Saare Jahan Se Accha: The Silent Guardians

Saare Jahan Se Accha: The Silent Guardians

सारे जहां से अच्छा

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Saare Jahan Se Accha S01E01 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Saare Jahan Se Accha 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-26
Descargas: 22
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

کار ما سخت‌تر از استخراج الماس از معدن زغال‌سنگه.

حداقل یه الماس‌جو می‌دونه دنبال چی می‌گرده.

برای ما، اون الماس باارزش، اطلاعاته.

بین هزاران هزار اطلاعات بی‌مصرف،

فقط غریزه‌مون می‌تونه بهمون بگه دنبال چی بگردیم.

کوچیک‌ترین چیز می‌تونه تبدیل به یه اتفاق تاریخ‌ساز بشه.

یه نامه، یه مقاله، یا حتی یه مصاحبه رادیویی.

امروز، شما رو آشنا می‌کنیم

با دانشمند برجسته، دکتر هومی جهانگیر بهابها.

در برنامه امروز، به بحث می‌نشینیم

درباره مسابقه تسلیحات هسته‌ای که آمریکا، روسیه و چین درگیرش هستند،

و اینکه آیا هند هم باید وارد این رقابت بشه یا نه.

دکتر بهابها، ما یک سؤال جدی در مورد انرژی هسته‌ای داریم.

دولت هند می‌خواد این رو فقط به تولید انرژی محدود کنه،

اما شما معتقدید که ما باید به توسعه سلاح‌های هسته‌ای هم فکر کنیم.

ببینید،

هند همیشه

صلح و دیپلماسی رو در اولویت قرار داده،

با این حال، در چهار سال گذشته، دو جنگ رو پشت سر گذاشتیم.

جنگ‌های بی‌معنی.

دو هزار و هشتصد و شصت و دو سرباز هندی کشته شدند.

این بحث مسابقه هسته‌ای نیست.

این بحث بقاست.

من معتقدم

که به عنوان یک ملت مسئول و هوشیار،

هند هم باید قدم‌هایی به سمت تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای برداره.

اگه نخست‌وزیر محترم و هیئت دولت تأیید کنند،

من بهتون اطمینان می‌دم

که فقط در ۱۸ ماه،

می‌تونیم هند رو به یک قدرت هسته‌ای تبدیل کنیم.

تیلور هست؟

داره گزارش ویتنام رو می‌خونه.

پس قرار نیست کاری بکنید؟ -در مورد چی؟

بهابها سال‌هاست که داره این ادعاها رو می‌کنه.

اینا فقط ادعا نیستند.

دکتر هومی بهابها دو بار نامزد جایزه نوبل شده.

چندتاشو برده؟

اوپنهایمر هم نبرده بود.

جیمز، می‌دونی یه کشور برای ساخت بمب هسته‌ای به چی نیاز داره؟

تکنولوژی و فهم علم هسته‌ای.

اراده.

اراده برای عبور از اون خط قرمز اخلاقی.

هند این اراده رو نداره.

چین تو دو سال گذشته ۴۵ آزمایش هسته‌ای انجام داده.

هند اراده عبور از خط رو داره، تیلور.

ما باید یه پیام به دنیا بفرستیم.

وگرنه، در ۲۰ سال آینده،

هر دیکتاتورکی اراده‌شو پیدا می‌کنه

که یه سلاح هسته‌ای رو بذاره تو حیاط خلوت لعنتی خودش.

این اطلاعات فوق سری از مأمور مخفی ما، اپریل فراست، هست.

می‌خوام من رو جدی بگیرید.

تنها چیزی که نیاز دارم دو تا مأموره،

تجهیزات درجه یک،

و یک پوشش.

اپریل.

از نظر فنی، تو سفارت آمریکا کار می‌کنه، اما یه مأمور مخفی سیا هست.

قطعاً یه چیزی بین سیا و اون در حال شکل‌گیریه.

فرایند استخراج اطلاعات به ندرت قانونی یا اخلاقیه.

فقط ضروریه.

دونستن حرکت بعدی دشمن قبل از اینکه انجامش بده

پیروزی یا شکست کشورمون رو تعیین می‌کنه.

داشتم تو تاریکی تیراندازی می‌کردم،

اما غریزه‌م هی بهم می‌گفت

که اینجا یه چیزی هست،

و ما باید هر چه زودتر می‌فهمیدیم چی.

