The O.C.

The O.C.

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

The O C S02E24 The Dearly Beloved 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 24 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-08
Descargas: 29
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

آنچه گذشت... تو میامی بودی

من و مریسا با هم مست کردیم

و تو بهش نخ دادی

تری: اون خودش رو چسبوند به من

پس چی باید فکر کنم؟

من باهاش هیچ رابطه‌ای نداشتم

من مادر خوبی‌ام

الکلی هم هستی

شاید شرابم رو دوست داشته باشم

اما قرار نیست تنها بمیرم

و این چیزیه که در مورد تو صدق نمی‌کنه

کال

چی شده؟

در مورد پدرته

اون فوت کرده

سندی: می‌تونم همین الان ببینمت

دلم می‌خواد ببینمت

تا چند ساعت دیگه باید برم مراسم ختم

پس باید کوتاه باشه ولی

هر چی زودتر بهتر

ممنون

سلام. سلام

همه چی مرتبه؟

بهتر از اینم بودم

بابت همه چی متاسفم

اشکالی نداره عزیزم

اون خیلی دوستت داشت

آره. دلم براش تنگ می‌شه

چیزی لازم داری؟ نه، فقط دارم دنبال

شارژر گوشیم می‌گردم. شارژش تموم شده

شاید تو دفتر پدرت شارژر باشه

می‌رم آماده شم

باشه

اوه. سلام. سلام

چطوری؟

خب، دپرس بودم

حالا هم دپرسم هم گیج

این مال یه مرکز ترک اعتیاده. این رو از کجا آوردی؟

از دفتر بابام

فکر نکنم می‌خواسته اعتیادش به نون باگت رو ترک کنه

رایان: فکر نکنم مال بابات باشه

* کالیفرنیا، داریم می‌ایم *

* درست برمی‌گردیم همون‌جایی که شروع کردیم *

* کالیفرنیا *

* کالیفرنیا... *

می‌شه یکم بیشتر برام بگی

در مورد همسرت و سابقه‌اش؟

آره، خب، کرستن همیشه از یکی دو لیوان شراب لذت می‌برد

اما تو این چند ماه اخیر

اوضاع عوض شده، خودش هم عوض شده

چطوری عوض شده؟

خب، برای شروع، رفته سراغ ودکا

هفته پیش تصادف کرد

و حالا می‌ترسم با از دست دادن پدرش

اوضاع بدتر بشه

حدس می‌زنم بخواید که اینجا بستری بشه

همون‌طور که می‌بینید، ما فراهم می‌کنیم

یه محیط امن و آروم برای بهبودی

می‌دونید دکتر، من... شاید دارم پیازداغش رو زیاد می‌کنم

می‌دونم قبول کردنش چقدر سخته

همه دوست داریم فکر کنیم می‌تونیم کسی رو که دوست داریم

از پسِ یه همچین مشکلی نجات بدیم

اون داوطلبانه نمیاد اینجا

خیلی کم پیش میاد مریضی خودش بیاد برای بستری

دارم آماده می‌شم

ببین، همه لباس مشکی‌هام جوری‌ان که انگار

باید با یه جاروی جادوگری ست بشن

چیزی داری بهم قرض بدی؟

مامان، این مراسم ختمه

سالن مد نیست

ببخشید. ام... بذار ببینم چی دارم، باشه؟

صبر کن. خودم می‌تونم انجامش بدم

نه. تو همین‌طوری هم به اندازه کافی سختی کشیدی

نمی‌خواستم بدجنس باشم

به خودِ من رفتی. تو دختر منی

یعنی حتماً یه چیزی دارم

که حسابی بهت بیاد

بابا

سلام وروجک

سلام

سلام جولز

جیمی. تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

فکر نکردی که تو این وضعیت شما دو تا رو تنها می‌ذارم، نه؟

اوه، می‌دونم که شاید این‌طور فکر کرده باشی ولی... واقعاً متاسفم

واقعاً تسلیت می‌گم

از دیدنت واقعاً خوشحالم

آره. واقعاً خوبه

خب، مطمئنم هفته سختی بوده

ولی... از پسش برمیایم

سلام خواهری

سلام

اوه، چقدر خوبه که می‌بینمت

اون می‌گفت مشکل قلبیش جدی نیست

ارزشش رو نداره که به‌خاطرش بیای خونه

نمی‌خواست نگرانت کنه

تو دختر کوچولوش بودی

می‌دونم. بعد این همه سال

جز استرس و نگرانی چیزی براش نداشتم

هیچ‌چیزی بیشتر از این بهش افتخار نمی‌داد

