As primeras 200 linias.
این بازسازی داستانی از وقایع واقعی است
برخی عناصر ممکن است برای اهداف دراماتیک تغییر کرده باشند
آقای رائول فرناندو دو آمارال استریت
مرد خوبی است
با گذشتهای شرافتمندانه و از خانوادهای محترم
سختکوش، همیشه هوای همسران سابقش را داشت
مردی با اخلاق نیک
حالا
بعد از یک اشتباه کوچک، اسیر پشیمانی شده است
امروز ویران شده است
مردی که خودش را کشانکشان میبرد و ته ماندههای زندگی را لیس میزند
در هم شکسته
تا حد نهایت تحقیر شده
با این حال، نامزد مرگ است
اگر زنده بماند
تا ابد گرفتار ارواح خواهد بود
آیا این مرد بیچاره
به اندازه کافی تاوان کاری که کرده را پس نداده است؟
او هرگز کار اشتباهی نمیکرد
اگر به حد نهایت نرسانده بودندش
اما او تحریکش کرد
او را به این وضعیت روحی کشاند
این بیچاره جوان، این پسر خوشقیافه
که اسیر زیبایی و اغواگری شد
یک زن فتنهگر، یک ونوس شهوتانگیز
بر اساس آزاد از پادکست "پرایا دوس اوسوس"
آنگلا دینیز: به قتل رسید و محکوم شد
یه دقیقه بهم فرصت بده، آنگلا. فقط میخوام حرف بزنم
هرجور تو بخوای میشه، منو ببخش
منو ببخش
ببین
پرایا دوس اوسوس
با من بیا بوزیوس
بیا از نو شروع کنیم، همونطور که تو میخوای
آنگلا
من هیچوقت
تا حالا زنی مثل تو ندیدم
فقط نمیدونستم
اما یاد میگیرم. تو یادم میدی
هر کاری میکنم، هر کاری
دلم میخواست باور کنم، دوکا
اما باور نمیکنم
زنم رو ول کردم، شهرم رو، همه چیز رو
دوستت دارم، آنگلا
نمیدونستم چیه... کافی نیست
کُک رو میذارم کنار
جدی میگم. فقط تو رو میخوام
تو این مدت دیوونه شدم. وحشتناک دلتنگت بودم
با من بیا بوزیوس
فقط ما دو تا
آدم و حوا تو بهشت
فقط این بار بدون گناه بتونیم حال کنیم
موافقی؟
آنگلا
نه، صبر کن. من برات بازش میکنم
یه خونه سادهست، اما فقط برای ماست
ببین
از اینجا میشه دریا رو دید
فکر کردم از دستت دادم
دوکا؟
دوکا؟
ببین
همین الان از دست ماهیگیر گرفتم
فقط اگه خودت صیدش کرده بودی تازهتر بود
چرا صدام نکردی؟
خیلی قشنگ خوابیده بودی، گذاشتم استراحت کنی
نه، میخواستم ببینم چه خبره. هیاهو تو آشپزخونهست
شام درست میکنم، کمکم میکنی؟
طفلکیا
فکر میکنی میدونن؟
راز کار اینه که وقتی زندهن بندازیشون تو آب
نه، نه، نه، نه، نه
این واسه دستوره
فکر کنم خوبه که از مشروب خوردنم کم کنم
واسه کی خوبه، عزیزم؟ واسه دوتامون
ببین چه با استعداده
مادرم خوب تربیتم کرده بود
لطفاً درباره اون خانم حرف نزنیم
ماریانا اینجا رو دوست خواهد داشت
میخوام چند روز بیارمش اینجا
خودت میدونی که نمیتونی
اما دلم میخواد بتونم
خب، پس صبور باش و بذار وکیل کارشو بکنه
چقدر سخته که نتونی کاری کنی
میتونی
آروم باش، پیش من بمون
بهشون بهانهای نده که بگن دیوونهای
من دیوونه نیستم
اما کمک کردن ضرری نداره
به اندازه کافی شور هست؟
بهت گفتم که واسه دستوره
فقط یه کم مونده بود
آشپز ظرف نمیشوره
قطعاً
صبح بخیر. صبح بخیر
خیلی شلوغه، نه؟
دسامبر در بوزیوس، انتظار چی رو داشتی؟
بیا یه ساحل خلوتتر پیدا کنیم
دوکا! بیا بریم، پرایا دا فوکا
