As primeras 200 linias.
اسامی بعضی از شخصیتهای ذکر شده در فیلم
.به منظور رعایت مسائل حقوقی تغییر یافتهاند
اگه اشکالی نداره، میتونم یه سوال بپرسم؟
چرا تو همین خونه زندگی نمیکنید؟
.دوران کودکیمو اینجا گذروندم
.بهترین روزای زندگیم اینجا بود
.وقتی ازدواج کردم از اینجا رفتم
.پدرم ۶ سال پیش فوت کرد
.مادرم هم پارسال از دنیا رفت
.ببخشید که خاطرات بد رو یادآوری کردم. البته اختیار با شماست که اینجا زندگی کنید یا نه
.فقط تعجب کردم چرا با اینکه اینجا رو دارید، خونه اجارهای زندگی میکنید
.تصمیم گرفتم اینجا رو اجاره بدم و با درآمدش توی یه خونه دیگه زندگی کنم
.نمیتونم با این همه خاطره اینجا زندگی کنم
.راستی، بذارید کپی قرارداد اجارهتون رو بیارم
.بفرمایید. ما امضا کردیم. چک کنید
.ممنون. نیازی به چک کردن نیست
کیه؟
.الان برمیگردم
مادرشوهر؟
همینجوری سر زدم. سرتون شلوغه؟
.نه. بفرمایید تو
.بفرمایید. ممنون
.مادرشوهر، خانم عالو، صاحبخونمون رو معرفی میکنم
.خوش آمدید
.ممنونم
.اگه خبر میدادید میاید، آماده میشدیم برای پذیرایی ازتون
.شوهرم هم نگفت قراره بیاید پیش ما
.نیازی نیست. داشتم خرید میکردم، گفتم یه سر بهتون بزنم
پدرشوهر چطورن؟ هنوز مشکل سلامتی دارن؟
.همونطور که میدونید، مثل همیشه. سن میره بالا دیگه
نه بابا، شما پیر نیستید. براتون چای بیارم؟
.باشه. یه چای بخوریم
!خانم آیلین
میشه بیاید اینجا؟
آقای سردار مدارک رو فرستادن؟
.نه. به دستمون نرسیده
.میشه بهش زنگ بزنید؟ داره دیر میشه
.بله، قربان
یه لیوان چای دیگه میل دارید؟
.نه
.خواهش میکنم
.من میرم دستشویی
.بله
من خوبم. تو چطوری عزیزم؟
.بله، خانم عالو، صاحبخونه، تازه اومدن
.کپی قرارداد اجاره رو بهش دادم
.باشه. مشکلی نیست
.مامانت اینجا اومده مهمونی
مامانم؟
کی اومد خونه؟
.حدود نیم ساعته اینجاست. داشتیم گپ میزدیم
.آدرس ما رو پرسید. اما گفت آخر هفته میاد
.برای منم غافلگیری خوبی بود
.گفت رفته خرید و تصمیم گرفته یه سر هم به ما بزنه
میتونم باهاش حرف بزنم؟
.الان تو دستشوییه. سلام شما رو بهش میرسونم
.باشه. خداحافظ
مادرشوهر؟
چی شده؟
مادرشوهر؟
حالتون خوبه؟
.سرم گیج رفت
.میخواستم یه لیوان آب بخورم تا قرصامو بخورم
.بعدش افتادم زمین
.پس سرگیجهتون برطرف شد؟ الان خوبم
میشه قرصام و یه لیوان آب رو بدید؟
حالتون بهتره؟
.خوبم. نگران من نباشید
.به پسرم نگید. نگران من میشه
الان حالتون خوبه؟
.بله. بهترم. یه تاکسی بگیرید که برم خونه
.نمیذارم برید. امروز اینجا بمونید
.همسایههام نمیدونن من بیرونم. لطفاً تاکسی بگیرید
.باشه. الان زنگ میزنم
.ببخشید که وقتی افتادم، عینکتون رو شکستم
.اشکالی نداره. سلامتی شما مهمتره
میشه لطفاً یه تاکسی به آدرسم بفرستید؟
.داره میاد
.باشه
.خوبم
چرا زل زدی بهم؟
.یه کم بخواب
.تمام روز با چشمای خیره و پریشون فکر میکنی
.وقتی مادرت منو تو خونه دید، خیلی عمیق نگام کرد
.طوری نگام میکرد که انگار میدونست
.من میترسم، کادیر
.میترسم همه چیز فاش بشه. و جلو همه آبروم بره
تا کی میتونه ادامه پیدا کنه؟
چرا با اون ازدواج کردی؟
.امروز با شوهرت ملاقات کردم
