As primeras 200 linias.
خب، لورن، اهل کجایی؟
اَن آربر
آه! ولورینز! آره. برو آبیها!
اوم، یه چیزی درباره خودت بگو
استعداد پنهانی... که باید بدونم؟
اوه، آره، راستش
من میتونم نژاد هر سگی رو هر وقت و هر جا حدس بزنم
اوه، جالبه
خب، چرا اینجایی؟
با پسرا بدشانسی آوردم
ی-یه نفر خاص
و، اوم...
آره، م-من اینجام چون همیشه میخواستم...
یه خانواده برای خودم داشته باشم
منم همینطور
چند تا بچه میخوای؟
من، اوم...
متاسفم
اوم...
فکر کنم دیگه کافیه، باشه؟
م-من میخوام...
اوه
میخوام برم بیرون
اوم، هی، درو باز کن
نمیتونم. گفتم بذار برم بیرون!
تموم شد! باشه؟ گفتم تمومش میکنم
نمیتونی منو اینجا نگه داری! من حقوقمو میدونم!
آخ!
لورن! لورن!
خب، اون رفت... دوباره
اوه، الیور
خیلی متاسفم
این بار نمیدونستی؟
نه
حداقل این شرافتو داشت که یه یادداشت بذاره
کارول اینو رشد میدونست
پدرت همیشه عجول بوده
ولی این... باید انتظارشو میداشتم
رفتن، کاریه که توش بهترینه
فقط یه بار فرصت داری بگی "بهت گفته بودم."
این آخرین چیزی بود که میخواستم درست باشه
ولی نمیتونم بگم یه جورایی راحت نشدم
خیلی چیزها رو بخاطر اون فدا میکردی
و نمیخوام خودتو سرزنش کنی
من هر کاری از دستم برمیاومد انجام دادم
اون باید با این کنار بیاد نه من
عزیزم، اجازه داری ناراحت باشی
من خوبم، مامان
دیگه لازم نیست نگران من باشی
و بالاخره میتونی زندگیتو بدون دغدغهی بابا ادامه بدی
و منم میتونم برگردم سراغ بیمارایی که واقعاً به من نیاز دارن
فکر کنم کارول اینو رشد میدونست
آلیسون ویتیکر با انگیزههای دروغین به من مراجعه کرد
اون از جلسات درمانی ما استفاده کرد...
تا یه وسواس بیمارگونه نسبت به همسرم رو دنبال کنه
وقتی از پیشینهاش مطلع شدم...
به رابطهمون پایان دادم
به رابطهتون با کی پایان دادید؟
خانم ویتیکر یا همسرتون؟
هر دو
ولی جلسات رسمی رو ادامه ندادید...
با بیمار در محل بیمارستان...
بعد از اینکه از این تضاد مطلع شدید؟
من بلافاصله آلیسون رو به یه روانپزشک دیگه ارجاع دادم
اون نپذیرفت و از نظر عاطفی پریشان شد
از نگرانی اینکه ممکنه به خودش آسیب بزنه...
دو جلسه دیگه باهاش داشتم
ولی خانم ویتیکر به خودش آسیب زد
پس در کمک بهش موفق نبودید
به هیئت پزشکی، ناظرتون...
یا هر درمانگر دیگهای در مورد نگرانیهاتون اطلاع دادید؟
اطلاع ندادم. پس اینطور نیست که...
عدم موفقیت شما در ایجاد مرزهای واضح...
در تلاش اون برای... نقش داشته؟
نه! وایسا. قطع کن.
وقت استراحت
جاش، این دیگه چه وضعشه؟
قرار بود به من کمک کنی آماده بشم
نه اینکه منو بهم بریزی
ما ۲۴ ساعت وقت داریم که تو رو آماده کنیم
این جلسات هیئت پزشکی شوخی نیست
اونا سعی میکنن تو رو از پا دربیارن
فقط برای اینکه گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون
من واقعاً فکر نمیکردم کاری که کردم انقدر اشتباه بود
آیا من در مورد کل این قضیه دچار توهم بودم؟
ارتباط تو با واقعیت قویتر از اکثر آدماست
داریم به دوست مشترکمون، ولف، اشاره میکنیم؟
اون چطور پیش میره؟
خب، به هیئت پزشکی اطلاع دادی...
یا به کل دنیا...
که ممکنه هنوز نسبت به هم احساس داشته باشید؟
ولف رو میشناسی
هر حسی که داره، اون...
همهش تو کارش تخلیه میشه
سه. دو. یک.
از کِی تا حالا کد سکته انجام میدی؟
مگه انترنِت رو مسئول اون کار نکردم؟
خب، به نظر میرسید دکتر نش به کمک نیاز داره.
و برنامهم غیرمنتظره آزاد شد.
لورن؟
دنبال خواهرم لورن بروکس میگردم.
کسی خواهرمو ندیده؟
وای خدای من.
سلام. اینجایی!
لولو! لولو. سلام. چی شده؟
اینجا چیکار میکنی؟ تو نباید اینجا باشی.
