As primeras 200 linias.
این برنامه حاوی الفاظ تند و صحنههایی است که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحتکننده باشد
هر کی دانیل اوگارا و خانواده هیز رو کشته، درگیره
در قاچاق انسان. واکنش اونا هدف قرار دادن تو بوده
فکر میکنم باید این یارو رو بررسی کنیم
گریم بنسون
تو باید کَسی باشی
ما تصمیم گرفتیم که خودکشی کالوم دانوودی
نیاز به تحقیقات بیشتر داره
نمیتونم بهت فکر نکنم
آدمای دیگه هم در خطرن
چی؟ مثلاً دختر اون زن دیوونه؟
اولیویا؟
آره، باید جلوش رو بگیری
من و ززی و دانیل، خون همیم
واسه همینم هیچ جا نمیرم تا وقتی پیداش کنم
نیکی؟
جیغ میکشه
از یه زن تماسهای تهدیدآمیز دریافت میکرد
ممکنه آندریا دویل باشه
تو رئیس من نیستی
واقعاً؟
جیمی!
آندریا دویل رو بردن اتاق بازجویی
یه گوشی قایم شده تو آپارتمانش پیدا کردیم. یه گوشی یکبارمصرفه.
راهی برای دیدن پیامها یا ایمیلها نیست
فقط سه پیام دریافت شده
همهشون از یه شماره رمزگذاری شده
بچههای فنی دارن تلاش میکنن رمزگشاییش کنن
اگه بتونن،
یه خط مستقیم به قاچاقچیا داریم
سوال اینه که میخوایم ازش استفاده کنیم؟
باج بدیم؟
این واقعاً خیلی ریسکیه، تاش
اگه بهشون زنگ بزنیم و اونا وحشت کنن،
اونوقت ممکنه هر دو تا دختر رو بکشن
اوه، بیلی، اون چه قیافهایه؟ چی شده؟ چی؟
رُزی از کاراوانها الان زنگ زده
میگه جیمی رو اولیویا لنوکس دزدیده
یا خدا!
خب، بیلی
رُزی رو بیار اینجا. میخوام باهاش حرف بزنم
مشخصات ماشین رو تو رادیو محلی اعلام کن
و به همه بگو مراقبش باشن
پیامگیر صوتی: یه پیام بذارین، باهاتون تماس میگیرم
اولیویا، جیمی پرز هستم
جیمی هیز رو همین الان بیار کلانتری
تو داری به دخترت کمکی نمیکنی
چی شد؟
فکر نمیکردم اینقدر مریض باشه
من فکر نمیکردم
کاری میکردم... تو میدونستی
و میتونستی نجاتش بدی... تو، دهنتو ببند
باید از اینجا ببریمش بیرون
تنهاش بذارین! بهش دست نزنین
خفه شو!
بعدی تویی!
سلام، رُزی
هیچ ایدهای داری که اولیویا ممکنه اونو کجا برده باشه؟
نه، هیچ ایدهای ندارم
خب، چطور به نظرت اومد؟
نمیتونستم بفهمم
فکر نمیکنی که بهش آسیب بزنه، نه؟
منظورم اینه که، یه تختهش کمه
و اون نمیتونه از خودش دفاع کنه
با این جراحاتش
نه، نگران نباش، رُزی
اون فقط دخترش رو پس میخواد
ولی ما پیداشون میکنیم، خیلی زود
باشه، این مهمه
اگه الان به من دروغ بگی،
همه چیز عوض میشه
باید با آرون مکگوایر حرف بزنی
من فقط کار جوهر رو انجام میدم... نه، باور نمیکنم
نمیتونم چیزی رو که نمیدونم بهت بگم
پس چیزی رو که میدونی بگو
و اگه بگم، میتونی ازم محافظت کنی؟
از کی؟
ما فقط نوک کوه یخیم
آدمایی هستن که من حتی ندیدمشون
ولی اونا منو میشناسن
و اگه حرف بزنم، میدونن کجا پیدام کنن
نمیتونم بهت قولی بدم
شماره رمزگذاری شده روی گوشیای که تو آپارتمانت پیدا کردیم،
مال مکگوایر بود؟
آره
ززی اوگارا هنوز تو شتلند هست؟
تا جایی که من میدونم
و اون دختر دیگه؟ اسمش چیه؟
نیکی
کجان؟
مکگوایر بعد از اینکه منو گرفتن، وحشت کرده
منظورم اینه که، ممکنه هرجایی باشن
نه، آخرین فرصت. کجان؟
آدرس رو نمیدونم. میتونم تو نقشه نشونت بدم
مکگوایر الان میخواد با ززی چیکار کنه؟
اگه خانواده پول رو ندن، و اون نتونه از جزیره ببرتش بیرون،
میکشتش
خب، چقدر وقت داریم؟
ساعتها، نه روزها
سندی، برو سمت جلو
خب
تاش، اینجا رو چک کن.