که ببینه زندگیت رو سر و سامون دادی

من؟ آخرین باری که دیدمش

بهش گفتم که قراره تنها بمیره

سلام

سلام کوهن

کاپیتان اوتس این وراست؟

براش یه همراه آوردم

پرنسس اسپارکل

تو تو اتاق منی. آره

فکر کردم اوتس احتمالا حسابی دپرسه

و به هم‌صحبتی با یکی که بانمک و خوشگل باشه و موهای براق‌تری داشته باشه نیاز داره

که فقط، می‌دونی، پیشش باشه

آره. خب کاپیتان خیلی خوش‌شانسه

آره، خب، اگه بخواد زیادی باهاش صمیمی شه

مستقیم می‌ره کارخونه چسب‌سازی

سلام

سلام

می‌دونم تو و پدربزرگت با هم خیلی صمیمی بودید

در واقع، نگران مامانم هستم

مامانت؟

آره. امروز صبح

تو دفتر بابام بودم

و یه، ام... پیدا کردم

مثل یه بروشور برای مرکز ترک اعتیاد

وای، خدای من

مگه زیاد مشروب می‌خوره؟

خب، یعنی، اون یه زن مرفه سفیدپوسته که تو اورنج کانتی زندگی می‌کنه

پس همه‌چی نسبیه، نه؟

نمی‌دانم. سر شام یه لیوان

شراب می‌خوره، شایدم دو تا

بیشتر از اون چی؟

مسئله همینه

پارسال انقدر درگیر خودم بودم

که حتی نمی‌دونم. اصلاً خبر ندارم

مطمئنم که، می‌دونی، حداقل یه بخشیش تقصیر منه

می‌دونم تابستون گذشته فرار کردنم براش خیلی سخت بود، و

کوهن، بهت برنخوره، ولی باز داری فقط به خودت فکر می‌کنی

فکر کنم این قضیه فراتر از توئه

باید برم کراواتم رو ببندم

همیشه چند بار باید امتحان کنم تا درست بشه

آره

فکر نمی‌کردم این وقت صبح بیدار باشی

شایدم هنوز نخوابیدم

یه داستانی پیش اومده

جریان چیه؟

فصل فارغ‌التحصیلیه

که همیشه یعنی یه کاسبیِ حسابی

دو تا بچه بهم زنگ زدن

که کلاً جنس‌های «گاردن گرو» رو جور می‌کنن

واقعاً برات خوشحالم

برای خودمون

قراره حسابی بترکونیم، حدود ۱۵ هزار تاست

نصفش رو به تو می‌دم

اون‌وقت چرا باید این کار رو بکنی؟

چون به کمکت نیاز دارم

این رو از کدوم گوری آوردی؟

بلدی باهاش کار کنی؟

تک‌تیرانداز که نیستم، ولی

می‌تونی جوری بگیریش سمت کسی که انگار واقعاً می‌خوای بزنیش؟

اون‌وقت نصفش مال توئه

حالا

من قطعاً

باید یکم بخوابم

سلام

ممنون که اومدین

مرد: ما امروز اینجا جمع شدیم

تا آخرین ادای احتراممون رو به کالب نیکول به جا بیاریم

نبود اون در تمام منطقه حس می‌شه... در تمام

سندی: کالب نیکول مردِ حرف نبود

با این حال، مردِ فوق‌العاده باهوشی بود

اون میراثی از توانستن‌ها رو به جا گذاشت

اما دستاورد واقعیش، بچه‌هاش بودن

اون پدر دلسوزی بود

یه پدربزرگ عالی

و یه پدرزن واقعاً مزخرف

هیلی: «حتی اگر در وادی سایه مرگ گام بردارم

از هیچ بدی‌ای نخواهم هراسید، زیرا تو با منی.»

سندی: پس، شاید اون رفته باشه ولی به این زودیا فراموش نمی‌شه

روحت شاد کال

و اگه نتونستی اون دنیا آروم بگیری

مطمئنم بهشت به چند تا از اون عمارت‌های تجملاتیِ تو نیاز داره

اینجا چیکار می‌کنی؟

می‌دونی، من برای زندگی کردن کار می‌کنم

آره؟ خب، اگه با من بپری

به زودی دیگه مجبور نیستی کار کنی

بذار یه سوال ازت بپرسم

چرا هیچ‌وقت نگران چیزهایی مثل

حسابان یا تاریخ مایاها نیستی؟

مثل یه نوجوان نرمال؟

تربیت بدِ والدین

خب، مثل اینکه

همه چی امشب تموم می‌شه

و همین‌جا هم اتفاق می‌افته

اوه، اوه. منظورت از اینجا چیه؟

به یه جای عمومی نیاز داشتم

آخرین بچه‌ای که به اینا

جنس فروخت، کارش به دیلم ختم شد

که خورد تو سرش. عالیه

ببین، اگه نمی‌خوای انجامش بدی

ببین، گفتم انجامش می‌دم و می‌دم

ولی بعد از این، دیگه تمومه

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left