Holes

Holes

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

holes 2003 multi 1080p web h264-ukdhd
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Holes 2003 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-23
Descargas: 8
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 191 linias.

بکنش، اوه-اوه-اوه، بکنش بکنش، اوه-اوه-اوه، آره

بکنش، اوه-اوه-اوه

بکنش، اوه-اوه-اوه

بکنش، اوه-اوه-اوه، بکنش

بکنش، اوه-اوه-اوه، آره

با دست‌های زخمی و روح‌های خسته

رها شده از هر چیزی که می‌شناختی

باید بری و اون گودال‌ها رو بکنی

باید بری و اون گودال‌ها رو بکنی

بکنش، اوه-اوه-اوه، آره

باید بری و اون گودال‌ها رو بکنی

بکنش، اوه-اوه-اوه

پسر ۱: اون رو صافش کن. صافش کن

پسر ۲: بذار بهت بگم پسر، اینجا داریم از گرما می‌پزیم پسر

این هم از گرمایش جهانی

پسر ۳: سوراخ لایه اوزون دقیقاً بالای سر منه

پسر ۱: اون سوراخ توی مغزته

پسر ۲: بارف بَگ (کیسه تهوع)

پسر، داری چیکار می‌کنی؟! بارف بگ

اوضاع اون‌قدرها هم بد نیست! بیخیال پسر

بیخیال پسر

پسر ۱: این اصلاً خنده‌دار نیست، رفیق. بکش عقب بارف بگ، جدی می‌گم

پسر ۴: بیخیال! داری چیکار می‌کنی؟

پسر ۲: بارف بگ، باهاش کنار بیا پسر! مرد ۱: بارف بگ

استنلی چهارم: تمام عمرم، انگار همیشه در زمان اشتباه در جای اشتباه بودم

پدربزرگم، استنلی یلناتس دوم

می‌گه همه‌اش به خاطر این نفرین ۱۵۰ ساله‌ست

خب، من واقعاً به نفرین خانوادگی اعتقاد ندارم

اما وقتی اوضاع بد پیش می‌ره

یه جورایی کمک می‌کنه اگه بتونی تقصیر رو بندازی گردن یه چیزی

و برای من، اوضاع خیلی وقت‌ها بد پیش می‌رفت

اوه، لعنتی! اوه

پدربزرگ می‌گه سرنوشت ما از قبل رقم خورده

آیا افتادن یه جفت کفش از آسمون واقعاً می‌تونه بخشی از سرنوشت من باشه؟

بیا اینجا پسر

افسر زن: همین‌جا وایستا! هوی، چرا داری فرار می‌کنی؟

اون کفش‌ها رو دزدیدی؟ جناب سروان، من کاری نکردم

افسر زن: اسمت چیه پسر؟ - اسـ... من استنلی هستم. استنلی یلناتس چهارم

استنلی چهارم: می‌بینید، پدرم، استنلی یلناتس سوم

یه مخترعه

و در چند سال گذشته، داشته سعی می‌کرده یه راه درمان پیدا کنه

واسه بوی بد پا

خوشحالم که اینجایی

کل این طبقه بوی پای گندیده می‌ده

با استنلی من چیکار کردید؟

هول نکن. فقط یه کم کبود شده

می‌تونم همین اول کاری بگم که این یه اشتباه بزرگه؟

تا وقتی با وکیلمون حرف نزدیم هیچی نگو

پشیمون می‌شید که با استنلی یلناتس در افتادید

بذار ببینمش

فقط از دستشون قاپ نزن

چرا نه؟ چون عصبانیشون می‌کنی

یه تیکه کیک میل دارید؟

افسر مرد: ببخشید

استنلی سوم: قهوه چطور؟ یه فنجون قهوه کوچک؟

خب، این واقعاً یه جفت کفش عالیه

می‌تونم فقط کفشت رو بو کنم؟

چطوره کفشت رو دربیاری و من فقط

افسر مرد: اتاق خواب رو چک کن

استنلی دوم: یه لحظه صبر کنید! کجا دارید می‌رید؟

این حکم اصلاً عادلانه نیست

این حرف‌ها توی دادگاه اصلاً خریدار نداره

افسر زن: آهان. اینجاست

گرفتیمش

ما با هم توی این اتاق هستیم. از کجا می‌دونید مال من نیست؟

کدوم تخت مال توئه؟ لازم نیست جواب بدی

ما حق داریم سکوت کنیم

اوه، چی می‌شد اگه سکوت می‌کردی. من اینجا می‌خوابم

همه‌اش به خاطر اون پدربزرگِ پدربزرگِ بی‌عرضه، کثیف، لجن

و خوک‌دزدته

هیچ نفرینی روی این خانواده نیست

روی مردهای این خانواده هست

«کاشکی، ای کاشکی،» دارکوب آه می‌کشه

لطفاً اون آهنگ رو نخون

«پوست درخت به نرمیِ آسمون‌ها بود.»

