As primeras 200 linias.
همه چشماتونو ببندید، باشه؟
یه سورپرایز کوچولو برات آماده کردم.
هنوز چشماتو باز نکن.
فقط بازش نکن.
بیا، آهسته قدم بردار.
ادامه بده، خوبه.
دزدکی نگاه نکن، چشمانت را محکم ببند.
این هدیهای برای توست.
چون تو بایینبولوک تونستی گوانگ رو شکست بدی.
من رتبه ششم را کسب کردم.
شیائو های مقام دوم را کسب کرد.
و تیم ما مقام اول را کسب کرد.
یک، دو، سه، چشماتو باز کن!
هاها.
ماشین جدید المپیک؟ چرا هنوز جنسش پلاستیکیه؟
ذهنت میتونه حتی وسیعتر باشه، هههه.
این ماشین مخصوص سالمندان است.
ههههه، این همه ماشین برای سالمندان به ما دادن؟
ما هم گیج شدهایم که به چه کسی بفروشیم.
اگرچه ما در بایینبولک به موفقیت دست یافتیم،
با این حال، کیه مجبور شد تولید را متوقف کند.
کارگاه آموزشی در آموزشگاه رانندگی شما
مگه از قبل منحل نشده؟
اتفاقا منم داشتم بهش فکر میکردم
میخواهم شیائو های را برای شرکت در رویدادهای خارج از کشور به اروپا همراهی کنم.
جایزهای که شما با من به اشتراک میگذارید،
نمیخواهم دوباره به کارخانه برگردم.
من میفهمم.
آقای مدیر.
کارگردان خیلی خسته بود.
تا اینکه از خوردن و آشامیدن خوشم نیاید.
فقط نگاه کن، خیلی لاغر به نظر میای.
دیگر سرمایهگذاری نکردن هم خوب است.
شیائو های رفت تا کشور را سربلند کند.
میتواند فرصت حضور در عرصه بینالمللی را داشته باشد،
این واقعاً خوبه.
من هم میخواهم.
اه، بغلم نکن، اول برگرد.
آقای مدیر.
تو واقعاً تو ساختن کپی مهارت داری.
موفقیت از همین جا شروع شد، درسته؟
من یه ماکت از آموزشگاه رانندگی تخریب شدهات درست کردم.
چون میخواهم اینجا حس خانه را داشته باشد.
امروز آخرین سال بایینبولوک است.
پس اینجا متوقف نشو.
کمکم کنید یه تیم مسابقه تشکیل بدم.
ناوبر، سان یوکیانگ.
ما تجمعات زیادی را پشت سر گذاشتهایم.
مکانیک، جی شینگ، ماشینهای جنگی زیادی را اصلاح کرده است.
دیگه لازم نیست خودمو معرفی کنم. ژانگ چی، مسابقه دهنده.
به مخروطها نزن، باشه؟
اعلام میکنم، تیم مسابقهای شیندی رسماً تأسیس شد.
هدف ما، باینبولوق!
من هرگز اجازه نمیدهم چیزی چهار چرخ داشته باشد
جلوی من رانندگی می کند.
دوست قدیمی و رقیب قدیمی من، یه جینگ.
دارم تلاش میکنم.
با دنبال کردن سرعت نور، میخوام ازت یه مرد مافوق صوت بسازم.
الان ریتم رو قطع نکن، دارم خوش میگذرونم.
تیم ژانگ چی، سرمربی لی، اکنون در رتبه اول جدول ردهبندی قرار دارد.
حالا اگه میخوای خوش بگذرونی، جلومو نگیر.
فقط کافیه بهم زنگ بزنی.
قراره خوش بگذرونیم.
از فردا دیگه مدیر تیم شما نیستم.
همچنین باید در پیستهای دیگر هم خوب مسابقه بدهید.
و من از تو جهانی مافوق صوت خواهم ساخت.
جلومو نگیر، جلومو نگیر، هی، هی.
جلومو نگیر، جلومو نگیر.
اوه، جلومو نگیر.
جلومو نگیر، خوش بگذرون.
جلومو نگیر، جلومو نگیر.
ژانگ چی دیگر اجازه بازگشت به مسابقات اتومبیلرانی را ندارد.
اشکالی نداره، مجبورت نمیکنم بیدار شی.
از این به بعد فقط ماشینهای دست دوم میفروشیم.
میخوام ازت یه مرد مافوق صوت بسازم.
و حالا همه چیز حس خوبی دارد.
حالا دوباره عاشقم شو.
حس خیلی خوبی داره.
مربی، بعد از باینبولک،
آیا هنوز هم در مسابقات دیگر شرکت خواهید کرد؟
فقط ببینم تیمی هست که من را دعوت کند یا نه.
اگر از ماشین شخصی استفاده کنید، هزینهها خیلی بالاست.
مربی، ما حتی میتوانیم ماشین برانیم
همونی که تو بایینبولک میپوشیدی.
آیا راضی هستید که ما ماشین شما را شکنجه کنیم؟
ماشین اینجوریه.
اگر فقط آن را نمایش دهید و از آن استفاده نکنید، همین عذابآور است.
من آن را به طور واضح برای شما محاسبه خواهم کرد.
به عنوان یک دریانورد درجه یک،
من روی اعداد خیلی حساسم.
فقط بشمار.
به نظرم این آموزش رانندگی حرفه ای
دیگه ادامه نده.
در مقایسه با قبل از اینکه مربی آموزشگاه رانندگی باشم،
ضرر بسیار زیاد است.
سعی کن بشماری. هر دانشآموز معادل ۱۰۰۰ است.
