As primeras 200 linias.
:ادیتور مونلایت
از این طرف لطفاً
خدای من، ببین کی اومده
وای. اینجا خیلی خوبه نه؟
بفرما بشین
از دیدن اسم شما تو فهرست ملاقاتیا تعجب کردم
می شد تلفنی هم صحبت کنیم
من شمارهتونو نداشتم
بارها که تلفنی صحبت کرده بودیم
درمورد گی یونگ
شماره رو ذخیره میکنم
خب چی شده اومدی اینجا؟
...حالا که نقاشی انگوراتون تموم شده
اومدی سر منو قطع کنی؟
ای بابا
سرتونو بزنم چه کارش کنم؟
حتی اونقدرام اهریمن خفنی نیستین
اهریمن؟
اونش به خودم مربوطه
فقط لازم بود یه چیزو برای آخرین بار باهاتون بررسی کنم
گفتی تموم تلاشتو به عنوان وکیل انجام دادی
هنوزم سر اون حرفت هستی؟
میخوای بنویسمش و کتبی تأییدش کنم؟
پس سر حرفت هستی
خیلی خب
واقعا واسه پرسیدن همین، این همه راه تا اینجا اومدی؟
با اینکه برنامه ت اینقدر شلوغه؟
معلومه
آخهبرام منطقی نبود، ذهنم سرش به نتیجه نمی رسید
تو کارم به عنوان وکیل، یه چیزی یاد گرفتم
کنجکاوی بدونی چیه نه؟
...یه مرز باریکی بینِ
وکیل بودن و کلاهبردار بودن هست
،وقتی آدمای نابلد و حریصِ پول وکیل میشن
به راحتیِ آب خوردن میتونن زندگی مردمو نابود کنن
...وکیل شدنِ اینجور آدما
یه فاجعۀ بزرگه
...این آدمایی که نه مهارت دارن نه وجدان
آخر سر یا دستنشانده میشن، یا عروسک خیمهشببازی
درسته
منظورم شمایی آقای پارک
چرا دستت داره می لرزه؟
میخوای پرتش کنی سمت من؟
الان دیگه تو سریال آبکیای صبحگاهی هم از این کارا نمیکنن
،راستش اومدم اینو بدم بهت
ولی شوخیم یه کم طول کشید
بهش بگو که من اینو گفتم
"1225"
"زمانبندیت عالی بود"
شما اینو بهش دادین؟
بله- ملاقاتش کردین؟-
نه
،وقتی شنیدم لازم نشده ببینمش
بیشتر دلم خواست ملاقاتش کنم
،نگران بودم که طعمه رو ول کنه
ولی انگار محکم گازش گرفته
روز شادیه، قشنگ بخندین
!بگین سیب- دوربینو ببین-
الان عکس میگیرم
یک، دو، سه
!بخندین
یه عکس خوب بگیرین لطفا
!مامانِ یونگ گوک
خدای من
تو اینجا چه کار میکنی؟
بیا ببینم
برو باهاش صحبت کن- باشه-
!بریم دیگه
برین کنار
،زندگی ما به شما ربطی نداره
!برین کنار ببینم
قربان
خانم دین تی هوا و بچه شون تحت حمایت حقوقی ما هستن
نمیتونی ببریشون- انگار شما اینجا مسئولی-
اگه یه زن فراریو با بچه ش دیدی، باید برش گردونی خونه
اونا حمایت شما رو نمیخوان
جای جفتشون تو خونه امن تره
برو کنار
دین تی هوا بجنب بیا اینجا ببینم
!تا اون روی سگم بالا نیومده
آقا
خانمتون میخوان درخواست طلاق بدن
،اگه اینطور بترسونیدشون
مجبور میشن درخواست حکم فاصله فیزیکی هم بدن
فاصله فیزیکی؟
شوخیتون گرفته
کدوم حکم فاصله؟
چه حکمی چه کشکی؟
!فوری بیا اینجا ببینم
خودم بیام از اونجا بکشمت بیرون؟
!هی، بس کن دیگه
!ولم کن
دین تی هوا !همونجا وایسا
!پلیس خبر کنین- !هی-
!وایسا
!ولم کن
!ولم کنین
!برو ببینم
لعنتی
احساس می کنین ناحقی شده؟
گم شو ببینم
وگرنه با همین زمین یکیت میکنم
بهتره برین پیش وکیل شین سونگ هان
اون احتمالا تموم تلاششو برای کمک بهتون میکنه
حتما این کارت ویزیتو بهش بدین
وگرنه کمکتون نمیکنه
از وکیل عمومی بهتر میتونه کمکتون کنه
