The Life and Death of Colonel Blimp

The Life and Death of Colonel Blimp

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

The Life And Death Of Colonel Blimp 1943 720p BRRip MkvCage
The Life And Death Of Colonel Blimp 1943 1080p BRRip MkvCage
Un comentario de Ibrahimz
تنظیم و زمانبندی برای نسخه بلوری

Etiquetas

brrip
1080
mkv
MkvCage
720p
720
Publicau o: 2020-12-10
Descargas: 72
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

.دان‌آور همین الآن رسید، اسپاد

چه فکر جنون‌آمیزی بوده این؟

جنگ همه‌جانبه‌ست، مگه نه؟ چی می‌خوای؟

پیام از مرکز فرماندهی. افسر فرمانده کجاست؟ - .توی آغل. دنبالم بیا -

.پیام از مرکز فرماندهی، قربان

.گروهبان هاوکینز - .قربان -

.بخونش

.به رمزه، قربان :شروع پیام

حمله تمرینی منطقه‌ی لندن" .با ارتش کادر ثابت

".Home Guard دفاع - .آره -

".جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود"

.پایان پیام

:افسر فرمانده با مداد اینجا نوشته، قربان ".کاری کن مثل اصل قضیه به‌نظر بیاد"

اوه، همچین چیزی نوشته؟ .فرماندهان بخش

.پیام از مرکز فرماندهی. جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود .دستوراتتون رو گرفتید. به سربازها بگو

.بهشون بگو کاری کنن مثل اصل قضیه به‌نظر بیاد - منظورت از اصل قضیه چیه، اسپاد؟ -

تلفات ما تقسیم بر ده شده .و دشمن ضرب در 20 شده

.بله، قربان - .کار دیگه‌ای نیست فعلا -

چیزی برای من ندارید، قربان؟ - .نه، دیگه هیچی -

.جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود. ما می‌دونیم - .اون‌‌ها می‌دونن -