اونجا هیچوقت کسی نیست. دوکا، ما الان اینجاییم
آدم و حوا، عزیزم! آدم و حوا
اگه ساحل خلوت باشه
امروز اینجا غذا بخوریم؟ نه، من اختاپوس سفارش دادم
قراره بیارن در خونهمون
باشه، همینجا سر میدون نگه دار. میخوام به ماریانا زنگ بزنم
فردا زنگ بزن بهش
ماشین رو نگه دار، من خونه میبینمت
میخوام با دخترم حرف بزنم
باشه، من باهات میام، آروم باش
مامان یه سری مشکل داشت
یه سکه دیگه. تموم شد
ولی الان همه چی خوبه، باشه؟ همه چی خوبه
و درست بعد از سال نو، یه مدت میام پیشت
بله، عزیزم
بوزیو رو عاشق میشی! قول میدم
ماریانا، سکهها... مکالمه داره تموم میشه
خیلی دوستت دارم، عزیزم
خیلی! خیلی، خیلی، خیلی زیاد
با من ازدواج میکنی؟
ما به کشیش احتیاج نداریم. فقط خودمون دو تا
خب، چون
هیچ کشیشی قبول نمیکنه
ولی قشنگ میشد
تو کلاً سفید بپوشی
سفید؟
برای این کار یه کم دیره
یه بیکینی سفید خوبه؟
قبول میکنم
قبول میکنم
تو منو اینجا زندانی کردی، دوکا؟ من؟
متوجه نشدم
میخوای شرط ببندیم آدمای آشنا اونجا هستن؟
دلت برای کسی تنگ شده؟
من اینو نگفتم
ولی شاید یه مهمونی کوچیک سال نو باشه
برای فردا برامون یه قایق رزرو کردم. کوچیک، فقط برای خودمون دو تا
شکارچی من
از زمین، هوا یا دریا
اون آیونهست؟
آیونهست
هی، آنجلا! آنجلا، آنجلا
آنجلا، اون کارو نکن! باید موتور رو خاموش کنم
خدای من
زه، کمکم کن
نه بابا، بچهها! آنجلا! آنجلا
عشق من! اینو ببین! باورم نمیشه
آنجلا! آژنور
چی شد؟ توی تنیس بازی کردن پیچ خورد
فکر میکنه بیست سالشه. ما هستیم، نه؟
معلومه! خدای من
از آسمون افتادی
ما توی خونه سر نبش هستیم
باورم نمیشه! ما توی اون خونه سفیده هستیم
محاله! همسایهها
صبح بخیر، صبح بخیر. صبح
عزیزم، اون موزیک
که دیروز شنیدیم از خونه اونا بود
آره بود! وای
چه صید خوبی، ها، دوکا؟ واقعاً
ماهی رو تمیز کنیم؟
بذارش تو یخچال، عشقم، بعدا انجامش میدیم
خوشحالی، درسته؟
هستم
هستم، دوکا. خیلی زیاد
چه سورپرایز فوقالعادهای! ببین چقدر دوست اینجا هستن
عزیزم! بیا، بگیر
نه. دوکا، آروم باش
نمیخوام. ببخشید
بدون برنامهریزی، سال نو رو با هم میگذرونیم
آنجلا در بوزیو
سال ۱۹۷۷ مبارک! مبارک
اون چی بود؟
با اون مرد چیکار داشتی؟
خدمتکار؟
داشت میپرسید خونه خالیه یا نه
واقعا؟ چرا؟ میخواد بیاد اونجا زندگی کنه؟
بس کن، دوکا
من اونو برای لولو اجاره کردم
چه خوب
مشکل چیه، دوکا؟
تو هر چی بخوای به دست میاری، مگه نه؟
من همهشو میخوام
تو رو میخوام، این خونه رو میخوام، این ساحل رو میخوام
میخوام بنوشم، سکس کنم، سیگار بکشم، دخترم رو میخوام
آفتاب میخوام، دریا میخوام! هیچ وقت هیچی برات کافی نیست
همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر میخوای
من اومدم اینجا که با تو باشم
الانم باهاتم
اگه فکر میکنی تو خونه زندانی میمونم
فراموشش کن
اگه میخوای، با من بمون
نباید دنبالت میاومدم
نباید میومدم
خوشگلی
میرم یه نوشیدنی بگیرم
با اونم خوابیدی؟
اگه کرده باشم چی؟
دوکا
من مال توام
دیگه انتظاری نداشتم
No comments yet. Be the first to leave one.