As primeras 200 linias.
سلام
تولد عزیزترین برادرزادهام مبارک
تنها برادرزادهات
بازم محبوب منی. تولدت مبارک لیلی
باورم نمیشه یه تولد دیگه رو
بدون شما دو تا میگذرونم
خیلی ازت کار میکشن
خب دستیار بودن توی یه شرکت طراحی برتر، این چیزا رو هم داره
باید خاک صحنه بخورم تا به جایی برسم
مصاحبه بزرگت کیه؟
همین الان دارم میرم اونجا
باید ثابت کنم که مهارتهای لازم رو دارم
تا جدیدترین طراح داخلی شرکت "هاثورن و شرکا" بشم
خب موفق باشی، ما هم برات دعا میکنیم
موفق باشی
خب، من دیگه باید برم، دوستتون دارم
خداحافظ عزیزم، ما هم دوستت داریم. فعلاً
با استفاده از پرداختهای استیل ضدزنگ سفارشی
و نقشه طبقه با فضای باز
این سبک طراحی، منظره فوقالعاده شهر رو برجسته میکنه
خیلی چشمگیر بود، لیلی
ممنونم
از نظر فنی، تواناییهای طراحی تو خیلی قویه
اما من باید چیزای بیشتری ببینم
توی وبلاگم نمونههای بیشتری دارم
منظورم طراحیهای بیشتر نیست، منظورم خودِ توئه
خودِ من؟
نقشهها و طرحهات خیلی خوب چیده شدن
اما روح و اصالت تو رو کم دارن
امضای شخصیت خودت رو
امضای من؟
موفقیت طرحهای هاثورن
در منحصربهفرد بودن تیم طراحهای ماست
بهم بگو، اشتیاق لیلی چیه؟
خب، راستش اشتیاق من اینه که فضایی بسازم
که مشتریهام توش احساس راحتی و خونه بودن داشته باشن
لیلی، تو بهترین دستیاری هستی
که این شرکت تا حالا به خودش دیده
نمونهکارهات قویه و معلومه که بااستعدادی
جواب من "نه" نیست، بلکه "هنوز نه" است
به ما نشون بده چی بهت الهام میده
و چند هفته دیگه دوباره با هم صحبت میکنیم
باشه، ممنونم
سلام خانم بارتلت
سلام مارکوس
خوشحالم که صورت خوشتیپت رو میبینم
اوضاع مرکز پذیرش چطوره؟
ای، میگذره
فقط دارم سعی میکنم به گوش بقیه برسونم
که سگهای نجات رو به سرپرستی بگیرن
راستی که میگی، شاید یه کیس عالی سراغ داشته باشم
که خیلی دوست داشته باشه تو رو ببینه
وای، چقدر مهربونی تو
داری برای یه پیرزن مثل من واسطهگری میکنی؟
خواهش میکنم، شما حتی یک روز هم بیشتر از ۲۵ سال بهتون نمیخوره، خانم بارتلت
مارکوس، تو چقدر زبونبازی
سلام، ببخشید دنبال برادفورد میگردم
لیلی، سلام. واقعاً معذرت میخوام
چیزی نمونده تا قرارداد
جدیدترین مجتمع آپارتمانیمون رو ببندیم
اشکالی نداره. - چرا، داره
تولدت بود و من بهت قول داده بودم
که یه ناهار تولد مخصوص با هم بخوریم
مجبورم کنسلش کنم و برگردم سر جلسه
اوه
خب نه، درک میکنم، کار مهمه
اشکالی نداره
واسه همینه که عاشقتم
چون مثل هم فکر میکنیم
حالا، شبم رو خالی کردم
و توی جدیدترین رستوران محبوب شهر رزرو کردم
آدرس رو برات پیامک میکنم، ساعت ۸ اونجا میبینمت؟
رأس ساعت! قول میدم
باشه
برادفورد، ما اون مدارک رو لازم داریم
همین الان میآم
بهتره دیگه بری
امشب میبینمت
عالیه. باشه
صبح بخیر
هی، چطوری؟
واو، ممنون مارکوس
سگ جدیدمون همین الان اومد و عاشق سیبه
پس این نجاتیافته جدیدمونه، آره؟
سلام کوچولو، هنوز اسم نداری؟
همسایه آوردش
توی حیاطش پیداش کرده، نه قلاده داره نه تراشه شناسایی
چکاپش چطور بود؟
دامپزشک گفت که کاملاً سالمه
این خبر خیلی خوبیه
زودِ زود برای این سگ خوشگل یه خونه پیدا میکنیم، مگه نه؟
درباره اون
همین الان دو تا تماس دیگه داشتم
دو تای دیگه؟
تا اینجای ماه، تعداد سگهامون از خونههایی که براشون هست بیشتر شده
خب، جشنواره فانوس همیشه
کلی آدم جدید رو به اینجا میکشونه، مگه نه؟
چند تا خونه براشون پیدا میکنیم
و بعد دن به اون یارو میگه، میگه
"خب این یه آپارتمان نقلی نیست، یه آپارتمان غوله!"
