As primeras 195 linias.
آه
ای بابا، این که فقط رایلیه
«ای بابا، این که فقط رایلیه.»
اسم کتاب زندگینامهم رو پیدا کردم
این رفیقمون بدجور منتظر برادرته
مثل سگ زل زده به در
مجبور شدم شکمشو بمالم تا آروم شه
باورم نمیشه بابا داره میره دنبال سَم فرودگاه
موقعی که دندون عقلمو کشیدم حتی نیومد دنبالم
طوری نبود. با کدئین خیلی بیشتر از اونم رانندگی کردم
سَم عضو نیروی دریایی شد
تو هم چون از «اولد نیوی» جوراب دزدیدی اخراج شدی
خب، همه خبردار
یه افسر داره میاد تو
سَم پارکر، فرمانده اطلاعات نیروی دریایی
بیا اینجا ببینم
ای جان. باشه! آره بابا
خیلی دلم برات تنگ شده بود
وای، قراره کلی بهمون خوش بگذره
باید بریم «گروو». الان دیگه واگن برقی دارن
گیب، بشین. بشین، بشین. آروم باش. خب
خب، نوبت منه. اوه! ای جان
آخ، چه کیفی میده
عجیبه که منو تو چنگ ننداختی و سر و گردنمو نگرفتی
و کلهمو نمالیدی. خب، اگه اصرار میکنی
نه! اوه
سَمِ خودمو نگاه کن
خوشتیپ شدیا، پسر
نه به خوشتیپیِ تو. میدونم، گل گفتی
خیلی عالیه، نه؟
تو راهِ دریادار شدنه
و همین الان پروازش نشست از... کجا بود؟
اجازه ندارم بگم. ها
عاشق وقتاییم که اینو میگه
آره، ولی وقتی من اینو میگم، میگن دارم «پنهانکاری» میکنم
جورجیا، مامانت میگه تو مدرسه خیلی کارت درسته
و کارتر
تو اینستاگرام خیلی بانمکی
مرسی. دلم برات تنگ شده بود دایی
میدونی، آخرین باری که منو دیدی، یه بچه بودم
ولی الان دیگه واسه خودم مردی شدم
و بله، این بوی ادکلن «آبسشن» از برند کلوین کلاینه که به مشامت میرسه
از بوی قبلیش بهتره، یعنی بوی دوریتوی فلفلی
میدونین چیه؟ باید یه مهمونیِ خوشآمدگویی بگیریم
اوه! بابا، تو هیچوقت واسه من مهمونی نگرفتی
چرا، گرفتم. سال دوم دبیرستان. همون مهمونی سورپرایزیِ بزرگ
اون جلسه نصیحت و ترکِ اعتیاد بود
ولی مافینهاش حرف نداشت
باشه، ولی نه یه مهمونیِ ضایع
باید یه شبِ کارائوکه راه بندازیم! اوه
نه، نه، نه، نه، من از کارائوکه خوشم نمیاد
من آهنگهای باب سیگر رو گوش نمیدم که با خودم بگم
«شاید یه حسابدارِ مست باید اینو بخونه.»
دایی سَم. هوم؟
تو جاسوسی، نه؟ اجازه ندارم که
آره آره، این حرفا رو واسه آدمهای سادهلوح نگه دار
بازی «افسانه زلدا»م غیب شده
و میدانم کارتر برداشته
میتونی چند تا از این کارای جاسوسی بهم یاد بدی تا مچشو بگیرم؟
یکی از اولین چیزایی که بهمون یاد میدن
اینه که وقتی آدما دروغ میگن
یه تیک یا علامتی دارن که دستشون رو رو میکنه
مثلاً چی؟ امم، ور رفتن با دست و پا
فرار کردن از نگاه مستقیم
بالا رفتن غیرعادیِ تُن صدا
پدربزرگ، تو مامان و دایی سَم رو یه اندازه دوست داری، درسته؟
آره، البته که همینطوره
باورم نمیشه بچهها چقدر بزرگ شدن
خب، خیلی وقت بود که نبودی
آخه تو کل اون مدت رو تو کره شمالی بودی
بابا! ببخشید، کره جنوبی
میدونی که نمیتونم بهت بگم
و اینم میدونم چقدر سخته
که ندونی من کجا بودم
خب، این برای تو خوبه
چون تو مسیر دریادار شدنی
چیزی که از بچگی همیشه میخواستی
آره، خب، قدیما هم میخواستم دایناسور بشم، پس
خوشحالم که برگشتم خونه
آره، منم همینطور. واقعاً دلم برات تنگ شده بود، پسر
پس، دوریِ من یعنی خوششانسیِ فیلیپین؟
نه
میدونی، قبرس هم لبِ آبه
قبرسه؟
شاید
کلیولند؟
بذار من بگم واقعاً چی میخوام
اینکه این قارچها زودتر اثر کنن
سلام بچهها
اوه، سلام، اومدی بالاخره. آره، معلومه
گیب و استیچ رو که میشناسی. اینم برادرمه
سَم، این دوست پسرم، اَندی. سلام
اون... خب، خودت نگاهش کن
اوه، چه خوب که با صاحب اون چهرهای آشنا شدم
که گیب میگه تو بارفیکس زدن میذارتش تو جیبش
هوم. دوازده تا
مهم نیست. ولی دوازده تاست
