Castle of Purity

Castle of Purity (El castillo de la pureza)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

El castillo de la pureza AKA The Castle of Purity 1973 DVDRip
Un comentario de 9B0DY
DVDRip

Etiquetas

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Publicau o: 2022-12-04
Descargas: 37
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قلعه ی پاکی

.کارم تموم شد کمک میخوای؟

.ساکت. کارمونو قطع نکن

.تو حین کار هیچ صحبتی نباید باشه

.یک ساعت ، ولونتاد

.بئاتریز، یه نفر رفته سر وسایل من

.کسی وارد اتاق تو نمی شه ، گابریل

.فقط خودت کلید رو داری

،پورونیر تو توی اتاق من بودی؟

.نه، من نبودم - .پس اوتوبیا بوده -

.نه، پدر. من حتی طبقه ی بالا هم نرفتم

.شکل مجسمه ی شادی رو بگیر

.شکل مجسمه ی مرگ رو بگیر - !نه! این یکی نه -

!نه! همین یکی - .شکل مجسمه ی جنگ رو بگیر، مامان -

!نه !همونی که من گفتم

.مجسمه ی مرگ بشو

.هی، خودتو به زحمت ننداز

یه پیرمرده تنهایی اونجا زندگی میکنه .و الانم بیرونه

.اوه، ببخشید

.بگیرش، برو آویزونش کن

همه خوبن؟ - .بله، پدر -

میشه بیام تو؟

.برایت یه هدیه آوردم

.بیا. بشین پیشم

بوش کن. دوستش داری؟ - .آره -

.این کِرِم برای دست عالیه

.یه کم بمال

بذار یه کم لوسیون .روی صورتت بمالم

.میرم طبقه یپایین - .گابریل -

.خیلی ازت ممنونم

.دستت درد نکنه، بئاتریز

.یه کم نون بهم بده

.دستاتو خشک نکردی

سر سفره خوب نیست .صحبت کنی

.یک .دو

.سه .چهار

.پنج .شش

.هفت .هشت

.هشت .هفت

.شش .پنج

.چهار .سه

.دو .یک

.یک .دو

.سه .چهار

.پنج .شش

.هفت .هشت

.هشت .هفت

.شش .پنج

.چهار .سه

.دو .یک

.آب میخوام - .صبر کن -

.خوبه، بعدی

.من دوست دارم اقیانوس رو ببینم

این حرفو نزن .وگرنه بابا دیوونه میشه

.به مامان میگم ما رو ببره اونجا

چرا به اون میگی؟

میدونی که ما هیچوقت از خونه .بیرون نرفتیم، هیچوقت هم نخواهیم رفت

به هر حال، من میخوام .اقیانوس رو ببینم

یادته مامان درباره ی اقیانوس بهمون چی گفت؟

.گفت واقعا زیباست - .ولی بیرون رفتن از خونه، بده -

.محیط بیرون از خونه، وحشتناکه

،و الهه ی خورشید ...آزرده و ناراحت

...در داخل غاری فنا گرفت... .پناه گرفت -

که در دامنه ی کوهی عقیم ...قرار داشت

.عظیم - .عظیم -

وقتی داخل غار شد، آرزو کرد ... که کاش دنیا و ناسپاسی شوهرش را

...را فراموش کند...

او ورودی غار را... .با یک سنگ بسیار سنگین بست

...در ادامه نیروی نامرئی

...با صاعقه‌هایی سریع از طرف پادشاه...

.به کمکش اومد - .که از طرف پادشاه اومد -

پادشاه کیه؟ - .خورشید -

.بیا دیگه نخونیم .یه چیزی برامون بگو

چی میخواید که بهتون بگم؟

.هر چیزی

...وقتی که همسن و سال ولنتاد بودم

.هر روز بعد از ظهر، تو رودخونه، بازی میکردم...

.قایق های کاغذی درست کردم .از همون ها که پورونیر درست میکنه

!برای منم یکی درست کن - .باشه بعدا -

،یکهو ...چند تا گاو نر ظاهر شدند

،و یه دفعه... ...یکیشون رم کرد

گاوهای نر چه شکلی هستن؟

.تو کتابهای مصورت، عکسشون رو دیدی

.اونها حیوونایی هستن که شاخ دارن

اونا زیبان .ولی خیلی مهاجم هستن

خوردنی هستن؟

.آدم هایی که گوشت خوار هستن، گوشت اونا رو میخورن

.ما گوشت خوار نیستیم - گاوه چیکار کرد؟ -

.افتاد دنبال من

،من جیغ زدم و دویدم .خیلی ترسیده بودم

ولی بهت نرسید؟

.نه. اونها کشتنش

.بیاین بشینید

قواعد رو مطالعه کردید؟ - .بله -

گوته چی گفته؟

...یک مرد با اراده ی قوی"

جهان را... ."به سلیقه ی خود شکل میدهد. گوته

.خیلی خوبه .حالا، الیس

.برای یافتن مردانگی، باید به بشریت پشت کرد". الیس"

.من نمیفهمم

...اگه قرار باشه که از دیگران، برتر باشی

نباید به اون چیزی که مردم میگن... ...یا انجام میدن، توجه کنی

ولی طوری زندگی کن که میدونی... ...چجوری باید زندگی کنی

تا بعدها بتونی... .از خودن به عنوان یه الگو نام ببری

.بله - !خمیازه نکش. دارم صحبت میکنم -

فهمیدی؟ - .بله، پدر -

.چسترتون

.همه ی انسانها مردمی عادی هستند"

