As primeras 200 linias.
و حالا، تقدیم به همه شما عاشقپیشههای عزیز.
سلام، بتی.
شما نباید الان بیمارستان باشی و مراقب یه سرباز دیگه باشی؟
میشه دلت به رحم بیاد و منو ببخشی؟
نکنه این دوتا به هم برسن؟
هیس!
به یه شرط میبخشمت.
چی؟
با من برقص.
یه چیز رو برام توضیح بده.
چه جور آدم درمونده و بیعرضهی احساساتیای...
...باور میکنه همچین پایانی رو؟
روزی؟ آره؟
به نظرت تو زندگی واقعی...
...تد همیلتون همون آدمی باشه که رو پرده سینما نشون میده؟
اوه، صددرصد! آره؟
آخه نمیشه همچین چیزی رو الکی نشون داد.
به نظرت تد همیلتون الان داره چیکار میکنه؟
شرط میبندم تو کلیساست.
اینو ببین.
آره!
گفتم خودشه، نه؟ آره.
امم، تد همیلتون!
تو کار رو واسه ما آسون نمیکنی، تد.
منظورت چیه؟
این عکسیه که پاپاراتزیها گرفتن.
تبریک میگم! داری هم مینوشی، هم رانندگی میکنی، هم سیگار میکشی...
...همزمان چشمچرانی و دستمالی هم میکنی!
که از یه طرف، باحالترین چیزیه که تا حالا دیدم.
ریچارد!
ولی از طرف دیگه...
...میشه گفت که ممکنه یکم برای وجههات بد باشه.
تو نقشهایی رو بازی میکنی که آدمهای با احساسین.
این آدمی که قراره سکته قلبی کنه!
باورم نمیشه که شماها بیکاری منو گردن این عکس میندازین.
باشه، اول از همه، تو بیکار نیستی.
کارگرای بندر بیکارن.
تو فقط بین دو تا دستمزد میلیونی هستی.
ما هم همینطور، چون هر دومون درصدی از دستمزد تو رو میگیریم.
ولی این موضوع راجع به ما نیست.
چی شد اون نقشی که تو فیلم جیمی اینگ داشتی؟
من واسه اون نقش عالیام.
خب، داره نفس میکشه.
چیه؟ داره نفس میکشه.
قبل از اینکه تصمیم بگیره داره مکث میکنه.
داره منمن میکنه، مکث میکنه و نفس میگیره.
و این فقط باعث میشه بیشتر نفس بکشه.
خب، چیکار کنیم؟
یه راه پیدا کنیم تا اون عوضی رو خفه کنیم.
ما یه کم روابط عمومی مثبت ایجاد میکنیم. چی شدی، مترجمی حالا؟
منظورم اینه که باید یه کاری بکنیم، تد.
تا به جیمی اینگ و آمریکا یادآوری کنیم که تو همون پسر خوب همسایهای.
هی، هی! من همون پسر خوب همسایهام...
...اگه اتفاقاً تو یه محله خیلی مشکلدار زندگی میکنی!
تبریک میگم. به اندازه وزن خودت چیپس پرینگلز خوردی.
پرینگلز مورد علاقهات چیه؟
خامه ترش و پیاز یا اورجینال؟
خب، خامه ترش و پیاز طعم خیلی قویای داره.
پس اگه مقدار کمی میخوری، مثلاً نصف قوطی، اون طعم قوی رو میخوای.
ولی اگه خیلی بیشتر از اون میخوری، اورجینال رو میخوای.
طعم ملایمتری داره.
صبر کن تا طعم باربکیو رو کشف کنی. اونوقت بالاخره یه زن میشی!
مودرن گروسر چطوره...
...اونجا باهات رفتار میکنه، پیت؟
هی، این شماره مایو مجلهست.
ممم.
اوه خدای من! چیه؟
یه قرار با تد همیلتون ببر! چی؟
به نفع موسسه "نجات کودکان"ه.
اوه، این کاملاً کار خودشه. نجات کودکان! میدونم.
اوه!
شرکت کنم؟
چرا که نه؟
حتماً. بهشت فقط به اندازه یه کلیک ماوس فاصله داره.
یه کلیک ماوس و صد دلار کمک مالی.
اوه، ما میتونیم صد دلار جور کنیم.
با اجازه شما، پیتِی.
ببخشید؟
کاغذی یا پلاستیکی؟ کاغذی لطفا.
و آیا به روزالی کمک میکنید تا یه قرار با تد همیلتون ببره...
...و به موسسه "نجات کودکان" کمک کنید؟
حتماً این کارو میکنم.
اینا عالی نیستن؟ بهترینن.
به همراه یه چک ۱۲۵ دلاری به پاسِ...
...باز هم یه جایزه مدیر فروشگاه ماه از پیگلی ویگلی.
تبریک میگم. اوه. ممنونم، آقای رادی.
خب، پیت، کی قراره تو رو به خاطر ریچموند از دست بدیم؟
چون، امم، دیگه جایی رو دیوار اینجا نداری.
خب، نامه پذیرشم از دانشگاه ویرجینیا استیت رو گرفتم.
خیلی خوبه. خیلی خوبه. امم. و وام دانشجوییم رو هم گرفتم.
پس، امم، فقط یه چیز دیگه مونده.
چی؟ یه نفر اینجاست که من...
...که باید باهاش صحبت کنم.
...راجع به موضوع اومدنش با من به ریچموند.
شیشهها پر شدن.
من همه رو تو این فروشگاه خیلی دوست دارم.
ببخشید که مزاحم شدم. ببخشید.
از آشناییتون خوشحال شدم.
منم از آشناییتون خوشحال شدم.
شب بخیر. شب بخیر.
داری میری؟ - بله قربان.
من اون آلبانیایی هستم، آقای همیلتون.
