As primeras 189 linias.
قبلاً در "استپ آپ"
تور تموم شد؟ هوم؟
چطور میخوای اون ۲۰ میلیون دلاری رو جبران کنی
که من برای این تور گذاشتم
وقتی حتی نمیتونی از پنتهاوس لعنتیت بیرون بیای؟
چی میشه اگه بتونیم یکی رو بیاریم جات اجرا کنه؟
ببین، من این تور لعنتیتو انجام میدم، باشه؟
ولی منم یه سری خواستههای خودمو دارم
معامله جوشه؟ آره
مارکیز هاوارد
خب، چی میخوای؟ من سِیج اودام رو میخوام.
هی رفقا! چه خبره اینجا، عوضیا؟
وای، لعنتی! مارکیز!
جون کندی
تو لیاقت این خونه رو داری. باید مال تو باشه.
خودم تنها دارم نقل مکان میکنم
وایسا، یعنی یه لحظه التماس میکردی با من بیای زندگی کنی
و لحظه بعد... اِم اِم اِم
الان واقعاً من و توایم؟ همیشه من و تو بودیم.
نمیتونی اینجا واسه اون یارو پاچهخواری کنی
که مسئول مرگ بابامونه، داداش.
این از لو دادن بدتره. این قضیه ممکنه کارت رو تموم کنه.
بشین و راحت باش.
این یکی قراره حسابی حال بده.
ووهو!
میبینی؟ میتونی ببینی؟ همه میدونین چیه؟
آره، آره، آره، آره. یالا، وی
یالا، یالا، یه چیزی بگو
یالا، یالا، یالا. بذار بشنوم. یالا
باحاله، یالا!
لعنتی، حق با توئه که باحاله، رفیق.
ولی، ویدا، ببین، تو باید کل تصویرو ببینی.
یه صحنه تاریکو تصور کن، خب؟ بام، یه تک نور افکن
هولوگرام من درست وسط
از دو طرف هم گروه کُر پسران هارلم کنارشن.
این قیافه چیه؟ چ...چیه...چی شده
یه خبر بد برات دارم.
چرا حس میکنم این تنها چیزیه که این اواخر میشنوم؟
یالا، یالا. بگو چی شده.
هر کاری از دستم برمیاومد کردم ولی مدیران برگزارکننده
جوایز برتری موسیقی سیاه تلویزیون (Black Music Television Excellence Awards)
ریسک نمیکنن.
اونا نمیذارن تو تو برنامه اجرا کنی.
بابا، ریتینگ این اجرا لعنتیش فوقالعاده میشه!
ستاره بزرگ. تیترهای جنجالی
آخرین بار کی بود
که این مراسم اهدای جوایز دیدنش واجب بود؟
که اینو هزار بار بهشون گفتم
ولی کوتاه نمیآن.
اونا وحشت کردن
مثل همیشه از چیزای اشتباهی.
جوایز BMT تنها فرصتی بود که من بهش نیاز داشتم، ویدا.
ما سابقه طولانی داریم، سِیج.
اینکه از پشت تلفن بهت بگم درست نبود.
پنج، شش، هفت، هشت
یک، دو، سه، چهار
پنج، شش، هفت، هشت
دور. یک، دو، سه، چهار
سُر بخور، پنج، شش، رد شو، هفت
کات! کات، کات
کات، کات، کات
چیه؟ مشکل چیه حالا، ریگو؟
همون مشکل همیشگی. حرکات رقصش، داداش.
هنوز باهاش حال نمیکنم.
ما یه دوجین بار رقصآرایی رو عوض کردیم.
و، پاپی، در مورد حس و حال، اینجوریه، باشه؟
ببین، این کار یا جواب میده یا نمیده.
نه، در واقع، باید زحمت بکشی تا یه چیزی درست از آب دربیاد.
نمیتونی فقط یه بار روتینتو با نصف سرعت ببینی
و بگی خراب شده.
شماها به یه دلیلی رقصندههای بکگراند رو صدا زدین، مگه نه؟
آره، منم همین فکر رو میکردم.
ببین، اینجا باشین و حلش کنین.
من جلوتر کار خودمو انجام میدم.
یه ده دقیقه استراحت میکنم.
باشه، هنوزم میتونیم از پسش بربیایم.
بریم! تعصیر، تو رو بکش جلوتر.
جاتو با ترل عوض کن.
آره. اودالی، هنوزم میتونی بچرخی.
این گندکاریه، تال.
چیه؟ هی داریم همه چی رو عوض میکنیم
چون ریگو کلاً شده یه دیوا؟
یعنی، چه فایدهای داره که خودمونو بکشیم
و این همه حرکت جدید رو یاد بگیریم
اگه قراره همینجوری بندازیشون دور؟
عوضی، میدونم خانم اسپارتیکای کوچولو
اینجا نیست که به دیواها گیر بده. عوضی!
باشه، عوضی، تو هنوز حتی یه روتین هم نداری.
الان وقت دعوا کردن نیست.
لعنتی ازش متنفرم.
بلیطها فروش نمیرن.
نمیفهمم.
آخه میدونی، "تاج و تخت رو بگیر"
ماههاست توی هیپ هاپ کاویار بوده، نه؟
آهنگها رایگانن. بلیط کنسرت پولیه.
