As primeras 200 linias.
- تو اینو خریدی؟ - آره.
- و حالا مال ماست، ما صاحبشیم. - اوهوم
- عاشقشم - جدی؟
چی بهت گفته بودم؟ شومینه اینجا قرار میگیره
مطمئنی میخوای اینو بدی به خواهرت؟
عزیزم اینجا ۱۰۰ هزار تا خرجش میشه
- سعی میکنم جور کنم... - همینه؟
- هی،آره،بیا تو - شما یک ساعت ازم خواهش کردین که این مسخره رو ببینم؟
- هممون بوش رو میشنویم،درسته؟ - آره،انگار دارم شاش نفس میکشم
خیلی خب، مثال خوبی نبود پس ما میریم
- زودباش - بیخیال، یکم عقل داشته باشه
درهای فرانسوی به سمت باغچه
پله هارو جابه جا میکنیم، این دیوارا رو خراب میکنیم،
آشپزخونه رو اپن میکنیم
این گوشه هم یک آینه کاری خوشگل داریم. پایه هاش واقعا خوبن.
اون بخشش که باید ۱۲ هزار دلار خرج فونداسیونش کنیم کی میرسه؟
مشخصا،این برای اونا نیست، بیا بیخیال این یکی بشیم ال
اون طرف خیابون یک پارک هست
و اگه بچه داشته باشی مدرسه های اینجا معرکه ان
وقتی،متاسفم. متاسفم،کیمی
وقتی. وقتی بچه داشته باشی
ما بچه داریم. ما بچه داریم
اینو میبینی؟ بهش میگن درخواست از کائنات
بعضی وقتا کائنات فکر میکنه خنده داره اگه اول یه چیز ۲۶ هزار دلاری بندازم تو رحمش.
- اوه،تو خیلی عوضی ای - شوخی میکنم
اگه اینجا انقدر باحاله، چرا شما نمیاین اینجا زندگی کنین؟
با پنج تا اتاق خواب و یک پارک چکار میخوان بکنن؟
مشخصه که اونا هیچوقت بچه نداشتن
نگاشون کن، هیچ خلاء احساسی ای ندارن که پر کننش
نه اینکه ما داریم اینکارو میکنیم تا...
- خفه شو راس - باشه
- اون نگاه چی بود؟ - کدوم نگاه؟
اون الان گفت که شما هیچوقت بچه دار نمیشین. بعدش تو یک نگاه معنی دار کردی.
آره،نگاه برای چی بود؟ به منم نگاه کردی تا منو قاطی نگاهت کنی.
- من نگاه نکردم - کاملا کردی
- نگاه نبود - فکر کنم دچار مشکل شدیم
- مشکل نداریم که - شاید حتی دعوا
- دعوایی در کار نیست،مشکلیم در کار نیست - بیا از اینجا بریم بیرون
وای خدای من. حالا دیگه قراره بچه دار بشین، مگه نه؟
نه. چی؟ کیمی نمیدونم. چی؟
البته، چون میخواین تو همه چیز پیروز باشین
بعدشم قراره رحم بی نقصت رو بندازی تو صورت من
از کجا میدونی رحم من بی نقصه؟ ما حتی نخواستیم بچه دار بشیم
نمیدونم میتونم حامله بشم یا نه
البته که بی نقصه چون مال تویه
- کیمی. - احتمالا داخلش چرم دوزی شده
لطفا،کیمی. تازه رسیدی
ببخشید، پتی دعوای خوبی داشته باشین
بعدا میبینمت راس
- من نگاه نکردم - همین الانشم داری نگاه میکنی
نگاهی در کار نیست تو داری نگاه میکنی
خیلی خب. شاید نگاه کردم
ولی شنیدم که میگفت ما هیچوقت بچه دار نمیشیم
یعنی، راست گفته؟
من دیگه بحثشو پیش نکشیدم،چون هربار میگفتم تو میگفتی الان وقتش نیست
میدونم، ولی ما همیشه جدا بودیم
و بعدش درگیر این میشیم که کارو راه بندازیم
ما امسال پنج تا خونه جا به جا کردیم و بعدش من طراحیا رو عوض کردم
همیشه آرزو داشتم یک روز مادر بشم
- فکر میکنم من حاظرم - عالیه، حالا تو آماده ای
و وقتی که بچه ۱۶ سالش بشه من از اون پدرای پیر مثل
پدر برایان هندریکسون میشم
- سلام بابا - چه خبرا پسر؟
سلام آقای هندریکسون برو عقب
بابا؟
تو بابامو کشتی
هی هی،بابا،بیدارشو بیدار شو