قربان، جیمز کراولی.

سیا. عملیات مخفیانه.

تو بخش آسیای جنوبی کار می‌کنه،

اما اخیراً، چندین بار تو خاورمیانه دیده شده.

تو لبنان چیکار می‌کنه؟ -داریم سعی می‌کنیم بفهمیم، قربان.

این نباید به ما ربط داده بشه.

"خرگوش قارچی ۲۴ ژانویه در وین سرو می‌شود."

خرگوش قارچی؟

اطلاعات پروازش رو پیدا کن. فوراً!

قربان، اینا جزئیات سفر دکتر بهابهاست.

دهلی، بیروت، ژنو، و لندن.

این عکس کراولی تو بیروت گرفته شده بود، درسته؟

بله قربان.

پیام اپریل به سیا...

اپریل جزئیات سفر دکتر بهابها رو به سیا داده.

یعنی "خرگوش قارچی" دکتر بهابهاست.

قطعاً این کراولی یه کاری تو سرشه.

باید دکتر بهابها رو تو بیروت متوقف کنیم.

جونش در خطره.

خورشید ساعت ۹:۰۲ صبح طلوع می‌کنه.

منو به بیروت وصل کنید. اجازه توقف پرواز رو داریم. سریع!

قربان، پرواز ۱۵ دقیقه پیش از بیروت بلند شد.

به ژنو وصل می‌کنم.

تو کار ما، از هر ده مأموریت، فقط یکی دو تاش موفقه.

حتی خانواده‌هامون هم هیچ‌وقت از موفقیت‌هامون نمی‌شنوند.

اما شکست‌هامون؟

شکست‌هامون رو کل دنیا می‌بینه.

ما فقط ۱۵ دقیقه دیر کردیم و دکتر بهابها رو از دست دادیم.

بعد از از دست دادن ایشون، یه علامت سوال بزرگ روی کل برنامه هسته‌ای هند سایه افکند.

برای اینکه هند تو رقابت هسته‌ای عقب بیفته

یه تهدید جدی ملی محسوب می‌شد.

بنابراین، برای ایجاد یه شبکه جاسوسی دائمی تو خاک دشمن،

یک آژانس جدید زیر نظر آر. ان. کائو تشکیل شد.

شاخه تحقیق و تحلیل. راو.

آژانسی که نه تنها هند رو تغییر داد،

بلکه زندگی کل تیمم و خودم را برای همیشه.

بعد از اتفاقی که برای دکتر بابها افتاد،

فهمیدم که در جاسوسی، زمان‌بندی مهم‌تر از خود اطلاعاته.

تحت رهبری جدید سازمان "راو"،

سیستمی را راه‌اندازی کردم تا ۲۴/۷ در ارتباط باشیم

با شبکه میدانی ما در مناطق کلیدی مثل پاکستان و چین.

و بعد، ناگهان،

بحران پاکستان شرقی، جنگ ۱۹۷۱ را شعله‌ور کرد.

اما این بار، ما بهتر آماده بودیم.

این بار، پاکستان تقسیم شد

و هند پیروز بود.

توافق‌نامه سیملا قرار بود یک پیمان صلح باشه.

اما هیچ‌کس اون موقع نمی‌دونست که این در واقع شروع یک جنگ بی‌پایانه.

هرچی یه آدم قدرتمندتره، غرورش ضعیف‌تره.

یک توهین کوچک می‌تونه برای چنین آدمی، انگیزه‌ای برای یک مأموریت مادام‌العمر بشه.

شاید آقای "کائو" از قبل حس کرده بود که بعد از تحقیر تلخ شکست،

پاکستان از سر استیصال کار خطرناکی انجام خواهد داد.

این آتش‌بازی رو می‌بینی، عزیز؟

این جشن پیروزی اونا نیست

بلکه جشن تحقیر ماست.

وقت شادیه، "رام‌جی".

ما در جنگ پیروز شدیم.

هم در جبهه نظامی و هم در دیپلماسی.

بله، خانم.

ولی شما هنوز نگران به نظر می‌رسید.

خانم، برای افرادی مثل من، جنگ هیچ‌وقت واقعاً تموم نمیشه.

پایان یک جنگ معمولاً آغاز جنگی دیگره.