لطفاً اون آهنگ رو سر میز من نخون

مامان، آروم باش. من که اصلاً به نفرین اعتقاد ندارم

ما به یه وکیل خیلی خوب احتیاج داریم

پدر، ما پول وکیل نداریم

ما نیازی به وکیل نداریم، استنلی. ما فقط حقیقت رو می‌گیم

استنلی یلناتس، لطفاً بلند شو

استنلی یلناتس چهارم

بشین

می‌تونم بفرستمت زندان

و اصلاً هم بابتش عذاب وجدان نگیرم

اما نمی‌دونم اون کار چه فایده‌ای داره

در حال حاضر یه جای خالی توی اردوگاه «گرین لِیک» (دریاچه سبز) هست

اونجا به جوان‌های دردسرساز کمک می‌کنن تا شخصیتشون رو بسازن

انتخاب با خودته

اردوگاه گرین لیک... یا زندان

خب، من تا حالا اردوگاه نرفته بودم

هجده ماه، اردوگاه گرین لیک، پسرم

خورشید می‌تابه، اما حس خوبی نداره

به این محله لبخند نمی‌زنه

وقتی دارم توی این شهر متعفن قدم می‌زنم

واسه همینه که چشمام رو می‌دوزم به زمین

چشمات رو بدوز به زمین

انجمن برادریِ کسانی که درک نشدن

به احتمال زیاد، همین‌جا زندگی می‌کنن و می‌میرن

اگه توی این شهر زندگی می‌کنی، بهتره برای غروب دعا کنی

مثل بقیه مردها، می‌ری مرکز شهر

چشمات رو می‌دوزی به زمین

هی، خوشگله

چشمات رو می‌دوزی به زمین

چشمات رو می‌دوزی به زمین

چشمات رو می‌دوزی به زمین

ممنون بابت سواری

چشمات رو می‌دوزی به زمین

مرد: ایول، گوشت تازه

خب، اِم، دریاچه کجاست؟

نگهبان: هی، مگه الان بهت چی گفتم؟ زبون‌درازی نکن

دنبال من بیا

بشین

قضیه این تخمه‌های آفتابگردون چیه مرد؟

سیگار رو ترک کردم

استنلی یلناتس

چهارم؟ آره

همه توی خانواده من اسم پسرشون رو می‌ذارن استنلی چون

برعکسِ «یلناتس» می‌شه

اینجوریه... یه جورایی

یه

یه سنته

اسم من «مستر سِر» (جناب آقا) است

هر وقت با من حرف می‌زنی باید من رو به اسمم صدا کنی

روشنه؟

بله، مستر سِر

فکر می‌کنی خنده‌داره؟

ها؟

نه، مستر سِر

اینجا اردوگاه پیشاهنگیِ دخترها نیست

فهمیدی؟

بیا

پسر، تو کلی دوز و کلک تو کارت داری

ممنون

تشنته، استنلی؟

بله، مستر سِر

خب، بهتره بهش عادت کنی

تا ۱۸ ماه آینده همیشه تشنه خواهی بود

اطرافت رو نگاه کن یلناتس. چی می‌بینی؟

برج نگهبانی می‌بینی؟

سیم‌خاردار برقی چطور؟

ها؟

نه، مستر سِر

دلت می‌خواد فرار کنی؟

بفرما، شروع کن به دویدن. من جلوت رو نمی‌گیرم

دارم بهت هشدار می‌دم

مرد: شنیدی چی گفت، اسپنس

اوه، نگران نباش

این واسه مارمولک‌های خال‌زرده. من تیرم رو واسه تو هدر نمی‌دم

من فرار نمی‌کنم، مستر سِر

فکرِ خوبیه، یلناتس

هیچ‌کس از اینجا فرار نمی‌کنه. می‌دونی چرا؟

تنها منبع آب تا ۱۰۰ مایلی دست ماست

واحه اختصاصیِ خودمون

اگه بخوای فرار کنی، اون کرکس‌ها تا قبل از پایان روز سوم

استخون‌هات رو پاکِ پاک می‌کنن

مرد: سلام، مستر سِر

مستر سِر: لباست رو دربیار

بهت دو دست لباس می‌دیم

یکی برای کار، یکی برای استراحت

بعد از سه روز لباس‌های کارت شسته می‌شن

و دست دوم می‌شه لباس کارت

روشنه؟ بله، مستر سِر

تو باید هر روز یک گودال بکنی

به عمق ۵ فوت و قطر ۵ فوت

بیلت خط‌کش اندازه‌گیریته

هر چی بیشتر طول بکشه تا بکنی

بیشتر زیر آفتاب سوزان می‌مونی

استنلی چهارم: متأسفم، مستر سِر

باید حواست رو جمعِ مارمولک‌ها و

مارهای زنگی کنی

مار زنگی؟

اگه کاری به کارشون نداشته باشی، کاری به کارت ندارن

معمولاً

نیش خوردن توسط مار زنگی بدترین اتفاقی نیست که ممکنه برات بیفته

معمولاً نمی‌میری

اما نباید بذاری یه مارمولک خال‌زرد نیشت بزنه

اون بدترین اتفاقیه که ممکنه برات بیفته

با یه مرگ تدریجی و دردناک می‌میری

همیشه

استنلی یلناتس؟

بله؟ فقط می‌خوام بدونی

که ممکنه کارهای بدی انجام داده باشی

اما این از تو یه بچه بد نمی‌سازه

من برات احترام قائلم، استنلی

به اردوگاه گرین لیک خوش اومدی

من دکتر پندانسکی هستم، مشاور تو

اگه بخوای این مهملاتِ احساسی رو شروع کنی، من نیستم

بهش حوله و ژتون بده. راه و چاه رو یادش بده

تو توی چادر «دی» (D) هستی

«دی» نشونه‌ی «دقت» (Diligence) است. اونجا هم سالن غذاخوریه

More Farsi Persian subtitles for Holes

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left