As primeras 200 linias.
مواظب باشین. داره میاد
احتمالاً میخواد بهمون نشون بده چطوری قوطیهای رنگ رو روی هم بچینیم
یه لحظه صبر کنین بچهها
بذار یه کمکی بهت بکنم
خب، اینم از این
قشنگ و مماس با دیوار
با فاصله یه اینچی بین هر قوطی
ردیفه؟
حالا ببینم دوتایی بلدی یا نه
دوتایی
ایول، همینه
خودشه
هی، اَل
اینجا چه خبره، سوپی؟
خبری نیست. داشتیم یه کمی بازی میکردیم وقت بگذره
پیشنهاد میکنم این بازی کوچیکتون رو بذارین برای بعد
و برگردین سر کار
همین الان
ساعت یک ربع به پنجِ لعنتیه
درسته
یعنی دقیقاً ۱۵ دقیقه دیگه وقت داریم
تا کار اون توربین رو ردیف کنیم
برای چک کردن سیستم
بچهها، برنامهمون خیلی فشردهست
یالا! با من راه بیاین
چشم، اَل
ما پایتیم. دیگه جمعش کنین
کار اون توربین تا ۱۵ دقیقه دیگه تمومه
بریم تو کارش
بسیار خب، فورمن تو سوئیچهای سیلیکونی سمت چپ رو چک کن
همهشون رو آماده کن
شما تنبلها هم کالیبره کردن رو شروع کنین
مگنتومترهای غلظتسنج رو
هی، دِکس
امشب بازی پوکر داریم. تو اتاق من
من پایهام
تو هم بیا، تاکو
و اِلوود رو هم با خودت بیار
حالا، کی آبجو میاره؟
من میارم
نه نه. سری پیش یه زهرماری آوردی که اصلاً نمیشد خورد
تاکو، تو آبجو رو بیار
سلیقه من توی آبجو هیچ مشکلی نداره
لعنت بهش. کاش اینجا یه استخر داشت
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه، شرمنده داداش... یعنی ببخشید، آقای فانتین
طوری نیست. مشکلی نیست دِکس
اتفاقی نیفتاده
میتونی اَل صدام کنی، میدونی که؟
اَل
هی، اِلوود، وایسا پسر
بیخیال
حتماً. خیلی دوست دارم باهاتون پوکر بازی کنم
من آبجو رو میارم
من... اصرار دارم. من رئیسم
پول آبجو رو من میدم
پوکر؟
نه، واقعاً هیچ تمایلی ندارم
که با شماها پوکر بازی کنم
چرا؟
چون یه بازیِ احمقانهست
شنیدی چی گفتم
یه بازیِ خیلی خیلی احمقانهست
ممنون
هی، اَل
اینجا داری به چی فکر میکنی؟
اوه، هیچی، واقعاً
فقط دارم فکر میکنم
چه خدمتی از دستم برمیاد، سوپی؟
میخواستم بهت بگم
بابت اتفاق امروز متأسفم
بچهها داشتن خودشون رو خالی میکردن
دیگه تکرار نمیشه. مشکلی نیست. درک میکنم
بعضی وقتا حس میکنم
لازمه منم یه کمی خودم رو خالی کنم
آره؟
چرا امشب نمیای اتاق ما یه کمی پوکر بزنیم؟
پوکر؟
هوم
هوم. شایدم اومدم
یه دوتا کار دارم که باید ردیفشون کنم
ولی حالا ببینیم چی میشه
باشه
پس اونجا میبینمت
۷۱۴ اتاق
بیا اینو بگیر! یااااه
بابی، میتونی جواب بدی؟
الو. سلام باب. پدرت هستم
داری چیکار میکنی؟
درس میخونم
آفرین به تو. دیدی؟
مدرسه تابستونی اونقدرها هم بد نیست، نه؟
نه بابا
ضربدر ۷ چند میشه؟ ۱۲
۱۷؟
ببخشید باب. چی گفتی؟
۲۸؟
نه باب، این نیست
گوشی رو بده به مادرت
سلام، اَل. دِب، داره درس میخونه؟
حس نمیکنم که داره درس میخونه
داره درس میخونه، اَل
خب، ازت میخوام براش فلشکارت بگیری
و میخوام جدول ضربش رو بلد باشه
از ۱ تا ۱۲... تا وقتی که برگردم خونه
