As primeras 200 linias.
...آنچه گذشت - .اِیمی، پیدات میکنم -
.قول میدم
.خلاصش کنیم - .باشه -
ولی مشکل واقعی رو .حل نمیکنه
چه مشکلی؟ - .کابوسها -
مردم بیمار زیادی ،در دنیا هست
و میتونی کمکمون کنی .میلیونها نفرشون رو نجات بدیم
.مأموره رو میخوام
.به اون نگاه نکن .من رو ببین
.قراره بیاد سراغش
کی؟ - .فنینگ -
گمون کنم حالا .وقت خوبی برای حرف زدنه
در سه سال گذشته، 12 زندانی اعدامی
به یه ساختمان دولتی در کلرادو فرستاده شدن
تا به عنوان موش آزمایشگاهی برای آزمایشات پزشکی فوق محرمانه
.مورد استفاده قرار بگیرن
.بررسیش میکنم
،سر راهم نیا .مأمور ولگست
.وقتشه، کارتر
.باید یه تصمیمی بگیری
چیکار میکنی؟
.کارتر یه کابوس دیگه دیده
.حالا همیشه کابوس میبینه
بخشی از اینه؟
قراره سر من بیاد؟
تو هم کابوس میبینی؟
نه. ولی کل روز فقط مینشینم
و فکر میکنم چه دارویی .بهم تزریق کردن
و اگه مریض بشم، چه اتفاقی برام خواهد افتاد؟
قراره اون اتفاق برام بیوفته؟
نه، قرار نیست برات اتفاق بیوفته، چون
.قراره از اینجا بریم بیرون - چطوری؟ -
تمام چیزی که بلدم راهروی آسانسور .تا دستشوییه
...و هر ده فوت افرادی با سلاح هستن
.و گفتی از اینجا خارجمون میکنی
.و خارج نکردی - .هی -
گفتم چیکار نمیکنیم؟ ها؟
.وحشت - وحشت. الان داری چیکار میکنی؟ -
.وحشت کردم - .وحشت کردی -
.از اینجا خارجمون میکنن
میخوای چیکار کنی؟
.افقهامون رو وسیعتر کنم
چیشده؟
.باید بلافاصله دکتر لیر رو ببینم
واسه چی؟ - .تمام اونها رو دارم -
چرا اینقدر به فعالیت مغزی مبتلاشدهها اهمیت میدی؟
.فکر کنم شاهد یه تکامل هستیم
،باید درکش کنیم
.اگه لازم بود از خودمون دفاع کنیم
از کابوسها؟ .وای
مثل مامانمی که میگه گوشی تلفن .باعث سرطان مغزت میشه
.واقعاً هم میشه
میبینی؟ .همون چیزیه که شک داشتم
.فعالیت مغز در شب اوج میگیره
...این
این کابوسها .نمیتونن نامربوط باشن
شاید فقط ...ساکن باشه، ولی
ولی اگه مکاتبه باشه چی؟
این کیه؟
شدت میدان الکترومغناطیسیش
به طور نمایی بیشتر از .بقیه است
.فنینگ
.قربان، ولگاست باهاتون کار داره
میگه میخواد با شما و .دکتر سایکس صحبت کنه
.اِیمی خوابش نمیبره .مضطربه
.آره، برای یه سریها پیش اومده چه کاری ازمون بر میاد؟
فکر کنم، برای شروع، میتونید .از اون اتاق خارجش کنید
.اون ده سالشه
.به هوای تازه نیاز داره .بیرون رفتن. تفریح
وزارت دفاع یه سری .نگرانیهای امنیتی داره
.بیشتر در مورد تو
میتونن هزینهی یه نگهبان .بیرون از ساختمونی رو بدن
.هری پاتر که نیستم
.باشه .بگو چی نیاز داری
فقط میخواستم بابت کارت .ازت تشکر کنم
.جات بودم زیاد بزرگش نمیکردم
،اگه واقعاً میخوای ازم تشکر کنی .میتونی فقط از ذهنم خارج بشی
.یه مشکل دیگه داریم
یکی از سربازهات داره یکم .دیوانه میشه
منظورت چیه؟
.باید بهش رسیدگی کنی
".بهش رسیدگی کنم" یعنی چی؟
میخواد جریان اینجا رو .لو بده
اگه اتفاقات اینجا ،لو بره
،تو رو مسئول میدونن
.و بعد من رو میکشن
فکر نکنم بدونی .داری از چی حرف میزنی، شانا
.افراد من مشکلی ندارن
.با جونم به هر کدومشون اعتماد دارم
باشه. به گمونم فقط صبر میکنیم .و میبینیم چی میشه
ریچاردز، توی .بلوک سلولها لازمت داریم
یه مشکلی با .گروهبان پائولسن داریم
