Jarhead

Jarhead

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

jarhead 2005 2160p uhd bluray x265 hdr dv dd 5 1 atmos-pahe
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Jarhead 2005 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-28
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

یه داستان

یه مرد سال‌های سال با تفنگ شلیک می‌کنه

و می‌ره جنگ

و بعدش، تفنگ رو تحویل اسلحه‌خونه می‌ده

و خیال می‌کنه کارش با تفنگ تموم شده

اما دیگه با دستاش هر کاری که بکنه

عاشق یه زن بشه، یه خونه بسازه

پوشک پسرشو عوض کنه

دستاش اون تفنگ رو از یاد نمی‌برن

شما دیگه سیاه یا قهوه‌ای، یا زرد و قرمز نیستین

شما الان سبزین

یا سبز روشن یا سبز تیره

فهمیدین؟

بله قربان

سوافورد! بله قربان

تو همون کرمِ لجن‌زاری هستی که باباش تو ویتنام خدمت کرده؟

بله قربان

عالیه! خایه داشت اونجا بمیره؟

نه قربان

خیلی بده، لعنتی! هیچ‌وقت دربارش حرف می‌زنه؟

قربان، فقط یک بار! خوبه! پس دروغ نمی‌گفته

داری با اون چشای آبیِ خوشگلت منو دید می‌زنی؟

آره؟ نه قربان

عاشقم شدی سوافورد؟ نه قربان

فکر می‌کنی این یونیفرم بهم نمی‌آد، سوافورد؟

قربان، گروهبانِ آموزشی توی یونیفرمش معرکه شده

پس یعنی اوبی هستی و منو می‌خوای، ها؟

قربان، من اوبی نیستم

دوست‌دختر داری، سوافورد؟ بله قربان

دوباره حدس بزن، مادر‌به‌خطا! جودی همین الان داره ترتیبشو می‌ده

دمر شو و ۲۵ تا شنا برو

بابت هر باری که این ماه قراره بهش حال بدن

بخواب رو زمین

درست بعد از آشنایی با گروهبانِ آموزشی فیتچ بود

که فهمیدم عضویت در نیروی تفنگداران دریایی

شاید تصمیم مزخرفی بوده

این دیگه چه گُهیه؟

قربان، این نقاشیِ یه سرباز از صندوق وسایله

یا حضرت عیسی و مریمِ مقدس

این یه تپه گُه سگه

قربان، این سرباز هیچ‌وقت نقاشیش خوب نبوده

پس چرا تو منشیِ کوفتیِ منی؟

مگه منشیِ من نباید نقاشی بلد باشه؟

قربان، سرباز نمی‌دونه

سرباز فکر می‌کرد منشی کارش فقط نوشتنه، قربان

معلومه که سرباز نمی‌دونه

سرباز نمی‌دونه چون من بهش نگفتم

خیلی خب، کله‌پوک

دقیقاً بهم نشون بده شورت‌ها و کفشای دویدنت کجا قرار می‌گیرن

قربان، سرباز نمی‌تونه فکر کنه

وقتی گروهبان آموزشی داره می‌زنه تو سرش، قربان

وقتی دارم چند تا پس‌گردنیِ محبت‌آمیز بهت می‌زنم نمی‌تونی فکر کنی؟

پس چطوری می‌خوای با تفنگت شلیک کنی

وقتی که نارنجک‌ها جلوی صورتت می‌ترکن؟

تو اصلاً چه غلطی می‌کنی اینجا؟

قربان، تو راهِ رفتن به کالج راهو گم کردم

حالا دیگه دستای من آلت‌مال‌کن بودن

چراغ‌قوه شد "نورِ ماه". خودکار شد "چوبِ جوهر"

دهنم شد "ظرفِ تخلیه‌یِ آب‌کمر"

تخت شد "قفسه". دیوار شد "تیغه"

پیراهن شد "بلوز"

