As primeras 200 linias.
به فکر خرید یه خونهام
به امید اینکه جاسمین بخواد بیاد و با من توش زندگی کنه
اینجا که آشغالدونی نیست
فکر کنم بتونیم درستش کنیم
امروز با رئیس بخش پذیرش صحبت کردم
قبول نشدی
من تمام تلاشمو کردم تا کاری که تو میخواستی رو بکنم، ولی برام جواب نمیده
من قرار از حالا خودم برای خودم تصمیم بگیرم، چه خوشت بیاد چه نیاد
هدی، افتخار میکنم که پارتنر جشن پایان سالت باشم
تو و الکس دارید درباره سکس حرف میزنید؟
وقتی وقتش بشه، خودمون میفهمیم
آه، بله! جنت، عزیزم
این دقیقا همون... امبر عزیزم
وقت تیتایمه
آه، چه عالی. من یه ارلگری میخورم
نه نه، اون تیتایم نه، عزیزم
مثل تیتایم گلف. ولی ببین
آه، خدا رو شکر یه چیزی پیدا کرده
میدونم. دارم از گرسنگی میمیرم، آره
اینا خیلی خوشمزهان. واقعا عالین
اوم. اوم. اوم
اونم میگیرم. ممنون. اوم
آه، خیلی خوبن. حالا بیا اینجا
خیلی مطمئن نیستم چطوری انجام میشه، ولی با این حال یه امتحانی میکنیم
بیا. باشه امتحان میکنم ولی قول نمیدم
اگه خوب نبودم از دستم ناراحت نشو. تلاش نکن، انجام بده. بیا
باشه، یودا. خیلی خب، بگیرش
این رو به من میدی، آره
و بعد فقط، میدونی، برو تو یه حالت خوب...
میدونی، خم شو. باشه؟
و چوبتو میگیری، اینطوریه؟
من که... باشه هر چی. خب، حالا
فقط میخوای، میدونی، از بدنت استفاده کنی که توپ رو هدایت کنی توش
توپ رو هدایت کنم توش، باشه. مثل بازی تنیس
باشه، آمادهای؟ آره
باشه، شروع شد
اوه
آه! چقدر نزدیک بود! آخ!
از روش رد شدی. خیلی خب، یه شات دیگه بده به من
برش گردون برام، پیشخدمت. باشه ما میخوایم... باشه من میرم. دارم میرم
تخمرغها رو آوردم. تنقلات مکس رو آوردم ولی تو وافلها رو آوردی؟
چی؟
فکر کردم تو قرار بود وافلها رو بگیری
بهت گفتم اون وافلهای کوچیک دارچینی رو برای هدی بگیری
عزیزم، چطور تونستی وافلها رو فراموش کنی؟ اونا مورد علاقه هدیان
میدونم مورد علاقهاش هستن، تو چقدر شوخطبعی
گذاشتمشون تو سبد. ممنون
تلفن
آره. همونجاست. جواب بده. جواب تلفنو بده!
من بلدم چطور جواب تلفن بدم. سلام؟ تو بلدی؟
سلام؟
این چیه؟ سلام؟
اون شماره کیه؟ نمیدونم. صبر کن
اون هدیایه. هدیایه
عزیزم فکر کنم داره باهامون شوخی میکنه
نه، نه، عزیزم
هدی، عزیزم!
اوه خدای من. انگار زخمی شده
اون صدا همچین چیزی نیست
به نظر تو چیه؟ اون صدا انگار که...
نه، اینطور نیست. نمیتونم دیگه به این گوش کنم، عزیزم. نمیتونم!
اون داره هیچ کاری نمیکنه. چرا میکنه. معلومه داره یه کاری میکنه!
نیست! پس، آروم باش. چرا هست!