انتظار نداشتم گولِ همچین نقشۀ ضایعیو بخوره
یه جورایی ناامید شدم اینقدر راحت گول خورد
حتما متوجه انگیزه اصلیتون شده
وگرنه خودش با این، پا نمی شد خودش این همه راه تا اونجا بیاد
تموم تلاشتو بکن- چشم خانم-
بله؟ من؟
من که نمیتونم خدمات حقوقی رایگان بدم که
میخوام تو این پرونده رو دست بگیری
چشم خانم
خیلی وقته پرونده طلاق دستم نبوده
...در ضمن
ولی شماره 1225 معنی خاصی داره؟
اسم چهار رقم آخر شماره تونو آورد
"گفت بگم: "1225
"زمانبندیت عالی بود"
اونشو خودت راحت میتونی سردربیاری
...می تونستی اطلاعات سفرهای جین یونگ جو
...تو اون زمان رو دربیاری
تا به جواب برسی
فکر می کردم شما بهم میگی
با خواهرت صمیمی بودی؟
نباید اینطور عمرتو تلف کنی
خودت فکر نمیکنی هدر دادن وقته؟
مطمئنم جوهوا جاش الان خیلی بهتره
...میدونین
...نمیتونم بهتون بگم که خواهرمو تحسین می کردم
یا اینکه عاشقش بودم
،هردفعه تو نوجوونیم می رفتم خارج
یه بارم از تنها گذاشتنش ناراحت نمی شدم
پس دلیل این کارت چیه؟
نمیدونم
...فقط اینو میدونم که
،اگه میتونستم به عقب برگردم
میرفتم جایی که اون شب فوت کرد
و حتماً نجاتش می دادم
،ولی بیشتر که پرس و جو کردم
فهمیدم وقتای بهتری هم هست که بهش برگردم
...می رفتم به زمانی که خواهرم
با پسر شما ازدواج نکرده بود
اون موقعا زیاد بهم زنگ می زد
پدرمون میخواست اونو درگیر یه ازدواج ناخواسته کنه
میخواست من جلوی پدرمو بگیرم
ولی من موفق نشدم
نه، هیچ کاری نکردم
...عوضش
...بهش گفتم که دیگه بزرگ شده
و خودش باید مشکلشو حل کنه
همین بود و تمام
...چون اون موقع
اجرای فارغ التحصیلیم برام مهم تر از جوهوا بود
اون آخرین اجرای من قبل از گرفتن مدرک دکترام بود
...البته الان
هیچ معنایی برام نداره
الان بعنوان برادر جوهوا میپرسی، درسته؟
بله
...شبِ تصادف خواهرم
...تو اون لحظه
خانم جین هاوایی بود؟
بله
خانم، مدیر عامل زنگ زد
چون نتونستن با شما تماس بگیرن، نگران شدن
باشه
میخواد که شما رو امروز عصر تو خونهاشون در ایچون دونگ ببینه
خیلی خب
اگه بهم نیاز داشتین، باهام تماس بگیرین
میتونی تضمین کنی که تو هر پروندهای برنده بشی؟
نه
ولی میتونم تضمین کنم...
که برای هر پرونده ای خوب می جنگم
سونگ هان تیپ زده
امروز چه خبر شده مگه؟
فقط یه روز عادی دیگه س
حتما یه خبری شده
منم همینطور فکر میکنم
تو این کار رو کردی، نه؟- نه-
به نظرتچیو میگیم که میگی نه؟
هر چی تو کله تونه، نکردم
پس تو اینکارو کردی
همین که انگورها رو تموم کردی، رفتی کت و شلوار خریدی
هفت سالی شده- ببین چقدر سه تیغم اصلاح کرده-
بچهها حوصلهتون سر رفته؟
دختره رفیقم داره؟
من نخواستما
بذار یه عکس ببینیم
چه عکسی؟
مطمئنم قبل هماهنگی قرار تعیین شده یه عکس از دختره دیدی
به هر حال معیارای تو از اول تا آخرش ظاهره
گم شو بیرون
توئم دستشو بگیر گم شو بیرون و دنبال یه آموزشگاه بگردین
یه دوره آموزشی فشردۀ آدم شدن پیدا کنین
و خودتون رو ثبت نام کنین
دیگه در این حد ینی خبری نیست
کاری نکرده
No comments yet. Be the first to leave one.