Parenthood

Parenthood

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 6

Información d'a versión

Parenthood 2010 S06E06 Too Big to Fail 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 6 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-23
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

سارا بخش بزرگی از زندگی منه.

اونم قراره بخشی از زندگی روبی باشه.

اوکی.

ها. اوکی.

الیور روم رفته.

الان هیچ پولی وارد لانچونت نمیشه!

و بعد وقتی می‌رم خونه، جاسمین می‌گه: "کجا بودی؟"

می‌دونی، "چی... داری موتور سواری می‌کنی؟" کی اهمیت می‌ده؟

در حال حاضر دیلن فقط دو و نیم ازم خوشش میاد.

مطمئن نیستم که نصیحتت کافی باشه تا اون رو به پنج برسونه.

زندگی من اون‌طور که می‌شناختم، کاملاً تموم شده.

تو یه جورایی ترتیبشو بهم زدی.

ولی این به این معنی نیست که زندگیت تموم شده.

این چیه؟ این مثل یه اسباب‌بازی میمونه؟

این چه مغازه عجیبیه.

دنبال چیز خاصی می‌گردین؟

آه... نه.

ترکیب رنگ خاصی مد نظرتون هست یا چیزی؟ درو: نه.

ترکیب رنگ؟ نه، نه.

نه، ما فقط... ما که... فقط داریم نگاه می‌کنیم.

آره، در اون... در اون مرحله.

ما یه جورایی... ما اصلا چی هستیم؟

آره. چی نیاز داره؟ از کجا شروع کنیم؟

خب، آه، می‌تونین با گهواره شروع کنین.

اوم، این یه مدل خیلی پرطرفداره.

اوکی.

اوم، آره، این یکی... این یکی خوب به نظر می‌رسه، درسته؟

پس با همه وسایلش میاد و این...

اوه، نه، نه. باید تشک رو اضافه کنین.

رختخواب، محافظ.

از آویز تخت صرف نظر کنین.

می‌گن باعث میشه بچه نخوابه.

که برعکس چیزیه که شما می‌خواین. بهم اعتماد کنین. آره.

آره. آه ولی به میز تعویض نیاز دارین.

یه صندلی گهواره‌ای، البته. یه کیف پوشک بیورن.

دیپر جینی. مطمئناً نمی‌خواین از اون کم بذارین.

و بعد کالسکه هست.

کالسکه اوریگامی رو بیشتر از این نمی‌تونم توصیه کنم.

شارژر موبایل داره.

نمایشگر ال‌سی‌دی، چراغ‌های روز... اوه.

چراغ‌های مسیر. و...

وای خدای من. آه. وای خدای من.

وای. باشه.

واقعاً چیز خاصی بود. می‌تونستم آم...

می‌تونم براتون یه لیست خرید تهیه کنم.

آه، فکر کنم این اولین بارتونه. می‌دونین.

آره. این اولین بچه‌شه.

بچه‌ی منه. خب آره، بچه‌ی اونه.

فقط بچه‌ی منه. اون نیست...

ما با هم بچه دار نمیشیم... اون برادر منه.

اون جوونه. اون برادر منه.

متاسفم. ولی به هر حال.

فکر نکنم به لیست خرید نیاز داشته باشیم. آره.

فکر کنم فقط یه دقیقه نگاه کنیم و...

آره. یه گشت و گذار سطحی می‌کنیم. ولی ممنون.

ولی، آره، این... به این فکر می‌کنیم.

این... وای. اوه. اوه.

این خیلی دیوانه‌واره. واقعاً...

ممنون.

این مثل اینه که...

این بیشتر از آپارتمان منه. من حتی...

خب، پس می‌ریم تارگت یا یه همچین جایی؟

اوکی. باشه. بریم.

تو خیلی واضح و بلند حرف می‌زنی و بوی پودر بچه می‌دی.

اوم، داری درباره چی حرف می‌زنی؟

تو ویکی‌هاوس نوشته "نکاتی برای پسران نوجوان".

