومدی اینجا چون خرابکاری کردی

و تبدیل شدی به یه میم

ممنون، ولی نیازی ندارم تو درباره‌ی...

...حرفه‌ای بودن من صحبت کنی

بجنبید، تازه‌کارها!

سازمان هوانوردی بالاست. سریع برید سر کار

یه ذره چشمت رو می‌بندی، کل اینجا به هم می‌ریزه

اوه. وای، ارتقاء دادی...

...راهنمات رو. سازمان هوانوردی اینجاست

باید حرفه‌ای به نظر بیام. هی!

تو موهام ژل زدیم، درسته؟

بعد اون کارو جلوی موهام کردی که این شکلی بشه...

اوه، شت

فکر کردم فرق وسط می‌خواستی

شبیه یه خلبان ارشد خیلی تأثیرگذار به نظر میای

اووم. ولی من بیمارای واقعی دارم که باید بهشون رسیدگی کنم

نگاهی که الان داری بهم می‌کنی رو حس می‌کنم

تو و هیلی، آره؟

خیلی بهم میاین. جفتتون.

برای مصاحبه آماده‌ای؟

دقیقاً وقت خوبی نیست.

برای اینکه کله‌گنده‌های جنوب

بیان اینجا سرک بکشن دنبال ایراد باشن.

در حالی که حتی نمی‌تونم ببینم خدمه‌هام دارن تنبلی می‌کنن یا نه.

اوه، ببین. از اینکه اینو ازت می‌خوام متنفرم، ویز.

ولی ممکنه هفته‌ی بعد چند روز مرخصی بخوام.

به تریستن قول دادم که برم تورنتو

تا بیارمش خونه. اگه مطمئن شیم که لایسنس چاپِر

باطل نشه، فکر می‌کنم

بتونم برم. ولی

نیاز دارم یکی توی اون جلسه چشمای من باشه.

یکی که کمکم کنه مدارک رو بخونم.

و بهم بگه اونا چه واکنشی نشون میدن. پس

آماده شو، خلبان راهنما.

خوشحالم که خاله‌ام می‌مونه.

جس تنها کسیه که از خانواده دارم.

و گرفتن نشان یک ساله واقعاً دستاورد بزرگیه.

اوه، سلام. سلام.

شیفت‌های شب، نه؟

فقط امیدوارم قبل از امشب بتونم یه کم بخوابم.

یه گروه سالسای واقعی قراره بیاد "ویسکی هچ".

اوه. شاید تو هم بیای

یه سر بزنی. ندیدم تازگیا داری اونجا درس می‌خونی.

زیاد. داشتم درس می‌خوندم.

تو کتابخونه. اونجا کمتر حواس آدم پرت می‌شه.

باشه. عالیه.

خب، شاید بعداً دوباره ببینمت؟

می‌بینمت، هیلی. فعلاً.

خب، پس منم اونجا خیلی حواسم پرت می‌شد واسه درس خوندن

ولی تقصیر تی‌جی نیست که انقدر جذابه

سالسا هم می‌تونه خوب باشه. نه. دیگه سالسا نه

تی‌جی منو بوسید

چی؟ باشه، این دروغه.

من تی‌جی رو بوسیدم. خب، مگه مهمه

کی کیو بوسید؟ من جزئیات می‌خوام.

چه جوری اتفاق افتاد؟ چطور بود؟

اتفاقاً مهمه. و نباید این کارو می‌کردم

باشه؟ ولی تی‌جی عالیه

و به نظر میاد حس دوطرفه است

اوه خدای من. و فقط چون

یه نفر رو بوسیدی، به این معنی نیست

که به جرمی خیانت کردی

اون عصبانی نمی‌شد. می‌شد؟

چون من اگه جای اون بودم ازش عصبانی می‌شدم اگه...

وای خدا، من همیشه از دستش خیلی عصبانی بودم

خب، الانم حق داری از دستش عصبانی باشی

وقتی مامانم مرد، من خیلی وقت بود از دستش عصبانی بودم

به خاطر مریض شدنش، به خاطر رفتنش. خیلی...

من از...

من از جرمی برای مردنش عصبانی نیستم، باشه؟

یالا، دیرمون شده

همه‌مون فیلمو دیدیم

که کاپیتان جی چوپرا پایین‌تر از ارتفاع مصوب

در ارتفاع تصمیم‌گیری پرواز امداد پزشکی پایین‌تر رفت.

در آوریل امسال. هیچ شکی نیست

که کاپیتان چوپرا چه کار کرد. اما همونطور که می‌بینید

در فیلم، او از اختیارات اضطراری کاپیتان

برای حفظ جان بیمار استفاده کرد

جان بیمار، یا کیفیت زندگی بیمار؟

ما عامل انگیزشی

برای ادامه فرود رو می‌فهمیم.

