As primeras 200 linias.
تبریک میگم، نبی
ما در آستانهی شهادتمون هستیم
الحمدلله
ستایشش کنید
بهزودی الله، تنها خدای برحق، به استقبالمون میاد
و همینطور تشویقهای نیاکانمون
و ۹۹ تا حوری باکرهی بینقص
که تا ابد ما رو میپرستن
فکر کردم ۱۰۰ تا بودن
چی گفتی؟
تا باکره... بهم قول ۱۰۰ تا رو داده بودن ۱۰۰
۹۹، ۱۰۰... چه فرقی میکنه؟
وقتی به تو یه چیز میگن و به من یه چیز دیگه
شاید خودشون هم دقیق نمیدونن
شاید
شاید تعداد دقیق باکرهها معلوم نیست
منظورم اینه که اگه توی دههی ۹۰ باشه، باز یه چیزی، میتونم باهاش کنار بیام
یا ۷۵ تا
ببین، من آدم طمعکاری نیستم، ولی اگه ۱۰ تا باشه چی؟
خب
اگه ۱۰ تا باشه و مجبور شیم بین خودمون تقسیمشون کنیم چی؟
اونوقت پنج تا باکرهی بیشتر گیرت میاد
نسبت به چیزی که الان داری، مگه نه؟
آخه داریم دربارهی ابدیت حرف میزنیم
پنج تا باکره مگه چقدر برات دووم میارن... شاید یه ماه؟
زیاد که باکره نمیمونن، مگه نه؟
ببین، اگه به اون گندهبک زنگ بزنیم
حالت بهتر میشه؟
آره
فرمون رو بگیر. باشه
داره بوق میخوره
اسامه، آره، آصفام
نه، داریم ردیفش میکنیم
همهچی خوب بود، ولی بازرسی امنیتی خیلی طول میکشه، میدونی که؟
چی کار میشه کرد؟
بگذریم، ببین نبی یه سوال داره
باهاش حرف میزنی؟
نه
خودت بگو
الو
بله
اِم، دربارهی باکرههاست
جدی؟
وقتی ثبتنام کردم ۱۰۰ تا بود
میگه دیگه اونقدری نمونده
تو دور اول تعداد شهیدا خیلی زیاد بود
داری شوخی میکنی. اصلاً میدونه ما الان کجاییم؟
گوشی رو بده من
فرمون رو بگیر
اسامه، آصفام
همین الان، میتونی دقیقاً و قطعی بهم بگی
که چند تا رو برای من و نبی تضمین میکنی
وقتی بحث باکرهها در میونه؟
نه، مشکلی نیست
بگو دیگه
یالا دیگه مرد
بیشتر از ۲۰ تا رو نمیتونه تضمین کنه
اون درِ لعنتی رو باز کنید آشغالا
میکشیمتون تیکهتیکهتون میکنیم، مرتیکههای عوضی
آشغالای دروغگو
در رو وا کن! این کوفتی رو وا کن
گور بابای همهچی، نه؟
خوشحالم که اول تو گفتی
باشه، بلندگو رو بردار برای مسافرا
مسیر رو به سمت باهاما تغییر میدیم
باهاما
داریم میریم باهاما
در پاسخ به اپیدمی عبور از مرز
فرماندار آریزونا، کاستون، با همکاری انجمن ملی سلاح (NRA)
سلاح جدید و انقلابیای رو در جنگ علیه مهاجرت معرفی کرد
دستگاههای جدید بازدارندهی مهاجرت یا همون آیدیدیها
میتونن تو کمتر از ۱۰ ثانیه ۲۰۰ فشنگ ضدزره شلیک کنن
و مرز جنوبی آریزونا رو به یکی از امنترین مرزهای کشور تبدیل کنن
قاضیهای لیبرال در ماساچوست
دوباره تعریف ازدواج رو گسترش دادن
این بار شامل هر نوع پیوندی بین یک مرد و یک زن
یک مرد و یک مرد، یک زن و یک زن
یک مرد و یک سگ کالی
یا یک زن، یک سوسیس لهستانی و یک آخر هفتهی طولانی میشه
بنبست با آقای کروز
حالا وارد هشتمین روز خودش شده
کروز همچنان اصرار داره که پلیس داره
آزادیهای مذهبی و والدینیش رو نقض میکنه
و قربانی کردن انسان رو یه امر ضروری میدونه
امروز در برنامه «صبح بخیر پارادایس»
نامزد شهرداری، یوجین ولز
با ماست تا دربارهی فضای سیاسی جدید حرف بزنه
و همینطور جدیدترین اسباببازیِ جنجالی سال
عروسکهای کراچی
با ما بمونید. قراره یه برنامهی فوقالعاده باشه
اون تلویزیونِ وامونده رو کم کن
صدای برنامهم رو نمیشنوم