.ما تک می‌زنیم - .اون‌ها پاتک می‌زنن -

،مثل اصل قضیه .ارواح عمه‌ام

.مثل اصل قضیه

!مثل اصل قضیه

.گروهبان هاوکینز .فرماندهان بخش

پس، جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود، بله؟ - .قربان -

.ما ساعت شش تک می‌زنیم .همه‌ی مسلسل‌های دستی و سه کامیون رو ببر

،رهبران بخش با مسلسل دستی .سربازها رو مسلح کن به بمب، رایفل، سرنیزه

...تامی. از بخش شما، رایس، آنزوورث - دوتا اووِن؟ -

.بله. نابی، توتس و کاکرِن - .کاکرن نه، قربان -

،می‌سپرمش به تو. استافی بزرگ‌ترین گردن‌کلفت‌های قسمت شما کی‌هان؟

.بیل وال، ویمپی، مَدپَن و پاپای - مال تو، رابین؟ -

.فرنگ، اسکیتس، داگی استوآرت، قربان - .تَفی، جوردی، قربان -

باستی، پورکی سیمز .و پَت سالیوان، قربان

.دای اوَنس، قربان - .اون رو باید داشته باشیم. خیلی‌خب. راه بیافتید -

ببخشید، قربان. گفتید ما قبل از اعلان جنگ تک می‌زنیم؟

.بله، مثل پرل هاربر .حالا راه بیافتید

.اوه، در ضمن .فقط یک توقف دارید. دمِ بول

.اونجا با مارتا هاری دِیت دارم

؟Careless talk - .آره. حالا جیم بشید -

.پنج دقیقه آسوده، گروهبان

.پنج دقیقه آسوده، استافی

.نمی‌دونم اسپاد برای چی معطل شده

.بیا

.عصر بخیر، گروهبان هاوکینز - .عصر بخیر، خانم -

!هی - .همه برگردن به کامیون -

!اسپاد

.اسپاد

.تکیه‌اش بده این بالا .اسپاد

چی شده؟ - قربان، بگید، چی شده؟ -

!اسپاد - دورم زد. - کی؟ -

!ماتا هاری !بیاید، بجنبید! اوه

شانسی داشتی؟ - .هیچ امیدی نیست. الآن دیگه نیمه‌ی راه لندنه -

،رفته به جادوگر خبر بده. زودباش .کلاه‌خود من رو بده. زود، به دنبالش

.سنگر بازه، قربان - .خوبه. لعنتی -

می‌دونید، قربان، باید یکی .از اون پانسمان‌ها بذارید روش

نگهش دار برای اون خانم. وقتی من گیرش بیارم .برای یه جای دیگه لازمش میشه

اون سنگر رو می‌بینید، پسران من؟ .راس نیمه‌شب بسته میشه

.و قطعا دشمن نمی‌تونه قبلش عبور کنه ...چون‌که چرا؟ چون‌که

.جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود

هدف چیه، قربان؟ - .باشگاه استحمام‌کنندگان سلطنتی، پیکادلی -

ماتا هاری چی؟ - .ازش جلو می‌زنیم -

بعد از طاق مرمر .چندتا میان‌بر بلدم

اوناهاش! بقیه‌ی کامیون‌ها رو بیار .که راه رو ببندن. ببین می‌تونی ازش جلو بزنی

!لعنت به اون تاکسی

.همینجوری برو .از پشت سرش برو راست

.دنبالش نکن .مستقیم برو

.دومی چپ .گرفتیمش

.بخش شماره یک، شماره دو، شماره سه .بله، قربان -

.دستوراتتون رو گرفتید .آقای گرِیوز، گروهبان هاوکینز

...بله، من

ژنرال وین-کَندی توی باشگاه‌اند؟ - .نه، قربان -

.ژنرال یک ساعت پیش رفتند .همراه سرتیپ کالدیکات

.و سرتیپ هوایی لوید-هیوز - نگفتن کجا میرن؟ -

ببخشید، قربان، ولی کارتون چیه با ژنرال؟

،براشون یک پیام دارم .یک پیام فوری

،اگر پیام رو بدید به من .حواسم هست به دستشون برسه

لعنت به همه‌اش. شما عضو «هوم گارد»‌اید؟ - چطور، قربان؟ -

رمز عبور هست Veuve Cliquot 1911

ژنرال و افرادشون .داخل حمام ترکی‌ان، قربان

،گروهبان هاوکینز .مسئولیت اینجا به‌عهده‌ی شماست

میزتون رو ترک نمی‌کنید، تلفن هم .جواب نمی‌دید. شما زندانی‌اید

.جنگ تا نیمه‌شب آغاز نمیشه - .این فکرِ شماست -