تو آقای هندریکسون رو نکشتی
و اونقدرا هم پیر نیستی
یه فکری دارم. نظرت با سرپرستی یه بچه ۵ ساله چیه؟
مثل این میمونه که ۳۶ سالگی یهو شکستم نظرت چیه؟
تهتو صاف نگهدار میتونی؟
ببین،زیادی بهش فکر میکنی داداش هیچکدوم از بچه هام تو برنامه نبود
بچه ها خودشونو نشون میدم،بعدش میفهمی مثل آب خوردن
- چنتا بچه داری استو؟ - چهارمیش رو گازه
- واو. - بچه داشتن سخت نیست
تا وقتی که براشون وقت بزاری باحالن
مهم تر از همه مطمئن شو مامانشونم همراهی میکنه
میتبال، هی،هی رفیق
هی،دلت برام تنگ شده بود؟
اوه،پسر خودمی، دلت تنگ شده بود؟ منم دلم تنگ شده بود
آره. پسر خوبی هستی
هی ال، نمونه آبچکون هایی که برای آشپزخونه میخواستی رو آماده کردم
ال حالت خوبه؟
هی،موضوع چیه؟
هیچی داشتم به حرفت راجع به سرپرستی بچه ۵ ساله فکر میکردم
- من گفتم؟ - آره.
- داشتم کاملا... شوخی میکردم - میدونم، یکم عجیبه
اما باعث شد فکر کنم. و بچه های زیادی توی پرورشگاه هان
و هی جا به جا میشن و کسیو ندارن
و این غم انگیز ترین چیزیه که تا حالا دیدم
این شرکت سرپرستی رو پیدا کردم. هفته ی دیگه مشاوره دارن
نه، اونو بهم نشون نده، نمیخوام اون صورتای کوچیکو ببینم
میخوای قلبمو بشکنی؟ تازه از سر کار برگشتم
الی، آدمایی که میرن پرورشگاه ها واقعا بخصوصن
اونا کسایین که حتی وقتی خیریه ای هم نیست داوطلب میشن
ما حتی برای خیریه هم داوطلب نشدیم
اگه فاجعه ای پیش بیاد چی؟
- چی، مثل یک بمب؟ - حالا هرچی.
و چنتا بچه میومدن جلوی در خونمون
ردشون میکنیم چون اونقدرا خاص نیستیم؟
بستگی داره. خیلی چیزا هست که تاثیر داره
منظورم، جیره غذایی، موج انفجار.
ال، نمیتونی هر نظر من درآوردی که میدم رو قبول کنی
و تبدیل به یک تصمیم احمقانه ی زندگی کنیش
اون یک شوخی بود
آره.
میدونم، من فقط...
راست میگی. نباید مجبور به کاری بشی که نمیخوای انجام بدی
ولی فکر خوبی بود
شب بخیر
خیلی خب، دیگه اون مدلی شوخی نمیکنم
باشه
هی میخوای یکم فیکسر آفر تماشا کنی؟
- باشه، دوست دارم. - دوست دارم
اوه خدا
منصفانه نیست این...
هی.
دیگه نباید از این چیپسا بخری خیلی تندن
آبریزش بینی پیدا میکنم و...
بیشتر از یک میلیون بچه توی یتیم خانه هان
سیستم زیادی پره باشه؟
بچه ی بیشتر نمیخواد
پس برای اینکه یک بچه اونجا بشه، شرایط سختی باید داشته باشه،
معمولا شامل سوء استفاده و بدسرپرستی شدید میشه
و بعضی از این بچه ها میتونن معمولا در این سیستم افسرده بشن،
مگر اینکه خانواده ای مهربان مانند شما قدم پیش بگذارند
ما قدم پیش میذاریم یکیشونو میبریم
عالی شد. بزارین برم چک کنم ببینم چی تو انبار داریم
داره شوخی میکنه،البته
انبارشون نمیکنیم
و تو اینو میدونی
ولی میتونیم براتون یک دوره ی آموزش والدینی هشت هفته ای بزاریم،
و میتونین مدرکتون رو بگیرید
و بعدش میتونیم چنتا بچه که بتونین سرپرستشون بشین رو مشخص کنیم
تا وقتی که باهاتون هماهنگ بشن
ولی قرار نیست آسون باشه
این بچه ها اراده تون رو تست میکنن،
رابطه تون رو تغییر میدن
و نقاط فشاری که اصلا نمیدونستید وجود داشتن
با نگاه به قیافتون میتونم بگم همتون موفق نمیشین
در واقع فکر میکنم این گروه توانشو داره که به یکم ناخوش...
