As primeras 200 linias.
تامی. ریک
من میتونم یه گروه رو مدیریت کنم
دیگه نباید این کارو ادامه بدیم. تو زن داری
«عروسک» کیه؟
ریک؟
این حس مالکیت اصلاً درست نیست
واقعاً میخواستی یه بچه رو بیاری توی یه همچین خونهای؟
میکشمت! هان؟
بابت اون موقع ممنون
چرا یه کاری نمیکنیم؟
خواهرت وقتی برگرده چی میخواد بگه؟
سلام، وس؟ سلام
تو پسر ما رو کشتی
پسر قشنگمون به خاطر کار تو الان زیر خاکه
اَبی، تو باید زندگیتو بکنی
تولدت مبارک، اَبی
فقط باید به راهمون ادامه بدیم
انگار که قراره همین الان از اون در بیاد تو
لعنتی
گواهینامه، لطفاً
دفعه بعد اگه با این سرعت برونی، جریمه میشی
خیلی ممنون، جناب سروان
لطف کردید
مراقب خودت باش
خیلی خب. مراقب باش
وایستا
خیلی خب، خیلی خب
یا خدا
محض رضای خدا
گفتم که، باشه
لیلی؟ مامان؟
مامان؟ وای، خدای من
وای خدای من، لیلی
تو اینجایی
وای، باورم نمیشه
خدای من، تو واقعاً اینجایی
وای خدایا. حالش خوبه؟
وای، خدای من
وای، شکر خدا. واقعاً معذرت میخوام
لیلی! وای خدایا، خودتی. خودتی، مگه نه؟
وای خدای من
وای! خیلی دوستت دارم
وای، هنوز همون بو رو میدی
ایو؟
باورم نمیشه
وای خدای من
وای خدای من، ببینمت
ببخشید
مامان. مامان
ببخشید. مامان، اون کی بود؟
کسی نبود که مهم باشه
چیزی نیست، اشکالی ندارد
باید درو ببندیم
طوری نیست، طوری نیست. نه، باید
باشه، باشه. معذرت میخوام
خیلی خب. حالت خوبه
همینجا نگه دار
من... فکر کنم باید خودم تنها برم
چی، پس میخوای منتظرت بمونم؟
فقط برو خونه، باشه؟ بهت زنگ میزنم
چی
مطمئنی همه پنجرهها رو قفل کردی؟
آره، لیلی، ببین. حتی طبقه بالا رو؟
میشه لطفاً بری و یه بار دیگه چک کنی؟
حتماً، حتماً. برات چک میکنم، نگران نباش
لیلی
خودتی. واقعاً خودتی
میدانستم زندهای، با تمام وجودم میدانستم
به خودم قول داده بودم که دوباره میبینمت
کجا بودی، لیل؟
مامان، باید ببریمش بیمارستان
نه، هیچکس نباید بفهمه من اینجام، خواهش میکنم
نباید به کسی بگی. خواهش میکنم، خواهش میکنم
داری چی... هیچکس نباید... نه، اَبی، خواهش میکنم
فقط بهم قول بده، قول بده هیچ کاری نمیکنی
التماست میکنم، خواهش میکنم! فقط
نه، قول میدم، قول میدم
از چی میترسی؟ اَبی، باید بهم قول بدی
که به هیچکس چیزی نمیگی. من فقط... خواهش میکنم، نگو
باشه، باشه، قول میدم
سلام
سلام. سلام
اون خیلی حساسه، پس با ملایمت باهاش رفتار کن
و درو ببند، لطفاً. بله، حتماً
اینا کیان؟
لیلی، اونا فقط میخوان باهات حرف بزنن
قول میدم. مامان، چیکار کردی؟
قول میدم، اینا پلیسن
فقط میخوان باهات صحبت کنن
ممنون، ایو
لیلی، من سرپاسبان تامی شاه هستم
ایشون هم همکارم، کارآگاه ریچل برنتون هستن
اگه اجازه بدی، میخواستیم بشینیم
و چند تا سؤال ازت بپرسیم، مشکلی نداری؟
لیلی، ما فقط میخوایم مطمئن بشیم که حالت خوبه
آره
فقط میخوایم یه کمی بدونیم
که کجا زندگی میکردی. -نه