اَندی وکیله. و تا حالا هم بازداشت نشده
من سوابقشو چک کردم
ولی تا وقتی تولهسگ نکشی، با هم مشکلی نداریم
و حتی اگه این کارم بکنی
سلام، من اَملی هستم. سلام. خوشبختم اَملی
بسه دیگه. بیا بغلم. باشه
اوم، من رقصندهام ولی رشته فرعیم فیزیک بوده
نکته اینجاست که شخصیت من فقط به «دوست دخترِ گیب بودن» خلاصه نمیشه
منظورم اینه که کلمه «دوست دختر» اصلاً یعنی چی؟
یعنی اینکه ما با هم زندگی میکنیم
در یک رابطه جنسیِ تکهمسری
هیس! تمومش کن
میدونین چیه؟ اشکالی نداره اگه براتون یه آهنگ بخونم؟
اوه. اوه
گیتار آوردی؟ هه، اونم برای کارائوکه
میدونی که آهنگها رو خودشون پخش میکنن، دیگه؟
آهنگ رو پخش میکنن ولی اینجا قانونِ «گیتارِ خودت رو بیار» برقراره
اون کلمه «آ» برای «آس بودن» هست
استیچ، آهنگ «با تو عشقبازی میکنم»
آهنگِ... گروهِ «بویز تو من»
واقعاً حس میکنم کار درست اینه که
ازش در برابر خودش محافظت کنم
و بنواز
آرزو کردم. ولی هنوز گیتار دستته
باید ازش در برابر خودش محافظت میکردم
این دیگه جنایت علیه خودیه
این دردناکترین چیزیه که تا حالا تجربه کردم
منی که با یه یارو از طالبان تنبهتن جنگیدم
چی داری میگی؟
از این بهتر نمیشه
تکنوازی گیتار
و همین الان بهتر هم شد
بچهها، یادتونه یه زمانی چقدر جذاب بود؟
دلم برات تنگ شده بود عزیزم
خب، یه ضربالمثل قدیمی هست که میگه
تا با کسی کارائوکه نخونی، نمیشناسیش
لازم نیست اینقدر بهت خوش بگذره
سَم کجا رفت؟
خب، قطعاً یه رازی رو بهم نگفت
و نرفت سمتِ بار
چی؟ سَم نمیخواد دوباره ثبتنام کنه؟
چی؟! این دیوونگیه
نه به اندازه گیتار آوردن واسه کارائوکه، ولی خب
دستکمی از اون نداره
خیلی خب استیچ، بیا یه آهنگِ ریز
به اسم «امریکن پای» بذاریم
باید اینو ببینم. کلاهِ مخصوص هم آورده
داری از نیروی دریایی میای بیرون؟
انگار قول مردونه واسه گیب هیچ ارزشی نداره
بیست سال از عمرم رو وقفِ ارتش کردم
و الان برای مرحله بعدیِ زندگیم آمادهم
وای خدای من، بابا قاطی میکنه! کی میخوای بهش بگی؟
میتونم منم باشم؟ و احتمالاً فیلم بگیرم
و به عنوان کارت تبریک سال نو بفرستم؟
منتظر یه فرصت مناسبم
هوشمندانهست. چون بدجور ناامید میشه
ولی فقط بدون، ته دلش
حسابی هم از دستت شاکی میشه
داری بدترش میکنی
داری لبخند میزنی؟ چی؟
نه. لپم رگ به رگ شده. آره
ولی از شوخی گذشته، دوست دارم و هواتو دارم
تکتکِ مراحلش
نه چون میخوام شکستِ «پسرِ نمونه» رو ببینم
همونطور که گفتم، واسه حمایت
خبر خوب. هوم
همین الان کارتمو کشیدم
سه ساعت دیگه وقت داریم. وقتی من پول میدم، منم آهنگ میذارم
کارتر داره میاد
باید بفهمم بازی ویدئوییم رو دزدیده یا نه
چیکار کنم؟ خب
فقط باید سعی کنی اطلاعات جمع کنی
اطلاعات از کارتر؟ موفق باشی
خب، یه الگوی رفتاریِ پایه برای وقتایی که
داره راست میگه واسه خودت تعیین کن
بعد اگه هدف دروغ گفت، دنبالِ تفاوتها بگرد
هی، کارتر
ساعت چنده؟ بذار چک کنم
وقتشه که یه ساعت بخری
بدجور رکب خوردم
کارتر، تمام
دیدی؟
نمیتونم باهاش بازیِ ذهنی کنم وقتی مغزش کلاً تعطیله
جلو من «مونواک» نرو و در نرو
اه! داد نزن
دیشب اینقدر خوردم
که بینِ اجرای آهنگ «پرپل رِینِ» اَندی
و اجرای آکوستیکِ همون آهنگ، مغزم کلاً پرید
آره، اون آهنگی بود که قبلاً به «آهنگِ خوب» معروف بود
خب، صبحبهخیر بچهها. اوه
پسر، قیافهت داغونه
بوی گند هم میدی
نکنه باید یه «مهمونیِ سورپرایزیِ» دیگه بگیریم؟
اسم مهمونی رو نیار
هی، اون دوستِ دریادارم رو یادته؟
داشتم فکر میکردم شاید بتونین با هم ارتباط بگیرین
شاید بتونه واسه دریادار شدن راهنماییت کنه
و خب، یه جای خوب واسه غذا خوردن توی یمن بهت معرفی کنه
No comments yet. Be the first to leave one.