.گروهبان، اون دختر زیر میز اونجا .اون هم زندانیه

.سرجوخه، این سربازها بذار پیش من - .خیلی‌خب، پسرها، همینه -

.نیروی بی‌رحمانه و نادانی جنون‌آمیز - .بیاید، دنبال اون. بدوید -

.شما زندانی‌اید

شما کی هستین؟ - .بحث نکن. مراقب این مرد باش -

.و اون تلفن لعنتی رو هم جواب بده - بله، خانم؟ وین-کندی رو می‌خواستین؟ -

.نمیشه، خانم

ببخشید، خانم، ژنرال .الآن زندانیه و شما هم

.اوه، تا وقتی جنگ تموم نشده نه

!ساکت

هیچ اثری ازش نیست؟ - .نه، اینجا نه -

شما سرحلقه‌ی این بی‌حرمتی‌اید؟ - !ساکت، لطفا -

این یک تمرین ارتشیه. شما همه .زندانی‌اید. حالا همون‌جایی که هستید بمونید

ملازم، بیا اینجا. ژنرال - وین-کندی کجاست؟ - کی قربان؟

.شنیدی. بیا، راه رو نشونم بده. برو - .توی اتاق بخار -

.همینه

قربان؟

.قربان - .گمشو -

.ژنرال وین-کندی

ها؟ چی؟ شما کی هستید؟

.ستوان ویلسون، قربان .گردان دوم، دِوون‌شایر، قربان

چی می‌خواهید؟ - ...خب، قربان. متاسفانه، قربان، ما -

بگو دیگه، مرد. بگو .وقت برای تلف کردن ندارم

.اوه، چرا، دارید، قربان - .عذر می‌خوام، قربان -

.تمام شب وقت دارید، قربان

!ملازم - .متاسفانه نمی‌تونه بیاد -

چرا؟ - .زندانیه، قربان -

اینجا چه خبره؟

.حمله، قربان

،اما، تو جوان احمق لعنتی .جنگ نیمه‌شب آغاز میشه

بهت نگفتن؟ - .اوه، چرا، قربان. برای همین ما اینجاییم -

می‌تونم بپرسم به چه اختیاری؟

به اختیار این تفنگ‌ها .و این سربازها، قربان

اختیار؟ اختیار؟

چطور جرات می‌کنید، قربان؟ چطور جرات می‌کنید؟

از اینجا برید بیرون، قربان، شما و گروه !گانگسترهای شبه‌نظامی وحشتناک‌تون

!برید بیرون - .پاپای، مراقب این مرد باش -

.استافی، برو طرف اتاقک‌ها .ببین کدوم مال ژنرال وین‌-کندیه

.یه کیف قهوه‌ای پوست گراز پیدا می‌کنی. بیارش - بله، قربان -

.ولی نمی‌تونید همچین کاری بکنید .رمز توی اون کیفه

تمام تمرین میشه لودگی .اگه شما اون رمز رو داشته باشید

اوه، نه، قربان. این قراره که .اصل قضیه باشه، قربان

.اما جنگ نیمه‌شب آغاز میشه - .اوه، بله، شما می‌گید جنگ نیمه‌شب آغاز میشه -

از کجا می‌دونید دشمن هم همین رو میگه؟

،اما، دوست گرامی من بر سر اون توافق شده، نشده؟

.توافق به فلانم

از وقتی این جنگ آغاز شده به چند پیمان وفا شده؟

ما قبول می‌کنیم که بر سر قاعده‌ی بازی بمونیم .و اون‌ها هی بزنن توی پرمون

،وقتی من به ارتش پیوستم ...تنها پیمانی که قبولش کردم

این بود که از کشورم دفاع کنم .با هر وسیله‌ای که در اختیار من است

نه فقط با قوانین ،باشگاه ورزشی ملی

.بلکه با هر وسیله‌‌ای که از وقتی قابیل هایبل رو ناکار کرد وجود داشته - .تمومش کن -

مگر ما نمی‌دونیم اون‌ها برای رعایت قوانین روی ما حساب می‌کنن؟

!تمومش کن. تمومش کن - که آشکارا بهش می‌بالند؟ و به ما می‌خندند؟ -

...ستوان

،واتسون ،یا هرچی که هست اسمت

توی هاید پارک برای یک مشت .عاطل و باطل حرف نمی‌زنید

.من سرلشگر وین-کندی‌ام

بقیه‌ی این آقایان ،همگی خدمت نظامی کرده‌اند

خدمت ممتاز .با ارتش بریتانیا

تمام چیزی که می‌تونم بگم، قربان، اینه که ...وقتی ناپلئون گفت یک ارتش روی شکم‌شون رژه می‌روند