مادرت به ما گفت که یه آقایی تو رو اینجا پیاده کرده
میدونی از کجا؟ نه، نمیتونم
نمیتونم. نمیتونم. نمیتونم بهتون بگم
این کار عواقب داره
نمیتونم. وای خدا. اشکالی نداره
طوری نیست، لیل. آروم باش
چه جور عواقبی لیلی؟
اون همیشه میگفت، از همون اولش میگفت
که اگه سعی کنم فرار کنم
میاد سراغِ تو
کی، سراغ من؟
اشکالی نداره
زویی؟
اوه، زود اومدی خونه
برو یه چیزی برای ناهار بخور
ناهار لازم نیست
یه سورپرایز بزرگ برات دارم
ولی باید وسایلمون رو جمع کنیم
پرواز تا چند ساعت دیگه میپره
پرواز؟ خب، ما سرمون شلوغه. کلی برنامه داریم
پس شام چی؟ ما... بهم اعتماد کن
همهچی ردیفه. قول میدم
حالا، بیا عجله کنیم، باشه؟
ولی، ریک
کجا داریم میریم؟
خیلی خب، بیا اینجا. زود باش
بیا اینجا رو مرتب کنیم
با بابا برو
این شخصی که تو و خونوادهت رو تهدید کرده
اونا، خب، نذاشتن برگردی خونه، درسته؟
و حدس میزنم که موفق شدی فرار کنی؟
و همون کسی که تو رو زندانی کرده بود
موقعی که رفتی اونجا نبود
آهان. باشه
لیلی
لیلی، میشه بهم نگاه کنی؟
ما در امان نیستیم
تا وقتی که اون هنوز اون بیرون آزاده
گفتی که تهدید کرده منو میکشه
باید اسمشو بهشون بگیم
تا بتونن ازمون محافظت کنن
باشه، قول میدم. قول میدم همهچی درست میشه
کی تو رو از ما دور نگه داشت؟
من
ریک بود
آقای هنسن
وای خدای من
ریک هنسنِ کثافت
عوضی
مگه خودش توی یکی از گروههای جستجو نبود؟
آره، بود
درسته
باید یه واحد بفرستیم اینجا
بهشون میگیم همین عقب منتظر بمونن
تا وقتی که بهشون دستور بدیم، باشه؟
چند تا واحد رو بفرستید خونه هنسن
و چند نفر رو هم بفرستید مدرسه
تمام وسایل الکترونیکی و ماشینش رو توقیف کنید
باشه. باید لیلی رو هم معاینه کنیم
من با ایو صحبت میکنم
بیاین مطمئن بشیم که حالش خوبه. حتماً
باشه
و ریچل؟
میخوام تمام امور مالیش رو بهدقت بررسی کنید
تا آخرین قرونش رو
حله
پلیس! در رو باز کنید
وارد شید
طبقه بالا رو چک میکنیم
به سمت راست
باشه
اتاقخواب اول، پاکه
پارکینگ پاکه
اتاقخواب دوم، پاکه
طبقه پایین پاکه
اگه میشه لطفاً صاف بشینی
میخوام پشتت رو چک کنم، باشه؟
باشه
حالا یه نفس عمیق بکش
و بازدم
یه نفس عمیق دیگه
و بده بیرون
اگه هر لحظه خواستی متوقف بشیم، فقط بهم بگو، باشه؟
فقط یه لحظه طول میکشه
خب، نفس بکش
یکی دیگه
خیلی خب، خوبه. تمام شد
بسیار خب، تموم شد
خب دیگه
خیلی خب، اینم از این. ممنون لیلی
اوم-هوم
اوم، اشکالی نداره اگه چند تا سؤال بپرسم؟
باشه
اوم، توی معاینه لگنی متوجه یه سری تغییراتی شدم
که نشون میده تو قبلاً زایمان کردی
و همینطور روی شکمت ترکهای پوستی هست
برای همین باید بدونم لیلی، تا حالا باردار بودی؟
و میدونم گفتنش خیلی سخته
ولی اگه اطلاعاتی داری که بتونی بهم بدی
در مورد اینکه، اوم، کِی این اتفاق افتاده
ببخشید
ببخشید، نمیتونم
No comments yet. Be the first to leave one.