As primeras 200 linias.
آنچه گذشت
تو می خواهی رئیس جمهور کندی رو ببینی؟ فردا تو برلین
پلیس مخفی اونا من رو شناسایی کردن
برو پیش هیئت آمریکایی اگر اونجا بری ، در امانی
اصلا می دونی چکار کردی
با این کارت جنگ سرد سردتر شد
تو نسبت به بقیه دخترا متفاوتی
بگو واسه کشورت چکار می تونی بکنی
بدست اوردن آزادی سخته
اما نباید هیچ وقت به خاطر محافظت مردممون اونها رو زندانی کنیم
متشکرم
کی واسه اطلاعات میای؟
ما فقط باید بریم خونه
نیویورک واسه خودش یه دنیای دیگه است
نه نه اون پسر لاغره
کسی نمی تونه همچین صدایی داشته باشه
باب دیلان یک بازیگره من شرط می بندم که یه زمانی مشهور میشه
من دارم میرم
نه ما یک قرار دم مغازه لباس شویی داریم
و تا 36 ساعت دیگه راهی جزیره میشیم
از شما خیلی ممنونم خانم رایان
می تونید من رو بریجیت صدا کنید اون اینقدر واسه بازی کردن خسته نبود
کسی از اون چیزی شنیده؟
نه حتی یه کلمه عجیب غریبه
عصر بخیر خانم ها
شب بخیر
شگفتی ها هرگز تموم میشن؟ هنوز داره حرف می زنه
اون داره حس می کنه
انجامش داد چی می دونی؟
اون پسر عجیبیه و همچنین افسر ارشد هم هست
هاوارد
میندازیش تو رخت خواب ، تد؟
درست بعد از اینکه من غذات رو تموم کردم کاپیتان
با ارتباط خانوادگی شما من باید عقیده داشته باشم
شما باید به اون بالا بالاها می رسیدین
روزنامه ها رو خوندی؟
الان 1963 هست یک نسل جدید رهبری
مراقب باش ، پسرم
حرص زیاد جاه طلبی آدم رو از عرش به فرش میاره
ما اون رو کاملا تحمل می کنیم کاپیتان
لورا ، بریم ، دیرمون شده
نمی تونم دستکش هام رو پیدا کنم به لباس زیر دراز نیاز دارم؟
اگر یه لیست داشته باشی این طوری شلخته بار نمیای
فقط زودباش ، دیرمون شده
فقط امیدوارم تو مترو راحت باشین
خوب ، اگر می خوای ما رو تحت فشار بزاری
در خدمتیم
ریچارد
یه جفت دیگه داری من قرض بگیرم؟
اگر قالت بزارم دیگه به دستکش هم نیازی نداری
خیلی خوب ، خیلی خوب تا حالا هیچ کدوم از پیام هام رو خوندی؟
اون قسمتش که ما فقط با تو در ارتباط بودیم یادت رفته؟ تاکسی
می دونم اما می خواستم توضیح بدم تو برلین چه اتفاقی افتاد
من به خوبی از اونچه که اتفاق افتاده با خبرم
من از کاغذ بازی متنفرم
اما می تونی امشب بخوابی فکر می کنی دلیل خوبی بود ، آره؟
کیت ، تو از دستور مستقیم سرپیچی کردی
می دونم ، پام رو از گلیمم دراز تر کردم دیگه اتفاق نمی افته
درک می کنم که می خواستی جون یک دختر رو نجات بدی
اما این رو هم باید درک کنی که نباید از ما به خاطر خودت استفاده کنی
اگر نتونیم بهت اعتماد داشته باشیم
نه می تونید اعتماد داشته باشید
من واقعا می خواهم یاد بگیرم چطوری سوت بزنم
بفرمایید
فکر کنم دیگه بی حس شدم
خوب ، می تونم یه بار دیگه امتحان کنم؟
یک لحظه
من ازت می خواهم که چشم از رنگون برنداری
آژانس ممکنه برای یک ماموریت دیگه به شما نیاز داشته باشه
اما ما به برمه پرواز نمی کنیم
اول ریکاویک و بعد هم اسکاندیناوی
پیداشون کردم درست همین پایین بود
لورا؟
دِ بیا دیگه
دستکشاتو فراموش کن یک لباس شنا بردار
ترجمه از میلاد محمدی
زودباش ، به کی رشوه دادی که تو رو انتخاب کنه؟
اون یک خوش شانسی بود
که دوباره واسه هماهنگی جمع بشیم؟
که ممکنه به بیکینی نیاز داشته باشم
کسی واسه شنا آماده است؟
تو یکی دو سال دیگه شاید؟
من شاید تو چند دقیقه دیگه سردم بشه
مراقب باش ، اون نفر سومه
در فینال شنای آزاد
فقط بوسیله توانایی من بازوهای دراز غیر طبیعی ای دارم
عالیه تا اونجا برو و من هم بهت یه کره کاکائوئی می دم
اون درست کنارته
من جایگزین هستم
اجازه می دید
من و دوستم امیدوارم بودیم که شما با ما شرط بندی کنید
درسته ، حقیقت داره
تضمین عالی رنگ های تاخیری
ما از نماینده پن ام یک شایعه شنیدیم
دیشب وارد هتل شدیم
خوب ، ما یه شایعه شنیدیم که امروز قراره یه عروسی دریای برگزار بشه