دنِ همیشگی، مگه نه؟
برادفورد
آخرین پیامکه، قول میدم
باشه
تمام و کمال در خدمتم. خب
تقریباً یادم رفته بود، مصاحبه چطور پیش رفت؟
دارم به جدیدترین طراح داخلی هاثورن نگاه میکنم؟
نه دقیقاً
متأسفم، لیلی
نه، رد نکردن
گفتن "هنوز نه"
ظاهراً باید چیزی که بهم الهام میده رو پیدا کنم
و توی کارهام نشونش بدم
حس میکنم ته کشیدم
خب من بهت ایمان دارم
میدونم که بهزودی دوباره ایدههای جدید به ذهنت میرسه
خب، امیدوارم
فکر میکردم تا الان دیگه ترفیع گرفته باشم
در این بین
ممنونم
به سلامتیِ تولدت
ببخشید، نوبت منه
خالهمه
الو؟
هی، منم
کریستی؟ چیزی شده؟
آره، موضوع درباره خاله مگییه
حالش خوبه، اما زمین خورده
الان بیمارستانه
باشه، من الان خودم رو میرسونم
خالهام زمین خورده
باید برم پیشش. آره
میشه بعداً این جشن رو دوباره بگیریم؟
البته، درک میکنم
وقتی رسیدی بهم زنگ بزن
آره
فعلاً
قشنگه، نه؟
من این موقع از سال عاشق این جزیره میشم
زیاد اهل پرواز نیستی، نه؟
نه، من پرواز کردن رو دوست دارم، فکر کنم مشکل از رانندگی تو بود
منظورت خلبانی منه؟
اگه تو دوست داری اینطوری صداش کنی
آره، من بهش میگم پرواز
باشه، فقط یه ذره باعث شد
نگران بشی؟
حالم بد بشه
خب عذر میخوام، دفعه اولم بود
دفعه اولت بود؟
شوخی کردم
آره، فکر نکنم خلبانها باید درباره پرواز شوخی کنن
نگفتم که شوخی خیلی خوبی بود
درسته. فهمیدم
خودم میبرمش
مطمئنی؟ چون من میتونم برات بیارمش بالا
راه رفتن توی این مسیر یه کم سخته برای یه
برای یه...؟
برای یه دختر شهری با کفش پاشنهبلند، اما میدونی چیه؟
به نظر میآد اوضاع رو تحت کنترل داری
پس، بفرما
سلام
باشه، من باید یه نفسی تازه کنم
چطوری؟ عالی به نظر میآی
چطوری اینقدر زود رسیدی؟
همه پروازها پر بود، واسه همین کل شب رو رانندگی کردم
و با اولین هواپیمای چارتر خودم رو رسوندم
حالش چطوره؟
خوبه. بهتره
از دیدنت خیلی ذوق میکنه
اون همیشه هوای من رو داشت، این کمترین کاریه که میتونستم بکنم
فقط خوشحالم که بالاخره خودش درخواست کمک کرد
درباره اون
درباره چی؟
خاله مگی نمیدونه که تو اینجایی
چی؟
نمیخواست توی زحمت بیفتی
و میدونه کارت چقدر برات مهمه، پس
سورپرایز
داخله؟ - آره
خوشحالم که زنگ زدی
کاش خودش بهم میگفت
خاله مگی؟ - لیلی
نه، بشین
خیلی دلم برات تنگ شده بود
چه سورپرایز خوبی
ببخشید که اینجا یه کم ریختوپاشه عزیزم
یه کم نشتی داشتیم
و هنوز فرصت نکردم تمیزش کنم
من برای همین اینجام
من تمام کارهای سنگین رو انجام میدم
تا تو بتونی هر چقدر که لازمه استراحت کنی
دکتر گفت فقط یه پیچخوردگیه سادهست
گفت اگه چند هفته رعایت کنم
و تا جای ممکن روی پام واینستم، خوب میشه
اگه رعایت کنه، نکتهاش همینه
همش میخواد همه کارها رو خودش انجام بده
خاله مگی، باید بدونی
که وقتی یه همچین اتفاقی میافته، میتونی روی من حساب کنی
میفهمم، ولی تو سرت شلوغه
باید زودتر از اینها برای دیدنت وقت میذاشتم
No comments yet. Be the first to leave one.