Love & Gelato

Love & Gelato

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

l0-ve and gelato 2022 2160p nf web-dl ddp5 1 h 265-flux
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Love & Gelato 2022 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-31
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

مامانم برام از یه ضرب‌المثل ایتالیایی گفته بود

"عشق اول هیچ‌وقت فراموش نمی‌شه."

آدم هیچ‌وقت عشق اولش رو فراموش نمی‌کنه

طنز ماجرا اینجاست که

اون هیچ‌وقت توی زندگیش حرفی از عشق نزد

یا حتی از ایتالیا، اصلاً حرفی نبود

تا اینکه دقیقاً دقیقه‌ی نود

انگار همه‌اش یه جور

راز بزرگ یا یه همچین چیزی بود

که معلوم شد

انگار واقعاً هم همین‌طور بود

پس بهتره از اولش شروع کنم

که البته اصلاً شبیه شروع نبود

مامانم یه سری از قوانین دیوونه‌وارِ مخصوص خودش رو گذاشته بود

اول: غمگین بودن ممنوع

دوم: هیچ‌کسی نباید مشکی می‌پوشید

فقط نارنجی کدو تنبلی، رنگ مورد علاقه‌اش

خیلی عجیب‌غریب بود

و

منم دقیقاً به خاطر همین عاشقش بودم

شماره سه، می‌خواست آهنگ‌های "فلیتوود مک" پخش بشه

یا یه گروهِ محلی که آهنگ‌هاشون رو بازخوانی می‌کردن

"فلیتوود زک"

جدی می‌گی مامان؟

زک یه جورایی جذابه. - اَدی

باشه، ببخشید. مثلاً من عزادارم

من عزادارم

و شماره چهار، مجبورم کرد که حتماً برم

به همون سفر مادر-دختریِ فارغ‌التحصیلی به رم

فکر کنم خودش هم هم‌سن من بوده که رفته اونجا

و اونجا هدفش رو پیدا کرده یا یه همچین چیزی

پرسیدم می‌تونم بهترین دوستم اَدی رو هم ببرم؟

اما گفت: "نه، باید تنهایی بری."