کسی اینجا نیست.
باید بری پشت یه چیزی رو ببینی.
آه
اون نیکیه.
حرومزادهها!
تو جادهی وستر اسکلده.
اسم صاحبش رو میخوایم.
برای شرکت "هانتر هالیدی رنتالز" ثبت شده.
هانتر... یعنی دانکن؟
آره، یکی از مالهای خودشه. تو بهش میگی یا من بگم؟
نه، مشکلی نیست، خودم بهش میگم.
قربان
دانکن صاحبشه.
تو وستر اسکلد یه خونهی اجارهای برای تعطیلات داری؟
آره، دارم.
راستش، ام... بهترین داراییم نیست.
کی اجارهش کرده؟
ام، هیچکس.
خیلی وقته خالیه.
خیلی باید روش کار بشه.
باشه، کی میدونست خالیه؟
مری و جوآن، از دفتر.
کس دیگهای؟
نه، چرا؟ مشکلی پیش اومده؟
چون یه جسد تو ملک پیدا کردیم.
یه دختر جوون که قبلاً تو هتل مکبی کار میکرد.
آخرین بار کی اونجا بودی؟
من...
نمیدونم. یه ماه پیش؟
و هیچکس اونجا نبود؟ نه، بهت گفتم.
اینطوری نگاه نکن که انگار حرفمو باور نداری!
دوباره نه.
گراهام بنسون باهات تماس گرفته؟ نه.
پس اگه گوشیتو نگاه کنم، شمارهش توش نیست؟
نمیدونم. کلی تماس ازدسترفته دارم.
به نصف جزیره بدهکارم.
پس جواب نمیدم مگه اینکه بدونم کیه.
بهتره که با این آدما قاطی نشی، دانکن.
به خدا قسم.
تمام جزئیات اون ملک رو میخوام.
و منظورم همهچیه – همین امروز.
تمام جزیره پر از پلیسه، دنبال ما میگردن.
ایست بازرسی.
فقط باید از شر این ون خلاص شم!
ناله میکند.
نیکی رو تو خونه پیدا کردیم.
اون مرده.
همین؟
هیچی نداری بگی؟
تو چته؟
یه زن جوون همین الان به قتل رسیده.
و جنازهش رو انداختن پشت.
انگار یه کیسه زباله بود!
بیمار بود.
بیمار بود؟ چطور؟
تو راه اینجا سقط جنین کرده بود.
فکر نمیکنم خوب شده بود. خیلی خونریزی داشت.
بردیش دکتر؟
خیلی خطرناک بود.
میتونستی برسونیش بیمارستان.
میتونستی کاری کنی. من فقط کاری رو کردم که بهم گفتن.
مکگوایر هم همین کار رو کرد.
خبری از اولیویا و جیمی نیست؟
یه سوزوکی آبی دیدن که به سمت شمال میرفت.
ممکنه داره میره به جزایر شمالی؟
نه، اولیویا شتلند رو اونقدر خوب نمیشناسه که همچین کاری کنه.
هیچ اثری ازش تو هیچکدوم از کشتیهای بین جزیرهای نیست.
حدس میزنم یه جایی پارک کرده.
تاش، برو مهمانسرا رو چک کن.
واسه چی؟
برای هر چیزی که نشون بده ممکنه اون رو کجا برده باشه.
در مورد این مصاحبه PIRC چه حسی داری، سندی؟
آمادهشی؟
آمادهام که ببینم شانس ترقّیم دود میشه و میره هوا.
البته اگه اول به بیاحتیاطی متهم نشم.
خب، باشه، سعی کن نذاری حواستو پرت کنه.
ما چهار قربانی قتل و یه دختر گمشده داریم.
اون در مورد جزایر دیگه پرسید؟
چطور میشه به هر جایی رفت؟
نه، اون سرش به کار خودش بود.
دستشویی چشه؟
گرفته.
سینک هم همینطور.
یکی داره میاد که نگاه کنه.
خانم لنوکس داشته از دستشویی پایین استفاده میکرده.
از کی؟ چند روزه.
به نظر میاد ممکنه سلاح قتل باشه.
جلوی یه راه آب پشت مهمانسرا رو گرفته بود.
کورا اینو چک کرده؟
آره، تمیز شده بود. هیچ اثر انگشتی نیست.
اما آثاری از خون هست.
داره چک میکنه ببینه به پرنتیس یا کارلا میخوره یا نه.
و یه چیز دیگه هم هست.
بعد از اینکه اینو پیدا کردم، پذیرشگر اعتراف کرد که
وقتی به اولیویا آلیبی داد، کاملاً راستگو نبود.
میدونم.
نمیخواست صاحبخونه بدونه که اون تو یکی از اتاقهای اضافه
بیشتر شب رو با دوستپسرش بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.