As primeras 118 linias.
مترجم : امیرحسین محرمخانی Translated By Amirhossein17
هارولد لوید
در
سال اولی
اون روزای پسربچگی رو یادتون میاد ... که رفتن به
،دانشکده عالیتر از رفتن به مجلس سنا بود
و ترجیح میدادین در پست تکل راست بازی کنین تا اینکه رئیسجمهور باشین؟
.خانهی هارولد لمب
... پدر او بهترین کتابدار شهرستان
.و بدترین دروغگوی رادیویی در ایالت بود
پاپا، ببین هارولد فقط با فروختن ماشینهای لباسشویی
چقدر پول توجیبی واسه .دانشکده پسانداز کرده
تاریـخ || مبلغ برداشتی || مبلغ سـپرده || مانده سپـرده
... تموم عصر رو تو اتاقش
مشغول خیالپردازی درمورد رفتن به دانشکده .بوده، اصلاً نمیتونه به چیز دیگهای فکر کنه
دانشکده فریاد میزند
!پارازیـت
!چین رو گرفتم
،فکر کنم اون کارو تو اون فیلمه یاد گرفته ... قهرمان دانشکده
.دیروز شیش بار اونو نگاه کرد
لستر لاورل در قهرمان دانشکده
... من فقط یه "رفیق" معمولیم
همین حالا بلند شید و .منو اسپیدی صدا کنین
لباسهای زیرکانهی دانشکدهای
چگونه فوتبال بازی کنیم
جک مریوال در دانشکده
کتاب سال 1924 دانشکده تِیت
چستر آ. (چت) تراسک ... با اکثریت آرا محبوبترین مرد دانشگاه شد
.کاپیتان تیم فوتبال ما در سال 1924
هارولد لمب ... با اکثریت آرا محبوبترین مرد دانشگاه شد
.کاپیتان تیم فوتبال ما در سال 1925
... تو فیلمها دیدمش
... اون یارو که دانشکدهای بود هردفعه که
.به کسی معرفی میشد، اون شیرینکاری رو انجام میداد
... یه هفته طول کشید تا یاد بگیرمش، بابا
!اما شرط میبندم تو دانشکده میترکونه
... میترسم، مامان، اگه هارولد ادای اون بازیگر رو
در دانشکده در بیاره، یا قلبش رو میشکنن !یا گردنش رو
... افتتاحیه ترم پاییزه دانشگاه تِیت
.استادیوم فوتبال بزرگی به همراه دانشکدهای چسبیده به آن
... رئیس دانشکده
او به دلیل اینکه هرگز ازدواج نکرده بود، چرا که
،میترسید با نام کوچکش صدا شود .خیلی اسم در کرده بود
... خطر سال اولیها
یک قلدر از طبقهی مرفه جامعه ... که باعث شد سایمن لگری
.شبیه سامری نیکوکار شود
.در تِیت ... پگی
.از اون دخترا که حتماً مادرتون شبیهش بوده
سلام، پگی ... هنوزم داری به مادرت تو مهمانخانه کمک میکنی؟
... بله ... و من یه شغل جدید تو هتل تیت دارم
.تو اتاق امانتداری
... فکر کنم کلمهی نوزده عمودی رو بدونم
.لقبی برای کسی که عاشقش هستید
.دلـبر
.عزیز
.عزیزترین
.جواهر
.عسـل
عاشق بودن خارقالعاده نیست؟
... لوله، سال اولی آخرین مدل و اسپرت به همراه
!مخلفات محافظهکارانه، بیا سر کارش بذاریم
اسم من هارولد لمبه، اسم شما چیه؟
.من رئیس دانشگاهم
شما برای اینکه به دانشگاه برین ماشین گرفتین؟
.تالار سخنرانی تِیت
... گروه دانشآموزان چشم انتظار
.آزرده شدن توسط جملهی آغازین رئیس بودند
... میبینی که همهچی آمادهست .رئیس الآنه که برسه
سالن سخنرانی تِیت ورودی جایگاه
نمیخوای بری با دانشآموزان سلام و احوالپرسی کنی؟
چرا، هر دانشآموز تازهوارد باید ... سخنرانی کنه
!اگه نکنی، غیرمحبوبترین دانشآموز دانشکده میشی
... دوستان من، من اینجام ... ام
... بله، شکی نیست که من اینجام
... بله، تکرار میکنم که من اینجام ... ام ... شما اینجایین
.درحقیقت، همهی ما اینجاییم
یـادداشـتی از قهرمان دانشـکده
... من فقط یه رفیق معمولیم
همین حالا بلند شید و .منو اسپیدی صدا کنین
!من فقط یه رفیق معمولیم
و ازتون میخوام که همین حالا بلند شید و .منو اسپیدی صدا کنین
!بیایین بریم ... چندتا بستنی مهمون من
،یک روز صرف خرجکردن پول ... برنامههای هارولد را برای
... محل زندگی تغییر داد
اتاقی مبله، برای اجاره
هفتهای سه دلار
من بعداً دخترم رو میفرستم بالا ... تا شستن اون پنجرهها رو تموم کنه
.وقتیکه واسه شام میرین بیرون
من ... ام ... این اتاق کوچیک رو گرفتم ... تا جای آرومی برای
.مخفی شدن و درس خوندن داشته باشم
همانطور که اسپیدی در دوران گیجی ،ولخرجی میکرد
... حتی خبرچین تِیت هم برخاست
... و متوجه شد
اسپیدی ولخرجه ،فقط یک رفیق معمولی
درحال برجای گذاشتن ردپایی ... از قیفهای خالی بستنی
.در خیزش احمقانهاش بهسوی محبوبیت است
... میبینی، هرگز نمیتونی به اندازهی چت تراسک محبوب باشی
.مگر اینکه تو تیم فوتبال بازی کنی
... تمرین فوتبال
.جاییکه مردان واقعاً مّردند و گردنها چیزی نیستند
... سرمربی
آنقدر سرسخت است که .با تبرآتشینی موی خود را میتراشد
... بچهها دارن بیخیال میشن
باید ورشون دارم. کنار هم بذارمشون... !و دوشقّهشون کنم
... !چیزی که این تیم نیاز داره روحیهی مبارزهست
شما بیعرضهها از شورهیسر !به پایین مُردین
فقط یه بازیکن تو تیم شما
!با روحیهی واقعی تِیت وجود داره
یه بازیکن هست که باید الگوی ... خودتون قرارش بدین! اون بیشتر از
!همهی شما کنار هم، میارزه
... اون یه بازیکن بلندپرواز و فعاله
... یه مبارز شیردل
!از اون مردا که تیت بهش افتخار میکنه
!همهی شما از آسیب دیدن میترسین
دوست دارم یکی بهم یه تکل !سخت" واقعی رو نشون بده"
من دوست دارم تو تیم فوتبالتون .بازی کنم، اگه اشکالی نداره
میتونی توپ فوتبالو شوت کنی؟
مایکِ خوشیمن
No comments yet. Be the first to leave one.