ببخشید.
ام، میشه به اون یکی بگی...
"موچاس گراسیاس" و "آستا ال پروکسیمو میئرکولس"؟
حتماً. - ممنون.
خب، برای اینکه ببرمت، چی لازم دارم؟
دابل ۱۴، وگرنه تمومه.
اوه، این که مشکلی نیست.
خطا نزن. خطا نزن، خطا نزن، خطا نزن، خطا نزن، خطا نزن، خطا نزن.
ام، واقعاً داری این کارو میکنی؟ آره.
و حالا پیت حواس بارتندر رو به خودش جلب میکنه.
منتظر توئه. - و ما منتظر سفارشمونیم، پیت.
باشه.
آنجلیکا.
بله پیت؟ دلت چی میخواد؟
ام، ما یه دست دیگه نوشیدنی میخوایم.
یه روز، پیت، یه روز.
میدونم که جواب اون سوال میشه "تو، آنجلیکا".
تو خواسته قلب منی.
باشه.
ولی، ام، فعلاً همون آبجوها رو بیار.
اوه، پیت.
بس کن. ممنون خانمها.
حتی یه ذره کوچولو هم ازش خوشت نمیاد؟
چی؟ رزی.
نه، من... اون تیپ من نیست، باشه؟
تو خیلی سختگیری.
اینا دیگه کین؟
اوه. اگه اون آژیر آتشنشانی دوباره صدا بده...
چرا باید برای اون یه گروه خبری بفرستن؟
یه لحظه صبر کن.
وای خدایا.
این طرف، لطفاً رُزالِی.
همینجا، لطفاً.
و اونا گفتن تو کابین فرستکلاس...
یه دیویدی پلیر شخصی بهت میدن و میتونی فیلم دلخواهت رو ببینی.
باشه. کاش میتونستم اون کسی رو که اینو اختراع کرده، از نزدیک لمس کنم.
خانمها و آقایان.
در این لحظه، میخواهیم سوار کردن مسافران فرستکلاس رو آغاز کنیم.
اون تویی! - میدونم!
بچهها، بچهها، بچهها. سخت نگیرید، باشه؟
اوه، پیتی، فقط بغلم کن و بهم بگو خوش بگذره، باشه؟
باشه.
فقط، میدونی، فقط مراقب باش، باشه؟
منظورت چیه؟ منظورم اینه که این پسره تَد همیلتونه.
باشه؟ تو زندگیش، احتمالاً با ۱۵، ۲۰ تا زن خوابیده.
محاله! حتی از نظر فیزیکی هم ممکن نیست.
تازه، مثلاً اون به من علاقه پیدا میکنه؟
باشه، میدونی چیه؟ اینجوری میفهمی.
اگه تو هر نقطهای از قرارتون، ادعا کرد که واقعاً از تماشای ورزش خوشش نمیاد...
فقط داره تلاش میکنه باهات بخوابه.
فهمیدم. - اوه، و اگه ادعا کرد که عاشق حیواناته...
آره، اون موقع واقعاً فقط داره تلاش میکنه باهات بخوابه.
باشه. - پسرا پسرن، رزی. چه پولدار باشن، چه فقیر.
چه معروف باشن، چه بقال.
درسته. - فقط یه لطف در حقم کن، باشه؟
از گنج جسمانیت محافظت کن. باشه.
نه، من فقط... از گنج جسمانیت محافظت کن. ممنون، پیت.
آره. - همه چی رو یادت باشه.
حتماً.
یادت باشه چه بویی میده. - باشه.
ولی نه فقط مبهم. من تشبیهات خوب و قوی میخوام.
مثلاً.
"بوی جنگل در اولین روز بهار رو میده."
باشه کتی، بیا... پروازت رو از دست میدی، پس...
برات تشبیهات میارم. ممنون.
خانمها و آقایان.
اوه، تقریباً یادم رفت. برات یه چیزی خریدم.
طعم سادهایه.
که اگه از استیک دنده فرستکلاس خوشت نیومد.
ممنون، پیت.
بفرمایید از این راه.
فقط از گنج جسمانیت محافظت کن! من شنیدم!
باشه. پرواز خوبی داشته باشی، باشه؟
اون منم.
به لسآنجلس خوش آمدید. ممنون.
؟ کالیفرنیا؟ - ؟ فقط یه کم بالاتر، عزیزم؟
؟ کالیفرنیا؟ - ؟ فقط یه کم بالاتر حالا؟
ممنون.
اوه.
هی. میتونم اینا رو داشته باشم؟ - نه.
میخوای بهش فکر کنی؟
وای، من نه... چی؟
بهم بگو چرا داری منو مجبور میکنی با یه "اوکی" شام بخورم؟
حدود ۵۰ نفر هستن. چرا؟ چون اون پاک و نجیبه.
پاک و نجیب مثل موجهای طلایی گندمزار.
و اون "اوکی" نیست. اون اهل ویرجینیای غربیه.
خیلی متاسفم.
یعنی، هیچوقت اونارو نمیپوشی. هیچوقت نپوشیدی. میتونم فقط داشته باشمشون؟
خب، راستی اسمش چیه؟ رُزالِی فُچ.
واو. به نظر دیوانهوار جذاب میاد.
از ملاقاتتون خیلی خوشبختم، تَد.
از دیدنت خیلی خوشحالم، تَد.
واقعاً از دیدارتون خوشحالم.
لطفاً، فقط از قوانین پیروی کنید.
لبخندت رو برای دوربینها حفظ کن و خبری از مشروب یا سیگار نباشه.
باشه. - خیلی خوبه.
در مورد جیمی اینگ چی؟ تا حالا چیزی در موردش شنیدیم؟
نه. هنوز نفس میکشه.
No comments yet. Be the first to leave one.