دارم قطع میکنم. دارم قطع میکنم عزیزم! قطع نکن
نه، قطع نکن
اوه خدای من
ببین، عزیزم این احتمال هست که
چیزی که فکر میکنیم شنیدیم هیچی نبوده
ولی یه چیزی بود
من نمیگم هیچی نبود. قطعاً یه چیزی بود
آره، خب، احتمال زیادی هست که اون چیز خاصی که فکر میکنیم نبوده
اینکه اون نبوده
آره، منظورم اینه، شاید یه چیزی نزدیک به اون بوده
صدای خاصی داشت
شاید داشت ورزش میکرد
عزیزم، من شنیدم
کشش. من شنیدم. نه، اون چیزی نبود
عزیزم، هیچ ایدهای ندارم. شاید اصلا اون نبوده
میدونی این احتمال هست که مجبور شده باشه تلفنشو قرض بده
به یه نفر به خاطر یه دلیل عجیب و غریب
یکی از دوستاش. آره
شاید همون کیتلین. یعنی دیدی اون چطوری لباس میپوشه؟
نه. چی؟
چی، داری به لباس پوشیدنش نگاه میکنی؟
نه، عزیزم. چی؟ عجیبه
چرا داری نگاه میکنی... من نگاه نمیکنم
سلام. مامان. بابا. هی
سلام. شوخی کردم. خندهای در کار نیست. خنده دار نیست. سلام. سلام
ما تازه از خرید برگشتیم خونه
کجا بودی، کتابفروشی؟
اوم، آره. وای. کار کارآگاهی عالی
آره؟ اوه، برای مامان گرفتم، اوم، اینو برای تو گرفتم
این کتاب موستانگ از شارون بیدرمَن که میخواستی
اوه، هی، هی، هی، عالیه! من در موردش نخوندم ولی...
دیگه چیکار کردی؟ اوم، رفتم و قهوه گرفتم
آها. کجا رفتی قهوه گرفتی؟
و به آفتاب قشنگ نگاه کردم
تو کتابفروشی. آهان، آره آره، آره آره آره
میشناسیش؟ آره. البته
معلومه که میشناسی. آره. اومهوم
خب. خب
معلومه که شما وسط یه کاری بودید
پس من میرم تکلیفامو انجام بدم
نه، ما خوبیم. دوستت دارم
ما فقط داشتیم گپ میزدیم
منم دوستت دارم
هی جوئل، میتونیم بعدی بریم سراغ این چراغ بدقواره؟
آخه اینجا شبیه پاتوق معتاداست و اون قراره از این وضعیت متنفر بشه
میشه فقط یه لحظه در رو نگاه کنیم و ازش لذت ببریم؟
و فقط چیزی رو که چهار ساعت وقت گذاشتیم تا درستش کنیم، تحسین کنیم
اون... محشره
هست، مگه نه؟ ممنونم
ممنون. ولی حس میکنم باید سراغ اینم بریم
و بعد دوست دارم از شر این چوبِ قلابیِ بدرد نخور خلاص بشیم
آه، اون دیوارکوبها؟
دیوارکوبها؟ آره
آره خب، میتونیم بکَنیمش، چون اون خوشش نمیاد
آه، میتونیم. از لحاظ فیزیکی ممکنه، آره
ولی... یعنی، مطمئنی میخوای؟ کلی چیزای دیگه...
هی! به جز اینکه یه خرابه است!
صبح بخیر سربازان. هی جولز
من نیروی کمکی آوردم. اوه، آره حتماً!
چیزی خوردی؟ نه
این مهمه. آره، میتونیم انجامش بدیم
فقط... مهلتمون چقدره؟ دنبال چی هستیم؟
قبل از چی؟ قبل از اینکه نشونش بدی
یعنی هدف نهایی همینه، درسته؟
آره، قراره نشونش بدم ولی، خودت میدونی
نمیتونم بیارمش اینجا و بگم
"به خرابه جدیدت خوش اومدی."
