As primeras 200 linias.
0.5
این جلسه اضطراری رو تشکیل دادم چون...
سند مهمی که قرار بود تو دادگاه ارائه بشه، دزدیده شده.
چند تا از افرادمون هم زخمی شدن.
این مدرک علیه یکی از رئیسهای مافیا بود.
قربان، این ما رو تو دردسر بزرگی میندازه.
دیگه هیچ مدرکی علیهش نداریم.
وقت داره تموم میشه، پیشنهاد میکنم عقابهای شکارچی رو استخدام کنیم.
بسیار خب، همین الان میرم.
نگران نباش، رئیس.
من این مدرک رو گرفتم.
فردا تو دادگاه تبرئه میشی.
پل لندن در حال فرو ریختنه.
این یه قفل با امواج صوتی الکترونیکیه.
فقط با لحن صدای من...
باز میشه!
عقاب؟
حالا میخوام ببینم چطوری میخوای مدرک ارائه بدی.
رئیس.
گاوصندوق رو باز کن.
فقط من میتونم بازش کنم. یه پلیس جرئت نداره منو بکشه.
من فقط یه مهمونم، پلیس نیستم.
به هر حال، فردا محکوم میشی.
من؟ محکوم بشم؟
مگه مدرکی علیه من داری؟
روباه پیر!
من یه روباه پیرم با هزار سال تجربه.
ما تو رو فقط یه پرنده تو قفس میبینیم.
فردا پرواز میکنم.
مگه بال داری؟
بال؟
بدون بال سقوط میکنی و میمیری، احمق.
نمیمیرم، با هواپیما میرم.
پس داری مجبورم میکنی به زور متوسل بشم.
ادامه بده، بهتر از ۳۰ سال حبس کشیدنه.
هواپیما هم میتونه بیفته تو آب.
نه، هیچوقت.
تبریک میگم!
پان چوانگچیو.
پل لندن در حال فرو ریختنه.
اندی، اندی.
گروهبان شی.
اومدم مخفیانه ببینمت.
گروهبان شی، تلفن با شما کار داره، همسرتونه.
خوبه، همین الان میام.
به محض اینکه گیرش بیارم.
تحویلش میدم به تو.
از نقشهام برای استخدام عقاب خیلی راضیم.
هنوز تو خیلی چیزا به کمکت نیاز داریم.
اما...
اما پلیس وجود ما رو به رسمیت نمیشناسه.
- اگه شکست بخوریم پشتمون در نمیان. - درسته.
باهوشی.
گروهبان شی، چی میل داری بخوری؟
تو شیفت کاری چیزی نمیخورم.
من حساب میکنم.
صبر کن...
برنج با صدف آبالون، گوشت گاو و تخممرغ.
کاهو با دو تا تخممرغ هم بذار، زود باش.
همین الان.
رئیس، یه نامه براتون اومده بود یادم رفت بدم.
از یونانه.
گروهبان شی، اون دو تا خانم اونجا به کمکت نیاز دارن.
شرمنده، سرم شلوغه.
میخوان براشون لوسیون ضدآفتاب بزنی.
لوسیون ضدآفتاب؟
پلیس باید در خدمت مردم باشه.
برو...
توی حفاریهای باستانشناسیم تو یونان، یه چیز عجیب پیدا کردم.
امیدوارم تو این تحقیق کمکم کنی.
مطمئنم پشیمون نمیشی.
اما باید خیلی مراقب باشی.
کِیجیبی شوروی داره تعقیبم میکنه!
شن کون، آدرس من...
چونگ چولان.
برای تعطیلات چه برنامهای داری؟
داییم قول داده ببرتم مسافرت.
پین-پین، الان تعطیلاته، توپت رو لازم نداری.
بدش به من!
کیف مدرسهات رو هم لازم نداری.
عینکت رو هم همینطور.
چی؟ اینقدر بقیه رو اذیت نکن.
- اون به دنیا اومده تا من اذیتش کنم! مگه نه؟ - آره!
آره!
بریم.
پین-پین، چرا از خودت دفاع نمیکنی؟
یه جنتلمن به جای دعوا کردن حرف میزنه.
خب، بازم اذیتت کردن؟
استیو اذیتش کرد!
خب، من انتقامت رو میگیرم.
تو همون استیوی هستی که پین-پین رو اذیت میکنه؟
اگه باشم چی؟
خوک کثیف، تو چاق و زشتی.
بابات چطور از داشتن تو خجالت نمیکشه.