آره، اصلاً چیز خوبی هم نشون نمیده
فقط، دارم برای مصاحبهم آماده میشم
بجنگ
اه، مثل سوسولها میجنگی
هیچکی تو رو با این ریخت و قیافت استخدام نمیکنه
چرا نمیری همون پاچهخواریِ عمو دیوت رو بکنی؟
لعنت بهش
اون بیرون چه خبره آخه؟
هیچی
یادت نره اون چکِ کمکهزینه رو بگیری
بوسبوس، عزیزم
زود باش
یالا
نه
پسر بد. پسر بد
بهت گفتم تو حیاط ما پیپی نکن
تو این حیاط پیپی ممنوع
فقط تو حیاط همسایهی بغلی پیپی میکنی
مدفوع در حیاط
این یه تخلفه
طبق تبصرهی شماره ۴۰-۱۰۱ محوطهی تریلرها
نخور اون پیپی رو
این رو هم به لیست اضافه میکنم
لیست؟
لیست. عالیه. لیست. دیگه چی؟
دیگه چی تو اون لیستت داری؟
تبصرهی شماره ۱۱-۱۴۳
دیروز حدودای وقت ناهار
ببین، برام مهم نیست شما دوتا تو اتاقخوابتون چی کار میکنین
ولی تبصرهی شماره ۱۱-۱۴۳ میگه
اگه بعد از ساعت ۱۰ صبح صدای عشقبازیِ وقیحانهتون رو بشنوم
میتونم علیهت شکایت تنظیم کنم
که دقیقاً همون کار رو هم میکنم
اوه. اوه. اوه، باشه
خب، حداقلش من با خواهرم نمیخوابم، مرتیکهی دهاتیِ عقبمانده
خب، محض اطلاعت بگم دهاتی
من دیروز بعدازظهر اصلاً اینجا نبودم
از این شهر متنفرم
مت! هر چی
واقعاً افتضاحه
صبح بخیر همشهریها
یوجین ولز هستم. کاندیدای شهرداری
میخوام چند تا حقیقت رو باهاتون در میون بذارم
بزرگترین تولیدکنندهی پورنوگرافی کودکان در جهان
تو زیرزمینِ پنتاگونه
سه شبکهی بزرگ تلویزیونی
همهشون توسط یه کلیسای راستگرا در آتلانتا اداره میشن
از هر ده نفر در آمریکا، یک نفر
جیرهخورِ سیآیاِیـه. مزخرفه
میپرسین چطور این اتفاقا تو یه کشور آزادیخواه میافته؟
چون ما تبدیل به ملتی از گوسفندها شدیم
ولی من اینجام تا به آمریکا جهت جدیدی بدم
و یک حزب سیاسی جدید
حزبِ «گورِ بابات»
گل گفتی
هی، الو؟
با توئم، پروفسور
اینجا رو با کتابخونه اشتباه گرفتی؟
آره آره. دو دقیقه صبر کن رفیق
آه، دیگه از «دو دقیقه» خبری نیست
یا الان میخری، یا هرّی
زود باش بزن به چاک
آه، برو دیگه، خداحافظ. بدو
بایبای. تو بایبای
خداحافظ. خداحافظ. هی
مواظب باش موقع رفتن در بهت نخوره
بابا، محمد میگه باید دوباره باهات حرف بزنه
دربارهی چی؟
مگه چیز دیگهای هم هست؟
خب، اون دقیقاً دربارهی من چی گفت؟
اون سلیطه
برادر من
امروز پلیسی نیومد این طرفا؟ چیز مشکوکی ندیدی؟
نه، هیچی محمد
خیالت راحت
تا هر وقت بخوای اینجا در امانی
خب، شاید دیگه زیاد طول نکشه
اوه؟
از افغانستان خبر رسیده
خبر؟ اوه
همهچی داره جور میشه
محموله سه روز پیش راه افتاده
اوه
الحمدلله
کی، اِم، کی میرسه اینجا؟
فردا
زمانش رسیده که شمشیرهامون رو بذاریم
رو خشتکِ کفار
میبینم که چشمت به سرها افتاده
انگیزشیان
اینا سرِ تکتکِ اون حرومزادههاییـه
که مجبور شدم از روشون رد شم تا به این شغل برسم
یا ابوالفضل
خطا بود. اینا پاپیه ماشه هستن
اینا... فکر کرد واقعین
بشین
بیا شروع کنیم
خب، امیدوارم ناراحت نش
امیدوارم با ضبط کردن مشکلی نداشته باشی
آخه بعداً میخوایم برای آموزش ازش استفاده کنیم
آمادهای؟
آره، آره. خوبه
تو چه مرگته؟
راستش... این صندلیه یه جوریه
خیلی خب، وقتمون کمه
پس بهتره شروع کنیم، نه؟
بله قربان
خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.