ولی انسانهای فوق العاده، کسایی هستند که به خودشون اطمینان دارند''

.برو تو اتاقت - .باشه، پدر -

.سرتو تکون نده، پسرم .موهاتو اشتباه کوتاه میکنما -

.تو سرمو نگه دار - .موهای خیلی قشنگی داری -

.واقعا موهات پرپشت شده

.ببین. این اولین موهای کوتاه شده ته

.دست بهش بزن .حس کن چقدر نرم و لطیفه

!به همش نریز

.این مال اوتوپیاست - !بذار ببینم -

.مال پورنویر قشنگتره - من چی؟ -

.این مال تویه .ولی بهش دست نزن

.تکون نخور - !تکون نخور -

چیزی گفتی؟ - .من چیزی نگفتم -

!عشقم! عشقم

!عشقم! عشقم

،بچه ها طبقه پایینن .صدامونو میشنون

.همیشه همینطوری هستی

.تو فقط به فکر خودتی .حق نداری

.گابریل، لطفا .بیا اینجا

.تو همیشه دور و برت پر از مرد بود

...همیشه به اونا فکر میکنی

حتی اگه وانمود کنی... !که بهشون فکر نمیکنی

.برو تو آشپزخونه - .شام حاضره -

.ابزارها رو رو تمیز کن

.گرسنه مه .غذا رو بیار تو اتاقم

.بله، پدر

.دوباره سیماش قاطی کرده

!وقت استراحتتون تموم شد .برگردید تو کارگاه

میدونی چند تا جنازه میتونه اینجا، جا بشه؟

.تو که هیچی نخوردی - .اشتها ندارم -

.تو هر سوراخ سمبه ای موش صحراییه .اونا مُردنی نیستن

.باید سم های قویتری بسازیم

اونها، غذاهایی که .من براشون میذارمو، نمیخورن

اونا به یه نحوی همدیگه رو .از وجود خطر باخبر میکنن

.یه چیزی رو بهم بگو ...موشهای صحرایی و موش های شهری، از همدیگه متنفرن

میتونی تصور کنی که... یه چیزی بهشون بدی که دیوونه شون کنی؟

که مجبورشون کنی همدیگه رو بکُشند؟

.هر روز میلیون ها ازشون به دنیا میاد

،ماده های به دنیا اومده ...قبل از اینکه لونه شونو ترک کنن

.از قبل حامله ان...

اگه اونا با هم میجنگیدند ...یا بچه های همدیگه رو میخوردند

.وقتی نداشتن که تکثیر بشن...

این غریضه شونه.جونورها .فقط دنبال لذت بردنن

با تکثیر شدنشون .وحشت و کثافت رو توی دنیا پخش میکنن

این چرخه ی بی پایانیه که .فقط با تموم شدن دنیا به پایان میرسه

.در مود آدمها هم، همینطوره

.با مطالعه روی موش ها، آدم ها رو میشناسی

!هر دوشون شبیه هم هستند

برای همین من نمیخوام شما .با دنیا در ارتباط باشید

...بهتره داخل خونه، همراه موش ها بمونید

.تا اینکه، بهترین آدم ها رو بیرون از خونه ببینید...

چرا این رو میگی؟ .اینجوری حرف نزن

.تو نمیتونی آدم ها رو با موش ها مقایسه کنی

به علاوه، تو همیشه .بچه هات رو دوست داشتی

.آره، ولی اونا متفاوتن

وقتی هیچوقت پاشونو بیرون از خونه نذاشتن چجوری میتونن، متفاوت باشن؟

خبر نداری؟

.ما ۱۸ ساله که از خونه بیرون نرفتیم

.هجده ساله که رنگ خیابون رو ندیدیم

جرات میکنی که اعتراض کنی؟

اتفاقاً برعکس، من همیشه .از تو خوشحال و راضی بودم

هیچ چیزی بهتر از .زندگی با مردی مثل تو نیست

.من به چیز دیگه ای احتیاج ندارم

.این ۱۸ سال فوق العاده بود

.من احتیاجی به بیرون رفتن ندارم

یادت میاد وقتی نقل مکان کردیم؟ .اوتوپیا تازه به دنیا اومده بود

ولنتاد هیچوقت تا حالا .دنیای بیرون رو ندیده

.چاره ای نیست

،اگه این کارو نکرده بودم الان عاقبتمون چی شده بود؟

.تو دنیا رو می شناختی .تو میدونی دنیا چجوریه

.وقتی میرم بیرون دنیا رو میینم .به تصمیمی که گرفتم افتخار میکنم

نشون به اون نشون که بچه ها .سالم، پاک و شاد هستند

اگه پاشون به دنیا باز شده بود .گمراه و آلوده شده بودن

میتونی اوتوپیا رو تصور کنی؟ .طفلکی

!چه سورپرایزی

خیلی خوشحالم که میبینمت .آقای گابریل

.مثل همیشه اومدم اینجا حالت رو خراب کنم

،حال شما بهتر شده خانم لوئیسا؟

.همونه .به آدمای پیر امیدی نیست

،این حرفو نزن .خانم ماریا لوئیزا

.تو حلوای همه ی ما رو میخوری

چند تا کیسه باید بذارم؟

چند تا؟ .یک دوجین و نیم ، لطفا

.فقط یک دوجین

.هنوز یه مقدار از قبل داریم

.بذار ببینم

.تا یه ثانیه دیگه میتونی ببینیش

.دوازده

.بفرمایید

.خیلی ممنونم .روز خوبی داشته باشی

چند تا میخوای؟

.نه ، شرمنده م ، آقای لیما

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left