جنگ تموم نشده، آقای "بوتو"،

و نباید متوقف بشه تا زمانی که پاکستان پیروز از این میدان بیرون بیاد.

پاکستان دیگه هرگز جنگی رو نمی‌بازه، عزیز.

نه در میدان نبرد و نه از نظر ایدئولوژیکی.

بعد از سال ۱۹۶۴،

چرا نفوذ چین انقدر زیاد شده؟

منظورت اینه که...

نیت‌ها وقتی فاش میشن، قدرتشون رو از دست میدن.

اونا از نظر نظامی ضعیف هستن.

اونا نمی‌تونن در یک رویارویی مستقیم ما رو شکست بدن.

به همین دلیله که دنبال راه‌های دیگه برای مبارزه خواهند بود.

دقیقاً چی رو پیشنهاد می‌کنی؟

در آینده، قدرت ما طوری خواهد بود که نیازی به نمایش نداره.

قدرتی چنان غیرقابل انکار که

حتی فکر کردن به اون هم دشمنانمون رو به وحشت می‌اندازه.

باید با هر وسیله‌ای که شده جلوشون رو بگیریم، "رام‌جی".

با هر وسیله‌ای که شده.

اما برای متوقف کردنشون، باید بدونیم قدم بعدیشون چیه.

و برای من، بزرگترین نگرانی...

ندونستنه.

این دیگه...

شخصیه.

ما خم نخواهیم شد. هند خم خواهد شد.

شغل دولتیه. اصلاً استرسی نداره.

فقط بدون که نخست‌وزیر ما

بدون مشورت با "ویشنو" قدم از قدم برنمی‌داره.

ایشون در همه امور ازش مشورت می‌گیره.

و می‌دونی توافق‌نامه سیملا رو کی تنظیم کرده؟

چرا نمی‌گی پسره کارمنده؟

انقدر رو که می‌فهمیم.

اولین باره می‌ری خواستگاری؟ -نه، اولین بار نیست.

یعنی، وقتی دیگه نمی‌تونم به خانواده‌م "نه" بگم، میرم ببینمشون.

و شما؟

من قبل از شما ۲۷ نفر رو دیدم.

بیست و هفت نفر؟!

بله.

خب، پس الان تصویر واضحی از شانس خودم دارم.

به جز رد کردن مردا، چه علایق دیگه‌ای داری؟

من علایق زیادی دارم،

اما رد کردن مردها، یکی از اوناییه که هرگز بهش نرسیدم.

چون هر بار، مردا اول منو رد کردن.

متاسفم.

شغلت چیه؟

در دبیرخانه کابینه کار می‌کنم.

شغل دولتیه. کار اطلاعاتی.

جالبه.

جالب؟

خب، پس بیا یه کاری کنیم.

بیا آرزوی رد کردن یه مرد رو برات برآورده کنیم.

می‌تونی همین الان بری پایین و جلوی همه منو آشکارا رد کنی.

این یه انتخابه یا فقط دلسوزی؟

راستش، ازت خوشم اومده.

اما اگه دلت می‌خواد می‌تونی منو رد کنی.

من عادت دارم.

چی شده؟

لطفاً کنار برید.

بله؟ -باید با ما بیاید.

شماها کی هستید؟

ما اجازه نداریم به شما بگیم.

همه‌تون رو انقدر زود بیدار کردیم و اینجا آوردیم

چون وقت بیدار شدن پاکستانه.

شما دانشمندان برتر پاکستان هستید.

به من بگید، چقدر طول می‌کشه تا اولین بمب اتمی پاکستان رو بهش بدید؟

پاکستان از نظر مالی در موقعیتی نیست که برای بمب اتمی هزینه کنه.

سؤال هنوز همونه، آقای "بوتو".

بودجه‌اش از کجا میاد که این رؤیای اتمی رو به واقعیت تبدیل کنیم؟

"منیر"، هفت سال پیش بهت قولی دادم.

نگران نباش. زمان ما هم فرا می‌رسه.

الان وقتشه.

آقای "بوتو"، انجام این کار باعث میشه تمام دنیا ما رو زیر نظر بگیره.

اتفاقی که برای دکتر "بابها" افتاد، ممکنه برای ما هم بیفته.

من نمی‌تونم این احتمال رو انکار کنم.

سازمان سیا، کا.گ.ب، موساد...

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left