.بهتره تمومش کنم، قربان

،شما افسر جوان به‌شدت گستاخی هستید

،اما بگذارید بهتون بگم که تا چهل سال دیگه .شما هم آقای مُسنی خواهید بود

،و اگر شکمت به سرعت کله‌ات پیش بره .یکی بزرگتر از همه‌ی ما خواهی داشت

،شاید داشته باشم، تا چهل سال دیگه .اما شک دارم

و شک دارم وقت داشته باشم .سبیلی مثل مال شما بلند کنم، قربان

اما در 1983، حداقل قادر خواهم بود بگم .که چهل سال پیش مردِ امور خطیر بودم

،بخاطر این حرف می‌کوبم توی کله‌ات .مرد جوان. توله‌سگ احمق

.دست‌ها بالا. بگیر که اومد .می‌زنمت

فکر کردی هرچی دلت خواست به یک پیرمرد می‌تونی بگی، آره؟

می‌دونی من در چندتا جنگ بوده‌ام؟

تن‌اش می‌کرد bumfreezer وقتی پدر تو هنوز .من برای این کشور می‌جنگیدم

.توله‌سگ، گانگستر

،به شکم گنده‌ی من می‌خندی .ولی نمی‌دونی چجوری صاحبش شدم

،به سیبیلم می‌خندی .ولی نمی‌دونی چرا بلندش کردم

از کجا می‌دونی ...من چجور آدمی بودم

،وقتی به جوانیِ تو بودم چهل سال پیش؟

.چهل سال پیش

.چهل سال پیش

هرچی شما بخواهید، آقای کندی، قربان؟ - .بله، ممنون، پیترز -

!ساکت! ساکت - !مردم می‌خوان بخوابن

! Suggie - هاپی، اسب پیر من، از کی تا حالا لندنی؟ -

،دیروز برگشتم، مرخصی استعلاجی. واقعیتش .تمام شهر رو داشتم دنبالت می‌گشتم

آره؟ - .فوق‌العاده ناراحت شدم که قضیه‌ی پات رو شنیدم -

!یا یهوشافاط جهنده !دوتاش که اینجاست

پس فکر کردی روی چه کوفتی وایسادم؟ - .فکر کردم یه پای چوپی داری -

چرا باید یه پای چوبی داشته باشم؟ - .بهم گفتن توی بلوم‌فونتین پای چپ‌ات رو قطع کردن -

.نمی‌تونن کرده باشن، رفیق قدیمی - .وگرنه من می‌دونستم

!ساکت

.یه تاکسی خبر کن، دربان - .بله، قربان. پسر -

.حواست باشه، خوشتیپ. غرغروها رو می‌برن زندان - .می‌دونه، قربان -

.بد نبود یه چرتی می‌زدم - تمام شب وقت داری، نداری؟ -

.امشب میرم تئاتر. دوتا خانم رو دعوت کردم - نمی‌تونی همونجا بخوابی؟ -

میشه من هم بیام؟ - .یکی‌شون مادره -

.تاکسی‌تون، قربان

آه، خوانندگان اُپرا، ها؟

تعجبی نداره که مردم .درباره‌ی ارتش غرولند می‌کنند

،بایستی از خودتون خجالت بکشید

نعره می‌زنید و جیغ می‌کشید .مثل یک‌سری... اجنبیِ ملعون

.وضعیت امور مطلوبه

افسران و سربازها ...جانشون رو در آفریقای جنوبی از دست می‌دهند

درحالی‌که افسران جوان مثل میخواره‌ها .حول مکان‌های عمومی داد می‌کشند

شاید شما مست باشید، ها؟

این چیه؟ - .قربان ،V.C -

کجا گرفتیش؟ - .آفریقای جنوبی، جردن سایدینگ -

؟ Suger Candy تو کندی‌ای؟ - .بله، قربان -

.اجرای قشنگی بود، کندی - .ممنونم، قربان -

.هاپ‌وِل، قربان - هاپ‌ول؟ هاپ‌ول؟ -

پسر بارنی هاپ‌ول از 66 ام؟ - .بله‌، قربان -

.خیلی موزیکالی - .نه، قربان -

.تو هم همینطور - ".منظورتون «مینیون»ه، قربان؟ "من تاتانیام -

چی‌ای؟ - .تاتانیا، قربان - ...ما هفت ماه همراه اون در یک سنگر کوچک

.زندانی بودیم، نزدیک جوردن سایدینگ

معذرت می‌خوام؟ - .یک آوازِ یک‌نفره‌ست، قربان. می‌دونید، مینیون -

ما یک گرامافون داشتیم و تمام صفحه‌ها رو .شکستیم، جز اون یکی. از حفظیمش

شما پسرها دارید می‌رید لیلی؟ - .آه، من هم همونجا میرم .بله، قربان -

More Farsi Persian subtitles for The Life and Death of Colonel Blimp

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left