.دریافت شد
خوبی؟
خوبم. ممنون. اوضاعت چطوره؟
چقدر میتونی سریع بدوئی؟
.سریعتر از قبل
.پائولسن
مشکل چیه؟
قربان، دیوید وینستون رو میشناسید؟
.آره
.موقع اومدن کوتاه باهاش آشنا شدم
حالت چطوره، وینستون؟
به مدت 20 سال .کامیون دور بُرد رانندگی میکرد
،یه روز یه دختر رو پیدا کرد .و بهش تجاوز کرد
زیر باربندش بستش و مسیرش رو تموم کرد
از سیاتل تا بوزمن .وقتی دختره زیر ماشین بود
بعد یه دورهی 5 سالهی .قتل از روی سرگرمی رو شروع کرد
.باشه، گوش کن
لازم نیست .داستانهاشون رو بدونی
آره، خب، چارهی زیادی برام نذاشت، درسته؟
.خیلی مثل شما و شانا ببکاکـه
کِی ترسناک میشه؟
کی گفته ترسناک میشه؟
میدونی چی بهم میگه؟
.میگه دوستم داره - ،رندی -
الان توی تور چندم هستیم، سوم؟
همراه آوردمت
.چون بهت اعتماد دارم - این چیزها میتونن -
،هر کاری بخوان بکنن .و کسی نمیتونه جلوشون رو بگیره
یعنی، تو میتونی، ولی ببکاک بهت اجازه نمیده، میدونی؟
میخوام همین الان .به پزشک مراجعه کنی
.یه ارزیابی روانی کامل نیاز داری
.ببکاک داره بازیت میده
.گوش کن
.باید بیدار بشی
قسم خوردیم از جون افراد این ساختمون محافظت کنیم
تا وقتی این موشهای آزمایشگاهی .دارویی که میخوایم رو بهمون بدن
.فقط مدت زیادی اینجا بودیم
آدم بدها؟
از کجا میدونی خودمون موش آزمایشگاهی نیستیم؟
گـذرگـاه
ترجمه از: مـریـم ، امیـرعلـی illusion , careless whisper
میدونی، باورم نمیشه گذاشتن .اینکار رو باهام بکنی
منظورت چیه؟
من و بابام وقتی همسن تو بودم .یه خونهی درختی ساختیم
.درست مثل این
.میدونی، بدون نگهبانها
.عالی بود
.بسکتبال هم هست
.تو بسکتبال نابودت میکنم
،راحت باش .تبدیلش کن به مال خودت
.هر تغییری میخوای اضافه کن
باشه، اینجا یه .قانون اصلی بزرگ داریم
،تمام ابزار ساخت و ساز با ما
:با یه استثنا .چکش
.هورا
،باشه .بیا ببینیم چی داری
،باشه .شروع عالیایه
.کلی تصور روش گذاشتی .خوشم اومد
.روی نردبون شروع میکنیم
،بیرون محوطه نرو
.وگرنه مجبوریم بهت شلیک کنیم
.آره .فهمیدم
دیدی، اِیمی؟ .باحاله
.اِیمی
این نما چه مشکلی داره؟
.بیا بالا
.این رو برای تو ساختیم
.یالا
.از بلندی میترسی
.نه - .قرار نیست مسخرهات کنم -
.دیگه کردی - نه. روز اولی که آشنا شدیم -
وقتی از اون نردبون بالا رفتی چی؟
.بیشتر از شما ترسیده بودم تا بلندی
.روی جایی که میری تمرکز کن
.زودباش .اون قدم رو بردار
.همینه .پایین رو نبین
.بالا رو ببین .من رو
.این چشمهای زیبای فندقی رو ببین
.چندش - .یالا، داری عالی پیش میری -
.زودباش
.دارمت
.باشه
.آفرین
.رسیدی بالا .خیلی خب
.خوبه
.بگو چی میبینی
.همون چیزهایی که هر روز میبینم
.دقیقاً نه
حالا یه دید بلند از پروژهی نوح
و چیزی که اونطرف اون دیوار .امنیتیه داریم
.وای
.نابغانه است
.اینقدر متعجب نشو
.مهارتهایی دارم
.باشه، آنتونی .همه چیز خوبه
.خوابهام بدتر شدن
هر بار چشمهام رو .میبندم اتفاق میافته
.همون یاروئه .فنینگ
کیه؟
.یالا، بهم بگو، مرد
...تیم فنینگ
.باهوشترین آدمی بود که میشناختم
.همینطور یکی از گولزنندهترینها
چه اتفاقی براش افتاد؟
.نمیتونم بهت بگم
باشهف خب، داره .میاد سراغم
.میگه باید یه انتخابی بکنم
چه جور انتخابی؟
No comments yet. Be the first to leave one.