یک کلاس با ۶ دانشآموز، یعنی ۶۰۰۰ نفر.
یک لاستیک ۲۰۰۰، روغن ۱۰۲ یک لیتر ۶۳.
به محض اینکه آموزش کامل شد،
شما حتی ۳۰۰۰ هم پرداخت میکنید.
از همه مهمتر، هزینههای استهلاک یک ماشین مسابقهای را هم که نباید نادیده گرفت.
دانشآموزان برای آزمایش خودروی جنگی بایینبولوک آمده بودند.
ماشینش نزدیک بود زده شود تا اینکه پرواز کرد.
بنابراین نکته این است که ما نباید بر اساس عشق به کارمان ادامه دهیم.
برق را از پریز بکشید.
سال گذشته جایزه تیم بایینبولوک ۵ میلیون بود.
پس از به اشتراک گذاشتن با مدیران جدید،
سهمیه ما فقط ۲.۵ میلیون است.
دو و نیم میلیون از آن
باید به خوبی مراقبت شود.
شاید بقیه زندگی ما به آن پول بستگی داشته باشد.
ای خدای من.
خیلیها بهم پیام خصوصی میدن.
آنها گفتند که رویای مسابقه دهنده شدن را در سر دارند.
آنها میخواهند من به آنها رانندگی یاد بدهم.
در عین حال، آنها میخواهند با استفاده از ماشین من تمرین کنند.
به هیچ وجه.
از دنیای خیال بیرون بیا.
بگذار آن حس مبهم رسالت بمیرد.
تو نمیفهمی. اون ۲.۵ میلیون روپیه.
بنیاد ما.
قابل لمس نیست.
آموزش واقعاً ضرر است.
اما این به آن معنا نیست که ما راههای دیگری برای کسب درآمد نداریم.
بیا، دست به کار شو.
کیانفی دان پنگ هانیو.
شروع کنید.
سلام به همگی.
من ژانگ چی هستم.
اینجا،
برای کیانفی و پنگ هانیو آرزوی ازدواجی شاد دارم.
باشد که تا ابد پایدار بماند.
خداحافظ، خداحافظ.
خوبه، فقط بگیرش و تموم.
به تو هم میگم،
اخیراً نرخهای ما بالا رفته است.
بنابراین برای مسابقه دهندگان،
مهمترین چیز این است که در یک سطح بمانید.
وقتی رتبهبندی بالا برود، تبلیغات زیادی وجود خواهد داشت.
رتبه بندی مهم نیست.
اسم مهم است.
نام ژانگ چی-مو عنصری از اسب دارد.
امسال سال اسب است.
مردم عاشق شنیدن آرزوهای خوب شما هستند.
اوه، خدای من.
یه کم صدا رو کم کن، مدیر ژای.
سلام، مدیر ژای.
من ژانگ چی هستم.
چی که عناصر اسب دارد.
ههههه.
ارتقاء اساسی!
بایینبولوق،
در این مسابقات، قهرمانانی از 10 کشور آسیایی به رقابت خواهند پرداخت.
یک رویداد چالش برانگیز در بالاترین ارتفاع جهان.
اولین دوره مسابقات قهرمانی ۱۰۰ متر موچنگ آسیا
به زودی شروع میشه!
سریع آپلودش کن. میتونم تو این مسابقه شرکت کنم؟
در مورد مسابقه هم اطلاعی ندارم.
ثبت نام شخصی بسته شده است، موجودی نیز خالی است.
من در هیچ مسابقهای که نیاز به پرداخت هزینه توسط خودم داشته باشد، شرکت نخواهم کرد.
در دنیای مسابقات اتومبیلرانی،
بدبختترینها، مسابقهدهندگان مستقل هستند.
بهترین چیز کار کردن در یک تیم بزرگ است.
پس یک ستاره مسابقه باش،
این فقط زندگی است.
کدام مسابقه دهنده ثروتمند ماشین خودش را می راند؟
از قفس خودت نگهبانی کن.
جریان نقدی را به طور جدی ایجاد کنید.
ماشین به زودی میرسد.
لطفا وسایلتان را بیاورید.
سلام، دمای ماشین مناسبه؟
مدیر یی.
او که قصد ندارد با ما بمیرد، دارد؟
لی کیانگ، ژانگ چی.
واقعاً سرنوشته، ها.
در حال حاضر پادشاه و ملکه باینبولوک،
هنوز راننده نداری؟
مدیر یی.
فکر کنم اولین باره که سوار ماشینی میشم که خودت رانندگیشو بلدی.
اوه بله؟ پس محکم بشین.
باشه، باشه. هههههه.
چگونه؟
حتی دریانوردان حرفهای هم میلرزند.
مهارت رانندگی من خیلی خوبه، درسته؟
افرادی که در زمینه مراقبت از خودرو تخصص دارند، باید در رانندگی مهارت داشته باشند.
هاها.
به طور خاص مراقبت از ماشینها؟
اکنون مخصوصاً برای رانندگی آنلاین.
رانندگی آنلاین با ماشین مزایای خودش را هم دارد.
در گذشته، هنگام مدیریت یک تیم بزرگ،
احساسات من خیلی بد است.
الان خیلی نرم تر شده.
هاه، تیم بزرگی.
خیلی واقعبینانه.
من سالهاست که رهبری تیم قهرمان را بر عهده دارم.
اگر فقط یک بار ببازم، فوراً اخراج میشوم.
اما من در موردش هم فکر کردهام،
شاید من کار اشتباهی انجام دادهام.
او میخواهد تیمش را بهتر کند.
یوجیانگ.
No comments yet. Be the first to leave one.