میخوای مردم ۱۰۰ دلار پیاده شن تا خودشون رو تا اونجا بکشونن به یه نمایش،
باید قانعشون کنی که ریگو یه ستارهست.
باشه، من... من فقط یکم زمان میخوام.
چند روز بهم فرصت بده.
۲۴ ساعت وقت داری.
وگرنه کلاً بیخیال این معامله لعنتی میشم.
واقعاً مشتاق بودم اون نمایش رو اجرا کنم.
یه فرصت برای اجرای دوباره.
دوباره با این دنیای لعنتی ارتباط بگیرم، رفیق.
میدونم، میدونم، عزیزم. عادلانه نیست.
فکر میکردم دیگه اوضاع از این کوفتیتر نمیشه.
داری شوخی میکنی دیگه، لعنتی؟
حالا چی؟ باشه، جیمی زنگ زد.
فروش ریگو کمه.
تهدید کرده همه چی رو تعطیل کنه.
من بهتون گفته بودم، لعنتی! اون بچه ستاره اصلی نیست.
در بهترین حالت یه افتتاحکنندهست.
باشه، هنوز میتونیم همهچیز رو نجات بدیم، خب؟
فقط یه کم باز فکر کن، باشه؟
جایگاهت تو BMTها.
اوهوم.
ویدا هنوز داره سعی میکنه پرش کنه، درسته؟
چیزی رو که فکر میکنم میخوای بگی، نگو.
خواهش میکنم، نه. خب، اگه بتونیم اونو قانع کنیم
که ریگو رو انتخاب کنه...
لعنتی، لت. بیخیال.
این بهش اون هل لازم رو میده.
میخوای من اینجا بپوسم؟
و این جوجه شهرت منو بگیره؟
نقشه عالیایه. نه.
این یه نقشه فوقالعادهایه، لعنتی. نه، نه.
باشه، ببین، من میخوام آزاد باشی، باشه؟
میخوام زندگیتو پس بگیری.
که ما زندگی خودمونو داشته باشیم.
اما الان ریگو باید یه تأثیر بزرگ بذاره.
تو یه زمان کوتاه.
اگه این بلیطها رو سریع نفروشه،
اونوقت کارمون تمومه.
۴۰ میلیون جفت چشم در یک پخش سراسریه.
باشه، باشه، باید یه فکری برای این بکنیم.
فقط سه روز تا نمایش داریم.
ویدا خیلی زود دنبال یه جایگزین میگرده.
میدونی چیه؟
یادته گفتم مهمونی BMT رو کنسل کنی؟
اوهوم. اون گندکاری رو کنسل نکن.
باشه، ویدا رو حسابی مست میکنیم.
اوهوم... ریگو رو بهش معرفی میکنیم.
باید بتونیم قانعش کنیم که بهش یه شانس بده.
خب، من تو راه خونه به تدارکاتچی زنگ زدم.
تو واقعاً فوقالعادهای، میدونی که، نه؟
آمادهاید؟ بیاین!
پنج، شش، هفت، هشت.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.
نه. نه.
نه، نه، نه، نه، نه!
وایسین، وایسین!
میخوام حسابی تکونتون بدم!
کاش الان میتونستم از این صفحه لعنتی بپرم بیرون!
این دیگه چه کوفتیه؟ به این میگی رقصیدن؟
کسلکننده لعنتیه، خب؟
بابا، پاپی! این طراحی رقص توئه؟
کجاست اون شور و هیجان؟
نزدیک بود جاکوئل نایت رو بیارم
فردا با هواپیما بیارمش اینجا.
تو حتماً قراردادمون رو واقعاً فراموش کردی، سیج، هان؟
اصلاً هیچ دخالتی نبود.
آره، آره، آره، خب شرایط یکم تغییر کرده.
یکم، جوون.
اوه، واقعاً؟ چه جور شرایطی؟
ریگو، گمشو کنار.
گریهاوند، تو بهتر از این میتونی کار کنی.
بزنید. از نو شروع کنید.
سکسی فکر کنید، چیزی که واقعاً ازش خوشم بیاد.
باشه.
اوه، تقریباً یادم رفت.
دعوتنامه مهمونی اجباریه، باشه؟
پیشمهمونی جوایز BMT، پنت هاوس من، فردا شب.
همهتون باید حضور داشته باشید، باشه؟
میخوام جذاب باشین، میخوام سکسی باشین، میخوام سرگرمکننده باشین.
میخوام "های واتر" خودشو نشون بده.
متوجه شدی؟ باشه.
و من رقصندههای بدردنخور تو مهمونیهام ندارم.
پس خودتونو درست کنید.
اونجا میبینمتون.
برگردید سر کار. یالا، یالا، یالا.
عالیه.
خیلی خب. حرف آقارو شنیدید.
باید بریم دوباره روش کار کنیم. مگه نه؟
هی، به اون پیرمرد بگو با من بازی نکنه، باشه؟
این تور منه.
و اگه فکر میکنه میخواد اینو
تبدیل کنه به یه مزخرفاتِ "جنسیس ۲.۰"
همین الان از این در میزنم بیرون
و تور رو ترک میکنم. شوخی ندارم.
No comments yet. Be the first to leave one.