که خب، دقیقاً همون حسی بود که داشتم

خوبی؟

یعنی، به یه نحوِ... مزخرفی

اوم، خب. هی

بحث رو عوض کنیم! خب

کدوم عکس رو پست کنم؟

بیا اینم از این. خب

با مایوی خیلی جذاب، عکس الف

یا با یه مایوی جذاب‌تر، عکس ب

اونجا کجاست؟

اوه، قلعه مک‌کرنی. توی ایرلند

اَدی، تو که تا حالا ایرلند نرفتی

اوهوم، ولی فتوشاپ نظرش یه چیز دیگه‌ست. می‌بینی؟

چه نازه. واو

دقیقاً به همین خاطره که من سمت شبکه‌های اجتماعی نمی‌رم

باشه بابا، خرخون

دقیقاً به خاطر همینه که کلاً هیچ فعالیت اجتماعی نداری

آخرین باری که اصلاً رفتی مهمونی کی بود؟

منظورم پارتی‌های گروه مناظره‌ست؟

اونا که مهمونی واقعی نیستن

اما توی ایتالیا

یعنی جدی می‌گم، اگه سوار اون هواپیمای لعنتی نشی

و بعدش با یه ایتالیاییِ خیلی جذاب و سکسی برنگردی

دیگه هیچ‌وقت باهات حرف نمی‌زنم

اوه، خب، حیف شد چون واقعاً دوستت داشتم

لینا! تو کل سال آخر دبیرستانت حتی با یه پسر هم رفیق نشدی

ولی... آخه چه غلطی باید می‌کردم؟ برای جلسات شیمی‌درمانی پارتنر می‌بردم؟

راست می‌گی. من خیلی بدم

باورم نمی‌شه فردا دارم می‌رم

منم باورم نمی‌شه داری تنهایی می‌ری

پدربزرگ و مادربزرگم که قبلاً فوت کردن

دیگه تقریباً هیچ خانواده‌ای ندارم

مامانت هیچ‌وقت حرفی نزد که مثلاً

دنبال بابات بگردی؟

شوخی می‌کنی؟

می‌گفت اگه یه بار دیگه ببینتش، باید با وثیقه از زندان بیارنش بیرون

پوف. ایول

واقعاً تو نوع خودش لنگه نداشت

همه‌ی این کتاب‌ها رو لازم داری؟

اوم، بهش می‌گن از بقیه جلو افتادن

اوه

درسته خانم پروفسور، درسته

می‌دونی، جدی جدی اصلاً دلم نمی‌خواد برم

من... فقط می‌خوام به زندگیم برسم

لینا

یعنی، می‌دونستی که ۴ دهم درصدِ تمامِ پروازهای بین‌قاره‌ای

یه جور نقص فنی پیدا می‌کنن؟

خیلی خب، می‌شه فقط یه لحظه آروم بگیری؟

داری می‌ری ایتالیای لعنتی! دیوونه

قراره حسابی بهت خوش بگذره

بعد از من تکرار کن

قراره توی ایتالیا حسابی بهم خوش بگذره

بگو دیگه

قراره حسابی بهم خوش بگذره

توی ایتالیا

آفرین دختر

دلم برات تنگ می‌شه، اَدی

موضوع این نبود که واقعاً نمی‌خواستم برم

موضوع این بود که نمی‌خواستم بدونِ اون برم

ما تمام زندگیم رو

همه‌کار رو با هم انجام داده بودیم. و حالا

فقط خودم بودم و خودم

تمام دوران دبیرستانم رو

صرفِ انکار بیماریش کرده بودم و در واقع خودم رو قایم کرده بودم

اصلاً نمی‌دونستم چه آدمیم

و اگه به خاطر "وصیت زنده‌اش" (همون‌طور که خودش می‌گفت) نبود

با کمال میل ترجیح می‌دادم به همون روالِ غم‌انگیز ادامه بدم

خانم، تاکسی؟ - نه. اوم

تاکسی؟ آه، نه مرسی

لینا! این طرف

لینا! زییا! فرانچسکا

خب، بریم سر اصل مطلب

گفتی ایتالیاییت در حد کتاب عالیه

توی دانشگاه نمره بالا گرفتی یا چی؟

بله؟ آره، امتحان ای‌پی

اوم، محدودیت سرعت توی ایتالیا چقدره؟

ها! من هیچ محدودیتی ندارم. خب، حالا به ایتالیایی

هر چی مامانت درباره من بهت گفته رو بهم بگو

همون‌هایی که بهت گفته بود به من نگی

اوم

اینکه شما دوتا خیلی بهتون خوش گذشته؟

زمانی که استفاده کردی خیلی کتابیه

ماشین! یه ماشینِ باکلاس! آره

وای خدای من

احمق! داری چه غلطی می‌کنی؟

اوم

رسیدیم

به رم خوش اومدی

شما اینجا زندگی می‌کنین؟ پناه بر خدا، نه

پسرخاله‌ام توی یه مدرسه‌ی هنر درس میده

یه مهمونی به مناسبت فارغ‌التحصیلیِ بچه‌ها دارن

برات خوبه که با هم‌سن و سال‌های خودت آشنا بشی

حالم زیاد خوب نیست

اوه، چیزی نیست که یه رژ لب و یکم آرایش نتونه درستش کنه

امیدوارم

خب

بریم

اون عینک رو هم بردار

راستی

شنیدم توی آزمون فلورانس ترکوندی

هنوز باید امتحان نهایی رو بدم

اما شنیدم فقط بچه‌های سرآشپزهای "میشلن" رو قبول می‌کنن

یا اونایی که بابای مایه‌دار دارن

دقیقاً مثل اینجا

پس همه‌شون یه مشت آدمِ متکبر و عوضی‌ان؟

آره

خودت رو دست‌کم نگیر، لورنزو

تو بهترین شاگردی هستی که تو این چند سال داشتم

یادت باشه

یه عالمه خلاقیتِ وحشی و دیوونه‌وار

پشت اون ظاهرِ غمگین و بی‌ادعات نهفته‌ست

نترس و آزادش کن

حالا دیگه بیا تنهاش بذاریم. تازه فارغ‌التحصیل شده

لورنزو، برو حسابی خوش بگذرون

ممنون

خداحافظ

آه، لینا! بذار معرفیت کنم

به پسرخاله ایرلندیِ رو مُخم، هاوارد

سلام

ای وایِ من

اوه، ببخشید لینا

شباهتت به مادرت فوق‌العاده‌ست

هاوارد رایلی هستم

سلام. خب، اوم

شما می‌شناختینش؟

من، اوم

من اینجا دانشجو بودم

همون تابستونی که پیشِ فِرن موند. اوهوم

از شنیدن خبرش واقعاً داغون شدم

ببخشید. معذرت می‌خوام، حتماً دیگه حالت از شنیدن این حرف‌ها به هم می‌خوره

اشکالی نداره

اوم، دوست داری ببینی

یکی از جاهای مورد علاقه‌اش رو؟ فِرن؟

شما دوتا برین. با هم برین

این‌طوری بیشتر با هم آشنا می‌شین

خب، بسیار خب

آه... بریم

بازار تراژان

بازار تراژان

بین سال‌های ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلادی توسط آپولودوروس دمشقی ساخته شده

اولین مرکز خرید جهان به حساب می‌آد

هوم. دفتر امپراتور دقیقاً اون بالا بود

خب... اینجا... اینجا که بروکلین نیست

مادرت عاشق گشت‌زدن لابلای این خرابه‌ها بود

اون واقعاً هیچ‌وقت از ایتالیا حرفی نمی‌زد

تا وقتی که مریض شد. خب

هر چی چروک‌های توی آینه بیشتر مسخره‌ات کنن

حدس می‌زنم همون‌قدر بیشتر به گذشته فکر می‌کنی

بهم گفت که اومدنش به اینجا زندگیش رو عوض کرد

شما می‌دونین دقیقاً چطور؟

اوه، ایتالیا یه جوری آدم رو دگرگون می‌کنه

فکر می‌کردم فقط برای دانشگاه می‌آم اینجا. بیست سال گذشت و هنوزم اینجام

هاوارد، برام قیافه نگیر. قایم نشو

می‌شه یه لحظه بیای بالا؟ اینجا بهت نیاز دارم، لطفاً

الانه که بیام

خب، مدیر مدرسه‌مونه

بهتره برم و خودشیرینی کنم

لذت ببر، اوم

از پا گذاشتن جای پای مادرت لذت ببر

اینجا خیلی قشنگه، مامان

واقعاً هست، مگه نه؟

آمریکایی هستی؟

اوم

این‌قدر تابلوام؟

از روی سویشرتت

اوه

می‌ری دانشگاه ام‌آی‌تی؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left