As primeras 200 linias.
...آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید
اسم من جون آزبورنه
فرد واترفورد و سرینا جوی ،من رو حبس کردن
کتکم زدن و بهم تجاوز کردن
!نه! بس کنید
فداکاریهایی که همهمون توی گیلیاد انجام دادیم سخت بودن
ولی کجای دیگه از دنیا نرخِ زاد ولد افزایش پیدا میکنه؟
.من دیگه صحبتی ندارم بقیهاش بمونه برای روزِ محاکمهات
اگه این مصیبت تا وقتی ،بچه به دنیا میاد تموم نشه
باعث افتخارمونـه که توی خونهی خودمون بزرگش کنیم
من انتظار دارم وقتی دادرسی تموم میشه، آزاد بشم
خب، این عالیه. میتونی بیای خونه
جای اون بچه توی گیلیاده
سلام، جون آزبورن. حتماً یه چیزی میخوای
در مورد پیدا کردنِ هاناست
،هانا رو بهت میدم
اگه ده تا بچهی دیگه بهم بدی که از اینجا خارج کردی
نه
باید پیداش کنیم و بیاریمش کانادا
هیچوقت فکر نمیکردم از نزدیک بدمش بهت
خدای من
حداقل حالا میدونی کجاست
باید وقتی فرصتش رو داشتم باهات فرار میکردم
.گیلیاد میتونه بیاد سراغ پسرمون میتونن من رو ندیمه کنن
هر کاری در توانم باشه انجام میدم ...تا مطمئن بشم
تو و پسرمون در امانید
از اینجا چه کاری میتونی بکنی؟
خب، بعدش چی میشه؟ چطور هانا رو گیر بیاریم؟
یه آدمِ جدید داریم که با نحوهی کار سیستم آشناست
میتونه بهمون مشورت بده
اون کیه؟ - فرد واترفورد -
واترفورد؟
اون قبول کرده اطلاعاتش رو در اختیارمون بذاره
در ازای آزادیش
!بس کنید! نکنید! نه
اطلاعاتی دربارهی داخل گیلیاد
دادستان اونو از اتهاماتش تبرئه کرده
!جون
!اون یه تجاوزگرِ آشغاله
!میدونی با همهمون چیکار کرده !من میکشمت
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
باید عشق به نظر بیاد
این چیزیه که لازم داره
وانمود کن ازش خوشت میاد
وانمود کن عاشقشی
وانمود کن اون رو میخوای
اون فرمانده توئه
اون رو تمامِ دنیای خودت بکن
خورشیدت، ماهت و همهی ستارههات
کاری کن باور کنه
چون زندگیِ لعنتیت بهش بستگی داره
فرار نکن. لگد نزن
جیغ نزن
گازش نگیر
...گاز
نگیر
« ترجمه و زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
صبح بخیر، خانم آزبورن
واقعاً ترجیح میدادم اینجا نباشی
.درک میکنم. در حد امکان سریع صحبت میکنم از این طرف، لطفاً
به فرمانده فردریک واترفورد در ازای همکاریش
تخفیف در مجازات پیشنهاد شده
،قبل از قبول توافق تخفیف در مجازات
از شما دعوت شده اظهاراتی ،به دادگاه ارائه کنید
و در مورد آزادیِ احتمالی فرمانده واترفورد نظر بدید
در جلسهی صدور حکم سازمان مهاجرت ...به نمایش در میاد
و به طور دائمی در سوابقِ دادگاه ثبت میشه
الان سؤالی در مورد وضعیتِ پروندهی فرمانده دارید که بتونم جواب بدم؟
نه
معذرت میخوام که نتونستیم یه جلسهی حضوری ترتیب بدیم
قاضیها برنامهشون شلوغه
قطعاً قصد هیچگونه بیاحترامی نداشتیم
خانم آزبورن، باید بهتون هشدار بدم
توافقاتِ صدور حکمی مثل این یکی اغلب توسط دادگاه قبول میشن
...فرمانده واترفرود به احتمال زیاد
در ازای همکاریش مصونیت دریافت میکنه
پس باید با این حقیقت کنار بیام که قراره بیاد بیرون
صرف نظر از کاری که کرده
صرف نظر از چیزی که میگم
نه
انتظار ندارم با این کنار بیاید
اون همهی چیزیه که امیدوار بودید به چنگ بیارید؟
البته
اون تا الان درکِ ما از سلسلهمراتبِ فرماندهی گیلیاد رو متحول کرده
نشون میده که داراییِ اطلاعاتی بسیار ارزشمندیه، بله