کراوات همون کراوات بود و کمربند همون کمربند

اما خیلی چیزای دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نشدن

سوافورد. این دیگه چه اسمِ مسخره‌ایه؟

انگلیسیه

جدِ بزرگم قرن نوزدهم اومد اینجا

هر چی

می‌فرستمت گروهانِ گلف

پر از آدمای عقب‌مونده و درب‌وداغونه

شاید بتونی یکم سطحِ این مادر‌به‌خطاها رو ببری بالا

یا شایدم نه

نفر بعد

جارهِد: اسم. اصطلاحِ عامیانه برای "تفنگدار دریایی."

ریشه: به خاطر شباهت به شیشه یا کوزه

در مدلِ مویِ کوتاه و نظامیِ اجباری

در نتیجه، سرِ تفنگدار

خودش یه جور کوزه‌ست

یه ظرفِ خالی

هی

کمکی از دستم برمی‌آد؟

آره، منو فرستادن دسته‌ی دوم

دسته‌ی دوم؟ آره

چه خبره رئیس؟ خبری نیست پسر

به دسته‌ی دوم خوش اومدی. دمت گرم

هی بچه‌ها! گوشتِ تازه‌یِ لعنتی اومده

چه گوشتی؟ ما تو رو نمی‌خوایم

هووو، مادر‌به‌خطا

بگیر که اومد

اوه، لعنتی

آره، ما آهنِ داغ رو عوض کردیم

یه کلکِ مسخره‌ست که سرِ تازه‌واردا پیاده می‌کنیم

باحال بود

اگه نشون می‌خوای، باید لیاقتشو ثابت کنی

به این جهنم‌دره خوش اومدی

سوافورد، هنوز اون ویروسِ معده رو داری؟

انگار دست از سرم برنمی‌داره

عیبی نداره. همه واسه تفنگدار شدن ساخته نشدن

اما برای من جای دیگه‌ای نبود. حقیقتش همین بود

هر چی نباشه، من محصولِ جنگ بودم

اینم آقا و خانم سوافورد تو دوران مرخصی از ویتنام

۱۹۶۹ هتل هیلتونِ هونولولو،

نمی‌تونم نگاه کنم

و شما هم نمی‌تونین

و اینم یه سری چیزای دیگه که نمی‌تونم نشونتون بدم

دیدنِ خواهرم

مافین درست کردن با مامان

حرف زدن با بابا سرِ صبحانه

اما اینا چیزاییه که می‌تونین ببینین

مستراح رفتن

فکر کردن به رفتن به کالج

درس خوندن بعدِ مدرسه با دوست‌دخترم

خدای من، عاشقتم. منم عاشقتم

بخشیدنِ تی‌شرتِ تفنگداریِ موردعلاقه‌م

هر روز برات نامه می‌نویسم

هی

سوافورد؟

سوافورد؟ یو

این چه مسخره‌بازیه؟ مریضی؟

نه قربان، فقط یکم معده‌م مشکل داشت

استوار سایکس

من مالِ واحدِ شناسایی و هدف‌گیری‌ام. "اس‌تی‌اِی"

شنیدم شش نفر لازم بودن تا اون کلکِ نشون گذاشتن رو روت پیاده کنن

پرونده‌ت هم می‌گه که چندان احمق و خرفت نیستی

پس بهتره هر چه سریع‌تر اون مریضیِ کوفتی رو ول کنی

چون ممکنه شانس اینو داشته باشی که تک‌تیراندازِ شناسایی بشی

این دیگه چه کوفتیه؟

"بیگانه، اثرِ کامو."

عجب چیز سنگینیه، تفنگدار

"با این حال، ماری..."

"همون موقع بود که دویدیم سمتِ دفتر..."