اونم میل به جلوگیری از دست دادن عضو بوده

خدایا

کاپیتان هیزمن. حالتون خوبه؟

نزدیک‌ترین بیمارستان بعدی

که می‌تونست بیمار رو درمان کنه، کنورا بود

زمان پرواز خیلی زیاد بود... ما نمی‌دونستیم آسیب چشم شما

در اثر برخورد لیزر اینقدر جدیه

ما تصورمون این بود که دید شما

تا الان باید برمی‌گشت

خب، فقط چند هفته گذشته

معمولاً چقدر طول می‌کشه این جراحت خوب بشه؟

برای... برای آسیب عصبی هیچ زمان‌بندی وجود نداره

برنامه شما چیه؟ برنامه اون؟

برای "اسکای‌مد". خلبان ارشد یه موقعیت حیاتیه

باید یه شخص واجد شرایط، از نظر پزشکی سالم،

در این نقش حضور داشته باشه. کاپیتان هیزمن واجد شرایط هست

اون کاملاً سالمه. کاپیتان چوپرا هم همینطور

وقتی تیم من توی یه هواپیما گیر کرده بود

که توش بمب بود، اونا بودن که نجاتمون دادن

بله، در موردش شنیدیم

تیم اسکای‌مد قطعاً خودشونو تو شرایط شدید

زیادی قرار می‌دن که معمولاً تو هوانوردی باهاش مواجه نمیشیم

خب، اینجا اوضاع این شکلیه

مثل پرواز توی شهرای جنوب نیست

ما خودمون تنهاییم. و حتی کور

هم که باشم، اون روز واقعاً خوشحال بودم صداشو

از رادیو شنیدم

تنها دلیلی که هرکدوم از ما خلبان‌های خوبی هستیم،

به خاطر "ویزر"ـه

و من هر روز، تحت هر شرایطی،

با اون یا چوپرا پرواز می‌کنم

اینو بنویسید

چرت و پرت بود. اونا اشتباه نمی‌گن، نواک

ممکنه دیدم برنگرده

ولی من بهترین رو برای تیم‌هام می‌خوام

و اگه اون شخص من نیستم، حداقل می‌تونم کنترل کنم

کی جایگزین می‌شه. هی، میلوش

ببین، تو یه خلبان فوق‌العاده‌ای، مرد. یه خلبان عالی

و یه رهبر خوب هستی

اونجوری که تو پرواز ۹۲۲ شرایط رو مدیریت کردی، ستودنی بود

و همین الان، اونجوری که برای خلبان‌های من جنگیدی،

من نمی‌تونم شخص بهتری برای جایگزینیم پیدا کنم

ویزر. نمی‌دونستم چطوری بهت بگم

با این همه اتفاقاتی که افتاده. من...

من هفته دیگه تو ایر کانادا مصاحبه دارم

چی... داری الان میری؟

ویزر، من... شارکی؟

بله؟ می‌تونی لطفاً منو برگردونی

به دفترم. باشه، حله، کاپیتان.

ممنون

ما توی گلد کوست همیشه این کارو می‌کردیم

موج‌سواری، بعد کباب، بعد دوباره موج‌سواری

واقعاً دلم می‌خواست باهام بیای هاوایی

موج‌سواری اونجا فوق‌العاده‌ست

و به نظرم یه استراحت لازمی، عزیزم

تو این مدت بخاطر تخمک‌کشی

و همه چی، خیلی سختی کشیدی

هی، تابستون توفینو یادت میاد؟

وقتی بهت یاد دادم موج‌سواری کنی؟

تو چقدر توش استعداد داشتی

اون همون تابستونی بود که مامان مرد

ما تمام ماه رو توی ساحل گذروندیم

وقتی مامان دیگه داشت می‌رفت،

وقتی می‌خواست برگردم خونه،

هیچ‌وقت به این فکر کردی که منو مجبور کنی سوار هواپیما بشم؟

نه. تو اینو... این چیزی نبود که تو می‌خواستی

و از دست دادن مادرت خیلی سخت بود

من فقط می‌خواستم به هر شکلی که می‌تونم کار رو برات آسون‌تر کنم

یه مشتری قدیمی دارم که یه خونه ساحلی فوق‌العاده

توی اوآهو داره و بهم اجازه داده ازش استفاده کنم

می‌تونیم تمام روز موج‌سواری کنیم، هر شب این کارو انجام بدیم

و می‌دونی، زندگی مجردی هم حرفای خودش رو داره

الان وقت خوبی نیست. باید اینجا کنار ویزر باشم

آره. تو این مدت خیلی براش کار کردی، مگه نه؟

همه‌مون این کارو کردیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left