به خاطر چی اینجاست؟ ضربه به سر؟ تشنج؟
یه نمایش.
ادعا میکنه که موقع فرار به خودش آسیب زده.
از صحنه فیلمبرداری یه رئالیتیشو.
حدس من اینه که مواد مخدر یا مشکل روانپزشکیه، احتمالاً هر دو.
به هر حال، من این تخت رو تو یه ساعت خالی میکنم.
پس اون کارای همیشگیتو نکن...
مسئول خونگیری، طبقه چهارم، اتاق ۴۲۰، لطفاً.
نمیخوام تو روش کار کنی.
رو چی؟ اصلاً منظورت چیه؟
سلام، من دکتر ولف هستم.
میدونستید کرم پودر میتونه محل تجمع باکتریهای صورت باشه؟
بهتره اونو روی زخم باز نذارین.
ممکنه اونو ببرین به سالن انتظارمون؟
تا ما به خواهرتون رسیدگی کنیم؟
بعد میایم پیداتون میکنیم.
باشه. همین بیرونم.
فقط برو.
سلام. من... من لورن هستم. لورن بی.
از آشنایی با شما خوشبختم.
پرستار کارتر گیر داده ازم EHR رو بهروز کنم.
معایناتت با من.
ولف تو اورژانس بهمون نیاز داره. نمیخوام برم اونجا.
اونجا جهنمِ تمامعیاره،
ولی با چستین کمتر و تورن بیشتر.
و همیشه کلی داد و فریاده. چرا این همه داد و فریاد؟!
دانا. داری کلافهم میکنی.
باشه. میرم.
ولی تو بعداً تو EHR کمکم میکنی.
قبوله. پایین میبینمت؟
باشه.
شما خانما تو اورژانس کمک میخواین؟
فکر کنم خودمون از پسش برمیایم.
بدتر از لاگاردیا... قبل از بازسازی.
هی، بازم اون مردهست.
مراجعهکننده همیشگی.
فقط هیچوقت هیچیش نیست.
که حدس میزنم یه چیزی شبیه به امتیاز وفاداریه...
مثل هر روز پرواز کردن از نیوآرک به آلنتاون.
خدایا، حتماً خیلی سخته.
بخش خدمات بیماران به اتاق عمل ۲.
بخش خدمات بیماران به اتاق عمل ۲.
آخ. دردناکه.
میدونم این سؤالا عجیبن، لورن.
ولی عالی داری انجام میدی.
میتونی بگی الان کجایی؟
اگه نمیتونستم، نگران میشدم.
ما تو بیمارستان عمومی برانکس، تو برانکس هستیم.
داروی خاصی مصرف میکنی...
که نیاز به تزریق زیرجلدی داشته باشه؟
انسولین، رقیقکنندههای خون، جیالپیوانها؟
نه.
من... من بهشون گفتم که نمیخوام دیگه...
تو برنامه باشم، ولی نذاشتن برم.
شاید بهتر باشه بدونیم تو کدوم برنامه بودی.
"هاوسوایوز"؟ "نکستجن"؟ "سامر هاوس"؟
من تو "خائنان" میترکوندم.
باشه، امم، چرا فعلاً فقط تمرکز نکنیم...
روی اینکه چه حسی داری؟
و تمام آزمایشات اولیه شما...
نرمال به نظر میان.
چرا اینطوری عینکتو میزنی؟
چطور؟
مثل اینکه تو یه برنامه تلویزیونی هستی.
پرستار جفرز به بخش نوزادان.
پرستار جفرز به بخش نوزادان.
این هنوزم بخشی از ماجراست.
البته، البته... میدونستم، میدونستم.
اوه. میدونستم که اینجا یه بیمارستان واقعی نیست.
من همه حقه ها رو میدونم.
باشه، میدونم، میدونم، هنوز دارین ازم فیلم میگیرین.
چی باعث میشه اینو بگی لورن؟
شاید دوربینای مخفی که همه جا هستن؟
یه دونه اونجاست.
تو گوشی پزشکی؟ آره، یه دونه اونجاست.
و اونجا.
و اونجا.
امم، دکتر ولف، ما باید... طوری رفتار نکنید که...
نمیدونید در مورد چی صحبت میکنم، باشه؟
میدونم. میدونم. میدونم چه خبره.
میدونم. فهمیدم. اوه. باشه.
میدونم. اه، کات!
بیایید، امم، فیلمبرداری رو متوقف کنیم.
و، اه، بیایید همهی... رو بذاریم زمین.
وسایل صحنه؟ ...وسایل صحنه.
اوم.
مم.
بیایید فقط... پنج دقیقه استراحت کنیم.
به نظرم بیمارمون داره تجربه میکنه
سندرم نمایش ترومن رو.
راستش این اولین باره برای من.
این توهمات میتونن به شکلهای مختلفی بروز کنن،
ولی در هر مورد بیمار باور داره
که تحت نوعی نظارت دائمی هستن.
No comments yet. Be the first to leave one.