نمیتونید دهنش رو ببندید
مردهای ضعیف، هان؟
واقعاً اونا دنیا رو میگردونن
من طرفِ شما هستم، خانم آزبورن
من یه زندانی بودم ...که واترفورد هر از گاهی
میبرد بیرون بکُنه
و تو آزادش میکنی
تو طرفی نداری
ممنون که به همکاری ادامه میدید
فقط دو دقیقه. خیلی معذرت میخوام
عجله نکن
آبی
میذارم احاطهام کنه
ماه آبی. مخملِ آبی
گروه مردانِ آبی
نه، من... آره. متوجهم
نه، نه، نه
میتونیم کاری در موردش انجام بدیم؟
سلام
سلام
خب، چطور بود؟ - !هیچی -
افتضاح بود
هیچی؟ - و تموم شد -
آره
نه، متوجهم
ببین
علیاحضرت بیدار شدن - آره، ممنون -
من میرم بالا سرش - مرسی -
ببین، تو اینجایی، خب؟
نیکول اینجاست. این یه معجزهست
آره. آره، همینطوره - خب؟ -
...پس، فقط باید شکرگزار باشیم و
نه. نه، ممنون
میدونم، راست میگی
خب، ممنون
نمی... برمیگردم
مرسی
ولی کِی انجامش دادن؟
برگشتی
خدا رو شکر - آهان -
آره
چایی دارم... یا گرسنته؟
...ریتا
این تصمیم، ریچل
ازت میخوام دیگه بهم خدمت نکنی
و میخوام دیگه نظافت نکنی
دارم با روانپزشکم روش کار میکنم
پس، بشین
آره، متوجهم
خیلی خب
متوجهم
آره، ممنون
!اونا واترفورد رو میفرستن ژنوِ خرابشده
عوضی رو با هواپیما میبرن اونجا و جلسهی مصونیتش رو برگزار میکنن
،و بعدش آزاد میشه
آزاده که هر گورستونی که دلش میخواد با اون زنیکهی آشغالش زندگی کنه
کِی؟ کِی میره، میدونی؟
آخرِ هفته
تا آخرِ هفته از اینجا میره
خب، خوبه
از دل برود هر آنکه از دیده برفت
هی. تو باید بری ژنو
نه. قبول ندارم
ما پولش رو جمع میکنیم ...و بعد میتونی بری اونجا
و حضوری شهادت بدی
نه
چرا؟
،چون بیفایدهست اونا تصمیمِ خودشون رو گرفتن
نه، سازمانِ مهاجرت رو فراموش کن
.میتونی مصاحبه کنی میتونی با مطبوعات حرف بزنی
...تو انجامش بده. تو خوب بلدی هر کدومتون بهتر بلدید
پای من رو به این ماجرا باز نکنید
یعنی، این کارو نمیکنن، درسته؟
آخه اون که نمیتونه به همین راحتی آزاد شه
یعنی، لعنتی، باید به حرفت گوش بدن
تو جون آزبورنی لعنتی
شاید اون از من مهمتره
واترفورد؟ این خیلی مسخرهست
خب، من داستانم رو گفتم
رفتم بالا و همه چی رو بهشون گفتم
اونا میدونن اون چی بوده
چه کاری کرده و چه حسی داشته
و با این حال باهاش معامله کردن
...پس شاید چیزی که بهشون میده
ارزشمندتر از چیزیه که از من گرفته
این حرف رو نزن
تو میری ژنو
...من کمکشون میکنم پول رو جمع کنن
و بعدش میری ژنو
میشناسمش
رایان؟ رایلی، شاید؟ ببخشید
دکتر مارتینا برنل
اون یه سرطانشناس بود
آخرین محلِ خدمتش در گیلیاد در یه خانهی فحشا توی بوستون بود
یادتون میاد اونجا دیده باشیدش؟
،برعکسِ چیزی که ممکنه بهتون گفته باشن
من مرتباً به اون مرکز نمیرفتم
البته
احیاناً گهگاهی که به اونجا میرفتید فرصتی برای ارتباط باهاش نداشتید؟
نه به شکلی که منظورِ شماست
حرف زدیم. شاید رقصیدیم
میتونید تأیید کنید که اون فوت شده؟
،آقای واترفورد
،میدونم این خیلی سخته
ولی شما خاطرِ خانوادههای زیادی رو آسوده میکنید
گمونم رایلی توی یه حادثه از دنیا رفت
دکتر برنل، ببخشید
این حادثهای در خانهی فحشا بود؟
بله. فرمانده جانستون، تا جایی که یادمه
.برایان ال جانستون اون به خاطر جرمش محاکمه شد؟
اوه، نه
گمون نکنم قصد داشته بهش صدمه بزنه
صبح بخیر
دیر اومدی
نمیدونستم یه جلسهی برنامهریزی شده داریم
No comments yet. Be the first to leave one.