"ببخشید که شبیه هاوارد جانسونزِ دهه هفتاده." باشه؟
میخوام ذوقزده بشه و تحت تأثیر قرار بگیره، میدونی؟
پس فکر میکنم این شامل کندن دیوارکوبها هم میشه؟
فقط، امم... یه ذره مشکل مالی پیدا کردیم
باشه. امم... موتورسیکلتم رو میفروشم
و دیگه مشکل مالی نداریم
ممنون که اینو گفتی
من میرم اون چمنها رو خالی کنم، باشه؟
اوکی
داری تایتانیک رو برای اولین سفرش آماده میکنی؟
آره. من جزء خدمهام. خودت میدونی اون داستان چطور تموم میشه
من میرم چمنها رو بیارم و یه کاری باهاش بکنم
ولی در قشنگ نشده؟
در محشره. لازم نبود اینو بگی
یعنی... درسته
اینو تو درست کردی؟ ممنون
یالا جوئل. آره، دارم میام
یه دقیقه صبر کن. صبر کن، صبر کن. نه، نه، نه
منظورم این نیست. داری تند میری. داری تند میری
پس چیزی که داری میگی اینه که هر کسی رو که ملاقات میکنی...
از وقتی بیدار میشی تا وقتی میرسی اونجا، دوست پسرهای سابقتن؟
و همهشون یه چیز میگن؟
تو فکر میکنی اونها دوست پسرهای گذشتهات هستن، ولی در واقع...
این همون یه نفره که فقط داره تکرار میشه
عالیه. عالیه. عالیه. ما تو این ماجراییم. ما تو این ماجراییم
عالیه. باشه. اینو قبول میکنم
و اینجاست که سینههای تو میتونه به دردمون بخوره
چی گفتی؟ چی؟
فردا شب میریم اون مهمونی جمعآوری کمک مالی
میری؟ آره میریم. و جک کرفت
مدیر هنری تئاتر برکلی اونجا خواهد بود
اسمشو شنیدم. نمایشنامهات رو خونده. خوشش اومده
یه دقیقه صبر کن، اینو به من نگفتی. خوندهاش؟
اون زیر دست من آموزش دیده. من اولین کارش رو بهش دادم
کل حرفهاش رو مدیون منه
خوبه. این عالیه
و فقط یه جا مونده. اوه خدای من!
تو مجموعه "صداهای جدید" و ما اون جایگاه رو میخوایم
آره، ما اون جایگاه رو میخوایم
آره، میخوایم. تئاتر نیمی هنر و نیمی روابطه
اوه خدای من، اینجاست که...
پس فردا شب وقتیه که باید از روابطت استفاده کنی
باشه، آره، ازشون کار میکشم
دقیقا درسته
خیلی خب، فکر میکنم تقریباً رسیدیم
من از تغییراتی که شماها ایجاد کردید خوشم اومده
خیلی خوشم اومده. از اون عکسهای پسزمینه خوشم میاد و فکر میکنم خیلی به چشم میاد
ممنونم. خواهش میکنم
آره، فکر میکنم عالی به نظر میرسه، خیلی ساده و واضح. آره
فکر میکنم تنها چیزی که میتونم بگم شاید حروفنویسیه
متن، یه خورده پررنگترش کنین. آره، آره
که انگار از صفحه بیرون میاد
باشه
آه... هی. هی
میخواستی برش داری؟ نه
مطمئنی؟ آره
تا ۲۴ ساعت دیگه آماده دیدنه. مشکلی نیست
فقط میخوایم چند تا تغییر کوچیک دیگه بدیم، اساساً روی متن
آه، میدونی، شاید اگه یه جور سهبعدیش میکردیم...
کاملاً آره. فقط برای اینکه یه خورده مدرنتر بشه
بوم. آره
فقط...
شبیه یه عکسه
خب، این یه عکس هست
بله. بله
ولی شبیه یه آگهیه
خب آگهی هست دیگه، کوری. آگهیه
آره. تو ذهنت نگه دار
صبر کن، صبر کن، صبر کن
اوه!
No comments yet. Be the first to leave one.