که باید ازت تعریف کنم تا علاقه‌مو نشون بدم.

خب، من بلند حرف می‌زنم، این که معلومه.

لطفاً به اونا دست نزن.

تو یه کم روی وسایلت وسواسی هستی، مکس.

این تعریف نیست.

من... من داشتم سر به سرت می‌ذاشتم.

تو بدون تلاش بامزه‌ای و چشمای قشنگی داری.

می‌دونی، وقتی واقعاً مستقیم به کسی نگاه می‌کنی.

ممنون.

می‌دونی، پدر و مادرت حدود پنج بار از اینجا رد شدن.

دقیقاً شش بار.

نزدیک بود. آفرین.

نگاه کن تخم مرغ مارشمالو. چقدر بامزه.

نمی‌تونی بخوریش. بذارش سر جاش. چون پلمپش باز میشه.

از مامان متنفرم. اون بدترینه.

چی؟ چی شده؟

می‌خوام پیش تو بمونم.

آه.

روبی، ببین، تو همیشه می‌تونی پیش من بمونی.

هر وقت بخوای می‌تونی بمونی. فقط...

اون انتظار داره من مثلاً هیچ وقت خوش نگذرونم؟

اون هیچ وقت جوون نبوده؟ مثلاً هر چند میلیون سال پیش.

اون فقط... اون نمی‌فهمه.

آه... فقط... اینجا با شماها خیلی بهتره.

آه.

می‌دونی روبی، مامانت، مامانه.

اون اینجوریه.

ولی یه سری قانون داره و... و باید بهشون گوش کنی.

لطفاً، بابا.

می‌تونم لطفاً پیشتون بمونم؟

باشه. خب، بهش پیام بده.

بهش بگو که اینجا می‌مونی.

عالیه. قبلاً انجام دادم.

صبر کن... ممنون. تو فوق‌العاده‌ای.

و سرتون رو هم اصلاً درد نمیارم.

چون فردا شب یکی از دوستام یه دورهمی کاملاً خودمونی داره،

و فکر کنم می‌خوام برم. پس...

آره، این... این یه دورهمیه؟

آره. واقعاً اصلاً چیز خاصی نیست.

یعنی، احتمالاً فقط چند نفر از ما هستیم.

و فکر کردم می‌تونم فقط برای یه مدت کوتاه برم و...

با دوستام وقت بگذرونم.

اَه، اوه... آره، امم...

باشه. بذارید من، امم... پس اشکالی نداره؟

آره، امم... شاید، اه...

شاید نه. شاید نه.

خب، چرا؟ آره، میدونی چیه؟

بذار با مادرت حرف بزنم. اصل قضیه همینه، واقعاً.

بذارید من فقط، اه، یه کم صحبت پدرانه کنیم.

خودت که می‌دونی اون چطوریه.

اینا... عالیه.

نه، من در مورد تخفیف‌های مالیاتی ایبیزا نمی‌دونستم. اومم.

اونجا جای خوبی برای ضبط یه آلبوم به نظر میاد.

اگه نخواین هیچ کاری انجام بدین.

نه، نه. گوش کن. ببین... منظورم اینه.

اگه داره روی کارای جدیدش کار می‌کنه،

باشه. ...چرا اینجا تو استودیو این کارو نکنه؟

اینجوری وقتی کارش بگیره... باشه.

ما اون رو ضبط شده داریم، می‌فهمی؟

اه، صبر کن... صبر کن.

باشه، خیلی ممنون. اون الان بلده با پرو تولز کار کنه.

باشه. خیلی خب. هی. چه خبره، امبر؟

هی. هی. من فقط، اه...

الان وقت مناسبیه که یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

آره. آره. امم، مثل هر وقت دیگه.

چی شده؟ باشه. خوبه. امم...

بذارید اینجوری شروع کنم که می‌دونید چقدر عاشق کار کردن اینجا هستم.

این شغل رویاییمه.