کلاسِ آموزشیِ مقدماتی دوشنبه شروع می‌شه. بهت پیشنهاد می‌کنم اونجا باشی

این یه دستوره، استوار؟

این یه فرصتِ استثناییه

این یه افتخارِ بزرگه

این بهترین شغلِ کوفتی توی کلِ نیروهای تفنگداره

عالیه، استوار

عالیه استوار! عالیه

می‌شه اون

می‌دونی چیه؟ یه ایده‌ی بهتر دارم

سازی چیزی بلدی بزنی؟

کلاس سوم که بودم ترومپت می‌زدم، استوار

کلاس سوم ترومپت می‌زدی؟ خوبه

هنوزم می‌زنی؟

یکم، واسه کنسرت‌ها و جشن‌های کوچیک

خوبه. لازم نیست "چاک مانجیونی" باشی

فقط یه شیپورزن می‌خوام

یکی که آهنگِ بیدارباش و مارشِ جنگ رو بزنه

از این جور برنامه‌ها، واسه روحیه‌یِ بچه‌ها. نظرت چیه؟

اوه، حتماً

خوبه! میدونِ صبحگاه، ساعت ۶ صبح

باشه، ممنون استوار

باعث افتخاره

می‌تونم کتابمو بگیرم؟

نفرید. من فقط ۸ نفر می‌خوام ۶۰

یعنی ۵۲ نفرتون کله‌پا می‌شین. حساب کتابش با خودتون

اصلاً راه نداره همه‌تون بتونین قبول شین

اگه فکر می‌کنین واسه خودتون کسی هستین

استوار سایکس

سرباز سوافورد، حاضر برای تستِ شیپورزنی

گروهِ آموزشی! خبردار

من معمولاً جایزه‌یِ خاصی به کسی نمی‌دم

اما امروز صبح یه برنامه‌یِ خیلی ویژه داریم

سرباز سوافورد قراره برامون آهنگِ بیدارباش بزنه

خب، سوافورد، بیدارباش رو بزن

من شیپور ندارم، استوار

چی نداری؟ شیپور ندارم

اوه نه، نه، نه. لعنت، لعنت

بهتره با دهنت بزنی

چی؟

گفتم با اون دهنِ وامونده‌ت بزن

لعنتی

عاشقِ اون صدام. به نظرم که عالی بود. روحیه‌م عوض شد

چیزی از "استیوی واندر" بلدی؟

آهنگِ "تو خورشیدِ زندگیِ منی" رو بلدی؟

بله استوار. خوبه، این یه آهنگِ ماندگاره

خفه می‌شی یا نه؟ هیچ برنامه‌یِ شیپورزنی‌ای در کار نیست

ای مرتیکه‌یِ احمقِ مادر‌به‌خطا

فکر کردی کی هستی؟ "کنی جی" یا همچین گُهی؟

نه استوار. خوبه

حالا بقیه‌تون، ببینم جیگرشو دارین

که پست‌ترین، بی‌رحم‌ترین و وحشی‌ترین

مادر‌به‌خطاهایِ این دنیایِ بی‌رحم باشین؟

بله استوار

می‌تونین یه روزی بگین: "آری، هر چند در درّه‌یِ

سایه‌یِ مرگ گام بردارم، از هیچ شری نمی‌هراسم

چون من لجن‌ترین مادر‌به‌خطایِ این درّه‌یِ لعنتی‌ام"؟

بله استوار

خواهیم دید، لعنتیا

تو هنوز اینجایی؟ بله استوار

بله و چی؟

بله، من هنوز اینجام، استوار

هر چی تو بگی. وارد صف شو

یه مایل! یه مایل

چیزی نیست! چیزی نیست

دو مایل! دو مایل

مأموریتِ شما کشتنِ منه

مأموریتِ من اینه که اول شما رو بکشم، و من تو کارم استادم

اون گلوله‌های پینت‌بال، درد دارن؟

اوه، گُه! لعنتی، نمی‌تونم ببینم

برگرد پیشِ سربازایِ صفر، مرتیکه‌یِ عوضی

More Farsi Persian subtitles for Jarhead

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left