.همه چیز رو در مورد ما بهش اعتراف کردم
.خودتو به اون راه نزن
کادیر، چی میگی؟
کادیر؟
!کادیر، باهام حرف بزن
.مامان. بابا اومد
.مامان
.مامان
ادا؟
!مامان
ادا؟
.همه چیزو درباره خودمون بهش گفتم
.خودتو انقدر به نفهمی نزن
چی داری میگی کادیر؟
!کادیر، با من حرف بزن
.مامان، بابا اومد تو
چته تو؟
چته آلو؟ خوبی؟
.خوبم
.خوبم
.فقط یه کابوس دیدم
.یکم ترسیده بودم
.الان خوبم
کادیر. چیه؟
.مادرت نمیخواست بگم، ولی از سرگیجه نزدیک بود غش کنه
چرا زودتر نگفتی؟
.خب، نمیدونم. ازم خواست چیزی نگم
.مادر
خوبی؟
چرا مشکلات سلامتیتو پنهان میکنی؟
.نه، به من نگفت
.چرت و پرته. خوب از خودت مراقبت کن
.باشه. فردا برو بیمارستان برای یه چکاپ کامل
بیام کمکت کنم؟
.باشه. حالا برو بخواب
بابا چی؟
.باشه... شب بخیر
.کادیر
.متاسفم
.باشه. مشکلی نیست
.آلو هم نگران مادرت بود
.جای نگرانی نیست
.کاملاً طبیعیه که آدمای مسن یه سری مشکلات سلامتی داشته باشن
.آره. حق با توئه
خبری از الیف نشد؟
.نه
.منم منتظر خبرای خوبشم
چی شده؟
.آروم باش
.صبح بخیر عزیزم
.بعد از کار میرم پیش مادرم. اگه دیر کردم، میتونی بخوابی
.باشه؟ باشه
عزیزم، میشه برای این پیرزن یه کم آب بیاری؟
.باشه
.ممنون عزیزم
.خدا خیرت بده
!وای
.یه کم آبمیوه بخور
.ممنون مامان
.دیرم شده برای کار
میتونی بعد از کار یه سری مواد غذایی برای آشپزخونه بیاری؟
.برات خرید میکنم
.میبینمت، دختر شیرینم
.میبینمت بابا
سرویست الان میاد. باشه؟
.میبینمت دخترم
آلو، چرا گوشی رو جواب نمیدی؟
.اه، صدای زنگ رو نشنیدم
.مدیر مدرسه بهم زنگ زد. سرویس مدرسه تصادف کرده
چی؟
.به ماشین کادیر خورده. ولی دخترمون خوبه. بهش زنگ زدم
.فقط میخواستم زنگ بزنم بگم اتفاق بدی نیفتاده
راستشو بگو. دخترمون سالمه؟
.حالش خوبه. نترس
.نگران نباش. میبینمت
.باشه. ممنون که زنگ زدی
بله؟
.سلام. من مادر اِدا هستم. دخترم سالمه؟ شنیدم تصادف شده
.تصادف؟ چه تصادفی؟ هیچ تصادفی به من گزارش نشده
.مگه میشه؟ چند دقیقه پیش شوهرم بهم اطلاع داد
.گفت که شما در مورد تصادف بهش زنگ زدید
.نه. من به کسی زنگ نزدم. همه سرویسها اینجا هستن. حتماً اشتباه یا شیطنت شده
.پس... ممنون خانم مدیر
کادیر؟
.ببخشید. همینجوری سرزده اومدم
.نتونستم زنگ بزنم، چون گوشیمو خونه جا گذاشتم
.این روزا فکرم خیلی درگیره
اگه وقت دارید، میتونم بیام تو؟
.بیا تو
.این روزا حالم خوب نیست
.اینجا کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم
.بفرمایید داخل
.بگو چی ناراحتت کرده
.حالم خوب نیست، آلو
.امروز کادیر رو تو یه مغازه متروکه تصور کردم
.نمیدونم
...از روزی که مادرشوهرم اومده خونه
.همه چیز داره عجیب و غریب میشه
.ممکنه همه روزای بدی داشته باشن. زیاد به دل نگیر
میتونم از گوشی شما به شوهرم زنگ بزنم؟
.گوشیم خونهست، همراهم نیست
.بله، حتماً
.سلام. کادیر. منم
.نه، گوشیمو خونه جا گذاشتم. الان پیش آلو هستم
.باشه. میگم
.میبینمت
.به شما سلام رسوند
.چیزی در مورد توهماتم نگفتم
.نگرانم میشد
.دیلک. اگه اشکالی نداره، باید یه کم آشپزی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.