و با دو تا از باحال‌ترین عموهام وقت می‌گذرونم.

اینم یه امتیاز اضافی خوبیه.

اومم. راسته. خب، بس کن دیگه.

امم، ولی جدّی. من... من حس می‌کنم اینجا واقعاً شکوفا شدم.

و شماها خیلی چیزا بهم یاد دادین.

می‌دونید، و واقعاً ازتون ممنونم. و...

من... من البته این رو هم حس می‌کنم که، امم...

من واقعاً، می‌دونید، نقش داشتم.

بله، داشتی. خیلی زیاد.

صد در صد. آره. می‌دونید، مثلاً...

می‌تونم بهتون مثال‌هایی بزنم، می‌دونید، مثل اَشِز آو روم.

حتماً. یعنی، هست...

اون ایده تو بود که برنامه زنده برگزار کنیم. آره.

آره. عالی از آب دراومد. آره.

من بیشتر از اون بهت ارزش قائلم.

اگه این... اون خیلی عالی بود.

و سروکار داشتن، می‌دونید، با هنرمندان، یعنی، این...

واقعاً برای من مهمه که سعی کنم ارتباط برقرار کنم.

و بهشون در دیدگاه‌های هنریشون کمک کنم.

و همه چی، می‌دونید.

امبر، تو واقعاً تو این جایگاه رشد کردی.

یعنی، ما دو تامون همین فکرو می‌کنیم. و من... من... امبر: خب،

شاید از این جایگاه هم دیگه یه کم برات کوچیک شده باشه.

بله. همه چیز... همه چیز داره رشد می‌کنه. تو داری رشد می‌کنی. آره.

به جز حقوقم.

درسته.

شوخیه ولی... حتماً.

ولی، بله، امم... اومم.

می‌دونم، من... من واقعاً می‌دونم که کارا اینجا کند پیش می‌رفته.

ولی، واضحاً، کارا دوباره جون می‌گیرن. آره.

ما هم همین فکرو می‌کنیم. آره. اوه، حتماً می‌گیرن.

معلومه که می‌گیرن. همیشه همینطوره. ولی، راستش...

من خیلی پرشورم. و می‌دونم که اینجا مثل موشک میره بالا.

و وقتی این اتفاق بیفته، من واقعاً، واقعاً می‌خوام...

که به سمت یک شریک هنری کامل با شماها کار کنم.

می‌دونید. و... حتماً، آره.

اومم. و من فقط...

حس می‌کنم باید حقوقی به من پرداخت بشه که...

متناسب با توانایی‌هام باشه.

خب، البته که باید.

خب، امبر، ما... این...

ما باید...

به تمام حرف‌هایی که می‌زنی گوش کنیم، امبر. و...

فقط باید اونا رو در نظر بگیریم.

قبل از اینکه متعهد بشیم.

اوه.

باشه. خیلی خب. خب...

ممنون که، اه، گوش کردید. خواهش می‌کنم.

باشه. باشه.

خوب... کار خوبی بود. ممنون.

من نمی‌دونم واقعاً تا کی می‌تونه تو اتاقش بمونه. اه...

اه... گیج شدم.

شوخی می‌کنی؟ اون می‌تونه تا ابد اونجا بمونه.

اگه بخواد واقعاً تو رو اذیت کنه.

اون داره سعی می‌کنه منظورش رو برسونه.

من نمی‌دونم... من نمی‌دونم.

من... می‌دونی، ۱۰ سالش بود می‌تونستم از پسش بربیام. وقتی ۱۱ سالش بود دوست‌داشتنی بود.

از پسش برمیومدم. من... آره.

این سن... همش ادا و اطواره.

من فقط... من برای این کار ساخته نشدم.

این کار از عهده من خارجه. هیچ کس نیست.

از عهده هیچ کس برنمیاد، این سن.

بگو چیکار کنم. چی؟

آره. من... من... می‌دونم که احمقانه است.

ولی فقط بهم بگو چیکار کنم.

هیچی... نمی‌تونم.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left