بعدشم برای زورگویی به بقیه، اول باید مطمئن بشی
که یه آدم قویتر از خودت پشتت هست.
کمک! بابا.
صدا کردن بابات فایدهای نداره. باباتم
دست کمی از خودت نداره.
حتماً مایه خجالت مادرت هم هستی.
ولش کن.
دخالت نکن، وگرنه حساب تو رو هم میرسم!
تو باباشی؟
پسرمه.
پسرتون خیلی بانشاط و بامزهست.
چهارچشم، قبل از اینکه کسی رو اذیت کنی مطمئن شو...
که یه آدم قوی پشتش نباشه.
چی شد؟ شمشیرزن پان چوانگچیو!
کاری کردم باباش بیفته رو زانوهاش و التماس کنه.
ولی عینکم رو لگد کرد.
دایی، داریم کجا میریم؟
یه جایی که خوشت بیاد.
کجا؟
یونان.
پسزمینه اینجا خوبه، بذار یه عکس ازت بگیرم.
این ژست خوبه؟
آره، تکون نخور.
زود باش سوار شو!
رئیس، دوستت ما رو دست انداخته.
گفت بیایم دیدنش.
اما حالا هیچ اثری ازش نیست!
بیخیال! بیا از منظره اینجا لذت ببریم.
چه جای قشنگی.
دایی، این چیه؟
این معبد آدریانه.
نماد آثار باستانی آتنه.
چقدر داغونه، اصلاً قابل مقایسه با معبد کنفوسیوس ما نیست.
چرت نگو! بیا بریم اونجا رو ببینیم.
بیا بریم.
این اثر تاریخی چند هزار سال قدمت داره.
محل پرستش آتنا، نگهبان آتن بوده.
میتونیم یه فال عشق بگیریم؟
یه فال عالی برام دراومد.
منم میرم یه فال بگیرم.
یونانی بلدی حرف بزنی؟
نه.
پس چطور میخوای فال بگیری؟
با زبان بینالمللی!
یه لحظه صبر کن!
هی...! اینجا چیکار میکنی؟
داری قانون رو زیر پا میذاری، با ما بیا...
بهم دست نزن.
بذار یه داستان از معبد برات بگم.
یواشکی نگاه نکن! ممکنه تو دردسر بیفتی.
اون دوستپسرش همراهشه، لعنتی.
فال من بد دراومد.
تو! وایسا!
نرو! وایسا! تو...
دایی، حالا چیکار کنیم؟
بیا بریم ببینیمش.
اندی.
دنبالت گشتم، ولی نبودی.
داستانش مفصله.
شرمنده، دوستم تو دردسر افتاده.
من تو هتل یونان اقامت دارم.
هر وقت سرت خلوت شد بیا.
اندی.
ببخشید.
شن کون.
اونا کین؟
پلیس بینالملل... برای محافظت از اون چیز.
مراقب باش. کِیجیبی داره تعقیبم میکنه.
نگران نباش، بدش به اون!
ممنون.
شورویها، بهم نارو زدین.
وایسا! بدش به من.
تو خیلی رو اعصابی.
شانس آوردیم از دست اون دو تا پلیس فرار کردیم.
وگرنه الان تو زندانای یونان آب خنک میخوردیم.
ببرش یکم دورتر، منم الان میام پیشتون.
همین الان ردش کن بیاد!
وایسا! ما مامورای واقعی اینترپل هستیم.
اسلحهات رو بنداز!
تکون نخور!
وایسا!
ایست!
ما مامور اینترپلیم. شن کون کجاست؟
چرا دارین شن کون رو تعقیب میکنین؟
مهم نیست، به شما ربطی نداره.
خب، بیاین در موردش حرف نزنیم.
صبر کن!
چیه؟
تو لو لی نیستی؟
من اندیام.
طبق پروندهها، تو شکارچی عقاب شماره یکی.
شن کون یه عتیقه باارزش تو یونان پیدا کرده.
و الانم کِیجیبی افتاده دنبالش.
میگن رئیس کاروف اینجاست.
حالا میفهمم چرا بهم گفت بیام.
الان کجاست؟
بریم.
اندی، لطفاً با ما همکاری کن.
بهش زنگ بزن بیاد کنسولگری آمریکا دیدن ما.
بعدش تو برو سراغش. جونش تو خطره.
باشه.
ببخشید آقا!
میتونم کمکتون کنم؟
دنبال اندی میگردم.
میشه شماره اتاقش رو بهم بگید؟
نمیتونم بهتون بگم.
No comments yet. Be the first to leave one.