- ببخشید - دارین جایی تشریف میبرین؟
- آره. - خب،ممنون، خدافظ
- خیلی خب، این تقصیر من بود - کاملا اینطوره
- قبلا در موردش بحث کردیم - قبلا
- این یک مشکله - این یک مشکله
خیلی خب، همگی، چرا اسمتون رو یاد نگیریم
و اینکه دنبال چه مدل بچه ای هستین
اوه،سلام
ما دانا و دریک مک کان هستیم
و خدا مارو به اینجا هدایت کرده
تا یک پسر بچه یا دختر بچه رو سرپرستی کنیم
- آره، آدم گنده، خیلی از ما خوشنوده - اوهوم
- دوست داریم اینو با یک بچه که خونه نیاز داره تقسیم کنیم - آره.
اونجا چطور؟
من دیویدم و اینم زنم جسیه
و سه ساله که سعی میکنیم بچه دار بشیم
ولی مهم نیست چکار میکنیم من... نمیتونم...
- متاسفم، کس دیگه ای میتونه ادامه بده؟ - مشکلی نیست
مشکلی نیست. خب ، من کیتم و اینم مایکل.
ما هم همچنین سعی داشتیم بچه دار بشیم.
تقریبا از اولین شبی که همو دیدیم،درسته؟
درسته. فقط شانسشو نداشتیم.
دنبال بچه ای هستیم بدون در نظر گرفتن جنسیت یا نژادش،تا سن ۹ سال
سلام. اسم من اکتبر رز جنینگزه.
و دوست دارم که مادر مجرد یک پسر جوان ورزشکار باشم
تا بتونم بهش کمک کنم به پتانسیل کاملش برسه
ترجیها آفریقایی آمریکایی
- اوهوم - درسته؟
مثل فیلم جهت کور. درسته؟ عالیه
عزیزم، اون شوخی نمیکنه
تو داری... شوخی نمیکنی؟ خدای من،خیلی متاسفم
فقط فکر کردم به خاطر اون شوخیه همجنس بازاس که داشتن...
یعنی، این داستان فیلم جهت کوره،پس...
تاحالا ندیدمش. پس، لطفا، نوبت شماست. فقط دیگه با من حرف نزن
آره،اون دیوانه است
خیلی متاسفم. حس بدی دارم.من آه..
خب،اسم من الیه.سلام. اینم شوهرم،پیته.
اوه،آره،یعنی. من زیاد در مورد هیچ چیز مطمئن نیستم.
منظورم اینه،متوجهم، ما سگمونو که اسمش میتباله سرپرستی میکنیم، و مثل سگ دوستش داریم،ولی...
- بچه هارو با سگا مقایسه نکن - نمیکنم
فقط دارم میگم قبلا گرفتن سگ از آغلش بد بوده،
ولی الان اسمشو گذاشتن نجات سگ ها و همه یکی میخوان
اسم آغل و سگ رو نبر. فقط نگو
باشه،نه،اینطور نیست...
فقط این چیزا یکم ترسناکه ، درسته؟
- ولی اگه بهش بگی نجات کودکان... - وای خدای من
...به جای سرپرستی کودکان، افراد بیشتری بهش علاقه مند میشن
و مردم وسط سمینارت نمیذارن برن،
- و برای برنامه ی شما خوب میشه - پیت! پیت!
- فقط دارم میگم... - فقط تمومش کن
اوه،همگی، سخن گوی مهمان امروز ما،
برندا فرناندز و والدینش.
بیاین بهشون خوش آمد بگیم
واو!
سلام، ممنون
سلام.
خب،وقتی هشت سالم بود
مامانم و دوست پسرش تصمیم گرفتن که فکر خوبی میشه
No comments yet. Be the first to leave one.