یکی از ما
شما اینجا مستقر شدین؟
تو سایگون ما به ویتامی های جنوبی آموزش میدیم که چطور بتونن پرواز کنن
ببخشید ، دوست من اونا با شما هستن؟
واسه یه روز مرد خوش شانسی هستی
تو از نشان نیروی دریایی یه بار استفاده کردی تد ، آره؟
هرکسی می تونی یه نشان نیروی دریایی از یه جایی بدست بیاره
خلبان سابق؟
الان هم هستم اون افسر ارشد ماست
یک کمک خلبان ، خوبه
من با پرواز برای پن ام پنج برابر بیشتر دستمزد دارم
به نسبت نیروی دریایی و شما نمی تونید با خدمه من بدرفتاری کنید
وسوسه انگیزه فکر کنم زمانشه که بازنشسته بشم
خوب که این کار وقت آزاد بیشتری بهت میده
من حتی فردا اون قایق رو واست چشم بسته می رونم
زمانی که تو کار می کنی
روی جایگاه ابزار تقویت کننده
چشمات ضعیف میشه
ارتباطتون رو از دست دادین دوستان اون حتما یک کمدین بوده
اون ارتباط از دست رفت باشه چرا از نیروی دریایی اومدی بیرون؟
ببین ، دربارش نگران نباش شما بچه ها تو این لباس گرمتون نیست؟
شاید نمی تونن شنا کنن
ما تو نیروی دریایی هستیم
خوب ، تحویل بگیر ، لورا
یکی از این آقایون می خواهد با تو مسابقه بده
من دنبال مسابقه نبودم
مطمئنی؟ چون یه نصفه دور هم بهت فرجه میدم
بازنده نوشیدنی بخره؟
این رو ببر به جاکارتا
زودباش ، لورا
زود باش دیگه زود باش ، داری شکستش می دی
زودباش ، دیگه رسیدی
من بردم!؟
مگر شکی هم داری؟
اونجا چه خبره؟
جدال جنیست ها
بهترین برده؟
البته
من بردم
ظاهرن ، رازشون پیش ارتش میموناست
من خیلی خوشحالم که اون تونست شما رو شکست بده
من یکم شوخم لورا یه جواهره
این طور نیست؟ درسته
اون دوربین رو از کجا آوری؟ تا حالا عکسی هم ازش گرفتی؟
من از دست دادمش متاسفم
همش داره نوشیدنی می خوره
تو حتی به من یه دور کامل هم فرجه ندادی
اصلا احتیاجی نبود
کمک ، کمک
کمک
خانم ها و آقایون
ما همین الان داریم از روی خط استوا عبور می کنیم
تو جاکارتا خواهیم نشست در کمتر از یه ساعت دیگه
کار اشتباهی کرده؟ ...منظور من
نه،نه همش
خوب ، اونا می دونن که من می تونم شنا کنم ما بهشون گفتیم
تو شنا کردی اون داشت غطه می خورد
خوب ، مگی میگه که
اون دوست داره وسایل رو جابجا کنه از کار خوشش میاد
شما خلبان دارین؟
بله
نه ، نه ماهواره روسی چیز خوبی بود
پس اون چیز خوبی بود
روس ها ما رو تو برنامه های فضایی شکست دادن
ما باید بهشون ثابت کنیم
باید این کار رو انجام بدیم
اونا اولین نفر رو فرستادن اون بالا
ما می تونستیم دو ماه و نیم دیگه اونا رو شکست بدیم
اگر یک میمون اون بالا نمی فرستادیم
قهوه ، آقایون؟
لطفا
شامپانزه نبود؟ همونطور که گفتم ، میمون بود
...آره ، درسته ، پس نه ، من نمی خواهم ،ممنون
پس قبل از اینکه حرکتی انجام بدی بررسی می کنی آره؟؟
تو آموزش دیدی ، کاپیتان
برجیت ، تو حرکت کردی ، اون هم همین کار رو کرد
ممنون ، سانجیو
کاملا فراموش کرده بودم
بگو
می دونی برجیت ، کمک می خواهی؟
بپر روی خط
چه خطی؟
کنار صندلی کاپیتان
من فقط فکر می کنم که بریجیت ممکنه یک ارتباطی داشته باشه
قبل از اینکه بره هودینی
اشراف بریتانیایی یا همچین چیزی
تد ، دنیا لازم نیست به اون صورت واسه مردم کار کنه
بگو که 65 افسر ارشد پن ام
از تو بهتر هستن
می تونی حساب کنی
حدس سختیه
شامل تو هم میشه؟
ببین ، من رو اشتباه نگیر من فکر کنم که خلبان خوبی باشی
من فقط تمام این چیزهای جدید رو نمی خواهم بخرم
نه حتی اون لیوان زشت تو رو
یا نه حتی اون نشان روی شونت
هیچ اتاقی رو به خاطر درجه کاپیتان ترک نمی کنیم
آره ،شاید
اما واقعا چطوری روی خط حرکت می کنی؟
خوب ، چرا تو این کار رو نمی کنی؟
راحت باش ، ستوان این رو سریع انجام می دیم
در قضیه تصادف 12 سپتامبر
هواپیمای رهگیر مدل جونو-وی3
به خلبانی ستوان ادوارد واندروی
No comments yet. Be the first to leave one.