روز بدی داشتی؟ یه کمی عصبی به نظر میای
نه دِب، روز خوبی داشتم
مجبور شدم با بعضی از کارکنها جدی برخورد کنم
ولی خوب کنار اومدن، که نکته مثبتیه
فقط داشتم سعی میکردم بهشون القا کنم
که احترام به مافوق واجب و سالمه
مطمئنم همهشون دوستت دارن و بهت احترام میذارن، اَل
خب، این دغدغه من نیست دِب
با اینکه دعوتم کردن
برای بازی پوکرِ امشب
چه عالی
میخوای بری؟
نه، فکر نکنم
اوه، بیخیال اَل. باید بری
گوش کن دِب، اگه حسش باشه میرم
اگه حسش نباشه نمیرم
نه، خوبه اَل
خب، اینجا همه چی طبق برنامه پیش میره
و به نظر میاد که خونه باشم
تا یک هفته دیگه
پس تعطیلات چهارم جولای رو نیستی؟
آره. اون آخر هفته رو کار میکنیم
و پنجمین روز پرواز میکنم برمیگردم
حدود ساعت ۴:۳۸ میرسم به فرودگاه اوهیر
طاقت ندارم تا ببینمت، اَل. دلم برات تنگ شده
خب دِب، این شغلمه دیگه
ببخشید. یادم رفته بود
خداروشکر که یه حرف واقعاً احمقانه نزدم
مثل «دوستت دارم»
منم دوستت دارم دِب
اوه مامان، ازش بپرسم؟
یه لحظه وایسا. بابی میخواد یه چیزی بگه
بابا، میتونم ترقه و فشفشه بخرم؟
نه باب. آتیشبازی غیرقانونیه
شب خوش
شب بخیر
اوضاع چطوره؟
ها ها ها ها
چطور مطورین بچهها؟
ها ها
چه خبرا؟
سلام بچهها
واسه چی اون فانتینِ لعنتی رو دعوت کردی؟
نگران نباش. اون نمیاد
احتمالاً الان توی تختشه
و دماغش چسبیده به دفترچه راهنمای اَبکام
حتماً داره باهاش حال میکنه
شرط میبندم اون اصلاً اهل حال نیست
داداش، بهتره اصلاً پیداش نشه
بدجور رو مخمه
چرا؟
چرا؟ چون یه عوضیه
اوه، نمیدونم دِکس
به نظر من اون از اون آدمهاییه
که مثل ربات زندگی میکنن
دست خودش نیست
مثل یه ماشینِ لعنتی روی حالت خودکاره
یه جورایی دلم براش میسوزه
آره؟
من هنوزم فکر میکنم اون یه عوضیه
منم همینطور
شاید حق با تو باشه
بالاخره میخوایم پوکر بازی کنیم یا نه؟
اون تکه لولهها رو بیارین اینجا
به اون لودر اینجا احتیاج داریم
امروز همه چی مثل ساعت کار میکنه، اَل
توربین جا افتاد
آمادهایم سیستم رو چک کنیم
هر وقت که بخوای راهاندازیش کنی
باشه. بسیار خب. چک کردن سیستم
همین الان ردیفش میکنیم
پسر، اَل
ریختت خیلی داغونه
چیکار کردی؟ کل شب رو پارتی بودی؟
فقط یه کمی بدخواب شدم، همین
خب، باید میاومدی پیش ما بازی
آره، شاید باید میاومدم
چه خبر شده رئیس؟
کار کنسل شده
کنسل؟ منظورت چیه کنسل شده؟
به خاطر تصمیم مدیریت کنسل شده
پاداش همهمون رو میدن، و
دارن میفرستنمون خونه
دکستر مون. بیا بگیر دِکس
ممنون
خسته نباشی رفیق
خواهش میکنم
بسیار خب. کرتیس وایلی. اینو رد کن بره عقب
خب، گوش کنین
ونِ سرویس ساعت ۳:۴۵ میره سمت فرودگاه
میخوام همهتونِ علافها سر وقت اونجا باشین
چون من اون پروازِ لعنتی رو از دست نمیدم
گل گفتی
میخوام یه لحظه از رئیسمون تشکر کنیم
که ما رو زودتر از این خرابشده خلاص کرد
No comments yet. Be the first to leave one.